چندقلم درباره عشق...
سه شنبه 24 شهریور 1394 ساعت 10:56 | نوشته ‌شده به دست استاد معین | ( نظرات )

سخن از عشق که می گویی تنم به لرزه می افتد و پاره پاره تنم را گُر می گیرد.

نگاهی به گذشته که می اندازم چیزی جز نفرت برایم تداعی نمی شود.

ریز تر که می شوم گوئی هرچه دارم از همین نفرت هاست.

مگر نه اینکه آنچه هست از قانون اضداد پیروی می کند، پس اگر نفرتی هست جای امیدواریست. چرا که آنسوی تاریکی، روشنائیست و آن سوی نفرت، کلمه ای به نام عشق.

گذشته پر رمز و راز من گوئی بی حکمت هم نبود، چرا که امروز آنچه را که در کوله بارم اندوخته ام، حاصل تمام تجربیات و ناکامیهای من است.

شاکریم پروردگاری را که طعم عشق را به بندگانش چشانید.

این روزها سروصدای امواج عشق بیشتر به گوش می رسد، مگر اتفاقی افتاده ؟!

ندایی می گفت که این امواج همیشه بوده اند ، جاری و ساری ، لحظه به لحظه و آنچه هست و نیست بر ستونهای امواج عشق استوار گردیده.

می پرسم پس چه شد که گاهی برایم کم سو جلوه می کردند و گاهی هم ناپدید؟

در جواب مرا متوجه خودم می سازد، می گوید اگر توان دیدن یا شنیدن چیزی را نداشتی، دلیلی بر نبودنش مپندار، چرا که اینان همیشه در هرجا پراکنده اند و توئی که بایستی شرایط را برای دیدن مهیا سازی، حقیقت آن چیزی نیست که می بینیم و لمس می کنیم، بلکه آن چیزیست که نمی بینیم و لمس نمی کنیم

پس کجای کار مشکل داشت؟

مثلثی هست که سه ضلع دارد: حس، سایه ها، جاذبه . که البته این اضلاع موثر در برپائی عشقند ولی مشروط.

کدام شرط؟

سه نیرو را در نظر بگیر که اینها در کنار یکدیگر به قدرتی شگفت انگیز می رسند و زمانی به این قدرت می رسند که در کنارشان یک نیروی مکمل حضور داشته باشد.

این سه نیرو چیزی نیستند جز عشق و عقل و ایمان و آن نیروی مکمل همان خط خمر است. به عبارتی اگر تو ماهرترین بندباز هم که باشی و اگر بند زیر پای تو سست باشد، تو نمی توانی عرض اندام کنی و اینها نیز اینگونه اند. هرچه هستند بر خطی استوارند که نامش را خمر نامیده اند.

عجبا از این همه شگفتی!

خمر را می شود اینگونه تشبیه کرد، اینکه مانند نهری می ماند که اگر خشکیده باشد درختهایی که در بستر آن روئیده اند، خشک می شوند و آن سه درخت همان عشق، عقل و ایمانند.

چه خوش خیال بوده ایم زمانی که به نکاح یاران اهریمنی در آمدیم، به خیالمان زبانزد فرمان عقل بودیم و ایمان وجودمان را نورانی کرده بود و لاف عاشقی هم که می زدیم!!! غافل از اینکه چند صباحی سوار بر حبابی هستیم که لحظه به لحظه بر بی اعتباریش می افزاید.

بگذریم؛

گاهی اوقات دیگران بر گذشته مان حسرت می خورند و آهی هم از سر دلسوزی برایمان می کشند. در دلم می گویم اینها چه خوش خیالند ، سینه سپر می کنم و سرم را بالا می گیریم، از گذشته ام هراسی نیست، چرا که آنچه امروز هستیم حساب است و دیگر هیچ ... آنچه امروز نصیبمان شد، در ازاء گذشته تاریک و دردناکمان می ارزید.

پس به پاس ذره ذره امواج عشق شکرگزار خداوندی هستیم که هستی را از تراکم امواج عشق آفرید و به شکرانه حضورمان در کشتی عشق ... شکر شکر شکر

آری براستی که تک تک اعضاء کنگره 60 همان ذرات عشق هستند که تراکمشان شگفتی می آفریند.

هفته عشق بر سکانداران کشتی عشق و محبت مبارک باد. 


نویسنده: احمدشریفیان

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مقالات و تجربیات ...،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
ع رضا م سه شنبه 24 شهریور 1394 21:47
با سلام, همیشه پاینده و پویا باشید ای مربی عاشق
سه شنبه 24 شهریور 1394 21:25
خدا قوت ...
فریدون جنابی سه شنبه 24 شهریور 1394 12:35
بااحترام....خیلی خوب توصیف و حقیقت را که عشق و محبت می باشد بیان کردی . لذت بردم ..یاعلی مدد
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic