درمسیر کیفیت مشاوره ( قسمت پنجم )
جمعه 30 مرداد 1394 ساعت 19:14 | نوشته ‌شده به دست فریدون جنابی | ( نظرات )
11  مدت زمان مشاوره   
ضمن اینکه مشاور یک شنوده خوب و صبور است و حتی الامکان بایستی صحبت های تازه وارد را بشنود اما باید در نظر بگیریم  اگر ما بخواهیم به طور کامل به صحبت های تازه واردین گوش کنیم . باید بدانیم  که آنها حرف برای گفتن زیاد دارند  و می خواهند تمام زندگی خود را از اول تا به اینجا تعریف کنند و ممکن است. وقتی نداشته باشیم . ضمن اینکه داستان اعتیاد با تمام تفاوت های آن در افراد مختلف . بسیا ر به یکدیگر شبیه است . به هر حال مشاور اجازه می دهد تا تازه وارد چند دقیقه ای از وضیعت خود صحبت کند . هم چنین بعد از اتمام صحبت خود مان هم می توانیم به تازه وارد فرصت بدهیم که صحبت کند . اغلب تازه واردین در انتهای جلسه مشاوره می گویند که تازه متوجه شدم که ایراد کار کجاست و از این قبیل صحبت ها و دیگر نمی خواهد کل داستان زندگیش را تعریف کند . بنابراین  مد نظر داشته باشیم که ممکن است ما وقت کافی برای شنیدن همه صحبت های تازه واردین را نداشته باشیم  و همینطور خودمان هم نمیتوانیم همه مطالب را در یک جلسه به او بگوییم . گاها دیده می شود برای انجام یک مشاوره برای یک نفر . بیش از یک ساعت وقت گذاشته میشود و این غیر طبیعی  است . زمان مشاوره نباید خیلی طولانی باشد .

12  حضور یا عدم حضور همراه تازه وارد در اطاق مشاوره 
    حضور همسفر یا همراه تازه وارد در اطاق مشاوره می تواند بسیار مفید و موثر باشد .زیرا خانواده و همراه تازه وارد چگونگی درمان اعتیاد آگاه خواهد شد . البته لازم به ذکر است که در هنگام پرسشنامه و صحبت اولیه مشاور با تازه وارد . بهتر است که خانواده در اطاق حضور نداشته باشند  تا تازه وارد  راحت باشد و به سئولات مشاور پاسخ دهد ......ادامه دارد
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مقالات و تجربیات ...،


رهایی های نمایندگی استاد معین؛
پنجشنبه 29 مرداد 1394 ساعت 13:31 | نوشته ‌شده به دست سیروس c60 | ( نظرات )
روز  چهارشنبه مورخ 94/05/28 شاهد رهایی 5 نفر دیگر از مسافران نمایندگی استاد معین بودیم؛




امیر عزیز مصرف هروئین و الکل داشته و با روش درمانی کنگره 60 (DST) طی سفری 16 ماهه به راهنمایی، راهنمای گرامی آقای حسین موسوی به درمان قطعی اعتیاد رسیده و گل رهایی خود را از دستان پرتوان جناب مهندس دریافت نموده اند. این رهایی را از طرف تیم وبلاگ نویسان و تمامی خدمتگزاران نمایندگی استاد معین به امیر عزیز و خانواده محترمشان، راهنمای گرامی ایشان آقای حسین موسوی، و تمامی اعضای کنگره 60 خصوصا نمایندگی استاد معین تبریک و شادباش می گوییم.تا باد چنین بادا.
ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: رهایی ها ...،


انسان چیزی نیست جز تلاش خودش ...
پنجشنبه 29 مرداد 1394 ساعت 09:40 | نوشته ‌شده به دست استاد معین | ( نظرات )

بسم الله الرحمن الرحیم

 جلسه گذشته هشتمین جلسه از دوره سیزدهم کارگاههای آموزشی روزهای سه شنبه به استادی مسافر فریدون جنابی، دبیری مسافر علی، نگهبانی مسافر کیوان با دستور جلسه : «آیا همه افراد در کنگره با هم برابرند» راس ساعت 17 آغاز بکار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

در مورد عدالت طی روزهای گذشته استادان عزیز صحبت کردند و من هم تا آنجا که در توانم هست صحبت میکنم

عدالت از عدل گرفته شده ، یعنی هر چیز در جای خودش باشد.

انسان چیزی نیست به جز تلاش خودش( لیس الانسان الا ما سعی) یعنی اگر تلاش نکند هیچ چیز نیست . در مورد این دستور جلسه می بینیم که در انتهایش علامت سوالی وجود دارد و می پرسد آیا همه افراد در کنگره برابرند؟ اصلا در کره خاکی هم کسی با کس دیگر برابر نیست.شاید ظاهرا کسی باشد که شبیه من فریدون باشد اما با من از  زمین تا آسمان فرق میکند. این آدم کنگره 60 که به نظر من مثلث بنیادین کنگره 60 هم است شامل:معرفت،عدالت و عمل سالم است و عدالت در راس آن آن قرار دارد. معرفت یعنی شناخت ، شناخت انسان از خودش.اگر انسان خوش را نشناسد نمی تواند درست زندگی کند.کنگره 60 بستری آماده کرده تا خودمان را بشناسیم با همین آموزشها ، حضور منظم در جلسات، استفاده از سی دی های آموزشی وووو . اگر یک نفر از این سی دی های آموزشی استفاده نکند و در جلسات به موقع حضور نداشته باشد و به صحبتهای راهنمایش گوش نکند از این دایره خارج میشود و این عین عدالت است./ن

نویسنده: نیما (رهجوی آقای مسعودباغجری)

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه آموزشی، گزارش جلسات روزهای سه شنبه،


دل نوشته : درمان سیگار
پنجشنبه 29 مرداد 1394 ساعت 09:31 | نوشته ‌شده به دست استاد معین | ( نظرات )

آنقدر آهسته و آرام اتفاق افتاد که خودم هم متوجه نشدم و به مرور زمان شد دوست تمام لحظات زندگی من صبح زود ناشتا بعد از صبحانه ، با خوشحالی با غم، بعد از ناهار برای رفع خستگی بعد از شام و موقع خواب و برای من شده بود مشکل گشا در تمام غمها و شادیها و تمام مراحل زندگیم . اولین بار با یک سیگار طعم دار و رنگی شروع کردم ، به نام مُر . چون متفاوت با سیگارهای دیگر بود از نظر رنگ و طعم و به زیباترین شکل مرا گول زد به خودم می گفتم این نعنایی است و اشکالی ندارد و روزی یکی یا دو تا مصرف می کردم و کم کم سیگار شدم و شروع به لطمه زدن به جسم خودم و با بوی بد آن و ضرر آن در خانه به همسرم لطمه زدم با مصرف آن در مکانهای عمومی و خیابان به تمامی افراد از کودک گرفته تا پیر و جوان و نوزاد و طبیعت و جهان پیرامون خود به همگی لطمه زدم و حال ماندم چه کنم فکر کنم بهترین راه برای جبران خسارت این باشد که اول درمان سیگارم را شروع کنم، الان مدت 2 ماه است که در دوره سازگاری و درمان سیگار هستم و نگاه و نگرش جدیدی به زندگی پیدا کردم و از تمامی انسانها و طبیعت که به آنها خسارت زدم طلب عفو و بخشش دارم.

و با تمامی وجودم سعی می کنم یک انسان مثبت در این جهان و چرخش حیات باشم و حالا احساس می کنم مرحله دیگری را در حال طی کردن هستم و به خودم رسیدن و نزدیک تر شدن و پیدا کردن قسمت دیگری از خودم که قبل از مصرف سیگار بودم که از ورزش کردن وخوردن انواع غذاها و میوه ها و تمامی مواردی که به تنفس سالم و ریه سالم مربوط می شود لذت ببرم و به خویشتن خویش بیشتر فکر کنم.

به امید آن روز که تمامی انسانها با عشق و محبّت فکر کنند و عمل کنند و سخن بگویند.

نویسنده : بهرام قربانیان ـ لژیون آقای بهمن سبحانی 
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دل نوشته مسافران ...، مقالات و تجربیات ...،


بالاخره استغاثه ها و راز و نیازها اثر کرد ...
پنجشنبه 29 مرداد 1394 ساعت 09:24 | نوشته ‌شده به دست استاد معین | ( نظرات )

هفده سالم بود که در اوج جوانی و غرور و در اوج منم منم و خودبزرگ بینی در اثر اجبار خانوادگی ناچار به ترک محل سکونت خانواده در تهران و تعویض و عزیمت به یکی از شهرکهای حاشیه تهران شدیم.

محله ای جدید، محیطی تازه و دوستانی نو، دوستان و بچه محل هایی که به من به چشم یک بچه تهران و تافته جدا بافته نگاه می کردند و این یعنی غرور بیجا و اعتماد بنفس کاذب.

بتدریج با دوستان جدید و بچه محلهای تازه با سیگار آشنا شدم و برای جا نماندن از قافله و همرنگی با جماعت و نشان دادن بچه تهران بودن نتوانستم آنرا پس بزنم و پس از چندی به یک سیگاری قهار و حرفه ای تبدیل شدم.

اولین بار که با تریاک آشنا شدم زمان اخذ دیپلم و یکی از مجالس دور همی دوستانه بود.

باز هم اعتماد بنفس کاذب گریبانم را گرفت و باعث شد نتوانم آن «نه» معروف را بگویم و تا چشم باز کردم تبدیل شدم به کسی که برای هر کاری و هر چیزی باید از تریاک اجازه می گرفتم و تمام امورات زندگی خود را از جزئی ترین مسائل تا مسائل اصلی با موادمخدر هماهنگ کردم و این یعنی اوج بیراهه رفتن و نهایت گمراهی.

همچنان در مسیر ضلالت و گمراهی سیر می کردم و توانایی و قدرت برگشتن به راه راست و زندگی سالم و دوری از اعتیاد را نداشتم و اعتیاد همچون هیولایی ددمنش در برابرم رخ می نمود. هیولایی که فقط مرگ و نیستی می توانست مرا از آن نجات دهد. ترک اعتیاد همچون آرزویی دست نیافتنی در دور دست خود را نشان می داد و من ناتوان در رسیدن به آن و حتی تفکر در  مورد آن، تفکری که چهارستون بدنم را به لرزه در می آورد.

ولی نا امید نبودم و همیشه در آرزوی معجزه بودم، همیشه در نماز و دعا و در حرم معصومین و حتی در خانه خدا از درگاه خداوند معجزه می خواستم، ولی بدون کوچکترین حرکتی تا اینکه استغاثه ها و راز و نیازها اثر کرد و معجزه خداوندی به بهترین شکل ممکن رخ داد :

« آشنائی اتفاقی با کنگره 60 »

نویسنده: رضا علیزاده ـ رهجوی آقای بهمن سبحانی

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دل نوشته مسافران ...، مقالات و تجربیات ...،

امید:
سه شنبه 27 مرداد 1394 ساعت 22:17 | نوشته ‌شده به دست پرویز محمدنبی | ( نظرات )
پروین اعتصامی میگه:
هیچ وقت امید کسی رو ازش نگیرشاید این تنها چیزی که اون داره
والبته این تنها چیز با ارزش ماست در لحظات سخت زندگی
که هیچی جز ناراحتی هامون و شکست نداریم
                      امید
امید مثل تخته چوب شکسته ایست که وقتی  توی اقیانوس پر از موج در حال غرق شدنی پیداش میکنی
و به سمتش میری  محکم دو دستی میگیریش و سرت را بالا میگیری و نفس میکشی و میگی!!
خدایا شکرت که این تخته پاره رو پیدا کردم و چند ساعتی رو باهاش طی میکنی و با خودت فکر میکنی که
این تخته بی ارزش چیه؟
که تو اونو محکم گرفتی!..میدونی چیه؟میدونی به این چی میگن؟ به این میگن امید
اگه رهاش کنی غرق میشی و اگر نگهش داری و صبر داشته باشی آرام آرام حرکت کنی و پا بزنی
میبینی که خیلی نمیگذره که یک کشتی از مسیر تو رد میشه و تو رو نجات میده..
امید شاید خیلی بنظر چیز خاصی نباشه اما اگر امید به خدا باشه مثل یه معجزه در بدترین شرایط
باعث نجات و خوشبختی آدم میشه!!
پس با امید تخته چوب را بگیر خدا نزدیک است....
نکته:
تخته چوب کسی را هم ازش نگیر.!.!  
کسی که ایمان قوی دارد، وقتی خمار می شود این ایمان به کارش نمی آید...
سه شنبه 27 مرداد 1394 ساعت 10:14 | نوشته ‌شده به دست استاد معین | ( نظرات )
        به نام خدا
این جلسه ، جلسه اول از دوره شانزدهم سری کار گاه های خصوصی کنگره ۶۰ روزهای یک شنبه مورخ ۲۵\۵\۹۴به استادی آقای احمدشریفیان و نگهبانی مسافر عباس و دبیری مسافر علی ریحانی با دستور جلسه وادی سیزدهم و تاثیرآن روی من راس ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.


خلاصه سخنان استاد:
دستور جلسه این هفته وادی سیزدهم است و اگر من وادی را نخوانده باشم چیزی از سخنان استاد برداشت نمی کنم زیرا ۷۰ درصد صحبت های استاد از داخل وادی است.
پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است. یک دنیا حرف دراین تیتر وادی نهفته است و این وادی تکمیل کننده دوازده وادی قبل است. این وادی جواب سوال هایی که باعث می شود من در سفرم سست شوم را می دهد.
اولین صحبتی که دراین جا بحث می شود تبدیل،تغییر،ترخیص است. مثالی که زده می شود مثال دبل آب است که داخل چاه انداخته می شود و پر از آب می شود و به بیرون کشیده می شود که عمل تبدیل،تغییر،ترخیص، انجام می شود.
اگر کمی ریزبیبن باشیم می بینیم که این عمل تبدیل، تغییر، ترخیص، در تمام مراحل زندگی ما انجام می شود.
آیا زمانی که علایم حیاطی قطع می شود و ما می میریم همه چیز تمام می شود؟ولی در کنگره کم و بیش به این نتیجه رسیده ایم که این طور نیست وقتی ما در این دنیا چشم ها یمان را می بندیم زندگی در جایی دیگر آغاز می شود.
در این وادی صحبت از خط خمر می شود و از انسانهای تک بعدی و دو بعدی و سه بعدی صحبت می شود. راجب انسانهایی صحبت می شود که وقتی به مشکلی برمی خورند نمی توانند از آن عبور کنند. انسانهای دو بعدی در وجودشان عشق و عقل و ایمان وجود دارد و زندگیشان در آرامش است و اگر انسان درون خود عشق و عقل و ایمان نداشته باشد تبدیل به یک انسان تک بعدی می شود. در کنار این سه خط، خط دیگری به نام خط خمر وجود دارد.
اگر این خط خمر درست کار نکند مسلمآ نمی توانیم هیچ استفاده ای از سه خط عشق و عقل و ایمان کنیم مثل کسی که ایمان قوی دارد ولی وقتی خمار می شود این ایمان به کارش نمی آید. این خط ها باید به موازات هم در کنار هم باشند. 
اگر خوب دقت کرده باشیم در کلام الله تمثیلی از بهشت به میان می آید و اینکه در بهشت رودهایی جاری هستند: عسل، شیر، آب زلال و ... در این وادی هم به این نکته اشاره دارد و به نظر من یک ارتباطی بین این دو قضیه نهفته است. وقتی عشق، عقل و ایمان و خمر به نهرهای عسل ، شیر ، آب زلال و شراب هائی که سردرد نمی آورند و هرچه می نوشی هشیار تر می شوی ، تشبیه می شوند، یعنی انسان اگر به گونه ای حرکت کند که عشق و عقل و ایمان و در کنار اینها سیستم ایکس ( خط خمر ) به تعادل برسند و کار خودشان را درست انجام دهند، گوئی در بهشت برین جای گرفته است.
درمسیر کیفیت مشاوره ( قسمت چهارم )
دوشنبه 26 مرداد 1394 ساعت 19:46 | نوشته ‌شده به دست فریدون جنابی | ( نظرات )
7  پکیج روی میز  
    مشاور بایستی پکیج آموزشی کنگره 60  را در کنار خود و روی میز داشته باشد و استناد به منابع آموزشی پکیج صحبت کند . این موضوع . علمی بودن و مستند بودن مطالب را می رساند و اهمیت فوق العاده ای دارد .
8   سرفصل های مطالب ما از کجا شروع شود و کجا ختم گردد . 
این مسئله از اهمیت خاصی بر خوردار است  که ما بدانیم صحبتمان را از کجا شروع کنیم . مانمی توانیم . در ابتدای صحبت و ابتدا به ساکن بگوییم  که اینجا باید  10 ماه تریاک مصرف کنید . ضمن اینکه این جمله کاملا  درست است و در نهایت باید همین را بگوییم . اما کجا و چگونه گفتن آن بسیار مهم و تعین کننده  است  راهنمای تازه واردین یا مشاور  باید برای صحبت خود . حتی المقدور سرفصلهای مشخص و منظمی داشته باشد و بداند که صحبت خود را چگونه پیش ببرد و چه زمانی در مورد مصرف داروی اپیوم یا اپیوم تینکچر  و طول درمان صحبت کند . لازم به ذکر است که مشاور حتی الامکان از واژ ه  اپیویم یا اپیوم تینکچر  استفاده می نماید .
9  قضاوت و تصمیم نهایی به عهده تازه وارد است. 
به یاد داشته باشیم که ما فقط راهنمایی می کنیم . اصرار نمی کنیم . نصیحت نمی کنیم . قضاوت را به عهده تازه وارد می گذاریم تا او خودش تصمیم بگیرد . فقط می توانیم بگوییم که کنگره 60 با روش  های دیگر . پذیرش ندارد . 
10  نکات بسیار مهم .....
    به استناد سی دی شادابی از مصرف مواد مخدر که شنیدن ان برای کلیه مشاورین ( بدستور جناب مهندس ) الزامی است . راهنمای تازه واردین نمی تواند و نباید به تازه وارد بگوید که اینجا باید تریاک مصرف کنی .  برو بزن نوش جونت . برو بزن حالشو ببر . به گفته نگهبان کنگره 60 چنین ادبیاتی برای ما فاجعه است. در هنگام مشاوره از پرداختن به موضوعات تخصصی جهانبینی خود داری می شود. 
در هنگام مشاوره هیچگونه برنامه ای داده نمی شود . تا تازه وارد خودش انخاب راهنما نماید.
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مقالات و تجربیات ...،


دلنوشته یک همسفر ...
دوشنبه 26 مرداد 1394 ساعت 11:26 | نوشته ‌شده به دست همسفر ریحانی | ( نظرات )


مدتها بود در جستجوی،راهی برای ترک اعتیاد مسافرم بودم و مستاصل روزنه امیدی نمیافتم.حرفهای او نیز که میگفت اگر ترک کنم میمیرم و یا لبی که خورد به وافور شسته میشه با کافور، حس درماندگی بیشتری به من میداد.اینده زندگی مشترک تازه خود را در تاریکی و ابهام میدیدم اما هیچ وقت امیدم را از دست نمیدادم و راهی جز صبر برای یافتن راهی تازه نمیدیدم. شب قدر سال گذشته از خدا خالصانه خواستم که کمکم کند زندگی ام را انطور که میخواهم و او راضی باشد بسازم وطلب چاره کردم، کمتر از سه ماه بعد در،عین ناباوری سایت کنگره را یافتم وبا خواندن مطالب فهمیدم این همان راه رهاییست.در مدت چهارماهی که تنها به کنگره میامدم راهنمای دلسوزم امیدبخش روزهای خوب نیامده برای من بود وبا کمک او و اموزشهای کنگره من که آنقدر ناشکیبا بودم توانستم صبر را بیاموزم و اکنون میوه صبرم در حال رسیدن است و من عظمت خداوند را در زندگی ام و برکات بی حدش حس میکنم.

همسفر مائده رهجوی خانم زهرا


Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دل نوشته همسفران ...،

دنیا را جبر مطلق و خودم را زندانی دربند و محکوم تصور می کردم ، اما....
یکشنبه 25 مرداد 1394 ساعت 18:00 | نوشته ‌شده به دست همسفر ریحانی | ( نظرات )

این جلسه یازدهمین جلسه از دوره چهاردهم سری کارگاههای آموزشی ویژه همسفران کنگره 60 روزهای شنبه مورخه 94/05/24 با استادی خانم مریم ،نگهبانی خانم منیژه و دبیری خانم اعظم با دستور جلسه  ( وادی سیزدهم و تاثیر آن روی من ) راس ساعت 13:00 آغاز به کار نمود.


نمی خواهم حرفهای آقای مهندس را تکرار کنم بلکه می خواهم برداشت و تاثر آن روی من را بیان کنم . قبل از ورود به کنگره با افکار افیونی که داشتم اصلا به شروع و پایان فکر نمی کردم و بعد از آن تازه در ذهن من شکل گرفت . دنیا را جبر مطلق و خودم را زندانی دربند و محکوم تصور می کردم ، اما بعد از ورود گمشده خودم را پیدا کردم . اصوات و نور در هستی از بین می روند و آنچه که می ماند چیزی است که با قلم نوشته می شود مثل کتابهای آسمانی و یا مثل  فرمانهای کوروش در سنگ نوشته ها که باقی مانده است . هرکاری که ما انجام می دهیم سه مرحله تغییر و تبدیل و ترخیص را دارد که آقای مهندس با مثال دلو آب آن را برای ما توضیح دادند . در زمان حرکت دلو به سمت آب تغییر ، زمان پر شدن آن تبدیل و زمان بالا کشیدن مرحله ترخیص و پایانی است . در زندگی عادی خودمان شروعها و پایانها را می بینیم مثل تولد و ازدواج و مرگ

ادامه مطلب



 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic