دلنوشته مسافران...
شنبه 13 آبان 1396 ساعت 11:38 | نوشته ‌شده به دست مسافر شهاب | ( نظرات )
از اعتیاد تا آرزوی رهایی...


هر لحظه که تسلیمم در کارگاه تقدیر     آرامتر از آهو و بی باکتر از شیرم
هرلحظه که می کوشم در کار کنم تدبیر    رنجی ز پی رنجور، زنجیر پی زنجیر

سلام دوستان احمد هستم یک مسافر. خدا قوت خدمت تمامی خدمتگزاران کنگره 60. بحث را اینطور آغاز می کنم، در ست 15 سالگی با مشروبات الکلی و مصرف دخانیات شروع کردم و به صورت نجومی و به مراتب با حشیش، تریاک، قرص، کراک و شیشه ادامه پیدا کرد تا سن 22 سالگی. تا جایی که مصرف می کردم تا بتوانم به امورات روزانه ام برسم و حال خوبی داشته باشم که وضعیتم بدتر می شد که بهتر نمی شد. 

تا اینکه خانواده متوجه شدند. اول در خط انکار و پنهان کاری رفتم که من اعتیاد ندارم ولی فایده ای نداشت چون برملا شده بود وضعیت مصرفم. تا اینکه با من صحبت کردند تا اقدام کنیم برای بهبودی و خوب شدن. من هم موافقت کردم، چاره ای نداشتم چون حال و روز خوبی نداشتم و خودم هم از وضعیتم راضی نبودم. تا اینکه با مراکز مختلفی آشنا شدیم و یکسری دارو و قرص به من تجویز شد و من استفاده کردم ولی حالم خوب که نمی شد بدتر هم می شد و مصرفم دو چندان. هر روز بدتر از دیروز و زندگی ام با ورود من به هر یک از این مراکز بدتر و بدتر می شد. تا اینکه دیگر خانواده من را به حال خود رها کردند چون جوابی نبود. ولی خودم پیگیر بودم چون دوست داشتم از این باتلاقی که در آن گرفتار شده بودم نجات پیدا کنم. تا اینکه گفتن روشی هست به صورت سقوط آزاد و به من آدرس معتادان بینام را دادند که با ورود به این جمعیت، چشمتان روز بد نبیند بدترین حال و احساسات را تجربه کردم و دائم خمار بودم. احساس حقارت، پوچی، افسردگی، عدم اعتماد به نفس، عدم ارتباط با پیرامون، ترس، نا امیدی، بی انگیزگی، تنبلی، کاهلی و هزاران هزار مشکل دیگر اجتماعی که منجر شده بود دست به کارهای ضد ارزشی خطرناک بزنم برای فرار از احساس های بدی که سراغم می آمد و خیلی مواقع دست به خودکشی بزنم چون واقعا خسته شده بودم از این وضعیت. 
زندگی را برای خودم، خانواده ام و دیگران همچون جهنم درست کرده بودم چون از حال جسمی و روانی خوبی برخوردار نبودم و دائم با هم خانه ام می جنگیدم و چه بسا درگیری فیزیکی می شد. همچون کسی که جنون دارد، دائم خودم را سرزنش می کردم و به خاطر اعمال ناشایستم احساس گناه می کردم. تا اینکه بعد از 8 سال مصرف نکردن، دوباره مصرفم شروع شد با هروئین. یک سال طول کشید و دوباره یک سری حال خرابیها نسبت به سوء مصرف هروئین. تا اینکه نظر خداوند شامل حالم شد تا ورود کردم و وصل شدم به مکان مقدس کنگره 60. و امروز که 9 ماه از سفر اولم می گذرد حال واحساس خوبی دارم و خانواده هم از من راضی هستند. تمام این ها به برکت روش DST جناب مهندس دژاکام، استاد راهنمای عزیزم آقای کامران رک و ... هست. آرزوی قلبی ام تمام شدن سفر اول تمامی سفر اولی ها و خودم و ورود به سفر دوم است. سایه آقای مهندس و استادم مستدام.

به قلم مسافر احمد
لژیون سیزدهم
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دل نوشته مسافران ...،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic