وظایف راهنما و رهجو _تولد هفتمین سال رهایی مسافر احمد شریفیان
پنجشنبه 2 اسفند 1397 ساعت 20:51 | نوشته ‌شده به دست استاد معین | ( نظرات )

این جلسه اولین  جلسه از دور بیست و چهارم از سری کارگاه های آموزشی عمومی کنگره60 نمایندگی ستارخان روزهای پنجشنبه مورخ 97/12/02:به استادی  راهنمای  محترم آقای دهقانی ، نگهبانی :  مسافر هاشم و دبیری مسافر ابراهیم با دستور جلسه  وظایف راهنما و رهجو  (همچنین هفتمین سال رهایی مسافر احمدجشن گرفته شد). راس ساعت 17:00 آغاز به کارکرد.

خلاصه سخنان استاد:

خیلی خوشحالم که امروز در نمایندگی ستارخان حضور دارم و باعث افتخاره که دوباره این لیاقت نسیب من شد که بتوانم در این جایگاه خدمت کنم. تنها حقیقتی که در کنگره وجود دارد حس محبت می باشد که بین افراد وجود دارد و هیچ چیز با ارزش تر از این نیست. و این امر باعث می شود که حال ما بهتر شود و کمک میکند اگر در حال درمان هستیم با انرژی مضاعفی این کار را انجام دهیم. 

دستور جلسه امروز در مورد وظایف رهجو و راهنما می باشد. حس محبت در لژیون بین راهنما و رهجو باعث پایداری لژیون می شود، اما نه به این معنی که باعث ایجاد تعصب بشود. ادامه دار بودن لژیون بستگی به وظایف رهجو و راهنما می باشد که به شکلی در لژیون انجام شود. راهنما اگر وظایفش را به درستی انجام ندهد مطمعنأ نمیتواند لژیون خوبی داشته باشد و به طبع آن رهجو هم همانطور. رهجو هم اگر درست سفر نکند و وظایفش را انجام ندهد مسلمأ با تمام پیوند محبتی که وجود دارد مجبور می شوند که راهشان از هم جدا شود. هر یک از ما خودمان باید بدانیم و فکر کنیم که چه وظایفی دارم و به آنها عمل کنم. چیزی که در کنگره 60 بنیان این می باشد که کنگره دارد به فعالیت خود ادامه می دهد و این چراغ روشن می باشد وجود لژیون ها در نمایندگی ها می باشد. 

و اساس لژیون ها رهایی افراد می باشد، و این فرد نسبت به گذشته خودش حال بهتری داشته باشد. درکنگره 60 راهنما ها بدون توقع و چشم داشت خدمت می کنند و این چیزی جز پیوند محبت نیست، این موضوع باعث می شود کارها راحت تر انجام شود. مسلمأ یک راهنما خودش هنوز یک رهجو می باشد و در حال آموزش دیدن و حرکت کردن رو به جلو. من بعد از نزدیک به 14 سال هنوز به کنگره می آیم، آمدن من باید دلیل داشته باشد. علت هایی که 10 سال پیش که من داشتم در حال حاضر مرا توجیح نمی کند. باید دلیلی برای به حرکت درآمدن من وجود داشته باشد و بدانم چرا به کنگره می آیم. و آن چیزی نیست جز آموزش گرفتن که می توانند کسب کنند. در کنگره کسی که نسبت به گذشته خودش تغییر و پیشرفت کرده است یعنی رو به جلو حرکت کرده است.

قسمت دوم جلسه در مورد تولد هفتمین سال رهایی مسافر احمد شریفیان می باشد. احمد آقا در سفر اول دارای مشکلات و فراز و نشیب های بسیاری بود؛ و همچنین مشگلات فراوانی نیز در خانواده ایجاد شده بود. یک مصرف کننده همیشه دارای سختیهایی می باشد ولی بیشترین بار سختی ها بر دوش خانواده فرد می باشد. امیدورام آقای شریفیان ضمن مشارکت های خود درباره این سختی ها صحبت کنند. ام آنچه مهم است بعد از سفر دوم و ورود احمد به سفر دوم اتفاق افتاد. من از نزدیک میدیدم که وارد مرزبانی شد. حتی در بخش سایت هم باتوجه به تبحر خاصی که داشت بسیار تاثیر گذار بود؛ و برای مدتها وبلاگ نمایندگی استاد معین را به خوبی مدیریت کرد تا وارد مرزبانی شد با وجود اینکه مشغله کاری زیادی داشت هر کاری را که در کنگره به عهده می گرفت به خوبی از پس آن بر می آمد. حتی زمانی که لژیون خود راداشت تا روز آخری که لژیون را تحویل داد به بهترین شکل خدمت کرد و لژیون بسیار پرباری داشت. ولی دلیل اینکه باگذشت نزدیک به یکسال و نیم از تحویل لژیون احمد ما هنوز داریم برای او جشن می گیریم این است که واقعا خدمت گذار است و عضو لژیون مالی نمایندگی است و در آنجه هم خدمت می کند. در قسمت اردوبانی هم همچنان فعال و خدمت گذار است. به آقای احمد ربیعی کمک راهنمای سفر اول احمد، به خانواده محترمشان تبریک عرض می کنم امیدوارم در تمام مراحل زندگی موفق و موید باشند.

اعلام سفر مسافر:

تخریب ده سال، انتی ایکس قرص، شیشه وتزریق کراک، مدت سفر 19 ماه و 15 روز رهایی 7 سال و 4 ماه به راهنمایی آقای دهقانی

خلاصه سخنان مسافر:

            تشکر می کنم از تمامی دوستانی که امروز تشریف آورده اند. من از اولین روزهایی رهایی ام حسی داشتم که بایددر کنگره کار به خصوصی را انجام دهم و همیشه دنبال جواب این حس بوده و هستم و خدا را شاکرم که در مسیر درستی هستم. به نظر من تولدها بخشی از آن به خود مسافر تعلق دارد. بخش اعظم آن به مسافران تازه واردی است که در سرر بالایی حرکت و سفر خود قرار دارد و به انگیزه احتیاج دارد. به نظر من این رسالت ماست که باید تولدها را برگزار کنیم. دوست دارم یادم بمونه که از کجا آمدم وچه مسیری را پشت سرگذاشته ام تا قدر خیلی چیزها را بدانم و سعی میکنم در چند دقیقه خلاصه ای از گذشته ام را بیان کنم. من سال 86 به واسطه فشار اطرافیان و خانواده و فرار از این فشار و نه برای رهایی ودرمان وارد کنگره شدم تا در پشت آن پنهان شوم. سال بعدش به رهایی ظاهری رسیدم نه رهایی و درمان واقعی. شش ماه بعد از درمان در شعبه انقلاب دبیر آقای مهندس شدم چون اون موقع مهندس یک هفته در میان به آنجا تشریف می آوردند در ششمین جلسه دبیری ایشان بعد از پایان جلسه عمومی به محض اینکه همه به لژیون های خود رفتند من سوار موتور خود شدم و به چهار راه سیروس رفتم، مواد خریدم و در خرابه ای همراه چند نفر دیگر مشغول مصرف شدم. در حین مصرف بودیم که یکی از جمع از اعتیاد خود سخن گفت و اینکه می خواهد ترک کند و من به او گفتم یک جای خوب سراغ دارم که اسم آن کنگره می باشد. در طول حرف هایم یک باره به خود آمدم و دیدم من سفر دومی دارم پیام کنگره را می دهم، بلافاصله به کنگره برگشتم و دیدم در کنگره بسته است و من دبیر جلسه بودم و حضور نداشتم و از همان جا مشگلات من شروع شد. تمام باورها نسبت به من از بین رفت و همسرم مرا ترک کرد و من اولین شب کارتن خواب ام را در یک شب بارانی در خرابه ای تجربه کردم. یک سال طول کشید تا این کارتن خوابی به پایان برسد. و تزریق کراک و شیشه هم به مصرف قبلی ام اضافه شده بود. خداوند نیرویی را در من زنده کرد که دوباره به واسطه عشق همسفرم دوباره به کنگره آمدم و تا کنون به عنوان یک خدمت گزار در کنگره حضور داشته ام.و در پایان از راهنمای عزیزم و راهنمای همسفرم که در این راه به من و همسفرم کمک های فراوانی نمودند تشکر ویژه مینمایم.

خلاصه سخنان راهنمای همسفر:

قبل از هر چز خیلی خیلی خوشحالم که در بین شما عزیزان می باشم. من هم به نوبه خودم هفتمین سال رهایی احمد آقا و همسفر گرامیشان را تبریک عرض می کنم. گفتنی ها را آقای دهقانی گفتند، احمد عزیز وقتی وارد شعبه انقلاب شدند در نهایت تخریب بودند و در اوج مشگلات قرار داشتند و همچنین همسفر ایشان مشگلات بسیاری را پشت سر گذاشتند، ولی خدارو شکر که ایشان ایستادند و با تمام مشگلات احمد در کنارشان بودند. شاید زندگیشان به موی باریکی رسید ولی پاره نشد و این به واسطه آموزش های کنگره بود. امیدوارم همان طور که جایگاه های بالاتری را تجربه می کنند در زندگیشان نیز موفق و پایدار باشند.

خلاصه سخنان همسفر:

از حضور تک‌تک شما عزیزان تشکر می‌کنم. ما یک گذشته سخت و تاریکی داشتیم، زمانی که احمد درگیر اعتیاد شد ما خودمان خیلی از راه‌ها را تجربه کردیم ولی به‌جایی نرسیدیم و روزبه‌روز مصرف احمد بالاتر می‌رفت و به‌جایی رسید که هر دو ساعت یک‌بار باید مواد مصرف می‌کرد. ما با ناامیدی کامل وارد کنگره شدیم، من فکر می‌کردم این هم یکی از راه‌هایی است که باید برویم و به نتیجه نرسیم ولی خدا رو شکر ایستادگی کردم، آموزش‌های کنگره را دریافت کردم و تأثیر خودشان را گذاشتند. احمد خواستش قوی شد، تلاش کرد و توانست به رهایی برسد. و تبدیل به یک خدمت‌گزار در کنگره شد. این معجزه کنگره می‌باشد که راه و روش آن برای درمان اعتیاد درست و صحیح می‌باشد. از آقای مهندس و خانواده محترمشان تشکر می‌کنم بابت این علمی که در اختیار ما قرار داده‌اند، از استاد بزرگوارم آقای دهقانی تشکر می‌کنم و همچنین از راهنمای گرامیم خانم مژگان تشکر می‌کنم.

تهیه و تنظیم :مسافران فرهاد و سعید


Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه آموزشی، رهایی ها ...، دستورجلسات هفتگی، گزارش جلسات روزهای پنجشنبه،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مجتبی افشاری شنبه 11 اسفند 1397 08:19
خدا قوت به همه دوستان
فرهاد شنبه 4 اسفند 1397 09:55
انسان هر مقدار که در تاریکی ها فرو رفته باشد دو برابر آن راه برای پیدا کردن نور و روشنایی وجود دارد.فقط باید خواسته قوی باشد.احمد آقای عزیز هفتمین سال رهاییت را تبریک می گویم.
جمعه 3 اسفند 1397 00:28
خدا قوت به همه بچه های سایت. تولد احمد عزیز مبارک همه بچه های استاد معین
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic