برداشت من از سی دی کوانتوم استاد امین
پنجشنبه 23 آذر 1396 ساعت 16:56 | نوشته ‌شده به دست مسافر شهاب | ( نظرات )
پس از شنیدن و مطالعه سی دی کوانتوم استاد امین تصمیم گرفتم راهکارهای آموزشی کنگره60 را باشاخصه های هر دوره علمی، تاریخی مقایسه کنم و بسنجم (باستان،قرون وسطی،رنسانس و کوانتوم). در این مقاله می کوشم چکیده ی آنرا به اشتراک بگذارم.  بسیار خرسندم از اینکه این روش درمانی را ،از هر سویی که ازمودم و سنحیدم،همسو با اندیشه های نوین علمی است و ریشه در عمیق ترین و بنیادی ترین اندیشه های علمی و اکادمیک دارد.همینجا به مهندس دژاکام و دیگر همسفرانم به خاطر پتانسیل بالای نهفته در این روش درمانی(کنگره60 و متد دی اس تی) برای آکادمی شدن تبریک میگویم.در ضمن بابت فشردگی و شتابزدگی مطالب پوزش می طلبم.

انسان از آغاز تاریخ،از زمان غارنشینی و بدوی ترین شکل زندگی،همانجایی که قسمت بیشتر ذهنش را به فرار از چنگال درندگان و هراس از مشکلات و بلاهای طبیعی داده بود، هم زمان نیز در پی کشف علت و معلولهای در پس پردهء راز آمیز گیتی بوده است، این کاوندگی و پرس و جوها زندگی بشر را دوره به دوره جلو می برد، تا نخستبن بار در عصر طلایی اندیشه،که پزچم دار آن یونان باستان و متفکرانش هست به بار می نشیند و موضوعی به نام علم با تعریف کاملی قالب گیری می شود. 

علم می کوشد قوانین طبیعت را کشف کند(طبیعت به گسترده ترین معنی).قوانین ناظر بر تغییر و تبدیل ها،و می خواهد ساز و کار فرایند جریانها را دردست گیرد.علم برای برپاداری،نخست به اندیشه یا به زبان بهتر به اندیشه علمی نیاز دارد پیش از آنکه بخواهد اولین قدمهایش را بردارد و راهپویی کند.(اندیشه آغاز خلق است). اما اندیشه علمی چیست؟ یا چه اندیشه ای علمی،پیش برنده و پیش رونده است؟یا علم بر دوش چه اندیشه ای میواند سوار شود و پیش برود،تاریکی ها را روشن کند،دردها را درمان کند،ویرانی ها را آباد کند و به آرزوهای عریان انسانها جامه عمل بپوشاند؟.درابتدایی ترین مرحله:اندیشه علمی به نوعی می تواند یا باید فلسفی هم باشد،به عبارتی اندیشه علمی و فلسفی اندیشیدن از جایی آغاز می شوند و سپس هر کدام راه خود را  گونه ای جدا از هم می پیمایند.(در ظاهر).علم به وسیله تجربه ازمایش و خطا و فلسفه با استدلال منطق و پرشهای درون کاو و درون یاب.این دو نخست در اصل عدم تناقض(عینیت و تعهد به اندیشیدن) جای می گیرند.از این جا به بعد فقط سیر اندیشه علمی را تا مرزهای جهان کوانتوم  به اجمال با توجه به سی دی کوانتم دنبال می کنیم(چون مباحث فلسفی در گنجایی این نوشته نیست) برای اینکه اندیشه علمی را خلاصه و تعریف کنم،به این دو شرط می پردازم و مثالهایی می آورم.نخست:اندیشه علمی باید براساس اصل عدم تناقض استوار باشد و نقیض آن هم درست باشد. دوم: همه جا و در تخت همه شرایط یکسان تعریف،با تجارب بدون نقص قابل اثبات باشد و نتیجه یکسان بدهد.(در بخش کوانتوم خواهیم دید چگونه این شرط نقض می شود). مثال:آب در دمای صفر درجه یخ می زند-هرمایعی که در صفر درجه یخ می زند آب است-اگر مایعی در صفر درجه یخ نزند آب نیست .این گزاره را با هست و نیست به کار بردیم ونقض کردیم،دیدیم نقیض آن هم درست بود در واقع هست و نیست موجود در گزاره یا اندیشه علمی محتوای آن را باطل نکرد.شرط دوم هم برقرار است یعنی هزاران بار همه جا با تحارب بدون نقص آزموده و تجربه شده که فقط آب در دمای صفر درجه یخ می زند. مثال دوم: گزاره درمان اعتیاد تنها با روش دی اس تی کنگره 60 امکان پذیر است. یا اگر کسی به درمان رسید(استاندارد کنگره 60) حتما باروش دی اس تی کنگره60 بوده است.نقیض ان: اگر کسی به درمان نرسید قطعا آن روش دی اس تی نیست .اثبات می کنیم.هزاران نمونه آزموده شده بدون نقص در روش درمانی کنگره 60 و تمامی دیگر روشهای نادرست به درمان نرسیده.اکنون گزاره ما یک اندیشه علمی آزموده شده برای شروع حرکت علمی است. موقتا مثال ها را رها می کنیم و به بحث سیر مراحل علم می پردازیم. پس  از دوران باستان،دوره تباهی و تاریکی قرون وسطی بر جهان علم و آدمی چیره می شود(به دلایل پیچیده که در سی دی به آن اشاره شده).جایگاه انسان به سر حد احشام فرو می غلتد و کلیسا به عنوان واسط خداوند وجهان بر همه چیز سیطره دارد.

 اما مردان بزرگی چون گالیله، مارتین لوتر و دیگران با سلاح علم و استدلال،تفکر یک بعدی کلیسا را به چالش می کشند و شکافهای عمیقی بر پیکره رویین و مقاوم در برابر اندیشیدن آن وارد می کنند تا از میانش قهرمانان جدید دنیای علم متولد و متبلور گردند.  دورهء بی نظیر و درخشانی در کل تاریخ بشریت پی ریزی و آغاز می شود. عصر رنسانس یا نوزایی شکوفه های اندیشهء انسان و به بار نشستن یکبارگی بسیاری از تلاشهای ناکام و کامیاب آدمیان در طول قرون و اعصار گذشته است.انسان برای نخستین بارجایگاه خود را در هستی به گونه ایی دیگر می یابد.مفاهیم تازه آزادی،حقوق شهروندی،رفاه،امنیت و آسایش زیبا و دلچسب تجربه می شود.

 علوم مختلف به هیئت جدید و قدرمندی وارد عرصه ی زندگی می شود و برتن بسیاری از آرمانهای خفتهء انسانها لباس حقیقت می پوشاند. در این میان چیزی که از همه چشمگیرتر،کارا تر و سازمانده دهنده تر است،فیزیک نیوتونی یا جهانی که این اندیشه توصیف میکند و موضوعات و مفاهیم زاییده و برکشیده از آن می باشد. دانشمندان توانستند با بررسی واحدها و جزجز حرکات و نیروهای موثر برهم و لحاظ کردن فاکتور، زمان بسیاری از تغییر و تبدیل ها بسازند،بیازمایند،جهت بدهند و پیش بینی کنند.(قدرت پیش بینی اینده آرزویی که آدمی همیشه به دنبال آن بوده).مفاهیم فیزیک نیوتنی در علوم انسانی هم به کار گرفته می شود و کمک بسیاری می نماید. با داشتن یک نگاه علمی ومختصر آشنایی با این فیزیک، می توانم به عنوان مثال مسیر حرکت خودم را در کنگره پیش بینی کنم،وضعیت خودم را بیابم،برایند نیروهای مثبت و منفی را تشخیص دهم، با ترسیم سه ضلعی مبدا،مقصد هدف و زمان. همین گونه که یک راهنما هم میتواند مسیر تغیرحرکت لژیون را تعیین کند.(و این روند کاملا قابل گسترش هست)در مثال آب، به اندیشهء علمی و نیاز وجود آن در دوره باستان اشاره شد، اما عصر رنسانس علاوه بر انفجار دانشهای گوناگون،نیاز انسان به سرعت عمل در پیشرفت بسیار بیش از گذشته می شود.به بیان دیگر دوره رنسانس دوره تولد نیازهای انسان و به دست آوردن سریع آنها هم می باشد.انسان این دوره می خواهدسریع به ارزوهایش برسد، عاشق سرعت است و کم حوصله. به عنوان نمونه از وقتی که برادران رایت ابتدایی ترین طیاره را می آزمایند تا زمان ساخت اولین فضاپیماها اگر قرار بود پیشرفت ها به کندی گذشته صورت بگیرد(مثلا هزاران سال طول سال می کشد که انسان غار نشین وارد عصر آتش و فلز شود و قرنها طول کشید که اجداد ما عصر فلز را ترک کنند و به دوره دامپروری و کشاورزی وارد شوند) شاید قرن ها پس از ما هم فضا پیماها ساخته نمی شدند،  این مدل اصلا جوابگوی انسان دورهء رنسانس و عصر حاضر نبود و نیست. دانشمندان دریافتند در قالب گروه های اکتشافی ،تحقیقاتی،گروه های درمانی و به طور کل، کارگروه ها می توانند هم زمان تجارب درست و غلط،منابع ،ماخذها و سنجشها را به صورت یکجا و همیشه در دسترس با خود پیش ببرند،هرکدام را بارها و بارها در طول مسیر بازآموزی و باز سنجی کنند و از درون انها موضوعات و مفاهیم بیشتری خلق کنند. آنان دریافتند به جای برخورد نادرست و سرکوب شدید اشتباهات و مسایل به ظاهر نادرست،برخلاف گذشتگان،می توانند از اشتباهات نیز نتایج سودمندی بگیرند و سرعت عمل را بر مبنای تصاعدی(هندسی و حسابی) افزایش دهند(سی دی شکستن).همین موضوع در روش درماتی کنگره60 نیز کاملا صدق می کند.به عنوان مثال اگر مهندس می خواستند فقط با در دست داشتن اندیشهء علمی و فرمول،به روش گذشتگان 20000 تجربهء بدون نقص و درمان شده ارایه نمایند به نظرتان چند قرن طول می کشید؟اما می بینیم این مهم در کمتر از بیست سال محقق می شود. در گروه درمانی به عللی که یاد شد وبا تکیه بر اصل کمک فرد درمان شده به فرد در حال درمان،برای پیشرفت تصاعدی و سرعت چشمگیر همه چیز مهیاست،مطالب و تجارب همه جا به کمک ما می آیند، چه درست و چه نا درست.به این مثال و پرسش توجه می دهم!:برای رفتن به شهر ب از مقصد الف ده راه وجود دارد اما فقط یکی از آنها راه درست است و نه راه دیگر به مقصد نمی رسد.حال برای رفتن به مقصد ب از راه درست به چه اطلاعاتی نیاز داریم؟ لابد گفته می شود بدیهی است باید اطلاعات درست و مسیر درست را بدانم. ایا می توانیم نگاه دیگری هم به موضوع داشته بشیم؟ممکن است هیچ اطلاعات درستی وجود نداشته باشد.اینجا من به جوابهای نادرست یا اطلاع از مسیرهای نادرست نیاز دارم! یعنی اگر من اطلاعات 9 مسیر نادرست دیگر را بدانم بی درنگ در مسیر درست به هدف خواهم زد.(وادی نهم از کتاب عشق مهندس دژاکام).این مسئله ارزش لژیون یا گروه درمانی و کارگروه ها را نمایان می کند.در کارگروهها و تیمهای علمی عناصر اشتباه و اشتباه ساز هم بسیار سودمند تلقی می گردند،اگر چه که شخص اشتباه کننده خود متضرر می شود، اما درنهایت ممکن است راه درستی را به هم گروهان نشان دهد(سی دی شکستن).

 تا اینجا هرچه گفته شد مربوط به دنیای ملموس و جهان نیوتونی بود که من انرا صور اشکار می نامم.دنیای ماده،جرم،زمان و مکان،دنیای کمیت های ثابت برنامه ریزی شده و به قول استاد امین دنیای جبرو تقدیر. اما می خواهم گام دیگری بردارم و نگاهی به دنیای کوانتوم بیاندازم، هرچند از روزنه ایی بسیار باریک.از شما هم دعوت می کنم همراه من دراین سفر.برای رسیدن به دنیای کوانتوم باید تا حدودی جهان اشنا را فراموش کنم و از ذهنم بخواهم سری هم به پشت صحنه نمایش بزند.همانگونه که استاد امین گفتند، جهان نیوتونی و جهان بینی برخاسته از آن، با نگاه کلاسیک و مطلقش سرانجام در جاهایی به بن بست رسید و از تعریف کامل و شامل جهان باز ماند.این جاست که اندیشه قوی و شگفت انگیز دانشمندانی به خصوص انشتین با این عنوان که کمیتهای فیزیک نیوتن در شرایطی وبه صورت نسبی می توانند ثابت یا مطلق باشند اما در اصل هیچ کدام ثابت نیستند و می توانند به صورتهای خارق العاده ایی تغییر کنند.دنیای کوانتوم دنیای شگفتی هاست،دنیای الیس در سرزمین عجایب،دنیای دیوانگان فرزانه،دنیای خواستن ها و دیدن ها،نخواستن ها و ندیدن ها،دنیای غیب شدن ها و پیدا شدن ها! یا سفر به صور پنهان جهان.ابتدا مفاهیم کوانتوم ذرات و فیزیک کوانتومی را تعریف می کنم و برای روشن شدن مطالب مثالهایی می اورم.دیدگاه فیزیک نیوتنی می گفت، جهان ماهیتی صرفا ماشینی،مکانیکی دارد که بود و نبود انسان هیچ تاثیری بر کنایش و عملکرد آن ندارد.به عبارتی انسان چه باشد چه نباشد جهان همین هست که هست ، بوده است و خواهد بود.اما در فیزیک کوانتوم ،و جهان بینی کوانتومی به جای ماهیت ماشینی و مکانیکی برای جهان،جهان را دنیایی زنده،پویا و هوشمند،،غیرقابل پیش بینی و پاسخگو در برابر آگاهی انسان قلمداد می کند،وبرای جهان صور پنهانی شگفت انگیز و مهیج قایل می شود. می دانیم همه چیز در اول(یا آخر) از اتم تشکیل شده.کلمهء کوانتوم به معنی ذرات موج مانند می باشد یعنی چیزی که در هر لحضه هم ذره و هم موج است.اصل فیزیک کوانتوم می گوید:اتم هیچ جایگاه معینی ندارد، مگر هنگامی که مورد مشاهده قرار بگیرد،(یا تحت اثر اگاهی و توجه واقع شود) به دیگر سخن،اتم را فقط با مشاهده می توانیم گیر بیندازیم، و الکترون را نیز دارای شعور می داند.گویی این ذرات خواستار بازی با آگاهی انسان هستند، دوست دارند به انها توجه شوند تا خودشان را نشان دهند.(این گفته چه چه معانیی را به ذهن شما متبادر می کند؟).جالب است بدانیم فیزیک کوانتوم ،تاثیر آگاهی انسان برجهان را کاملا وارد و موثر می داند، و می گوید بدون مشاهده و آگاهی انسان، جهان به شکل کنونی وجود نداشت،آگاهی وظرفیت یا به قول استاد امین سطح آگاهی انسان جهان کنونی را به این منظر به تصویر می کشد ،و این واقعیت ها با تغییر در آگاهی ما پاسخ می دهند(پاسخ های شگفت انگیز).اگر بدن انسان یا هر ماده دیگری را قسمت قسمت کنیم تا به هسته غیر قابل تقسیم یا اتم برسیم ،با شگفتی تمام با90 درصد فضای خالی روبرو می شویم،یعنی جهانی که مشاهده میکنم از 90درصد فضای خالی تشکیل شده است؟بدن خودم چطور؟ پس چرا من اجسام و جهان را به صورت یکسان و بدون این فضای خالی می بینم و حس می کنم؟جوابی که فیزیک کوانتوم میدهد:ترفندی که مغز در آگاهی و ادراک به کار می برد باعث این دوگانگی می شود. این جاست که باید به پشت صحنهء نمایش رفت تا جهان را به صورت ذراتی ببینیم که پیوسته با سرعت سرسام آوری از عدم به سوی وجود در حرکتند، مانند رقص نور لامپهای یک تابلوی نئون که با سرعتی بالاتر از توان ادارک مغز روشن و خاموش می شوند، که ترفند ادراک مفز باعث می شود من کل این فرایند را به صورت یک نوشته یا تصویر ببینم و بخوانم. مثالی برای نسبی بودن مفهوم زمان و جهان.مگسی را در نظر بگیریم که با عمر چند روزه خود درون درختی متولد می شود و همانجا می میرد.از دید این مگس جهان فقط درختی است سر به فلک کشی که دارای عمری ابدی و ازلیست چون هیچگاه نتوانسته تولد و مرگ درخت را ببیند ونه جهان بیرون از آن را،اما برای من شاید یک درخت میوه باشد که خودم آنرا کاشته ام، چند سال عمر کرده و شاید چند سال دیگر بمیرد،برایم نه ازلی است و نه ابدی. پشه کی داند که این باغ از کی است           اوبهاران زاد و مرگش در دی است.

یک ازمون جالب برای نشان دادن تاثیر آگاهی انسان بر پیرامون:دانشمندی(مریلین اشلایتز) تاثیر این آگاهی را بررسی کرد،برای اینکار او یک گروه از آدمها را انتخاب کرد و از آنها خواست داخل اتاقی بایستند، او می خواست پدیدهء رو برگداندن به عقب (هنگامی که حس می کنیم کسی از پشت سر ما را نگاه می کند، یا به اصطلاح چشم دوم) را بیازماید،به پوست دست هرکدام یک دستگاه دروغ سنج بسیار حساس، که می توانست کمترین تکانه های الکتریکی را ثبت کند وصل نمود، سپس بدون آنکه نفرات تحت آزمون متوجه شوند، از اتاقی دیگر به وسیلهء دوربین آنها را تماشا کرد، و با روشن و خاموش کردن دوربین می توانست تفاوت حالتها  را در دستگاه ثبت کند.نتایج بسیار جالب بود،در دو سوم از نفرات تاثیرات مشاهده شدن در دستگاه ثبت شده بود، اما نکتهء حیرت انگیز و جالب توجه اینجا بود که دانشمند دیگری همان آزمایش را با شرایطی کاملا یکسان با آزمایش قبلی انجام داد اما هیچ نتیجه ایی گرفته نشد!.چرا؟پاسخ این پرسش را هم فیزیک کوانتوم میدهد:پاسخها کاملا وابسته به کیفیت آگاهی شخص مشاهده کننده می باشد، یعنی وابسته به کیفیت اگاهی ناظر(اینجا دو دانشمند)،به عبارتی تفاوت در سطح آگاهی دو دانشمند باعث شده هر کدام پاسخی متفاوت دریافت کنند، اما متناسب با سطح اگاهی خودشان.(ذهن شما از این آزمون چه نتیجه ایی می گیرد؟) اگر به خاطر داشته باشیم در مثال یخ زدن آب،صفحه اول (پاسخها باید در همه شرایط تعریف یکسان باشند) گفتیم چگونه این شرط در جهان کوانتوم نقض می گردد. دانستیم همه چیز در دنیای کوانتوم، جرقه ها یا اشباح انرژی هستند که میلیونها بار سریع تر از قدرت ثبت ذهن ما به وقوع می پیوندند،از عدم به وجود،اما مغز چه ترفندی به کار می برد که ما جهان را اینگونه ثابت و دنباله دار در مکان و زمان، می بینیم و حس می کنیم؟یک فیلم سینمایی را در نظر بگیریم ،به همین صورت که یک فیلم دنباله دار دیده می شود و تصاویر آن دارای حرکت و پویایی هستند:می دانیم فیلم از 24 تصویر ثابت تشکیل شده که این تصاویر در هر ثانیه حرکت می کنند،و بین هر دو فریم 24 فضای سیاه یا تاریک وجود دارد و از آنجا که ذهن ما نمی تواند 48 بار توقف و حرکت را در یک ثانیه ثبت و درک کند،خطای حسی و ترفند ادراک باعث می شود کل جریان به صورت فیلم متحرک و پویا دیده شود.دفتر نقاشی انیمیشن کودکان که هر صفحه از یک تصویر تشکیل می شود و قسمی از حرکتی را نشان میدهد،اگر از لبه با سرعت ورق بزنیم باز هم به جای تصاویر ثابت یک حرکت می بینیم،به واقع ذهن با این ساز و کار،اشفتگی و سرعت اعجاب انگیز دنیای کوانتوم را تبدیل به حهان قابل درک و رویت می کند. یکی دیگر از دستاوردهای فیزیک کوانتوم طب کوانتومی است که عقیده دارد سلولهای بدن ما نیز دارای شعور و آگاهی هستند و تمام اتفاقات داخل بدن متکی به و متاثر از یک شعور پیشرفته می باشد، و کاملا متاثر از آگاهی ما، هرگز نمی توان برای درمان،انسان را به صورت ماشین تک بعدی انگاشت که اشتباهی فاحش در درمان انسان است.در مسیر درمانی کنگره60 نیز بر همین اصل پزشکی تکیه می شود و درمانها در دو بعد صور آشکار و صور پنهان صورت می گیرد،حسم،روان،جهان بینی(به گمان من،فیزیک نیوتنی و فیزیک کوانتوم). دوست دارم اینگونه فکر کنم که در مسیر درمانی کنگره60 سفر دوم و سوم ،یعنی از قطع مواد تا رسیدن به خود و قدرت مطلق، در واقع سفر به بعد دیگر جسم و جهان و سیری در دنیای کوانتوم است.

من روش درمانی کنگره60 را با تفکر علمی  و فلسفی دنیای باستان شروع کردم و همزمان با نگاه فیزیک کلاسیک و جهان بینی نیوتنی آزمودم و تا دنیای کوانتوم به پیش راندم ، نتایجی را که برای خودم بسیار جالب و امیدوارکننده بود در این جا(هرچند کوتاه و ناقص)اوردم.ا این نوشته فقط جنبه ی تحقیقی شخصی دارد و نه در پی تبلیغات و ستایش روش خاصی بوده ام و نه ادعایی مبنی بر خالی از اشکال بودن دارد،با اینحال خوشحال می شوم که مورد عنایت و نقد دوستان قرار گیرم.

با حترام: مسافر متین،راهنما رضا،لژیون شمار9 نمایندگی استاد معین،اذر ماه 1396(برداشتی از سی دی کوانتوم استاد امین دژاکام)

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مقالات و تجربیات ...،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
سه شنبه 28 آذر 1396 11:38
آفرین، متین عزیز،روزهای بسیار خوبی در انتظار شماست.بشرط اینکه همیشه در مسیر باشی.موفق باشید .
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic