ساعت بیقراری ...
شنبه 14 فروردین 1395 ساعت 13:44 | نوشته ‌شده به دست استاد معین | ( نظرات )

بنام خداوند مهربانیها 

این سیزده روز هم به چشم بر هم زدنی گذشت، آنچه باقی ماند نتیجه ایست که از اعمالمان نشأت خواهد گرفت و این نتیجه زائیده افکار، اندیشه و رفتار تک تک ماست.

آنانکه بذر نیکو کاشتند، بدون شک محصول حاصلخیز و دلچسبی برداشت خواهند کرد و دیگرانی که به بازیهای کودکانه پرداختند، جز حسرت عایدشان نخواهد بود.

در این چند روزی که با فاصله از عزیزترین خاطراتم گذشت، ساعتی بود که من اسم آن را ساعت بیقراری گذاشتم.

فیلمهای جنگی و دفاع مقدس را بخاطر دارید؟ آن صحنه ای که وقتی یک جانباز شیمیائی و موجی، در جریان شلوغی یکسری صداها قرار می گیرد و دستانش را روی سرش می گذارد و فشار می دهد، گوئی تمام صحنه های جنگ و خاطراتش مقابل چشمانش به تصویر کشیده می شود...


ساعت بی قراری من هم چیزی شبیه این سکانس بود. نزدیکیهای ساعت 5 که می شد، استرس وجودم را احاطه می کرد، ضربان قلبم تند می شد و همه چیز مهیا بود برای به تصویر کشیده شدن خاطرات ساعت 5.


خوب به یاد دارم که سال گذشته که تعطیلات عید برای اولین بار از طرف آقای مهندس اعلام شد، خودِ من کمی جا خوردم، با خودم می گفتم: مگر می شود که دو هفته لژیون را رها کرد و از جلسات فاصله گرفت؟ و هزاران نکته دیگر که ذهنم را به بازی می گرفت. تا اینکه وقتی این اتفاق افتاد، فهم و درک من نسبت به این دوری و تعطیلات هم کاملاً تغییر مسیر پیدا کرد.

مهمترین درس در این ایام برای من این بود که هیچگاه فراموش نکنم، که من مالک رهجوهایم و هیچ انسان دیگری نیستیم، آنها باید در کش و قوس های زندگی با خودشان روبرو شوند و راهشان را پیدا کنند و من نیز در مقطعی این توفیق نصیبم شده است که در انتخاب این مسیر یاریشان کنم و این اتفاق نباید منجر به این شود که من مالک زمان، تفکرات و اعمالشان باشم.

نکته بعدی این بود که اگر فردی بخواهد مسیر روشنائی را انتخاب کند، مطمئناً می تواند به این هدف دست یابد، ولی اگر کسی خودش نخواهد و خواست رهائی نداشته باشد، هیچوقت نمی توان آن شخص را به زور هدایت کرد.

من آموختم که نگرانی هیچ فایده ای ندارد، اگر کسی به دنبال رهائی و آزادی باشد، مطمئناً این تعطیلات آسیبی به او وارد نخواهد کرد، ولی اگر کسی به دنبال بازیگوشی باشد، اگر هر روز هفته و روزی دو بار هم جلسه برگزار شود، آن شخص کارِ خودش را انجام می دهد.

تلنگور دیگر اینکه کنگره برای ما یک وسیله بود نه هدف، مطالبی که در اینجا آموخته ایم آنقدر ارزشمند هستند که سالهای سال طول می کشد تا به ارزش واقعی آنها پی برد. کنگره به ما آموخت که نباید به ماده و مادیات دلبستگی داشته باشیم و بایستی تلاش کنیم تبدیل به انسانهائی شویم که فارغ از هرگونه وابستگی در مسیر ارزشها حرکت می کنند و به هدف والای خود که همانا انسانیت و کمال است می رسند، اینک ما در این تعطیلات خود را محک می زنیم برای وابستگی هایمان. فرقی نمی کند که این وابستگی از چه جنسی باشد، انسان، ماده و یا هرموجود دیگری ...

تغییر نگاه در مورد این قضیه، برای من حس خوبی به همراه داشت. ایام عید با تمام دلتنگی هایش درس های بزرگی به من آموخت و من همه اینها را مدیون دوراندیشی و تفکرات ناب بنیان کنگره جناب مهندس دژاکام هستم.

امیدوارم آنقدر حواسمان جمع باشد که از تمام اتفاقات خوب و بد که در اطرافمان می گذرد، آنچه را که لازم است، بخوبی برداشت کنیم، وگرنه شاید هیچوقت جواب سوالاتمان را نفهمیم... یا حق

 نویسنده:  کمک راهنما احمد شریفیان

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دل نوشته مسافران ...،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مهدی نوغانی پنجشنبه 19 فروردین 1395 10:51
وقتتان بخیر استاد مهربانی،ممنون از دلنوشته خوبتان،بسیار جالب و گیرا بود.تشکر
ع رضا م دوشنبه 16 فروردین 1395 21:50
با سلام، خیلی جالب و گویا بود، برقرار باشی استاد عشق
فریدون جنابی دوشنبه 16 فروردین 1395 16:05
بااحترام...امیدوارم در همه حال برقرار و محکم باشی ...یاعلی
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic