آدم خوبی باشم ؛ پنجمین سال آزادی مسافر کامران رک
یکشنبه 20 دی 1394 ساعت 13:53 | نوشته ‌شده به دست استاد معین | ( نظرات )

جلسه هشتم از دور شانزدهم سری کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره60 نمایندگی استاد معین با دستور جلسه وادی پنجم و تأثیر آن روی من با استادی آقای احمد ربیعی و نگهبانی علیرضا عیوضی و دبیری موقت اینحانب مجتبی افشاری در تاریخ 17/10/94 رأس ساعت16:30 آغاز به کار نمود در ضمن 5 سال رهایی کمک راهنمای محترم آقای کامران رک رهجوی آقای احمد ربیعی را جشن می‌گیریم.

خلاصه سخنان استاد:

کوتاه در مورد دستور جلسه بگویم  تا برسیم به مشارکت‌های شما عزیزان ،  وادی پنجم وادی به ما می‌گوید که بعد از کلی فکر کردن باید حرکت کرد. تفکر تنها هر چه قدر هم که زیبا باشد به‌جایی نمی‌رسد ، وادی ابزاری را در اختیار ما می‌گذارد که هرجایی از زندگی باشیم انصافاً به ما کمک می‌کند که بتوانیم به آرامش نزدیک بشویم و زندگی خوبی داشته باشیم ، مطالبی که در وادیها خوانده‌اید بسیار کاربردی می باشند و مطمئنا با این مسائل بیشتر هم آشنا خواهید شد ، این وادی از وادی‌هایی است که من با آن ارتباط و انس زیادی داشتم ، از وادی‌هایی است که هر جاگیر کنی راه‌حلی برایت دارد‌ و اگر نیاز نداشته باشیم به ما می‌گوید که چه بکنیم تا گرفتار نشویم و بتوانیم با آرامش زندگی کنیم .

 چه از نقطه آغازین که بازگشت از ضد ارزش‌ها است و آنجا که در پایان به تسلیم می‌رسد همه در جهت این است که بتوانیم بهتر و آسوده‌تر زندگی کنیم و حرکت داشته باشیم . اما این هفته ما تولد کامران عزیز را جشن می‌گیریم. به کامران عزیز پنجمین سالروز رهایی‌اش و ورود به حیطه آزادمردی را تبریک می‌گویم ، این اولین تولدش هست که نزدیک به تولد اصلی‌اش برگزار میشود که آن‌هم جای  تبریک دارد .

 به خودش ، خانواده محترمش پدر و مادر عزیزش که برای او بسیار زحمت کشیدند تبریک میگویم به  همسر گرامی‌اش که سنگ صبوری بود و بسیار بسیار بها و تاوان داد تا کامران به اینجا رسید تبریک و خدا قوت می‌گویم .

اگر یک روزی در  6 7 سال گذشته کامران را می دیدیم برای ما تصورش سخت بود که امروز را بتوانیم تصور کنیم ، اما او از دام اعتیاد رها و از این بابت بسیار خوشحال هستیم .او بسیار خوب خدمت کرد و برای خدمت کردن همه کارکرده ، کامران چه سمتی داشته و چه نداشته این‌ها برایش مهم نبوده‌اند و خدمت گذار بسیار خوبی بوده و خواهد بود ؛  زمانی که  بچه‌های لژیونش را می‌بینم لذت می‌برم ، لذت میبرم از خدمتی که دارد انجام می‌دهد و این خدمت‌ها انگشت اشاره‌ای است که بتواند زندگی آرامی داشته باشد .

شاید 8 یا 9  سال پیش بود که آقای مهندس در مورد دستور جلسه ای صحبت کردند به‌عنوان انگشت اشاره و عنوان کردند که کنگره 60 هم انگشت اشاره‌ای است برای همه ،  ما باید حواسمان باشد راهی را که این انگشت اشاره نشان می‌دهد چیست ، انگشت اشاره به ما می گوید که به کجا برویم و چه بکنیم ، اگر صرفاً بچسبیم به این انگشت اشاره یک جای کار می‌لنگد ، همین انگشت اشاره به ما نشان می‌دهد که اگر از این راه بروی به بیراهه رفتی و اگر از راه بروی به مقصود خواهی رسید.

متوجه شدم که یک فعالیت اقتصادی را شروع کرده است  و امیدوارم در آن موفق باشد .در آخر تبریک می‌گویم به همه مجموعه ی کنگره 60 ، به مهندس دژاکام و آقای حکیمی راهنمای خودم ، به بچه‌های لژیونش و هم لژیونیهاش و امیدوارم این رهایی‌ها و تولدها ادامه داشته باشد و ما هم بتوانیم لذت ببریم.

 

اعلام سفر :

آنتی ایکس ، شیشه ، کراک ، قرص ، کوکائین ، حشیش ، مدت سفر اول 14 ماه و 15 روز ، به روش DST  با داروی OT ، راهنما : آقای احمد ربیعی ، آزادی 5 سال و 1 ماه و 2 روز

آرزوی مسافر کامران :

از خداوند می خواهم که کنگره60 جهانی بشود و همه بتوانند از علم DST  استفاده کنند ، به امید روزی که در کارگاه آموزشی کنگره 60 ، از هر قوم ، کشور و ملیتی اشخاصی به جهت درمان حضور داشته باشند.

خلاصه سخنان مسافر کامران:

سلام دوستان کامران هستم یک مسافر ، خیلی ممنون از اینکه در اینجا حضور دارید و زیبایی های  که در وجود خودتان بود را  به بنده نسبت دادید. من از همه‌کسانی که  در دو سال گذشته با حرف زدنم و یا رفتارم باعث شدم دلشان بشکند ، برنجند  و از من ناراحت شوند عذر خواهی می کنم و امیدوارم مرا ببخشند .  من احساس می‌کنم که این تولد متفاوت باشد  با تولدهایی که من در 5 سال گذشته برگزار کردم ،  من هیچ‌وقت استرس نداشتم مگر در روز رهایی‌ام و امروز .

الان که در حال صحبت هستم استرس دارم و مثل سفر اولم قلبم تند میزند ، مطمئنم که این حالات حتماً حکمتی دارد .

 خدا را شکر می‌کنم که به‌واسطه مصرف مواد مخدر با کنگره آشنا شدم و این زیباترین اتفاق زندگی من است . از این بابت از راهنمای عزیزم تشکر می‌کنم که اجازه دادند از ایشان آموزش بگیرم و شاگردشان باشم . واقعیت این است تا وقتی‌که لژیون نداری از یکسری چیزها خبر نداری ، و فکر می کنی که یکسری می آیند و راهنما هم یک چیزی داخل دفترچه می نویسد و شاگر می رود ، اما انصافاً لژیون داشتن کار سختی است ، اینکه یکسری انسان  زندگی‌شان را به دست‌تو بدهند بسیار دشوار است ؛  اینکه می شود  با کوچک‌ترین خطایی  آن‌ها را به قهقرا ببری و برای آنها مشکل درست کنی سخت است .

من از آقای مهندس تشکر می‌کنم و خوشحالم در عصری زندگی می‌کنم که ایشان هستند و من می‌توانم از ایشان استفاده کنم و بابت این مسائله خدا را هر روز شکر می‌کنم ، حتماً این‌رو می‌دانید که کسانی که با مصرف‌کننده‌گان مواد مخدر زندگی می‌کنند زجر بسیاری می‌کشند و سختی می‌بینند و متاسفانه کاری هم از دستشان برنمی‌آید ،آنها  می‌خواهند که یک راه را نشان بدهند ، کمک کنند اما راه ها همه اشتباه است و بی نیتیجه ، آنها غصه می خورند زجر می کشند و در خود میسوزند ، به هر دری میزنند و راهی پیدا نمیکنند .  پدرم خیلی زحمت کشیدند و تلاش کردند تا من را از دنیای اعتیاد خارج کنند  ،  اگر شرایطی هست که میتوانم در کنگره حضور داشته باشم  از لطف ایشان میباشد که شرایطی رو محیا کردن که من بتوانم  با خیال راحت به کنگره ام برسم.

پدرم دفترچه ای صد برگ داشت که در آن شماره تلفن های مراکز ترک اعتیاد نوشته شده بود.  ایشان با پیگیری و زحمت تلاش میکردند ، اما  کسی که باید حرکت می کرد ،  نمیکرد.

زندگی ما جهنم بود و یک سره در رنج و عذاب بودیم ، دعوا و درگیری به نحوی بود که در نهایت با حضور همسایگان و یا پلیس به انتها می رسید . از مادرم تشکر میکنم که خیلی برای من زحمت کشیدند ، من ایشان را بارها و بارها با  چاقو تهدید کردم ،خودم را تهدید به مرگ می کردم ، اذیتش میکردم تا بتوانم پول مصرف را تهیه کنم ، از ایشان عذر میخواهم و امید وارم من را ببخشند .

 اگر من در این مدت حضورم ثبات دارد مدیون همسرم هستم . ما با شرایط خاصی وارد کنگره شدیم این را برای بعضی از همسفر هایم میگویم که مسائل شخصی را بهانه ماندن میکنند ، و یا می گویند من به خاطر فرزندم می مانم ، به خاطر آبرو می مانم و ..... همسفر من هیچ تعهدی نسبت به من نداشت ، وقتی که ما  وارد کنگره شدیم ، با مشورت با خانم آنی ایشان ( همسرم )  به عنوان همسفر پذیرفته شدند ،  بیشترین بار تخریب و اذیت های من  بر دوش ایشان بود ، سخت ترین و تلخ ترین روزهای اعتیادم همه و همه رنجی بود بر گردن ایشان . نکته جالب این است که تا همین الان هم خانواده همسر من چیزی از اعتیاد من نمیدانند . من خیلی همسرم را اذیت کردم تهدیدش میکردم و بارها با سنگ شیشه های خانه اشان را شکستم ، دختری که به جز مهر پدر چیزی ندیده بود با پسری آشنا شده که آسایش شبانه روزی اش را بهم ریخته بود و زندگی را برایش دشوار کرده بود ، اما او با این حال ماند ، آن هم بدون هیچ تعهدی .

در این پنج سالی که وارد سفر دوم متوجه شدم که به واسطه رعایت یک سری از مسائل دوستان کم میشوند ،  نمی خواهی دروغ بگویی ، کار ضد ارزشی انجام بدهی، غیبت کنی ، دیگران را به سخره بگیری  و ..... این رفتارها  کار را سخت میکند ، دیگران  فکر میکنند که روبط اجتماعی نمیتوانی یر قرار کنی و یا خود را تافته ی جدا بافته می دانی ، در نتیجه تنها میشوی .  حتی در برقاری رابطه با نزدیک ترین افراد زندگی هم  دچار مشکل میشوی ، بعد دلت میگرد ، بغض گلویت را فشار میدهد ، اما به هیچ کسی نمی توانی دم بزنی ،  در این مدت این درد دل ها را فقط هم سفرم شنیده است و سنگ صبور من بوده .بعضی ها فکر می کنند که من یا افاردی که به کنگره می آیند نباید ناراحت و عصبانی بشونند ،  اما  من هم  انسان هستم با تمامی خصوصیاتش  و اگر گنگره می آیم تمرین می کنم که آدم خوبی باشم .

از آقای خدامی ممنونم ،  من از ایشان آموزشهای زیادی میگیرم . ایشان گفتند که کنگره به واسطه دست زدن ها و شادیها مصداق در بهشت بودن می باشد ، اگر ما درک کنیم که در بهشت هستیم  ، می شود گفت هیچ آرزوی بالاتر از این نیست که در بهشت بمانیم .

 از خانوم فتحی ممنونم اگر نبودند الناز نبود و امکان نداشت که من در کنگره حضور داشته باشم . می دانم که نمیتوانم زحمات راهنمای خودم و خانم فتحی را جبران کنم ، در آخر هم  از لژیونم سپاسگذارم و که شرایطی را ایجاد میکنند که من یاد بگیرم و از تک تک آنها سپاس گذارم . از ایجنت ، مرزبان ها و همه راهنما ها سپاسگذارم و خیلی خوشحالم که عضوی از نمایندگی استاد معیت میباشم .

سخنان همسفر مژگان فتحی:

خوشحالم که بعد از مدتی در جمع شما حضور دارم . پنجمین سال رهایی کامران را به خودش به همسر و پدر و مادر عزیزش و استاد راهنما ایشان آقای ربیعی تبریک می گویم .  تولد کامران و الناز تولدی خاص هست چون در گذشته خیلی متفاوت بودند آنها  با حال خراب و سن و سال  خیلی کم وارد کنگره  شدند و خیلی زحمت کشیدند تا به اینحا رسیدند . هر جا جایگاه خدمتی باشد رد پای این دو نفر دیده می شود . خیلی از پدر و مادرش تشکر میکنم که چراغ خاموش کامران و الناز را  را حمایت کردند .  به الناز تبریک می گویم که  سختیهای بسیاری را تحمل کرد ،  آموزش دید ، خدمت کرد و آرزوی بهترین ها را برایشان دارم .

سخنان همسفر الناز:

در ابتدا تشکر میکنم از همه کسانی که لطف کردند و حضور دارند ، بخصوص از کسانی که از شعب دیگر آمده اند . اگر بخواهم جمله ای  بگویم  ، فرقی نمی کند که با چه سنی وارد کنگره بشویم ،  من 17 18 سالم بود که وارد شدم و یکی در سن 50 60 سالگی  ، اما  کنگره همیشه جا برای بزرگ شدن آدمها دارد ، جای برای آموزش دیدن دارد ، مهم استفاده درست از آموزش ها می باشد ، من همیشه میگویم مهم پیدا کردن جایگاه خود در کنگره است ، یک همسفر یا مسافر چه جایگاهی در کنگره باید داشته باشد ،  اگر جایگاه خود را پیدا کنیم قطعا موفق می شویم .از گوش دادن به حرف راهنما اصلا پشیمان نیستم و هر بار نتیجه ی آنرا گرفته ام که از ایشان متشکرم ، از آقای ربیعی متشکرم و از مامان اعظم پارک طالقانی هم متشکرم و از خانواده همسرم بسیار سپاس گذارم.

سخنان همسفر محمد رک:

خوشحالم که در  جمع دوستان کامران هستم ، من  همیشه دوست دارم اینجا را به جشن ببینم ، که همین طور هم هست . دیدن چهره های خندان و شاداب شما بهترین چیز است ، کامران هر چه قدر که زحمت بکشد دین خودش به کنگره را نمی تواند ادا کند چون با روشی بسیار خوب زندگی ها را می سازند و دوباره خانواده ها را گرد هم می آورند و این خواست خداوند است .

از آقای مهندس که بنیان کنگره هستند ،  آقای ربیعی که خیلی گردن ما حق دارند  بسیار ممنون هستم . از خود کامران تشکر میکنم که وقتی که شروع کرد بسیار خوب پیشرفت . از همسر شان که خیلی سختیها را تحمل کرد تشکر میکنم ، در زمان مصرف کامران ، من بارها به او گفتم که کامران را ول کن و به زندگی خودت فکر کن ، کامران به درد تو نمی خورد ، اما  با وجود اذیت هایی که کامران می کرد او صبر و استقامت ، مسائل حل شد . تشکر از شما و دوستانی که به کامران آنقدر لطف دارند.

سخنان همسفر زهره:

ما هیچ وقت فکر نمیکردیم که کامران تبدیل شود به کسی که الان هست و ما هیچ امیدی به کامران نداشتیم و خوشحالم که آرامش دوباره به خانه ما برگشت ازآقای ربیعی بسیار متشکرم واز خانم فتحی متشکرم و از الناز جان هم متشکرم که با صبر و شکیبایی تحمل کرد کامران را تا به اینجا رسید.

با احترام : اهورا خدایی

عکاس : حسین موسوی

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: تولدها،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات