وادی هشتم و تأثیر آن روی من؛
شنبه 19 فروردین 1396 ساعت 12:43 | نوشته ‌شده به دست استاد معین | ( نظرات )

یازدهمین جلسه از دوره هفدهم کارگاههای آموزشی کنگره 60 روزهای پنجشنبه مورخ 17/1/96 به استادی کمک راهنما احمد شریفیان، نگهبانی آقای محمد بهرام زاده و دبیری محمد با دستور جلسه وادی هشتم و تأثیر آن روی من رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد؛

سلام دوستان احمد هستم یک مسافر

خیلی ممنونم از نگهبان محترم به خاطر اینکه این فرصت را در اختیار من قراردادند. سال جدید را خدمت تمام عزیزان تبریک عرض می‌کنم و امیدوارم همین‌طور بتوانیم در سال جدید، با اهدافی نو به مسیر خودمان ادامه بدهیم، به صورتی که در آخر سال از خودمان راضی باشیم.

در مورد دستور جلسه امروز، به دو بخش می‌پردازم، یکی تیتر وادی که با حرکت راه نمایان می‌شود. این تیتر برای همه ما ملموس است، ولی نکات کلیدی در این وادی وجود دارد که اگر به آن توجه نکنیم، برداشتی از این وادی نخواهیم داشت.

حرکت ما شروع می‌شود و ممکن است مشکلات و معضلاتی در مسیر ما پیدا شوند، با حرکت راه نمایان می‌شود به این معنا نیست که وقتی راه نمایان شد، ما دیگر مشکلی پیش رو نداریم و به هدف خودمان رسیده‌ایم. ما وارد کنگره می‌شویم و راه درمان پیدا می‌شود، ولی در ادامه چه خواهیم کرد؟ نحوه حرکت ما و هدف و مقصدی که برای ما تعیین می‌شود و انرژی که در این مسیر می‌گذاریم، تعیین‌کننده خواهد بود. صرفاً پیدا شدن راه اتفاق خوبی نیست، صرفاً مشخص شدن صورت‌مسئله اتفاق خوبی نیست، اینکه ما بتوانیم مسئله را حل کنیم مهم است.

سفر اول مثل این است که شما در حال یادگیری رانندگی هستید، یعنی یک مربی کنار شما قرار دارد و شمارا هدایت می‌کند و اگر دچار مشکلی شدید، به شما کمک می‌کند تا کم‌کم به رانندگی مسلط شوید، پایان سفر اول به‌منزله اخذ گواهینامه است. بعدازاین مرحله شما وارد یک دنیای دیگر می‌شوید، ماشین و فرمان در اختیار شماست و شما طبق آنچه آموخته‌اید، حرکت می‌کنید و اگر کوچک‌ترین اشتباهی مرتکب شوید، متضرر خواهید شد. ما در تمام طول سفر اول هدفمان این است که آموزش‌های لازم را ببینیم تا بتوانیم بعداً در مسیری که تنهایی طی می‌کنیم، موفق و سربلند باشیم.

خیلی وقت‌ها ما از خودمان سؤال می‌کنیم که ما چرا باید زود به کنگره بیاییم، چرا باید بنویسیم، چرا باید سی دی گوش دهیم؟ هر مسئله‌ای دو جنبه دارد، صور آشکار و پنهان. همان‌طور که یکسری از مشکلات در صور آشکار برای ما اتفاق می‌افتد، یکسری مشکلات هم در صور پنهان در مقابل ما قرار می‌گیرند؛ یعنی من اگر من در صور پنهان دچار مشکلاتی بشوم، در صور آشکار من هم اختلال ایجاد خواهد شد. گاهی اوقات ما درگیر نبرد هستیم و خودمان هم از آن‌ها خبر نداریم، گوش دادن سی دی، مشارکت کردن، اعلام سفر کردن، به ما کمک می‌کند که در نبردهایی که در درون ما اتفاق می‌افتد، پیروز باشیم. در مسیری که ما قرارگرفته‌ایم، آنچه به ما توصیه می‌شود، مطمئناً به نفع ما خواهد بود.

مسئله بعدی، پیمان وادی هشتم است که فکر می‌کنم در این سالها خیلی کم در مورد آن صحبت شده است. پیمان وادی هشتم، یکی از دغدغه‌های اصلی من‌بعد از رهایی بود. می‌خواستیم پیمان ببندم، ولی همیشه می‌ترسیدم. من یکسری چیزها را می‌دانستم، اینکه در روز ازل یک پیمانی بسته شد و ما هیچ‌چیزی از آن نمی‌دانیم و به یاد نمی‌آوریم. شاید بسیاری از پیمان‌شکنی‌های ما به خاطر این است که ایمان ما نسبت به آن پیمانی که بستیم، زیاد قوی نیست. اگر از پیمانی که در روز ازل بستیم به‌عنوان یک پیمان در ناآگاهی نام ببریم، پیمان وادی هشتم را می‌توانیم پیمان در آگاهی بنامیم. یک آیه‌ای هست که می‌گوید: آیا آنانی که می‌دانند باکسانی که نمی‌دانند برابرند. یکجاهایی ما اشتباهاتی مرتکب می‌شویم، ولی زیاد تنبیه نمی‌شویم، ولی اگر دفعات بعدی آن را تکرار کنیم، با برخورد شدید و تنبیه بیشتری مواجه خواهیم شد.

من می‌خواستم بروم یکجایی که به اشتباهات گذشته خودم اعتراف کنم و از آن به بعد بایستی مواظب رفتار خودم می‌بودم و نباید این اشتباهات را انجام بدهم. بعضی وقت‌ها به خودم اعتمادی نداشتم و سعی می‌کردم از آن فرار کنم. به دنبال افرادی می‌رفتم که قبلاً پیمان بسته بودند و از آن‌ها سؤال می‌کردم. همه به من نوید می‌دادند که این کار را انجام بده. نامه درخواست از طرف استاد راهنمای خوبم آقای دهقانی صادر شد، آقای امین دژاکام فرمان پیمان را صادر کردند و من برای بستن پیمان در اردوی بلده اقدام کردم. همه‌چیز مهیا بود تا در خلوت به سمت امانت‌دار کائنات حرکت کنم. از یک کوهی بالا رفتم، از خدا خواستم که طبق نشانه‌ای جایی که باید در آن حضور پیدا کنم، به من نشان بدهد. به دنبال یک پرنده رفتم و درجایی که نشست، حضور پیدا کردم. شرایط پیمان مهیا شد. می‌بایستی تمام اشتباهات گذشته‌ی خودم را روی کاغذ پیاده می‌کردم، نوشته‌ای که تماماً همراه با اشک بود. گریه می‌کردم و می‌نوشتم، گاهی اوقات از خودم بدم می‌آمد و متنفر می‌شدم. با خودم می‌گفتم، یعنی من تا این‌قدر بی‌معرفت و می مسئولیت بودم. مرحله بعد خواندن و سپردن به طبیعت بود. مرحله بعد که باخدای خودت روبرو می‌شوی و از خداوند متعال طلب بخشش می‌کنی و از او می‌خواهی که به تو در این مسیر کمکت کند و بعد پیمان می‌بندی که در مسیر صراط مستقیم و کمک به انسان‌ها قدم برداری...

اخذ این نشان آغازی است برای ورود به یک مرحله جدید. نشان وادی هشتم به انسان قدرتی می‌دهد که با آن می‌تواند مسیر خود را به‌خوبی طی کند.

من سعی کردم که تجربه خودم را از پیمان وادی هشتم عرض کنم، امیدوارم که بچه‌های سفر دوم و کسانی که شرایط پیمان وادی هشتم رادارند، هرچه زودتر نسبت به انجام آن اقدام نمایند.

نگارنده؛ مدیر وبلاگ نمایندگی استاد معین

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: گزارش جلسات روزهای پنجشنبه،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات