یادگاری...
چهارشنبه 14 تیر 1396 ساعت 23:43 | نوشته ‌شده به دست استاد معین | ( نظرات )

جلسه هفتم از دوره چهارم سری کارگاههای آموزشی کنگره ۶۰ در روز دوشنبه ۷ بهمن ماه با نگهبانی آقای رامین سعادت جو ، استادی آقای علی رضا زرکش و دبیری آقای علی با دستور جلسه"  وظایف رهجو" راس ساعت 16:30 آغاز به کار نمود.

 

همچنین با خوشحالی و شادی فراوان سومین سالگرد تولد مسافر امیر حسین باقری رهجوی آقای علی رضا زرکش را در نمایندگی استادمعین جشن گرفتیم.

.

سخنان استاد:

یکی از مهمترین وظایف رهجو درک موقعیت است و این موضوع که در کدام مکان از این راه قرار دارد. اگر درکی از موقعیتش نداشته باشد نمی تواند کاری انجام بدهد. برای اینکه بداند کجا قرار گرفته است باید سر وقت بیاید؛ آموزش ها را دریافت و سی دی ها را گوش کند؛ خدمت و مشارکت کند. مشارکت نشان می دهد که یک مسافر در کجای سفر ایستاده است. رهجو باید فرمانبردار باشد. ما باید در هر مسیری هستیم نمره مان بیست باشد. سیستم ایکس موهبت بسیار بزرگی است و در کل دوران حیات فقط یکبار به ما فرصت داده می شود تا سیستم ایکس خود را راه اندازی کنیم. صفت رهجو ارزش بالایی دارد و اگر رهجو بهای سفرش را پرداخت نماید به هدف نهایی می رسد. امروز تولد امیر حسین عزیز است؛ امیر با حال خیلی خراب وارد کنگره شد و با حرکت و انجام وظایف رهجو و با سفر خوب به درمان رسید و امروز در جایگاه کمک راهنمایی و قسمتهای دیگر خدمت می کند و یک خدمتگذار خوب است.

این روز زیبا را به امیر عزیز ، همسفر و کمک راهنمای همسفر ، خانواده محترم او ، افراد لژیون و تمام عزیزان تبریک می گویم.

پیام تولد:

اعلام سفر مسافر:

۲۰ سال تخریب، آخرین آنتی ایکس تزریق کراک، شیشه و تریاک،۱۱ ماه سفر اول،داروی درمان شربت تریاک، راهنما آقای علی رضا زرکش،ورزش فوتسال، رهایی ۳سال و ۱ ماه

 

آرزوی مسافر:

آرزویم را تقدیم راهنمایم می کنم و آرزو می کنم که راهنمای عزیزم به آرزوی خود برسند.

آرزوی راهنما: من آرزو می کنم آنهایی که می آیند و در کنگره متولد شده و به عبارتی فرزند گنگره می شوند؛ صلاحیت این را پیدا کنند که این میراث بزرگ را؛ میراث حسین دژاکام را به سر منزل مقصود برسانند.

سخنان مسافر ( آقای امیر حسین باقری)

من با تخریب بالا و مشکلات فراوان وارد کنگره شدم؛ و در لژیون که نشستم بقیه می گفتند غیر ممکن است که این آدم به رهایی برسد ولی راهنمایم با اشاره به من به آنها گفت یک ماه دیگر این آدم را به شما نشان خواهم داد و این حرف باعث تغییر و تحول و انگیزه ی بالایی در من شد و به راحتی و با موفقیت سفر اول خود را به اتمام رساندم. در قبل از سفر و درطول سفر مشکلات مالی داشتم؛ ما باید صیغل بخوریم تا فولاد آبدیده شویم من خودم را نسبت به راهنما مدیون می دانم؛ برای من بالاتر از راهنما وجود ندارد؛ خوشحالم که یکی از بهترین انتخابات در زندگی من راهنمایم بود. ایشان به من راهی را نشان دادند و دریچه ای را گشودند که واقعا" احساس می کنم در بهشت هستم. من یکی از آرزوی های قلبیم این است که مبادا و مبادا از این بهشت رانده شوم؛ حس می کنم اگر به هر دلیلی روزی کنگره را از من بگیرند؛ آن روز روز رانده شدن من از بهشت است. من از شما راهنمای خوبم تشکر می کنم؛ از آقای مهندس دژاکام خیلی ممنونم از آقای امین دژاکام ممنونم؛ از آقای حشمت عزیز تشکر می کنم که به پسرم خیلی کمک کردند و سنگ صبور او بود؛ از مادر عزیزم تشکر می کنم که واقعا" زبان عاجز است از بیان محبت های ایشان؛ پا به پای ما در سرما و گرما در سختی و گرفتاری همراه ما بود.

سخنان راهنمای همسفر ( آقای حشمت جعفری )

یکروز علی را در پارک دیدم که سرش را تراشیده گفتم علی موهات چی شد؛ گفت سربازم؛ گفتم کجا گفت: ساری. من از خدا خواستم که کمک کند و بتوانم برای اینکه علی در تهران باشد؛ قدمی بردارم. قسمت طوری رقم خود که ما به ساری رفتیم و در آنجا به کمک دوستم که مانند برادرم است؛ شرایط اعزام علی و دوستش بهنام را به تهران فراهم نمودیم؛ من به پدر علی که تلفن زدم از خوشحالی پشت تلفن گریه می کردم؛ امیدوارم همه ی رهجو ها قدر راهنمایشان را بدانند.

سخنان همسفر ( آقای علی - پسر )

آموزشهایی که در کنگره وجود دارند برای زندگی کردن استریا؛ وجود همسفر و نقش آن در زندگی انسان خیلی مهم است. من قبل از کنگره دو حق انتخاب داشتم و خوشحالم که پدرم انتخاب من بودچون محبتی بین من و پدرم برقرار است که آن را با هیچ چیز معاوضه نمی کنم. ما باید در کنار هم بمانیم و از آموزشهای کنگره استفاده نمائیم از کنار آموزشها نباید به سادگی گذشت همین محبت و در کنار هم بودن و یا یک غذای خوب را در کنار یکدیگر خوردن جهانبینی است و لذتی غیر قابل وصف دارد. من به قدری حالم خراب بود که از یک فرد شیشه ای حالم بدتر بود، به همین دلیل در کنگره طبق فرمان سفر کردم. همه انسانها خواسته هایی دارند؛ من؛ برادرم؛ مادر بزرگم هم برای خودمان خواسته هایی داریم ولی یاد گرفته ایم برای اینکه در کنار هم بمانیم از یکسری از خواسته های معقول خود بگذریم. مثلا" فردی مانند مادربزرگم اگر در زندگی ما نبود؛ مطمئنا" هم من و هم پدرم الان کارتن خواب بودیم؛ ایشان یک نفر بود و زندگی ما و بار مسئولیتمان را به دوش کشید. بین کنگره آمدن و کنگره ای بودن تفاوت زیادی وجود دارد؛ همه با حال خراب وارد کنگره می شوند ولی یاد می گیرند که چگونه با هم و در کنار هم زندگی کنند و دید درستی را نسبت به زندگی کسب کنند. در پایان من از آقای زرکش تشکر می کنم که خیلی برایم زحمت کشیدند از عمو حشمت تشکر می کنم که حال خراب من را تحمل کردند و هر لحظه در کنار من بودند؛ از دوستان و بچه های لژیون؛ و همه ی اعضای کنگره تشکر می کنم از مادر بزرگ و  پدر عزیزم تشکر می کنم که در سختی ها یار و یاور من بودند. امیدوارم در خانواده ی مستحکمتان با دلی شاد در کنار هم زندگی کنید.

سخنان همسفر ( آقای علی رضا- پسر )

من فقط خدا را شکر می کنم به خاطر حال خوب و جایگاهی که پدر و برادرم به دست آورده اند و امیدوارم و از خداوند می خواهم که یکایکتان به این جایگاه برسید.

سخنان همسفر ( خانم فاطمه - مادر )

بسم الله الرحمن الرحیم

والعصر- ان الانسان لفی خسر- الا الذین امنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر

سختی های بسیاری را پشت سر گزاشتیم؛ همه ی همسفران می دانند که با بی خوابی مسافر بی خواب بودیم و با ناراحتیش ناراحت. گذاراندن این دوره سخت است ولی الان خیلی آرامش دارم و خوشحالم از اینکه بچه های خوب و مهربانم در کنارم هستند؛ انشاالله روزی برای همه کسانی که از این موضوع رنج می برند این آرامش بوجود بیاید. خداوند بزرگ است؛خسته نشوید؛ همین که کنگره را پیدا کردید؛ واقعا" دیگر همه چیز تمام است و روزهای خوب از راه خواهند رسید. ما هم سختی زیاد کشیدیم؛ زمانی بود که من پسر جوانم فوت کرده بود؛ همان سال همسرم را بدلیل غصه ی از دست دادن فرزند؛ از دست دادم. بعد فرزندانم مصرف کننده شدند و همسر امیر از او جدا شد و با بچه ها و خلاصه اینکه سختی زیاد بود ولی صبر کردم و اینکه روز اول به ما می گویند باید کفش آهنی بپوشید واقعا" درست است. هیچ وقت خسته نشوید و هیچوقت نا امید نشوید چون خدای ما بزرگ است. از آقای زرکش خیلی تشکر می کنم؛ خیلی برای ما زحمت کشیدند؛ از عمو حشمت خیلی تشکر می کنم که به نوه ام خیلی کمک کرد. از اقای مهندس و خانواده ی ایشان تشکر می کنم. از همه ممنونم و از شما که تشریف آوردید تشکر می کنم.


نگارش و تنظیم گزارش: مسافر محمد رضا امیریان

لژیون: آقای سروش برقع وش

نمایندگی استاد معین ۹۲/۱۱/۰۷

یاد و خاطرت تا روزی که به تو بپیوندیم با ما خواهد بود

از طرف وبلاگ نویسان نمایندگی


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
منوچهر مژدهی دوشنبه 19 تیر 1396 19:03
روحش شاد ویادش گرامی
همسفر شنبه 17 تیر 1396 15:07
چقدر خوب و چه نعمت بزرگی که آقای باقریان پس از سفر و تولدها و با نور و جدا شدن از تاریکی ها ، به دیار باقی سفر کردند. واقعا سخن مهندس نیکو بود، که راهنما بودن و راهنما رفتن سعادت می خواهد زیرا وعده خدا دروغ نیست. آن کس که راهنماست مارا از سرگردانی به نور و صراط مستقیم آورده و انشا.. خدا در سفر بعدی با او همراه خواهد بود. خداوند رحمتشان کند
مجتبی افشاری شنبه 17 تیر 1396 00:11
خداوند رحمتشان کنند
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic