وادی یازدهم و تاثیر آن روی من
دوشنبه 26 تیر 1396 ساعت 18:47 | نوشته ‌شده به دست مسافر شهاب | ( نظرات )
این جلسه؛ سومین جلسه از دوره ی بیست و سوم کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره 60 روزهای یکشنبه مورخ96/4/25 با استادی آقای بهمن سبحانی فر؛ نگهبانی آقای عباس کریمی و دبیری آقای علی با دستور جلسه ی ( وادی یازدهم و تاثیر آن روی من ) راس ساعت 17 آغاز به کار نمود.


سخنان استاد:
سلام دوستان، بهمن هستم یک مسافر. خیلی خوشحال هستم که امروز در خدمت شما عزیزان هستم. از آقای کریمی هم تشکر می کنم که امروز من را دعوت کردند. هر کدام از ما یک زمانی را برای مصرف مواد مخدر و برای اعتیاد سپری کرده ایم. و خواسته ما این بود که از دنیای اعتیاد جدا شویم و همه راه ها را هم امتحان کردیم. تا زمانی که وارد کنگره شدیم. در کنگره متوجه شدیم که برای اینکه ما به درمان برسیم، سه بخش جسم، روان و جهانبینی ما باید با هم به تعادل برسند. جسم که بچه ها همه می دانند که با مصرف شربت OT و کاهش پله های مصرفی طبق پروتکل به تعادل می رسد. و قسمت روان که مابین جسم و جهانبینی است. شاید مهمترین بخش جهانبینی باشد. که جهانبینی ما باید به درمان برسد. فونداسیون و چهاروب جهانبینی ما را چهارده قانون شکل می دهد. که این قوانین، همان وادی های کنگره 60 می باشند که در کتاب عشق آقای مهندس دژاکام به رشته تحریر درآورده اند. 

و ما وادی یازدهم را قرار است امروز مرور بکنیم. ما ده وادی و یا ده قانون را سپری کرده ایم. حال برای اینکه برای ما مشخص بشود قانون چیست آن را با هم مرور کنیم. چیزی که به نطر من می رسد، مثلا یک رشته ورزشی. مثل فوتبال و یا والیبال. هر کدام از این ورزش ها برای خود قانون به خصوصی دارند. یعنی اگر شما بخواهید هر کدام از این ورزش ها را انجام دهید، علاوه بر آمادگی جسمانی و فنون آن رشته ورزشی باید با قوانین آن ورزش هم آشنا باشید. ما برای اینکه به درمان برسیم، تمام چهارده وادی را باید حتما یاد بگیریم. خوب ده تا از این قوانین رد شده است. یازدهمین قانون این است که چشمه های جوشان و رودهای خروشان، به بحر و اقیانوس می رسند. ببینید وقتی در وادی می خوانیم از یک نقطه شروع می شود. که آقای مهندس از یک لا مکان و لا زمان صحبت می کند. هنگامی که روشنایی ها آبستن تاریکی ها می شوند. در مکانی که روشن است و تاریکی آرام آرام و به صورت خزنده شروع می کند به رشد کردن. و فرا گرفتن روشنایی. چرا این اتفاق می افتد؟ برای اینکه تاریکی ها با هم پیمان می بندند که برتری خود را به قدرت مطلق اثبات کنند. و فرمانده اصلی آنها به بقیه آنها می گوید: ما نمی توانیم برای خارج کردن انسان ها از مسیرشان از راه دیگری به غیر از القا و الهام استفاده کنیم. فقط یک راه وجود دارد و باید القا منفی به آنها بکنیم. یعنی در ذهن من یک تلنگر بزند که من این رشوه را بگیرم، این دروغ را بگویم و یا این مواد را استفاده بکنم. 
حال برای اینکه بتوانیم از این مرحله عبور کرده و به رهایی برسیم، ما یکسری مسائل را باید انجام بدهیم. طبق قانون، چشمه جوشان و رود خروشان باید باشیم. یعنی ما باید بتوانیم از آن جاری بودنمان استفاده کنیم. خوب چگونه این اتفاق می افتد؟ خود من بار ها در سفر اولم به این موضوع فکر کردم که چطور این اتفاق می تواند بی افتد. در سه، چهار ماه اول سفرم با اینکه هیچگونه گریزی نزدم و تمام برنامه ام را طبق گفته راهنما انجام می دادم، ولی اصلا از حال خوشی برخوردار نبودم. چرا از حال خوشی برخوردار نبودم؟ چون در متن وادی توضیح داده است. باید یک اختلاف پتانسیل برای ما ایجاد بشود و آن اختلاف پتانسیل عامل جریان می شود. یعنی باعث می شود که ما هم ذخیره پشت سد را داشته باشیم و هم اختلاف پتانسیل داشته باشیم. ذخیره پشت سد به این معنا است که من وقتی وارد لژیون می شوم و یا وارد جلسه می شوم از آموزشها و دانایی که کنگره وجود دارد، بتوانم به درستی استفاده بکنم. 


ما مسائلی برای خودمان داریم که شاید به درد بخورد و یا شاید هم به درد نخورد. حال هرچه داریم را پشت در کنگره بگذاریم و وارد شویم. که اینجا چیزی باعث آزار و اذیت ما نباشد و به راحتی بتوانیم مسائل کنگره را درک نمائیم. و مطلب دوم که خیلی مهم می باشد، تغییر جایگاه پیدا کردن است. یکسری مسائل در کنگره وجود دارد که به نظر پیش پا افتاده است ولی انجام دادن آنها همان تغییر جایگاه است. اینکه من با هر پوششی وارد کنگره بشوم. خوب به من گفته می شود و من می بینم که بچه های قدیمی تر که حالشان خوب است، پیراهن سفید می پوشند. شاید داستان که چی برای من پیش بیاید. که چی پیراهن سفید بپوشم؟ پیراهن سفید همان تغییر جایگاه است. یعنی آن اختلاف پتانسیل را ایجاد می کند. مشارکت کردن و اعلام سفر کردن هم همینطور. بچه ها می گویند که ما یک خدمتی می کنیم، حالمان خوب می شود. چرا حال انسان خوب می شود؟ برای اینکه من در نقطه ای قرار دارم و وقتی این نقطه را بالاتر می برم، این اختلاف پتانسیل باعث می شود که جریان پیدا کنم و جاری باشم. وقتی جاری باشم همین که دیگر احساس نمی کنم سنگین سفر می کنم، سفرم بسیار بسیار لذت بخش می شود. من از زمانی که این کار را انجام دادم و سعی کردم که در کنگره فقط تماشاچی نباشم و آمدم و بازیگر شدم و کارهای مختلفی را انجام می دادم، دیدم حالم خیلی بهتر است و انگار باری را از دوش من برداشته اند. و دیدم اتفاق خیلی خوبی افتاد. زمانی که خودم را به سختی و کشان کشان به کنگره می آوردم و حالا می دیدم که خودم با عشق و علاقه حرکت می کردم که به جلسه برسم. ثانیه شماری می کردم که به جلسه بیایم. و واقعا نفهمیدم که چه زمانی سفرم تمام شد و به نظر خودم از زمانی که آن کارها را انجام دادم با کیفیت خوبی هم تمام شد. و در ادامه راه آمدم و خدا هم کمک کرد به شال کمک راهنمایی برسم. پس اگر ما قوانین را اجرا کنیم، برای ما این اتفاق می افتد. که در نهایت ادامه مسیر برای ما لذت بخش می شود. سهل و آسان می شود، همانطور که نوشتار کنگره می گوید. این سفر هم سخت و هم سهل است. سخت برای من است که قوانین را کنار هم قرار نمی دهم. و سهل برای کسی که تمام قوانین را اجرا می کند. وقتی اجرا می کند به راحتی به درمان می رسد. از شما تشکر می کنم که به صحبت های من توجه فرمودید.

تهیه و تنظیم: مسافر شهاب  
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: گزارش جلسات روزهای یکشنبه،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic