دلنوشته مسافران...
دوشنبه 8 آبان 1396 ساعت 20:38 | نوشته ‌شده به دست مسافر شهاب | ( نظرات )
تجربه و احساس ترک های مختلف و درمان در کنگره 60


اعتیاد واقعا یک بیماری است و هر بیماری روش درمان خاص به خود را دارد. من تا آنجا که در این ده سال اعتیادم به یاد دارم از بدو شروع به دنبال ترک به روشهای مختلف بودم. اولین تجربه ترک من، ترک با متادون بود که یکی از دوستان با تحقیقی که کرده بود و هیچ آشنایی با اعتیاد هم نداشت به من معرفی کرد. الان که بیشتر فکر می کنم خود من هم واقعا هیچ علم و شناخت و آگاهی نسبت به مواد و اعتیاد و روشهای ترک آن نداشتم و الان هم کامل نمی شناسم.
مصرف من تریاک خوراکی بود که هیچ کنترلی هم به میزان مصرف آن نداشتم و در مدت کوتاهی میزان مصرف چند برابر شد. از آنجا که دکتر سوء مصرف برای اولین بار به من معرفی شد فکر می کردم پچون پزشک است راه درستی را انتخاب کردم و می توانم خیلی راحت و علمی ترک کنم و این عدم آگاهی و شناخت به این مقوله بود که یکی از بزرگترین مشکلات امثال من در انتخاب روش درست همین نداشتن شناخت و آگاهی است. وقتی ترک با متادون به میزان شش عدد قرص در روز را شروع کردم آن زمان شاغل بودم و شغل خوبی داشتم که نیاز به هوشیاری و دقت زیاد هم داشت و این قضیه وقتی یک سال به طول انجامید بدون اینکه هیچ مشاوره و نظارت درستی توسط دکتر مربوطه انجام شود و همچنان همان شش قرص را مصرف می کردم مه همین امر باعث شد در محل کارم دائم خواب آلود و خواب باشم و از کارایی ام کم شود و انگشت نما بشوم حتی روی اعصاب و رفتار من تاثیر بسزایی گذاشته بود که هم کارم هم نامزدم هم ماشینم را همزمان از دست دادم و خیلی چیزها و مشکلات دیگر...همین امر باعث شد تا تحقیق و پرس و جوی بیشتری کنم که فهمیدم باید دائم تحت نظر پزشک می بودم و هر چند وقت یکبار جدا از مشاوره مقدار دارو کم می شد و تست اعتیاد می دادم که هیچ کدام این مسائل که نبود هیچ، حتی در تحویل دارو هم هیچ نظارتی نبود و هر زمان هر چقدر دارو که درخواست می کردم دریغ نمی کردند و این حاکی از کاسبی خیلی از این مراکز درمان بود. متاسفانه تنها مساله ای که برای آنها مهم نبود درمان و ترک مواد بود.
من حتی طی تحقیقی که کرده بودم فهمیدم وقتی از ترس اعتیاد به دکتر مراجعه کردم اعتیادم در حد و اندازه یک قرص متادون پنج هم نبود و همین امر باعث شد از چاله به چاه بیفتم و زندگی من نابود شد و همه چیزم را گرفت. دستم از همه جا کوتاه بود و افسردگی شدیدی گرفتم و همچنان با اعتیاد شدید خانه نشین شدم که بعد از ودتی با یک انجمن به اسم NA آشنا شدم که روش ترک آنها به صورت سقوط آزاد بود و آموزش های بخصوصی داشت. بعد از آن تجربه بد و نافرجام برای ترک متادون و تریاک برای بار اول به کمپ رفتم و خوابیدم و بعد از یک ماه با مشقت و عذاب و بی خوابی زیاد و شدید فقط ترک مواد کردم و این قضیه هشت سال پیش بود که اتفاق افتاد. من هیچ درکی از کلاس ها و آموزش ها و گفته های آنجا نداشتم و بدون هیچ توجه و پیگیری بعد از ترک رفتم دنبال زندگیم و فکر می کردم دیگر پرونده مواد را بستم. اوایل ترکم حال خوب و روحیه شادی داشتم و پر از انرژی بودم ولی سه ماه بیشتر دوام نیاورد و دوباره رفتم سمت مواد مصرفی خودم تریاک.
عذاب وجدان شدیدی بر من غلبه کرد و خودم را مقصر می دانستم و به قول خانواده که با این مقوله اعتیاد هیچ آشنایی نداشتند فکر می کردم بی غیرت هستم و همت ندارم که پاکی خودم را حفظ کنم و دائم سرزنش می شدم. در مدت کوتاهی چند تا ترک دیگر به گوشم خورد از قبیل تعویض خون و قرص های دراگون و ... ولی دیگر می ترسیدم و هیچ اطمینانی به هیچ روش و هیچ کس را نداشتم. که الکی وقت بگذارم و هزینه کنم و آخرش هم هیچ. بارها و بارها بعد از این قضیه خانه خوابیدم و به قول بعضی ها مامان درمانی کردم که تعداد آن از دستم خارج شده استو هر دفعه بعد از یک هفته تحمل درد و عذاب و بی خوابی و بی اشتهایی و ... دوباره کشیده می شدم به سمت موادو هیچ نتیجه ای نمی گرفتم و دیگر خسته شده بودم و جسم و بدنم توان شوک را نداشت. بعد ها فهمیدم ترک به روش سقوط آزاد صدمات بسیار زیادی به جسم و روان می زند و هر بار بدتر از دفعه قبل هست. وقتی با دو یا سه نفر از بچه های NA در این رابطه مشورت می کردم آنها می گفتند اگر من حرف هایی که انجمن می گفت را گوش می کردم و عمل می کردم و مطالب و نشری ها را مطالعه و عمل و جلسات صبح و شب را مکرر و هر روز می رفتم دوباره لغزش نمی کردم و کوتاهی از من بوده است.
از این رو دوباره به کمپ رفتم و با توجه به قانون آنجا باید حتما 21 تا 28 روز داخل کمپ می ماندم تا جواب می گرفتم و اگر زودتر بروم به سمت مواد می رفتم. با شک و تردید و بدبینی این دفعه گفتم گوش بدهم شاید درست می گویند. با اینکه درکش برایم خیلی سخت بود که همیشه بخواهم به ساز آنها برقصم، وقتی دوره 28 روزه تمام شد و آمدم بیرون جلسات را جسته و گریخته می رفتم ولی نمی توانستم صد در صد ارتباط برقرار کنم که همین امر دوباره زیاد طول نکشید که به سمت مواد رفتم. این پروسه چهار بار انجام گرفت مه هر دفعه مدت پاکی کمتر از سری قبل طول می کشید و نتیجه ای نگرفتم. ولی بار پنجم بر حسب اتفاق و امیدی که توی زندگیم اتفاق افتاد 14 روز رفتم کمپ که بعد به مدت یک سال پاک ماندم. آن هم بدون هیچ جلسه و ارتباط داشتن با انجمن که در همان اوایل پاکی مشغول به کار شدم که تا حدودی فکر می کنم همین امر بی تاثیر نبود. بعد از یک سال که دوباره اعتیادم برگشت، همزمان با مشغول بودن به کار کم و بیش استفاده می کردم و باز هم چندین بار خانه خوابیدن بدون اینکه محل کارم متوجه بشود می خواستم کنار بگذارم. به خاطر همین چندین بار مرخصی های طولانی مدت گرفتم و دائم مریض بودم که همین امر منجر به مشکوک شدن مدیر عامل شد و بعد از چندین بار فرصت دادن نتوانستم ترک کنم و باعث شد از کارم استعفا بدهم.
اواخر شاغل بودنم حالم به حدی بد شد که کارم با آمبولانس به بیمارستان کشیده شد که بعد فهمیدم سرب بدنم در اثر مصرف تریاک آلوده بالا رفته بود و مسموم شده بودم. تا پای مرگ رفتم ولی خدا به من و خانواده ام رحم کرد و بعد از مرخص شدن از بیمارستان در ادامه درمان توسط نامزدم به یک دکتر معرفی شدم و با تمام نا امیدی و بدبینی که بر من غلبه کرده بود خود را به خدا سپردم. با توجه به اینکه دکتر خوب و آشنا بود و اطمینان داشتم قرص B2 را معرفی کرد و وقتی من تجربه ترک با متادون را برایش تعریف کردم و گفتم که می ترسم و هیچ اطمینانی ندارم با توضیحات زیاد و معرفی و اینکه این قرص خیلی بهتر از متادون است و هیچ گونه اعتیادی ندارد و تنها و بهترین درمانی است که جواب داده است و من با کراهت به خاطر نامزدم قبول کردم. بعد از مدتی که قرص B2 را استفاده می کردم متوجه شدم هیچ اثر و نتیجه ای روی من ندارد و حالم همچنان بد است و مخفیانه دوباره رفتم سمت همان مواد مصرفی خودم یعنی همان تریاک. قرص را تهیه می کردم که خانواده شک نکنند ولی چون هیچ اطمینانی و حس خوبی نداشتم استفاده نمی کردم و با اینکه تازه از خطر سرب نجات پیدا کرده بودم دوباره مخفیانه تریاک مصرف می کردم.
بعدا فهمیدم جدا از اینکه خیلی از کلینیک ها و افراد و دکتر ها دتبال درآمد زایی هستند خیلی ها هم شاید نیت خیر و خوبی داشته باشند ولی از روی اینکه از اعتیاد و روش درمان درست هیچی نمی دانند راهنمایی اشتباه می کنند مثل همین دکتری که قرص B2 را به من معرفی کرد. دیگر نا امید شدم تا از طریق فضای مجازی با کنگره 60 و بازخورد خوبش آشنا شدم. قبلا هم به گوشم خورده بود و می دانستم در مقوله ترک سیگار و مشروبات الکلی و ... هم فعالیت دارد ولی کامل نمی شناختم و چون شنیده بودم با تریاک و شربت تریاک ترک می کنند شاید اشکالی در کارشان است. ولی وقتی بیشتر آشنا شدم و نظرات کاربرها و کسانی که در کنگره 60 درمان شده بودند، کنجکاو شدم و پیگیری کردم. فکر می کردم دیگر هیچ راهی که درست باشد وجود ندارد و با شک دنبال کردم. وقتی توضیحات کاملی از روش درمان توسط داروی OT  را فهمیدم و شناختم، دانستم که ایراد کار کجاست. من تا به حال با توجه به همه این روشهای ترک که انجام داده بودم احساس می کردم ایراد از من است و عرضه ترک و حفاظت از پاکی خود را ندارم و دائم از وسوسه و لذت ج.یی خود اطاعت می کنم. فهمیدم که پروسه داروی OT یا شربت تریاک این است که در این ده ماه با توجه به آموزش ها و جلسات و یادگیری هایی که توسط راهنما و کنگره انجاک می شود و مقدار دارو به مرور کم می شود این است که بدن و جسم به تدریج به حالت اولیه خود بر گردد تا مثل یک فرد غیر معتاد بتواند آن کمبود های خود را تولید و بازسازی کند و با آموزش هایی که یاد می گیریم می فهمیم چطور پاکی خود را حفظ کنیم. 
مشکل من وسوسه و لذت جویی نبوده و یک امر طبیعی بوده است و دلیل برگشت دوباره من این بود که بدن ما هنوز بیمار و مریض بوده و فقط مواد از بدن پاک می شد و هیچ آموزشی نداشتیم که چطور حفط کنیم که سمت مواد نرویم. و آشنایی با کنگره نقطه عطفی و امیدی در من ایجاد کرد و فهمیدم که تنها و بهترین و علمی ترین روشی که تا به حال وجود داشته و دارد همین است و برای بار اول بود که کاملا قانع شدم و اطمینان کردم و با خواست خدا با کنگره آشنا و وارد شدم. البته عذر می خواهم اگر نتوانستم درست حق مطلب را برسانم و تعریف کنم چون هنوز در سفر اول هستم و در شروع سفرم هستم و هنوز ذهن و جسم و مغز من کامل و شش دانگ نیست. البته من اگر می خواستم در مطالب خیلی ریز می شدم و با تمام جزئیات تعریف می کردم باید یک کتاب می نوشتم که از تاب و طاقت من و شما خارج بوده و خسته کننده.
احساس و شناختم تا به الان نسبت به کنگره 60 و روش درمان آن خوب و خدا را شکر مورد اطمینان است. البته همه این روش ها تماما چه درست و چه غلط بستگی به خود فرد دارد و به نظر من درست ترین روش هم برای کسی که واقعا نخواهد ترک کند و دلیل قانع کننده ای هم نداشته باشد هم فایده ای ندارد. در کل تمام این حرفها به نظر من به اینجا ختم می شود که اگر من شناخت درست و کامل از اعتیاد و روش درمان درست می دانستم این همه رنج و عذاب نمی کشیدم و متضرر نمی شدم. کاش زودتر با کنگره 60 آشنا می شدم. عدم آگاهی و شناخت درست از اعتیاد و روش درست درمان بزرگترین و اصلی ترین مشکل من و امثال من است. الان راه درست را پیدا کردم و به خواست خدا و به کمک کنگره و راهنمایی راهنمای خوبم در مسیر سلامت و زندگی قدم گذاشتم و می دانم همه این کارها اول و آخر فقط و فقط به درست انجام دادن و درک خودم دارد تا به پایان برسد. 

به قلم: مسافر بهنام
            لژیون هفتم
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دل نوشته مسافران ...،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic