دنیا را جبر مطلق و خودم را زندانی دربند و محکوم تصور می کردم ، اما....
یکشنبه 25 مرداد 1394 ساعت 18:00 | نوشته ‌شده به دست همسفر ریحانی | ( نظرات )

این جلسه یازدهمین جلسه از دوره چهاردهم سری کارگاههای آموزشی ویژه همسفران کنگره 60 روزهای شنبه مورخه 94/05/24 با استادی خانم مریم ،نگهبانی خانم منیژه و دبیری خانم اعظم با دستور جلسه  ( وادی سیزدهم و تاثیر آن روی من ) راس ساعت 13:00 آغاز به کار نمود.


نمی خواهم حرفهای آقای مهندس را تکرار کنم بلکه می خواهم برداشت و تاثر آن روی من را بیان کنم . قبل از ورود به کنگره با افکار افیونی که داشتم اصلا به شروع و پایان فکر نمی کردم و بعد از آن تازه در ذهن من شکل گرفت . دنیا را جبر مطلق و خودم را زندانی دربند و محکوم تصور می کردم ، اما بعد از ورود گمشده خودم را پیدا کردم . اصوات و نور در هستی از بین می روند و آنچه که می ماند چیزی است که با قلم نوشته می شود مثل کتابهای آسمانی و یا مثل  فرمانهای کوروش در سنگ نوشته ها که باقی مانده است . هرکاری که ما انجام می دهیم سه مرحله تغییر و تبدیل و ترخیص را دارد که آقای مهندس با مثال دلو آب آن را برای ما توضیح دادند . در زمان حرکت دلو به سمت آب تغییر ، زمان پر شدن آن تبدیل و زمان بالا کشیدن مرحله ترخیص و پایانی است . در زندگی عادی خودمان شروعها و پایانها را می بینیم مثل تولد و ازدواج و مرگ

من همیشه با خودم می گفتم این بی انصافی است که یک خالق چیزی را با عشق درست کند و بعد آن را خراب کند و هستی برنامه و عملکردش این است که هیچ چیز را دور نمی اندازد چون برای اطلاعاتش ارزش قایل است . جسم احتمال دارد که از بین برود ولی روح و روان باقی می ماند . اینکه با مرگ پرونده بسته نمی شود این انصاف طبیعت و جهان هستی است . کسانی مثل انیشتن و یا حضرت علی قرار نیست که تمام شوند اینها آرشیو می شوند و اطلاعاتی هستند که باقی می مانند. هسته آلو و یا هلو در طبیعت از بین نمی رود بلکه جایی دیگر رشد می کند . کسی که خودکشی می کند فکر می کند همه چیز تمام شده ولی اینطور نیست او شروعی دوباره را آغاز می کند ولی آن مشکل حل نشده و باقی مانده است . اگر من کلید را داشته باشم درب مشکلم را باز می کنم و وارد مرحله جدید تری می شوم . تخریب ما همسفران خلاهای عاطفی بود که محبت می کردیم و جواب نمی گرفتیم ، عشق می دادیم و عشق نمی گرفتیم و متاسفانه با ضد ارزش دروغ و غیبت و قضاوت سعی می کردیم آن را جبران کنیم که تنها حال ما را بدتر می کرد . خدا را شکر می کنیم که این راه را پیدا کردیم و اذن و فرمانش صادر شد که به کنگره بیاییم . وقتی ضد ارزشها را دنبال می کنیم در خواب عمیق هستیم . وقتی وارد کنگره شدم مثل نوزادی که تازه متولد شده تمام وجودم گوش و چشم شد و گفتم اینجا همان گمشده من است . همه می گویند شاد باشید و غمها را فراموش کنید اما هیچکس راه حل و کلید را به ما نمی دهد . من که در ضد ارزش و تاریکی هستم چطور شاد باشم ؟ وقتی خیلی چیزها را نمی دانم و آگاهی ندارم چطور شاد باشم ؟ من چشمانم بسته بود و خیلی از چیزها را نمی دیدم و شکر نمی کردم پس هیچ چیز قشنگی به سمت من نمی آمد . خدا را شکر که در این راه قرار گرفتیم . کلید اصلی مشکلات ما مثلث عشق و ایمان و عقل است که اگر در یک مسیر قرار بگیرد به نتیجه می رسد. منظور از خط نامرئی خمر این است که برخی با مصرف مواد می خواهند به شادی و لذت برسند ولی برخی با دانایی و آگاهی به آرامش و لذت می رسند . آرزومندم کلیدهای گمشده خودمان را پیدا کنیم . مهم آموزش است چون رنج بشر از ندانستن است .

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات