شیشه، و تخریب های آن روی من
چهارشنبه 14 تیر 1396 ساعت 00:59 | نوشته ‌شده به دست مسافر شهاب | ( نظرات )
این جلسه؛ ششمین جلسه از دوره ی بیستم سری کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره 60 روزهای سه شنبه مورخ 96/4/13 با استادی آقای حمید زینالی؛ نگهبانی آقای هاشم ابویسانی و دبیری آقای علی با دستور جلسه ی شیشه و تخریب های آن روی من راس ساعت 17 آغاز به کار نمود.


سخنان استاد:
سلام دوستان، حمید هستم یک مسافر. از نگهبان جلسه آقا هاشم عزیز سپاسگزارم که این فرصت را در اختیار من قرار دادند تا خدمت کنم. لازم می دانم در ابتدا تسلیت عرض کنم خدمت تمامی اعضای کنگره، درگذشت نا به هنگام آقای امیرحسین باقری کمک راهنمای خوب کنگره 60 و یکی از خدمتگزاران شعبه ی استاد معین. فکر نمی کنم که در این چند سال گذشته، حدود چهار یا پنج سال گذشته، عزیزانی که در این شعبه بوده اند یاد و خاطره و خدماتی که آقای امیرحسین باقری انجام دادند را بتوانند فراموش کنند. 
در مورد دستور جلسه که، شیشه و تخریب های ان روی من، یکی از دستور جلساتی بود که من دوست داشتم استاد جلسه باشم، که خوشبختانه امسال این سعادت نصیب من شد. تقریبا سال هشتاد بود که گفتند: یک ماده جدیدی آمده است که حال آدم را خیلی خوب می کند. من به صورت اتفاقی در موقعیتی قرار گرفتم که استفاده کردم. گذشت، تقریبا سال هشتاد و پنج بود تعریف کردند که یک ماده ای هست که خیلی خوب هست. خیلی انرژی می دهد، بو ندارد، آنچنان دودی هم ندارد و مصرف هم بکنی، خیلی حالت را خوب می کند. و جالب این که شما تریاک را هم می توانید با این کنار بگذارید. می گفتیم: که این اکسیر از کجا آمده است؟ که ما آن را نمی شناختیم. 

من در واقع چون مصرف کننده تریاک بودم، سالها تلاش می کردم که تریاک را ترک کنم. ولی این اتفاق نمی افتاد، چون من این توانایی را نداشتم. زمانی که این تعریف را از شیشه شنیدم و اولین بار مصرف کردم، خیلی تعریف های بدی بود، که می گفتند: آقا مصرف نکن. دماغت خشک می شود و می افتد. حالت خراب می شود. ولی در واقع این اتفاقات نیافتاد. من حالم خیلی خوب شد و خیلی لذت بردم از این اتفاق. و گفتم که این مواد بسیار خوبی است. ولی مطلبی که بود این را باور نکردم که بتوانم با این ماده تریاک را کنار بگذارم. و به واسطه تجربه ای که داشتم می دانستم چیزی که خیلی حال خوشی به انسان می دهد، قطعا باز پرداخت سخت و سنگینی خواهد داشت. بعد از اولین مصرف که اتفاق افتاد، خاطرم هست فردای آن روز من از درون می لرزیدم و حالم، حال خیلی بدی بود. یک استرس عجیبی در وجودم بود، که به زور قرص توانستم آن شب را سپری کنم. اولین باری که خودم رفتم و شیشه خریدم، دقیقا می دانستم که چه اتفتقی قرار است برایم پیش آید. ولی به واسطه ی اینکه مصرف کننده بعد از مدتی به نظر من، و یا حداقل من مصرف کننده این اتفاق برایم افتاد. به واسطه اینکه چاره ای نداشتم به هر بندی، چنگی می انداختم که بتوانم از این شرایط خارج بشوم و یا اینکه آنرا تغییر بدهم. کم کم بعد از استفاده روزمره، عوارض مشخص شد و خودشان را نشان دادند. شاید شیشه یک محرک نباشد. در واقع یک مخرب است. یعنی یک سری از مواد مخدر، با پایه های مرفین به واسطه اینکه شما بیشترین آسیب را به خودتان می زنید. اما در الکل و محرک ها، علاوه بر آسیبی که به خودتان می زنید، به اطرافیان نیز آسیب وارد می کنید. به واسطه اینکه آمفتامین کار اصلی اش این است که به نظر من زمان و مکان را جا به جا می کند. یعنی جهت آن پنکه را تغییر می دهد. به جای اینکه باد را به بیرون ببرد، باد را به داخل وجود خودت می آورد و تو سرشار از یک انرژی می شوی، که این انرژی هیچ وقت در راه درستش خرج نمی شود. 
من خاطرم هست که یکی از نزدیکانم، خانواده اش به من زنگ زد و گفت: بیا ببین علی چه کار می کند. بعد از اینکه به آنجا رفتم، دیدم که اثاث و لوازم خانه را از طبقه سوم به داخل حیاط آورده و تمام وسایل را می شوید. و شرایط طوری بود که من اصلا نمی توانستم به سمت او برم و یا لینکه چیزی به او بگویم. یعنی او اصلا متوجه صحبت من نبود، چون در جای دیگری داشت سیر می کرد. اینها اتفاقاتی است که در تمام شکلها برای ما می افتد و آسیبی که شیشه میزند در وهله اول همانطور که دوستان و عزیزان اطلاع دارند شاید آسیبی است که به دریچه پروستات ما می رساند، و باعث می شود که اسپرم، همراه با ادرار خارج شود. و به همراه خود عوارض و مشکلاتی را به وجود بیاورد. کبد انسان دچار مشکل می شود. عوارضی که ما به صورت جوش در صورت افراد مصرف کننده می بینیم به واسطه همین موضوع می باشد. به خاطر اینکه شیشه آب بدن را تبخیر می کند، اصلا شیشه خاصیتش همین بود. اگر شیشه را روی دست خودمان هم قرار می دادیم، بعد از چند مدت می دیدیم که حجم آن کم شده است. این داخل بدن ما هم بود و آب بدن را می کشید و بدن نیازمند آب است. ولی وقتی آب هم می خوری، حالت تهوع به انسان دست می دهد. ریه آدم را دچار مشکل می کند. ماهیچه ها را به شدت تحلیل می برد. و خیلی از عزیزانی که مصرف کننده شیشه بوده اند بعد از چند وقت به واسطه ی اتفاقاتی که منجر به شکستگی و یا هر اتفاق دیگری که یکی از عضوهای بدنشان آسیب می دید، می دانند که جوش خوردن مشکل می شود. برای خود من این اتفاق افتاد، من لثه هایم به قدری دچار مشکل شده بود که وقتی می رفتم دندان پزشکی، کاری نمی توانستند روی لثه های من انجام دهند. و بخش عمده ای از دندانهایم، فقط به واسطه ی اینکه شیشه مصرف کرده بودم را از دست دادم. مثلا بعد از سه ساعت به خود می آمدم و می دیدم که تمام صورتم خونی است. به خاطر اینکه به قدری با دندان هایم درگیر شده بودم و بعضی از آنها را کنده بودم، تمام دهان و لثه هایم پر از خون بود. جالب است که از این کار چقدر هم لذت می بردم. خیلی اتفاق بدی است که شیشه به همراه خود دارد. 


فردی که مصرف کننده مرفین است شاید درگیر این وادی ها نباشد. همه چیز را می بیند، حالا در حد خودش واقعی می بیند. ولی مصرف کننده شیشه آن چیزی که می بیند و به آن فکر میکند اصلا واقعی نیست. بخش دیگر تخریب هایی که شیشه دارد شاید همان استفاده ی بیش از اندازه از پاداش باشد. شیشه تمرکزش روی دوپامین است. دوپامین یکسری محدودیت در بدن ما دارد. یعنی به این شکل نیست که شما هر اندازه که استفاده کنید، آن  وجود داشته باشد. دوپامین برای اینکه بازسازی بشود و دوباره به چرخه بدن ما برگردد، مراحلی را باید طی کند. تبدیل به سرتونین شود، برگردد و یک سری فعل و انفعالات انجام بشود تا دوپامین دوباره برسد و آن مصرف را داشته باشد. کاری که شیشه می کرد این بود، بدن من یک واحد دوپامین نیاز داشت. که با اولین دودی که مصرف میکردم یازده واحد آزاد می شد و آن لذت و آن حال خوشی که ما در ابتدا از آن لذت می بردیم. ولی فکر نمی کنم این لذت برای هیچ کدام از افرادی که شیشه مصرف می کردند بیشتر از دو یا سه ماه طول کشیده باشد. همان افراد پر اترژی، پر نشاط با اعتماد به نفس، تبدیل شدن به افرادی که حوصله ی خودشان را هم نداشتند. شاید مصرف کننده ی شیشه کمترین کاری که می کرد، به آینه نگاه می کرد. کمتر به بهداشت خود رسیدگی می کرد. آدمی که شاید در اول مصرف شیشه ساعت ها کار می کرد، دیگر حال و توان کار کردن نداشت. مواد مخدر به نظر من ذاتش اینطور است.
آقای مهندس در سی دی رادیو مطلبی را عنوان کردند که مطلب بسیار جالبی بود. آقای مهندس فرمودند: خوبی مواد مخدر این است که همه را به یک چشم نگاه می کند. کاری ندارد که جایگاه اجتماعی شما کجا است. و یا توانایی های شما چگونه است. شما را به جایی می رساند که هیچ آرزویی دیگر برای ادامه زندگی ندارید. و شیشه خیلی سریعتر شما را به آن نقطه می رساند. به نظر من همانطور که لذتش خیلی سریع اتفاق می افتد، ذلتش هم خیلی سریع اتفاق می افتد. ولی کاری که کنگره 60 در این زمینه انجام داد، من خاطرم هست وقتی وارد شدم باور اینکه بتوانم شیشه را کنار بگزارم را نداشتم. من یکسری مواد مصرف می کردم که یکی از آنها شیشه بود. وقتی وارد شدم، گفتند که: شربت تریاک می دهند و شما با این شربت می توانید درمان شوید. در ابتدا برای من این سوال بود که خانواده ی اینها با هم فرق می کند. آمفتامین، مرفین. چگونه این اتفاق می افتد؟ در ادامه با توضیحاتی که شنیدم و اتفاقی که برای خودم افتاد، به این باور رسیدم که در کنگره 60 درمان شیشه اتفاق می افتد. شاید شیشه اولین و مهمترین عضوی که باعث فعال شدنش می شود همان دوپامین است ولی به غدد دیگر به شدت آسیب می رساند. ولی شربت تریاک، به واسطه ی ترکیبات گسترده ای که دارد، می تواند علاوه بر بازسازی همان دوپامین، بقیه غدد بدن را هم ترمیم کند. و اتفاقی که می افتد، وقتی شخصی وارد کنگره 60 شود و همان پروسه ای که پروتکل درمانی که راهنمای او می دهد عمل کند، به راحتی می تواند از کنار این مسله عبور کند. این چیزی که من می گویم راحت، هنوز خیلی از افراد با آن درگیر هستند. و شاید در باور خیلی از افراد نگنجد. شیشه را با صحبت نمی شود کنار گذاشت. با بستن و کمپ رفتن نمی توان کنار گذاشت. شیشه علاوه بر داروی درمان، جهانبینی می خواهد. که بتوانیم این ماده را درمان کنیم. امروز وقتی شما در شبکه های تلویزیونی می بینید، هنوز هم اعتقادی به درمان شیشه نیست. ولی در کنگره 60 بیشتر از ده سال هست که این اتفاق می افتد. من خدا را شکر می کنم. من عاشق تریاک بودم، تریاک را نتوانستم کنار بگذارم. ولی به کنگره آمدم و به واسطه ی شربت تریاک شیشه را کنار گذاشتم . و امروز راضی هستم، و خوشحال هستم.به واسطه ی این چیزی را دارم که یک روز برای من آرزو بود. از همه ی شما دوستان و عزیزان سپاسگزلرم که به صحبت های من توجه کردید.

تهیه و تنظیم: مسافر شهاب 
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: گزارش جلسات روزهای سه شنبه،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر چهارشنبه 14 تیر 1396 15:54
ممنون استاد عزیز: آقای حمید زینالی . که چقدر صمیمانه گفتید و آنچه از دل براید لاجرم بر دل نشیند. شما در معنای واقعی استاد و الگویی نمونه برای ما هستید و سمبل امید . ممنون از مسافر شهاب برای تنظیم گزارش که امید را به ما بر می گرداند .
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic