امروز بایستی هرکسی به اندازه دلش ببخشد...
یکشنبه 11 مهر 1395 ساعت 15:12 | نوشته ‌شده به دست استاد معین | ( نظرات )

امروز بایستی هرکسی به اندازه دلش ببخشد...

هفته ای که پیش رو داریم بعنوان هفته مالی نامگذاری شده است، شاید تمام آنچه در این هفته مطرح می گردد، انسان را به چالشی عمیق وا می دارد، گوئی انسان به یک دوئل یا نبرد دعوت می شود، نبردی در درون، نبردی با خود، نبردی بر سر بخشیدن و نبخشیدن.

افرادی که درگیر مقوله اعتیاد می گردند، به جائی می رسند که دیگر حاضرند همه ی دارایی خود را وقف کنند، تا شاید به سلامتی و شرایط گذشته خویش برگردند.

خانواده ها هم همینطور، حاضرند هیچ چیزی نداشته باشند ولی فرزند، همسر یا برادرشان به آغوش گرم خانواده باز گردد.

از طرفی نگرانی های خانواده برای عزیزشان، از طرفی دیگر آبرویی که لحظه به لحظه می ریزد.

در پی نذر و نیازها و شب زنده داری ها و در ادامه سجده هایی که به خاک می زنند، نشانه ای پدیدار می گردد، مسیر و مکانی پیش رویشان قرار میگیرد.

وقتی اذن دخول می یابند، هزاران بار سر به سجده فرو می برند چرا که اینچنین می پندارند خداوند بر آنها نظر کرده است و خداوند را کنارشان احساس می کنند.

وارد کنگره می شوند و چندین ماه می گذرد و هفته ای فرا می رسد که نام آن را هفته مالی نامگذاری می کنند، این روز دقیقاً همان لحظه ایست که بقول معروف می گویند: سره از ناسره مشخص می گردد و عیار انسانها در این هفته رقم می خورد.

عده ای وقتی به قدرت و توانائی های گذشته خویش دست می یابند، فراموشی به سراغشان می آید، گوئی آنچه بدست آورده اند، متعلق به آنهاست و خواهی نخواهی در هر شرایطی بر آنها تقدیر شده است. اینان سپاسگزاری را فقط به زبان می دانند و حاضر نیستند از خود اندکی وقف کنند.

نبردی بین عقل و نفس در می گیرد،

عقل: فراموش کرده ای روزی که ناتوان و عاجز بودی و به دنبال سرپناهی می گشتی که به توانائی های از دست رفته ات، دست یابی. امروز اینجا تو به آنچه آرزو داشتی رسیده ای و این رسیدن را سپاس و قدردانی لازم است. بایستی قدردان باشی و برای آنچه بدست آورده ای، بهایش را بپردازی. امروز تعیین عیار توست، آنروز انسانها بدون هیچ چشمداشتی به تو بخشیدند و امروز نوبت توست که از داشته هایت ببخشی.

نفس: امروز اگر تو به جائی رسیده ای، بخاطر لیاقت و شایستگی خود توست، اگر تو نمی توانستی و حرکت نمی کردی، هیچکس کاری برای تو نمی توانست انجام دهد، پس همه چیز خود تو هستی. تو خودت هزاران مشکل داری که باید به آنها رسیدگی کنی. چراغی که به منزل رواست به مسجد حرام است. تو باید اول نیازهای خانواده  و خودت را برآورده کنی. تو سالها از زندگی غافل بودی و عقب افتاده ای، پس امروز جایز نیست که به دیگران کمکی بکنی، کسی از تو انتظاری ندارد.

عقل ... نفس ...

خلاصه این دیالوگ ها و نبردها بین عقل و نفس دائماً در جریان است.

چقدر راحت می توانیم انسانیت را فراموش کنیم. یادمان رفته آن روزهایی که از سفره زن و بچه مان می زدیم و آن را برای خرید مواد صرف می کردیم.

یادمان رفته که روزگاری مایه ننگ خانواده بودیم، روزگاری که هیچکس حاضر نبود مصاحبتی با ما داشته باشد و امروز همه اطرافیان علاوه بر احترامی که به ما می گذارند، دوستمان دارند.

یادمان رفته که چه بهای گزافی بابت خرید و مصرف موادمخدر می کردیم و امروز دیگر خبری از این پرداخت ها نیست و همه آنها پس انداز و صرف خانه و خانواده مان می شود.

یادمان رفته که روزگاری هیچکس به ما اعتماد نمی کرد، ولی امروز شاید با ارزش ترین چیزها را به ما می سپارند و در مسائل گوناگون با ما مشورت می کنند.

یادمان رفته ....

این هفته، زمان آن فرا رسیده است که بهای این سلامتی و فرماندهی را بپردازیم، امروز هر کس وظیفه دارد که به اندازه وسع خود در این مشارکت عظیم شرکت کند.

امروز بایستی هرکسی به اندازه دلش ببخشد. امروز باید بدانیم، تا از داشته هایمان نگذریم، بیشتر از آن را بدست نخواهیم آورد.

انسانها و این مجموعه به ما کمک کردند که به سلامتی خویش دست یابیم، کمک کردند تا دوباره فرزندانمان به ما افتخار کنند، کمک کردند تا به ارزش خویش پی ببریم، کمک کردند تا به احترام و جایگاه واقعی خویش در زندگی و محل کارمان دست یابیم. پس شایسته است امروز ما این راه را ادامه بدهیم، چرا که با این کار فرزندان و آیندگان خویش را از این موهبت محروم نخواهیم کرد و به آنها هم فرصت خواهیم داد تا از این آموزشها بهره مند گردند.

خداوند سرنوشت هیچ قومی را عوض نمی کند، مگر آن قوم خواسته های خود را اصلاح نمایند.

امروز روز اصلاح خواسته های توست ، مجذوب ماده و مادیات شدن، نوعی اسارت است و کسی که اسیر باشد از آزادی محروم.

اگر هم کسی هیچ توجهی به بازپرداخت بدهی خود به این مجموعه نداشته باشد، اتفاقی نمی افتد. فقط یک نکته می ماند و آنهم درگیری آن شخص با خودش، یعنی همان جهنم، و این جهنم چیزی نیست جز تلاطم درون.

امیدوارم بتوانیم در این هفته، نزد خدای خودمان سربلند باشیم.

یادمان باشد، آنچه هستیم نتیجه گذشت انسانهائی است که از خودشان به معنای واقعی گذشتند، کسانی که خانواده خویش را فدای هدفشان کردند. انسانهائی که خواسته های شان را فدای آرامش انسانها کردند.

پس در این هفته به احترام این انسانها می بخشیم نه برای آنها، بلکه برای خودمان.

کلام آخر؛

اگر شخصی به اندازه یک آجر در دیوار این مجموعه سهیم باشد، مطمئناً به همان اندازه در رهائی تک تک انسانهایی که در آنجا به آزادی می رساند، سهیم خواهد بود. والسلام

نویسنده: مسافر احمد شریفیان

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دل نوشته مسافران ...، مقالات و تجربیات ...،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic