تولدها...
یکشنبه 29 فروردین 1395 ساعت 17:16 | نوشته ‌شده به دست مسافرمحمدرضا امیریان | ( نظرات )
پنجشنبه این هفته مورخ 2 اردیبهشت 1395
پنجمین سال رهایی کمک راهنمای گرامی، آقای میثم حاتمی،
رهجوی آقای مجتبی دهقانی
 را در نمایندگی استادمعین جشن می گیریم.





((سالروز این رهایی را به آقای میثم عزیز و راهنمای محترم و خانواده گرامیشان تبریک و شادباش می گوئیم))

جشن اولین سال رهائی مسافر حسن فاطمی ...
یکشنبه 29 فروردین 1395 ساعت 13:10 | نوشته ‌شده به دست استاد معین | ( نظرات )
جلسه گذشته پنجمین جلسه از دوره سیزدهم سری کارگاههای آموزش کنگره 60 ویژه مسافران و همسفران نمایندگی استادمعین به استادی آقای علیرضا عیوضی، نگهبانی مسافر مجتبی افشاری و دبیری مسافر عباس انصاری با دستور جلسه جهان بینی 1 و 2 و جشن اولین سال مسافر حسن فاطمی رهجوی آقای علیرضا عیوضی راس ساعت 16:30 آغاز بکار نمود. 

خدا را شکر میکنم که تونستم یک بار دیگر استاد بشینم. 
امروز تولد اقای حسن فاطمی با دستور جلسه جهان بینی.
همنجوری که همه شما مستحضر هستید و می دانید، یکی از اضلاع مهم درمان، جهان بینی می باشد.
جزوه های جهان بینی یک . دو . وادی ها . کتابهای کنگره جهان بینی نامیده میشوند.
تعریف جهان بینی بسیار ساده و روان گفته شده است، جهان بینی یعنی : انچه ما نسبت به جهان هستی.جهان درون و بیرون جهان درون که خودانسان میگه یعنی ان اتفاقاتی که درون یک انسان می افتد یا متعلقاتی که یک انسان دارد مثل صور پنهان و کالبد دوم . 
پس بخاطر همین است که کنگره 60 خیلی تاکید به جهان بینی دارد. 
دلیل این که ما در مصرف مواد مخدر افتادیم و تفننی مصرف کردیم، نداشتن جهان بینی بود.
اگر ما به این قضیه دقت کنیم متوجه می شویم که جهان بینی یکی از تأثیرگذارترین مسئله هایی است که در ضلع درمان ما اهمیت فراوانی دارد، که به ما کمک می کند دید وسیع تری نسبت به یه سری از مسائل داشته باشیم.
پس ما باید تغییر کنیم، نوع نگاهمان و جهان بینی مان بایستی حتماً تغییر کند.
ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: تولدها،


مصاحبه ؛ کمک راهنما حسین سلیمانی
یکشنبه 29 فروردین 1395 ساعت 13:07 | نوشته ‌شده به دست استاد معین | ( نظرات )

لطفاً خودتان را معرفی کنید:

سلام دوستان حسین هستم یک مسافر

2ـ در حال حاضر 6 سال رهائی شما می گذرد و به درمان رسیده اید، دلیل اینکه هنوز در فضای کنگره و کارگاههای اموزشی حضور دارید و در حال خدمت کردن هستید، چیست؟

خیلی ها می گویند که تکراری می شود، ولی واقعیت این است که خیلی چیزها تکراری است مثل شب و روز ، مثل ساعت ها، مثل رفتن به سر کار و خیلی چیزهای دیگر. ولی خیلی از این تکرارها یعنی یادآوری دلیل بودن من فقط یادآوری است.

تعداد از حس های دوران اعتیاد را برایتان بازگو می کنم، امروز این حس ها درون شما تبدیل به چه چیزی شده اند؟

دروغ: خیلی کم شده

نفرت : تا حدود زیادی عشق

منیت: سعی می کنم اصلاح کنم

خود خواهی: تقریباً وجود ندارد

فریاد: هنوز وجود دارد

نا امیدی: گاهی وقت ها آزارم می دهد

حقارت: شجاعت

انتقام: بخشش

خودکشی: وجود ندارد

4ـ بنظر شما مهمترین عامل در درمان اعتیاد و رسیدن به رهائی چیست؟

صبر، توکل و هدف

5ـ برای کسانی که مصاحبه شما را می خوانند و هنوز از اعتیاد رنج می برند، چه صحبتی دارید؟

بزرگترین حربه شیطان این است که می گوید: (هنوز وقت هست) ولی واقعیت این است که زمان به سرعت در حال گذر است. من از این دوستان می خواهم که تلاش کنند تا نقطه تفکر ایجاد شود و برای درمان اقدام کنند و کنگره هم با آغوش باز پذیرای این عزیزان می باشد.

با تشکر 

تهیه گزارش و مصاحبه: مسافر احمد شریفیان

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مصاحبه ...،

پیام تولد ...
چهارشنبه 25 فروردین 1395 ساعت 17:11 | نوشته ‌شده به دست استاد معین | ( نظرات )
پنجشنبه این هفته مورخ 26 فروردین 1394 
اولین سال رهایی مسافر حسن فاطمی رهجوی آقای علیرضا عیوضی
 را در نمایندگی استادمعین جشن می گیریم.


از طرف تیم وبلاگ نویسان نمایندگی استادمعین، کنگره مرزبانان و ایجنت نمایندگی به حسن عزیز تبریک عرض می نمائیم.
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: تولدها، اطلاعیه ها،


دلنوشته مسافر
دوشنبه 23 فروردین 1395 ساعت 11:44 | نوشته ‌شده به دست مسافر آیدین پ. | ( نظرات )
سلام به همه دوستان خوبم.
قبل ازهرچیز،از استاد گرامی؛جناب اقای شریفیان بابت این تاخیرطولانی؛واقعا عذرخواهی میکنم.من به اینکه لازمه انجام هرکاری ودرهردرجه ازاهمیت؛داشتن لیاقت،وظرفیت پذیرش انجام اون کاره ایمان کامل دارم.اما با چند اتفاق اخیری که برام پیش اومده،فهمیدم که دوشرط بالا رو؛چه درموضوع ورود به وبلاگ وچه در موردوظایف درون لژیونی خودم؛درکمترین حدممکن کسب کردم ودر وهله اول تنها برای خودم متاسفم که نتونستم کمترین حدانتظار روبرآورده کنم.اماازطرفی امیدوارم  اول به محبت راهنمای بزرگوارم وهمینطوربزرگ منشی جناب آقای شریفیان.از محضراین دو عزیز واقعا عذرخواهی میکنم ونهایت تلاشم رو میکنم که بیشتراز این شرمنده نباشم.ای کاش ازمن نرنجیده باشید.
دنیای وارونه ...
یکشنبه 22 فروردین 1395 ساعت 12:47 | نوشته ‌شده به دست استاد معین | ( نظرات )

یادش بخیر زمان اعتیاد، چه برو بیائی داشتیم ...

اون زمان که مصرف کننده بودیم حداقل با بچه ها دور هم جمع می شدیم و بساط منقل و بافور همیشه مهیا بود. معرفت حرف اول بساط ها رو می زد.

برای هم دیگه لول درست می کردند و برای هم دود می گرفتند.

اگر کسی مشکلی داشت، همه راهنمائیش می کردند.

خیلی خوب بود اون وقت ها، بچه هایی که دور بساط جمع می شدند، توی همه جا آشنا داشتند و امکان نداشت که یه نفر نیاز به کمک داشته باشه و پیشنهادی بهش نشه.

ساعت ها کنار هم می نشستند و با نهایت احترام متمرکز می شدند روی سیخ و لول و دودی که اتاق رو پر کرده بود.

حیف که اون روزها تمام شد...

تا دیر وقت بیدار بودیم و فوتبال و فیلم سینمائی می دیدیم. صبح هم تا لنگ ظهر می خوابیدیم. وقتی هم که بلند می شدیم یکدفعه صبحانه رو همراه با ناهار می خوردیم.

تنها بدی اون وقت ها این بود که وقتی خمار می شدی، پشه هم می ترسید از کنارت رد بشه، دست بزن و شکستن و از این حرفا ...

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دل نوشته مسافران ...، مقالات و تجربیات ...،


قسمت از نوع خدایی:
شنبه 21 فروردین 1395 ساعت 21:36 | نوشته ‌شده به دست پرویز محمدنبی | ( نظرات )

یكی جثه ای بزرگ خواست و آن یكی چشمانی تیز.
یكی دریا را انتخاب كرد و یكی آسمان را.
در این میان كرمی كوچك جلو آمد و به خدا گفت : 
من چیز زیادی از این هستی نمی خواهم. 
نه چشمانی تیز و نه جثه ای بزرگ. نه بالی و نه پایی ، نه آسمانی ونه دریا.
تنها كمی از خودت‚ 
تنها كمی از خودت را به من بده.
و خدا كمی نور به او داد.
نام او كرم شب تاب شد.
خدا گفت: آن كه نوری با خود دارد، بزرگ است، حتی اگربه قدر ذره ای باشد.
تو حالا همان خورشیدی كه گاهی زیر برگی كوچك پنهان می شوی
و رو به دیگران گفت :
كاش می دانستید كه این كرم كوچك ، بهترین را خواست.
زیرا كه از خدا جز خدا نباید خواست.
هزاران سال است كه او می تابد. روی دامن هستی می تابد. 
وقتی ستاره ای نیست چراغ كرم شب تاب روشن است 
و كسی نمی داند كه این همان چراغی است كه
روزی خدا آن را به كرمی كوچك بخشیده است !
Susan Bashiri's photo.
داستان ازلی جهل :
پنجشنبه 19 فروردین 1395 ساعت 16:22 | نوشته ‌شده به دست پرویز محمدنبی | ( نظرات )
مردی مومن همسایه کافر داشت.
هر روز و هر شب همسایه کافر را لعن و نفرین میکرد!!
خدایا..
جان این همسایه کافر مرا بگیر و مرگش را نزدیک کن! طوری که مرد کافر می شنید.. زمان گذشت
و آن مرد مومن که نفرین میکرد خودش بیمار شد! دیگر نمی توانست غذا درست بکند..
ولی غذایش در کمال تعجب سر موقع در خانه اش حاضر می شد.. مومن سر غذا میگفت خدایا ممنونم
که بنده ات را فراموش نکردی و غذای مرا در خانه ام حاضر و ظاهر میکنی و لعنت بر آن کافر خدا نشناس
که ترا نمی شناسد!! روزی از روزها که می خواست غذا را بردارد دید این همسایه کافر است که برای
او غذا میاورد... از آن شب ببعد مرد مومن قصه دیگری هنگام دعا و عبادت میگفت!!
خدایا ممنونم که این مرتیکه شیطان را وسیله کردی برای من غذا بیاورد ! من تازه حکمت تو را فهمیدم
که چرا جانش را نگرفتی!!!
جهل امریست ذاتی که با هیچ سراطی راهش تغیر نمی کند..!
مصرف متادونم بالا رفت ... دلنوشته مهدی دیمه
چهارشنبه 18 فروردین 1395 ساعت 11:10 | نوشته ‌شده به دست استاد معین | ( نظرات )

بنام خالق هستی

می دهد بر باد رویای جوانان اعتیاد ***  وه چه سان قاتل شده بر جان انسان اعتیاد

 ای خدا کَس را اسیر این مرض هرگز مکن *** چون کند کاخ همه آمال ویران اعتیاد

سلام دوستان، مهدی هستم یک مسافر.

پروردگار متعال را روزی هزار بار شکر می کنم که با کنگره 60 در سال 88 آشنا شدم، ولی بعلت اینکه اون موقع آگاهی کامل نسبت به درمان اعتیاد و راهکارهای کنگره 60 و آموزشهایش نداشتم و خودم هم نسبت به درمان اعتیاد خودم اشتیاقی نداشتم هیچ حرکتی انجام ندادم، البته من با کنگره توسط تحقیقاتی که خواهرم انجام داده بود در محل سکونت مان که مشهد بود، آشنا شدم. چون خواهرم خیلی ناراحت بود و می خواست به یک طریقی به من کمک کند که اعتیاد من برای همیشه درمان شود نه اینکه اعتیاد رو ترک کنم و پس از مدتی سقوط آزاد یا هر روش دیگری دوباره با یک مشکل جسمی یا روحی و روانی دوباره برگشت بخورم به سمت موادمخدر، البته بنابر تحقیقاتی که خواهرم انجام داده بود، در مشهد شعبه ای نبود و باید از طریق سایت کنگره راهنمای خودت را انتخاب می کردی و مشاوره و راهنمایی می گرفتی و اینکه با همان موادمصرفی خودم (تریاک) درمان می شدم و پله پله مصرف را پایین می آوردم و همراه با این ها، آموزش های لازم را می گرفتم و با مطالعه کتاب و جزوه ها نوع نگرش خودم به زندگی و پیرامون خودم و مخصوصاً جهان بینی ام را تغییر می دادم .

خلاصه من هیچ وقت این موضوع را جدی نمی گرفتم و حتی یک بار هم نشد که با خواهرم وارد سایت کنگره 60 شوم و یک جستجوی کوتاه در سایت کنگره انجام بدهم و آشنائی بیشتری نسبت به کنگره، راهکارهایش و آموزشهایش داشته باشم. هر اطلاعاتی هم که داشتم آنهائی بود که خواهرم به من انتقال می داد. بعد از چند وقت که خواهرم دید من کنگره را جدی نمی گیرم، برای اینکه بیشتر با کنگره آشنا شوم با مشخصات خودم من را در سایت عضو کرد که کتاب ها و جزوات مهندس دژاکام را برایم پست کنند.

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دل نوشته مسافران ...،


ساعت بیقراری ...
شنبه 14 فروردین 1395 ساعت 13:44 | نوشته ‌شده به دست استاد معین | ( نظرات )

بنام خداوند مهربانیها 

این سیزده روز هم به چشم بر هم زدنی گذشت، آنچه باقی ماند نتیجه ایست که از اعمالمان نشأت خواهد گرفت و این نتیجه زائیده افکار، اندیشه و رفتار تک تک ماست.

آنانکه بذر نیکو کاشتند، بدون شک محصول حاصلخیز و دلچسبی برداشت خواهند کرد و دیگرانی که به بازیهای کودکانه پرداختند، جز حسرت عایدشان نخواهد بود.

در این چند روزی که با فاصله از عزیزترین خاطراتم گذشت، ساعتی بود که من اسم آن را ساعت بیقراری گذاشتم.

فیلمهای جنگی و دفاع مقدس را بخاطر دارید؟ آن صحنه ای که وقتی یک جانباز شیمیائی و موجی، در جریان شلوغی یکسری صداها قرار می گیرد و دستانش را روی سرش می گذارد و فشار می دهد، گوئی تمام صحنه های جنگ و خاطراتش مقابل چشمانش به تصویر کشیده می شود...


ساعت بی قراری من هم چیزی شبیه این سکانس بود. نزدیکیهای ساعت 5 که می شد، استرس وجودم را احاطه می کرد، ضربان قلبم تند می شد و همه چیز مهیا بود برای به تصویر کشیده شدن خاطرات ساعت 5.


ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دل نوشته مسافران ...،




 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic