فلانی چرا باید فلان ماشین را سوار شود و من نداشته باشم؟
چهارشنبه 21 مرداد 1394 ساعت 09:35 | نوشته ‌شده به دست استاد معین | ( نظرات )

به نام یزدان پاک و یگانه

دهمین جلسه از دوره چهاردهم سری کارگاه های آموزش خصوصی کنگره شصت، روزهای دوشنبه در شعبه استاد معین، به استادی مسافر آقای محمد حسین محبی و نگهبانی مسافر آقای سهیل میرعزیزی و دبیری مسافر آقای مهدی غنی آبادی، با دستور جلسه:    " عدالت، آیا همه افراد در کنگره با هم برابرند؟ " در تاریخ 19 ام مردادماه 1394 راس ساعت 17:00 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد

تمام دستور جلساتی که بصورت هفتگی در کنگره مطرح می شوند دارای بار آموزشی هستند که چه در داخل و چه بیرون از اینجا بصورت کاربردی می تواند باعث بهتر شدن حال من مسافر بشود.

در طی سالهای تخریب قبل از ورود به کنگره، گمان می کردم که عدالتی در این دنیا وجود ندارد. هر جایی کسـی را با اندکی برتری از خودم در وضعیت مالی، خانوادگی، جایگاه اجتماعی، ظاهر و ... می دیدم با خودم می گفتم که چرا بایستی او در آن شرایط باشد و من این شرایط کمتر را دارا باشم؟ فلانی چرا باید فلان ماشین را سوار شود و من نداشته باشم؟ چرا در فلان محله زندگی می کنند و مگر ما چه از آنها کمتر داریم که نباید چنین شرایطی برایم مهیا باشد؟

اینها افکاری بود که مرا بیشتر به سمت جهل و نادانی سوق می داد. چون حسـی را در من بر می انگیخت که نمی توانستم با آن کنار بیایم و آن حس مظلوم پنداری خویش بود و البته حس حسادت. و این جزءجهانبینی من شده بود که عدالتی موجود نیست و چه کسی گفته که خداوند عادل است؟

این جمله در کنگره مطرح می شود که درمان، 10 درصد جسمی است و 90 درصد آن تغییر جهانبینی فرد است. یکی از صدها قسمت جهانبینی همین است که نگاه من این باشد که عدالتی در دنیا هست یا نیست؟

اگر من با عینک بدبینی این نگاه را داشته باشم که عدالتی نیست، همیشه طبق همین نگاه و منطق پیش می روم و بقول استاد امین: " کسـی که منطق اش و نگاهش عدم وجود عدالت باشد، همواره یک آدم طغیانگر است که در حال جنگ مداوم می باشد چون می پندارد که همه در حال خوردن حق او هستند".

ولی کسـی که بپذیرد یکسـری قوانین و قرارداد در هستی موجودند که وضع شده اند، در صورت قبول آنها به آرامش می رسد. و این پذیرفتن یا رد کردن، همان جهانبینی است.

اوایلی که وارد کنگره شده بودم این تفاوت نگاه را احساس می کردم که چرا مثلاً فلان شخص (در لژیون یا جلسات) به من چنین نگاهی را دارد ولی به بغل دستی ام جور دیگری نگاه می کند؟ چرا با من اینگونه رفتار می کند و با فلانی جور دیگری؟ و آنرا به      بی عدالتی ربط می دادم. بطور مثال حدود سه ماه از سفرم می گذشت که تازه واردی در لژیون داشتیم که طبعاً راهنما بیشتر به او توجه می کرد تا زودتر در جریان بازی قرار بگیرد. پیش خودم این برداشت را داشتم که با اینکه من در حال انجام وظایفم بعنوان یک رهجو به نحو احسن هستم، راهنمای من عادل نیست و کمتر به من توجه دارد و حتی با تمسخر نسبت به این دستور جلسه        می گفتم که همین است دیگر، افراد با هم برابر نیستند. راهنما با این تازه وارد حتماً فامیل است که اینطور با او برخورد می کند و به من کاری ندارد!

قطعاً نیز همین طور است که دو نفر آدم با هم برابر نیستند. چه اینجا چه بیرون از اینجا. عملکرد من جایگاه مرا مشخص می کند. و این قانون مهم را تا قبل از اینکه وارد کنگره بشوم نمی دانستم! فکر می کردم چون همه آفریده های خداوند هستیم همه باید در یک شرایط اجتماعی، مالی، جسمی و ... باشیم و نمی دیدم که فلانی برای شرایطی که اکنون دارد چه کارهایی را در گذشته انجام داده و چه زحماتی را کشیده و چه تلاشهایی کرده که حالا دارد نتایج آنرا برداشت می کند.

مثلاً یکی از دوستان صمیمی دوران دبیرستان من حالا یک کارگردان موفق در سینماست. در تمام آنوقتی که او برای رسیدن به این هدف تلاش می کرد، من به فکر خوشگذرانی و مصـرف و رفیق بازی و .. بودم. حالا آیا درست است که بگویم ما که در یکجا با هم یکسان بودیم پس از بی عدالتی طبیعت است و پارتی داشته و ... که الان وضع اش خوب شده و جایگاه اجتماعی بالایی دارد و من اینجا هستم؟ در حالی که برای رسیدن به هدف اش کار کرده است.

در خاتمه استاد فرمودند:

توصیه می کنم سی دی اخیر استاد امین، انواع تعادل ، را تهیه کنید. همانطوریکه ذکر شد ایشان آنجا فرمودند که قوانینی هست مانند قوانین فیزیکی و غیره که هر کسـی طبق آن قوانین عمل کند، رشد خواهد نمود و در غیر اینصورت اگر ساکن نباشد و درجا نزند، سقوط می کند و این همان عدالت طبیعت و خداوند است.

در کنگره نیز چنین است. حرمتی گذاشته شده که هر مسافری آنرا رعایت کند و سایر قوانین را محترم شمرده و کاربردی کند، به درمان و بالاتر از آن به تعادل و حال خوش نزدیک می شود و آن کسـی که اینها را رعایت نکند نه تنها حال خوشی ندارد بلکه درمانی برایش اتفاق نمی افتد و اگر سوت نشود و به زحمت در کنگره باقی بماند در نهایت قطع مصـرف می شود که احتمال برگشت اش نیز هست.

تهیه و تنظیم: مسافر سهیل.

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: گزارش جلسات روزهای دوشنبه،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مسافر یکشنبه 25 مرداد 1394 12:31
ممنون سهیل عزیز متن زیبا و شیوایی بود استفاده کردم
ع رضا م پنجشنبه 22 مرداد 1394 23:07
با سلام, متن جالب و گویایی بود, موفق باشید
فریدون جنابی چهارشنبه 21 مرداد 1394 17:15
بااحترام ....خداقوت به سه عزیز شاد باشید و پایدار ....یاعلی
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic