لژیون مالی ، خدمتی ماندگار
یکشنبه 15 مهر 1397 ساعت 15:42 | نوشته ‌شده به دست استاد معین | ( نظرات )

مصاحبه با کمک راهنمای محترم آقای محمد بهرام زاده، عضو  لژیون مالی نمایندگی استاد معین

 

 آقای بهرام زاده با سلام خدمت شما و تشکر از حضورتان، لطف بفرمایید خودتان را معرفی کنید؟

سلام دوستان محمد هستم یک مسافر. با بیش از 7 سال تخریب وارد کنگره شدم، آنتی ایکس‌های مصرفی شیشه، قرص، هروئین، کراک و متادون. مدت 13 ماه به روش DST با داروی درمانی شربت OT به راهنمایی کمک راهنمای محترم  آقای میثم حاتمی سفر کردم. رشته ورزشی تیراندازی با کمان. رهایی 4 سال و 4 ماه و چند روز. 16 ماه هم‌سفر نیکوتین کردم به راهنمایی آقای امین دژاکام رهایی از سیگار 8 ماه و چند روز.



شما اولین کسی بودید که عضو لژیون مالی استاد معین شدید و تا الان هم عضو بوده‌اید، برای ما بفرمایید لژیون مالی چیست؟

خاطرم هست که سفر اول بودم و در جلسه آکادمی پای سخنان جناب مهندس نشسته بودم و از زبان ایشان برای اولین بار در مورد لژیون مالی شنیدم که یک جایگاه خدمتی در کنگره است و هرکسی می‌خواهد در این جایگاه خدمت کند باید مبلغ 5 میلیون تومان جهت عضویت بپردازد. در همان سفر اول ازآنجایی‌که برای خودم دین می‌دانستم و بسیار تغییر کرده بودم و اتفاقاتی زیادی در زندگی شخصی من رخ‌داده بود و از دنیای ناامیدی و تاریکی به دنیای امیدواری و روشنایی رسیده بودم احساس می‌کردم که باید به نحوی این دین خودم را ادا کنم و باید در این لژیون ثبت‌نام کنم. همان موقع با ایجنت شعبه که جناب آقای دهقانی بودند صحبت کردم و از ایشان درخواست کردم اجازه عضویت لژیون مالی را به من بدهند ولی ایشان قبول نکردند و از مسافران سفر اول مبلغی دریافت نمی‌شود. و باید حتماً به سفر دوم برسی و اولویت سفر شماست. همان‌جا بود که جرقه‌ای در ذهن من خورد که باعث شد ایمان من به کنگره قوی‌تر بشود چراکه درگذشته برای درمان اعتیاد به هرجایی که می‌رفتم به من می‌گفتند باید هزینه‌ای را اول کار پرداخت کنی و من آن هزینه را بادل و جان پرداخت می‌کردم حالا در کنگره خودم می‌خواهم کمک کنم ولی از من قبول نمی‌کنند!

 

تأثیر لژیون مالی بر زندگی شخصی و مالی شما چگونه بوده است؟

زمانی که می‌خواستم وارد لژیون مالی بشوم، توانایی مالی زیادی نداشتم. در سفر اول یک خودرو داشتم که آن را فروختم و می‌خواستم یک خودرو جدید بخرم که راهنمای من اجازه این کار را به من نداد، پول را پس‌انداز کردم تا در سفر دوم ماشین را بخرم. من در آن زمان به باشگاه تیر کمان می‌رفتم و برای من خیلی سخت بود که هرروز یک کوله‌پشتی 40 کیلویی را با خودم از طریق مترو از غرب به شرق تهران می‌رفتم؛ و منتظر بودم که به سفر دوم برسم تا ماشین بخرم. سرکار نمی‌رفتم پس‌انداز دیگری نداشتم و واقعاً سخت بود. تا این حد هرگاه زمان دعا می‌رسید و دست بچه‌ها را می‌گرفتم دعا می‌کردم که به رهایی برسم ولی بعد از رهایی اولین چیزی که دعا می‌کردم خریدن یک خودرو 206 بود. وقتی به سفر دوم رسیدم بااینکه رسیدن به خواسته‌ام برایم خیلی مهم بود ولی از این خواسته گذشتم؛ و واقعاً برگشت من و معجزات زندگی من از همان‌جا شکل گرفت منی که روزی آرزو داشتم یک 206 داشته باشم موقعیت شغلی‌ام درست شد شغلی که از آن اخراج شدم درزمانی که مرزبان بودم و باید دو روز در هفته در کنگره می‌بودم و پیشرفت کردم و توانستم به خواسته‌هایم برسم و تمام این‌ها را از برکت لژیون مالی می‌دانم و لژیون مالی بزرگ‌ترین فرصتی بود که به من داده شد تا بتوانم رشد کنم؛ و این تصمیم را گرفتم که اگر بخواهم در لژیون مالی درست حرکت کنم و باید مبلغی که پرداخت می‌کنم افزایش پیدا کند یعنی اگر سال اول 5 میلیون تومان است سال بعد 10 میلیون بشود. من اگر توانایی پرداخت 10 میلیون را داشته باشم یعنی باید بیشتر کارکنم و بیشتر به دست بیاورم و درآمد بیشتری داشته باشم و همین‌طور رشد کنم. من جایگاه‌های مختلف خدمتی را تجربه کردم و دنبال خدمت کردن هستم و به برکت خدمت کردن اعتقاد راسخ دارم.



فرق بچه‌های لژیون مالی و بچه‌های دیگر چیست؟

توان پرداخت و این الزاماً به این معنی نیست که حتماً ازلحاظ مالی در سطح خوبی باشند ولی برای مثال شخصی 20000 تومان پول‌دارد و توان پرداخت همان 20000 تومان را دارد.

وقتی نتیجه کمک‌های خود را می‌بینید چه حسی پیدا می‌کنید؟

زمانی که از شعبه قبلی که یک زیرزمین کوچک بود به این شعبه منتقل شدیم من نتیجه زحمات خودم را دیدم و در این شعبه تعداد افراد بیشتری حضور پیدا می‌کنند، جلسات بیشتر برگزار می‌شود و سطح انرژی زیادی که این شعبه داشت و به من منتقل می‌کرد باعث شد تمام زحماتی که کشیده بودم نتیجه‌اش را دریافت کنم این حسی که من هم حتی به‌اندازه یک آجر یا یک قوطی رنگ در اینجا تأثیر داشته‌ام برای من بی‌اندازه مهم و تأثیرگذار بود و فکر می‌کنم این حس تا ابد ادامه دارد هر بار که در شعبه پا می‌گذارم این حس به من دست می‌دهد.

خیلی از دوستان سؤال می‌پرسند چقدر باید کمک کنم؟

من فکر می‌کنم زمانی که شخصی می‌خواهد برای مثال در گلریزان شرکت کند باید طوری باشد که به‌سختی بافتد، مثلاً یک نفر با 50000 تومان به‌سختی می‌افتد و مجبور می‌شود که بیشتر کار کند ولی شخص دیگری ممکن است 100 میلیون هم کمک کند و برایش فرقی نکند و این سختی ملاکی می‌شود که هر شخصی می‌تواند وسع خودش را بسنجد.

سخن آخر

آرزویم این است که افراد بتوانند بیایند و این جایگاه را حس کنند این برکت را حس کنند درواقع چیز گفتنی نیست باید بیایند و این را خودشان حس کنند. خوشا به حال آنان که می‌دهند و به دنبال باز پس گرفتن آن نیستند.


 

 

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: گفتگو، اخبار و گزارش ها،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
احمداستادمعین دوشنبه 16 مهر 1397 22:31
خداقوت،،انشالله بنده هم بتونم این حس آقامحمدروتجربه کنم ودرلژیون مالی شرکت کنم،،،
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic