حرمت کنگره60، چرا رابطه کاری، مالی و فامیلی در کنگره60 ممنوع است؟
دوشنبه 19 تیر 1396 ساعت 00:14 | نوشته ‌شده به دست مسافر شهاب | ( نظرات )
این جلسه؛ دومین جلسه از دوره ی بیست و سوم کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره 60 روزهای یکشنبه مورخ96/4/18 با استادی ایجنت محترم جناب آقای مجتبی دهقانی؛ نگهبانی آقای عباس کریمی و دبیری آقای علی با دستور جلسه ی (حرمت کنگره60، چرا رابطه کاری، مالی و فامیلی در کنگره60 ممنوع است؟ ) راس ساعت 17 آغاز به کار نمود.


سخنان استاد: 
سلام دوستان، مجتبی هستم یک مسافر.خیلی خوشحال هستم و باعث افتخار است که یک بار دیگر در این جایگاه در خدمت شما هستم. تا حدی هم باعث تاسف است که ما جلساتمان روز به روز کم تعداد تر برگزار می شود. بچه ها کم کار شده اند و یا کمک راهنما ها بچه ها را نازک نارنجی کرده اند. که در گرما و یا سرما زیاد به آنها فشار نیاید. مثلا هوا گرم است یک مقدار دیرتر بیایند. جلسه راس ساعت پنج شروع می شود. وقتی ساعت پنج شروع می شود اگر صد در صد بچه های بخصوص سفر اولی نیستند، حداقل هفتاد و یا هشتاد درصد بچه ها باشند. وقتی نیستند یعنی یک جای کار مشکل دارد. شخص ساعت شش طوری می آید که به زور  به آخر جلسه می رسد. بعد هم گیر می دهد که نمی دانم چرا دارو جواب من را نمی دهد و حالم خوب نیست. شما باید خیلی از کارها را انجام بدهید که نمی دهید. تمرکز روی درمان ندارید. وقتی تمرکز روی درمان نباشد، رهایی هم رهایی خوبی نیست. چرا فکر می کنیم که دیگران داستان و یا شعر برای خودشان می گویند. که آقا به موقع بیا و مشارکت کن و یا خیلی کار ها را انجام بدهید. چرا این حرمت و قوانین را می گویند باید رعایت کنید. مثلا آقای مهندس همینطوری خوششان آمده بود که بگویند در جلسه دو بار حرمت خوانده بشود. 
همینطور که مثلا خالی نباشد. نه اینطور نیست، اینها برای این است که بار اول که خوانده می شود آنهایی که خواب هستند و نمی فهمند بار دوم متوجه بشوند. هر جلسه خوانده می شود، که یکسری از کارها را انجام ندهیم. اگر حرمت کنگره را از بالا تا پایین نگاه کنیم خیلی از موضوعات را مطرح کرده است. تلفن دادن و تلفن گرفتن، از پوشش نا مناسب استفاده کردن، رابطه کاری و یا مالی نداشتن، پشت سر کسی سرزنش کردن، تمام اینها جزو حرمت می باشد. بعد می آییم و در جاهایی سلیقه ای عمل می کنیم. دو تا از حرمت ها را می گیریم و الباقی را رها می کنیم. مثلا من تلفن به کسی نمی دهم و از کسی هم تلفن نمی گیرم ولی تا دلتان بخواهد پشت سر هم لژیونی و دوستش، پشت سر مرزبان و راهنما شروع می کند به صحبت کردن. آیا ما تا به حال فکر کرده ایم کسانی که پشت سر دیگران غیبت می کنند فکر می کنند دارند کار اشتباهی انجام می دهند. آدمی که غیبت می کند و پشت سر کسی سرزنش می کند مطئن است و ایمان دارد که حرف درستی می زند و کار درست را انجام می دهد. حتی اگر در جایی حق هم با ما باشد، حق نداریم پشت سر کسی سرزنش و غیبت کنیم. 
آقایان سفر اول، شما اینجا نشسته اید و رهجوی کنگره 60 هستید. من هم رهجوی کنگره هستم. ما همه آمده ایم که با روش و متد DST خودمان را به رهایی برسانیم و حال خوش داشته باشیم. هدف این است. حالا سفر اول هستی، می آیی و می گویند که با دوستت رابطه نداشته باش. در زمستان و یا تابستان، در گرما و سرما این بنده خدا ایستاده، من کمکش کنم، من که این مسیر را می روم، این بنده خدا را هم برسانم. اولین نقض حرمت همین است. همین کاری که انجام داده ای. می گوید رابطه مالی نداشته باش، این بنده خدا که گرفتار است و من هم که فعلا احتیاج ندارم. به او کمک می کنم، اگر هم نداد که نداد. شما با این کار به آن شخص ضربه می زنید. فرق نمی کند وقتی قرار است که رابطه نداشته باشی، چه با سفر اولی و یا چه با سفر دومی. سفر اولی می آید و می خواهد با راهنما کاری را شروع کند و یا با مرزبان، حق این کار را ندارد. این کار را انجام می دهد هم به خودش ضربه می زند و هم به طرف مقابل. بعد در جای دیگری طبق میل طرف رفتار نمی کنند، مرزبان و یا راهنما. آن موقع در ذوق آن شخص خورده و به این نتیجه می رسد که عذاب وجدان دارد که این عمل سالم نیست و نباید این کار را می کردم. 
آقای سفر اولی، در کنگره هر کسی، من راهنما، مرزبان و یا کمک راهنما ها از شما درخواستی خارج از عرف داشت، باید اولین چیزی که یاد می گیریم نه گفتن باشد. مثلا وقتی می آید و به شما می گوید یک میلیون به من قرض بده، نه، ندارم. و قضاوت هم نکن که آن آدم کارش درست نیست.  به ما ربطی ندارد. ما وظیفه داریم کار درست را انجام بدهیم. در کنگره همان طور که جریان عمل سالم، جریان نیروهای مثبت جاری است و در حرکت است، جریان نیروهای منفی هم در حال حرکت است. کسانی که می آیند و ناله می کنند و از نیروهای منفی می نالند، باید بدانند که خودشان اولین کسی بوده اند که در جریان منفی حرکت کره اند. این به من بستگی دارد که در کدام مسیر حرکت می کنم. اینجا هم آدم درست هست و هم آدم نادرست. می آیی و وارد حیاط می شوی و ایستاده ای، دو و یا چهار و یا شش ماه است که سفرت منظم است نگاه می کنی و می بینی که یک نفر آمده و می گوید که شربت OT من جواب نمی دهد، شربت تو جواب می دهد؟ مقداری صحبت می کنید و در نهایت می گوید حالا بیا برویم مقداری هروئین مصرف کنیم. به همین راحتی اسیرش می شوی. یعنی جریان منفی هم در کنگره هست. پس فکر نکتیم که همه باید علیه سلام باشند و یا هیچ اشتباهی نکنند. ممکن است اشتباه هم بشود. اما اگر من در اشتباهات گیر کردم، باید بدانم که من اولین کسی بودم که در مسیر اشتباهات حرکت کردم. 
 یک چیزی را من به آن ایمان پیدا کرده ام. بعد از سالها این را متوجه می شوید. چند سال که از رهاییتان گذشت این را متوجه می شوید. که کنگره مخالف این نیست که خدایی نکرده شما کارتان خوب نباشد، وضع مالیتان خوب نباشد و یا اینکه دوست نداشته باشید. اینطوری نیست. خیلی از بچه های قدیمی هستند که از هم شماره تلفن دارند و راهنما هستند و با هم صحبت می کنند. و یا بعضی ها در شرایطی حتی با هم کاری را راه انداخته اند. اما چه کسانی؟ کسی که سه، چهار، پنج سال از رهاییش گذشته است. همه را می شناسد و همه چیز را می داند. نه منی که در سفر اولم در کم کردن پله ام مانده ام. پس باید تشخبص بدهیم. الان برای من در سفر اول، الان برای من که تازه رها شده ام، اولویت چیست؟ کار درست چیست؟ عمل سالم چیست؟ خیلی از بچه هایی که به کنگره می آیند و به مشکل بر می خورند علت اصلی اش این است که حرمت کنگره را رعایت نمی کنند. 


یک مدتی مد بود که بعضی ها انسان های زرنگی بودند، نه از نوع خوب آن بلکه از نوع منفی، آنها می آمدند و یکسری اشیاء عتیقه قلابی درست می کردند و یکسری انسان طماع را گیر می انداختند و شیئی که برای آن مثلا ده هزار تومان هزینه کرده بود را به قیمت گزافی به شخص می فروخت و کلاه گشادی بر سر طرف می گذاشت. بعد روزنامه ها می نوشتند مالباخته و عده ای هم دلسوزی می کردند. ولی در حقیقت اگر این انسان های طماع وجود نداشتند اینجور آدم های کلاهبردار هم بازارشان داغ نمی شد و آنقدر زیاد نمی شدند. پس همیشه اگر ما می بینیم که یک سری از آدم ها سوء استفاده می کنند  باید بدانیم که یکسری انسان ابله هستند که موقعیت در اختیارشان می گذارند برای سوء استفاده کردن. حالا می گوییم که سوء استفاده گر هم لژیونی ام بوده است، سفردومی بوده است، مرزبان بوده است و یا راهنما بوده است. هر کسی که می خواهد باشد. ما وقتی در اینجا حرمت برایمان دو بار خوانده می شود یعنی اینکه باید هوشیار باشیم. وقتی من راهنما در لژیون می نشینم و به رهجو می گویم: فلانی بیا پنج میلیون به من بده، کارم لنگ است. وقتی من درخواست می کنم و او این کار را انجام می دهد، یعنی من ابله هستم که این کار را انجام داده ام. کسی که این کار خطا را انجام می دهد باید بداند که تیشه به ریشه ی خود می زند. اینجا من یک مریضی را می شناسم که خیلی گرفتار است، بیایید کمک کنیم تا کارش را راه بیاندازیم، این حرف های مفت را بیرون بریزید. ما به اینجا آمده ایم که رها بشویم. من اگر به شخصه بخواهم بیرون از اینجا به کسی کمک کنم، هزار سال نمیگزارم در کنگره کسی متوجه بشود. در حد توان خودم انجام می دهم. اینکه همسایه ها یاری کنید تا من شوهر داری کنم، همه کمک کنید تا من می خواهم به شخص دیگری کمک کنم، اینطور نیست. باید بدانیم که اینها یک حربه شیطانی است. اگر قرار است من کمکی کنم، خودم انجام می دهم، صدایش هم در نمی آید و کسی هم متوجه نمی شود. ولی وقتی می آید و جار می زند، این یک حربه شیطانی است. اینها را می گویم که فردا نیایید و بگویید: که فلانی اینطور گفت و فلانی آن طور. وقتی حرمت شکسته می شود شما چند کار را با هم انجام داده اید. یکی اینکه می آیید تلفن داده اید و یا پول قرض داده اید. بعدا می آیید و پشت سر آن شخص شروع به سرزنش کردن می کنید. حس بد، تنفر، کینه. 
نگاه می کنیم و می بینیم که ما به اینجا آمده ایم که حالمان خوب بشود، به هم پیچیده ایم و حالمان بدتر و ناخوش هم شده است. در کنگره، کسی که می آید نباید در معذورات قرار بگیرد. باید به این موضوع فکر کند که من برای چه چیز به اینجا آمده ام. من به اینجا آمده ام برای رهایی. برای خوشتر شدن حال. هر چیزی که قرار باشد حال من را ناخوش کند، باید کنار بگذارم. فلانی شنیده ای که فلان راهنما و یا مرزبان کلاه آن سفر دومی را برداشته است؟ وقتی نو شنونده ی این حرف می شوی، کار ضد ارزشی را انجام می دهی و حرمت شکنی میکنی. حتی نباید این حرف ها را گوش کنی. تو کلاه خود را محکم بچسب، کاری نداشته باش دیگران چه کارهایی انجام می دهند. این موضوعات را گفتم، چون این موضوعات ما را راحت اسیر می کند و با خود می برد. انشا ا... وقتی رها شدید، سفر دومی شدید، راهنما شدید آن موقع تشخیص می دهید که با هم کار کنید و یا اینکه به هم پول قرض بدهید. آن موقع خودتان می دانید. آن موقع شما به اندازه کافی آن شناختی را که باید پیدا کنید، در کنگره پیدا کرده اید. اگر خدایی نخواسته مشکلی هم پیش بیاید از چشم کنگره نمی بینید. ولی الان قضیه فرق می کند. کسی که در سفر اول است و یا تازه رها شده است، قضیه اش فرق می کند. از شما دوستان سپاسگزارم که به صحبت های من توجه کردید.  


تهیه و تنظیم: مسافر شهاب       
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: گزارش جلسات روزهای یکشنبه،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
فریدون جنابی چهارشنبه 21 تیر 1396 22:54
بااحترام...مجتبی عزیز بسیار عالی همه نفاط کلیدی را کفتید من استفاده نمودم خداقوت ...یاعلی
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic