هفته دیده بان
یکشنبه 24 بهمن 1395 ساعت 18:38 | نوشته ‌شده به دست omid aghakhani | ( نظرات )

جلسه یازدهم از دوره بیستم سری كارگاه های آموزشی خصوصی كنگره ٦٠ روزهای یکشنبه شعبه استاد معین مؤرخه 95/11/24 به استادی آقای مجتبی دهقان نگهبانی آقای محمد رضا امیریان و دبیری مسافر حمید راس ساعت ١٧ آغاز بكار نمود .
خیلی خوشحالم و باعث افتخار من است كه بار دیگر در این جایگاه هستم و بعنوان استاد جلسه میتونم از حضور شما عزیزان استفاده كنم و خداروشكر میكنم دستور جلسه مربوط به دیده بان و هفته دیده بان است در كنگره ٦٠یكسری مسولیتها است كه بمرور زمان تعریف شده است و تكامل یافته است - یك زمانی تصور بر اینست كه مثلا یك مكانی مثل كنگره ٦٠ باید همه چیز آن از روز اول درست باشد ولی حقیقت اینست كه از روز اول پایه و اساس كار درست هست و درست بوده ، اما در ادامه كار یكسری جایگاه ها تعریف شد و یكسری قواتین بوجود آمد. چرا ؟
چون اگر از همان روز اول یكسری چیزها مشخص شده و دیكته شده بود شاید تاثیر گذاری كمتری داشت . با توجه به فعالیتهای كنگره شاید مقایسه آن با جای دیگر درست نباشد اما هر جای دیگری را هم كه نگاه كنیم میبینیم بمرور زمان تكامل یافته است . حتی در خیلی از أدیان در ابتدا بعضی چیزها اول مشكلی نداشت و بمرور منع شد ، حرام اعلام شد كه علت آن تاثیر گذاری بیشتری بود  و كسانی كه پذیرفته بودند خیلی راحتر میپذیرفتند و قبول میكردند . در كنگره ٦٠ نیز بهمین صورت بوده است .جایگاه دیدبانی اولین جایگاهی بود كه در كنگره پدید آمد حتی پیش از آنكه بعضی قوانین در كنگره بوجود آید ، شاید قوانین بصورتی كه امروز هست در گذشته نبود جایگاه هایی مثل كمك راهنمایی ، مرزبانی ، ایجنت و ... چیزهایی است كه بمرور بوجود آمد . حال چرا این جایگاه ها و قوانین در كنكره درست میشود و تعریف میشود ؟ علت آن اینست كه اگر هر سیستمی بخواهد كارش را درست انجام دهد ، اگر در دستور كارش رشد و توسعه و حفظ و بقا باشد ، باید پیرو یكسری قوانین و ضوابط باشد و یكسری مسولیتها باید تعریف شده باشد ، بمرور هر چه تعداد اعضای آن سیستم بیشتر شود اگر نظام و قانون صحیحی نداشته باشد یك چیز بهم ریخته ایی خواهد شد و زمانی هم شروع به متلاشی شدن میكند . سیستم كنگره ٦٠ هم اینگونه میباشد و در ابتدا تنها با یك شعبه كار خود را آغاز كرد و بمرور زمان نمایندگی های دیگر بوجود آمد و امروز در سراسر كشور نمایندگی دارد ، این صحبتها را به دلیل كردم تا اهمیت یكسری جایگاه ها برای ما مشخص شود كه چرا بوجود آمده است ، و چه تاثیری در روند درمانی ما دارد . اگر نگاه كنیم روش درمانی كنگره ٦٠ ، قاعده و قوانین آن از روز اول تعریف شده و درست بود اما مسیر در ادامه شروع به یكسری تغییرات كرد ، در كتاب ٦٠ درجه نوشته شده است نحوه كاهش پله های آقای مهندس و چگونه ایشان سفر كردند امروز چگونه است ؟ امروز دارویی بنام OT هست كه آن موقع نبود . همه چی مشخص است از جمله ضریب كم كردن یا مدتی كه مثلا فرد باید به یك وعده برسد و ... در واقع راه و مسیر همان است اما فرق آن در اینست ، روز اول كه بوجود آمد مسیر یك كوره راه بود و بمرور تبدیل به یك اتوبان شد .حركت كردن در یك اتوبان كه علائم مشخص در مسیر وجود دارد راحت تر است یا حركت در یك كوره راه ؟ قطعا كار آقای مهندس سخت تر بود چون راهی وجود نداشته است و ایشان راهی را بوجود آوردند و بمرور این راه را توسعه دادند وقتی اینگونه به قضیه نگاه كنیم متوجه میشویم كه یكسری جایگاه ها چرا در كنگره تعریف شده است و چه أهمیتی برای درمان ما دارد همین دیدبانان كسانی هستند كه شور و مشورت میكنند و با تجربیاتی كه در طی این چند سال در كنگره ٦٠ داشتند باعث میشود یكسری قوانین گذاشته شود و با رصد كردن نمایندگی ها كسری ها و ضعف ها شناسایی میشود و باعث میشود سیستم درمانی نظارت شود و برای آن برنامه ریزی میشود تا یك نفر به رهایی برسد روزهاییكه ما كنگزه نیستیم افرادی هستند كه در جاهای مختلف كنگره فعالیت میكنند كه ما بخش زیادی از فعالیتهای آنها را ما نمیبینم .طبق آمار سال های قبل
برای اینكه یك نفر به درمان برسد حدودا ١١ میلیون تومان هزینه صورت میگیرد كه این رقم شامل أجاره مكان شعبه ، آب ، برق و ... حقوق هایی كه بصورت فرضی ( چون هیچ یك حقوقی دریافت نمیكنند )برای خدمتگذاران از جمله مرزبان ، راهنما ، ایجنت ،.... مجموع این هزینه ها برای درمان و رهایی یك نفر برای ما رقم غیر قابل باوری میباشد و با دانستن این موضوع بهتر قدر سفر خود را میدانیم و ما باید ارزش آن را بدانیم این هفته را به همه دیدبانان كنگره ٦٠ تبریك میگویم و از خداوند میخواهم به آنها قوت دهد تا بتوانند در ادامه این سرویس را بما بدهند .
برچسب‌ها: هفته دیده بان،

سومین و اولین سال تولد رهایی کمک راهنمایان محترم محمدرضا و مهدی
شنبه 23 بهمن 1395 ساعت 12:37 | نوشته ‌شده به دست استاد معین | ( نظرات )

اولین و سومین سالگرد رهایی کمک راهنمایان محترم مهدی محمدی و محمدرضا امیریان رهجوی اقای سروش برقع وش را ، پنجشنبه مورخه 95/11/25 در نمایندگی‌استادمعین‌ جشن می گیریم.

از طرف تیم وبلاگ نویسان نمایندگی استادمعین به این دو عزیز و راهنمای گرامیشان و مسافران و همسفران نمایندگی استادمعین تبریک عرض می نمائیم.
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: تولدها، کارگاه آموزشی،

هفته دیده بان ( جشن )
پنجشنبه 21 بهمن 1395 ساعت 18:21 | نوشته ‌شده به دست omid aghakhani | ( نظرات )


جلسه پنجم از دوره هفدهم سری كارگاه های آموزشی خصوصی كنگره ٦٠ روزهای پنجشنبه شعبه استاد معین مؤرخه ٩٥/١١/٢١   به استادی همسفر سركار خانم آنی دژاكام ( دیده بان ورزش بانوان ) نگهبانی آقای مجتبی دهقان ( ایجنت شعبه استاد معین و دبیری مسافر محمد بهرام زاده راس ساعت ١٧ آغاز بكار نمود .
خلاصه سخنان استاد ؛خیلی خوشحال هستم كه امروز به شعبه استاد معین دعوت شدم و همانطور كه میدانید هفته ، هفته دیدبان هستش و من چند دقیقه ایی راجع به جایگاه دیدبان با شما عزیزان صحبت میكنم - همانگونه كه نگهبان كنگره میفرمایند دیدبانان ستون های كنگره هستند و اجرای قوانین ، قانون گذاری و برنامه ریزی ها بعهده دیدبانان میباشد - هم اكنون تعداد سیزده دیدبان هست كه هر یك مسولیت مشخص بخود را دارد و من دیدبان ورزش و همسفران هستم و بطور كلی تقسیم كار بین دیدبانان صورت گرفته است - در حدود ٢٠ سال پیش كه آقای مهندس درمان شدند و كنگره ٦٠ را پایه ریزی كردند در آن مقطع تنها یك شعبه كوچك (شعبه انقلاب )وجود داشت و تعداد كمی از افراد حدودا هفت ، هشت نفر یدور هم جمع میشدند و آقای مهندس در جایگاه راهنما تدریس میكردند ، رفته رفته كنگره گسترش پیدا كرد و چون مقدور به انجام همه كارهاً  در بخش های مختلف نبود ، لازم بود كه تقسیم كار صورت بگیرد وقتی  آدمهای زیادی دور هم جمع میشوند از كوچكترین بنیان كه خانواده است گرفته تا افراد یك جامعه ، شهر یا یك كشور در چهارچوب یكسری قوانین و احترام و اجرای قوانین است كه میتوانند در كنار یكدیگر قرار بگیرند و ساختارها را شكل دهند . كنگره نیز به همین صورت برای آنكه ساختارها شكل بگیرد نیاز به قوانین صحیحی دارد ، قوانین الهی ، منصفانه و عادلانه ایی باشد و اینكه افرادی باشند ، كه ضامن إجرائی آن قوانین باشند تا قوانین درست أجرا شوند بهمین دلیل رفته رفته دیدبانان شكل گرفتند و آقای مهندس دیدبانی را انتخاب كردند و همراه با ایشان تصمیم گرفتند نفر سومی را نیز انتخاب نمایند و با گسترده شدن كنگره تعداد دیدبانان افزایش یافت و تاكنون ١٣ دیدبان در كنگره داریم و البته هنوز چارت دیدبان تكمیل نشده است . مدت ٢ سال است كه من مسولیت ورزش بانوان را بعهده دارم و انشاله كه بتوانم مفید واقع شده و خدمت نمایم در این ارتباط مسابقاتی را روزهای جمعه در پارك طالقانی آغاز كردیم كه در ابتدا خیلی كوچك و در حد شعب بود در اصل ورزش بانوان در كار نبود اما اندك اندك با حمایت آقای مهندس ،بخش مالی وبخش شورای ورزش كمك كردند تا لوازم مورد نیاز خانم های شعب تأمین شود تا رفته رفته این روند كامل شود و ورزش بانوان نیز شكل بگیرد .از جمله این فعالیتها ، تاكنون  ١٤-١٥ تیم مختلف از شعب أراك . شهر كرد و دیگر شهرها و ... برای مسابقات والیبال به تهران آمدند و با یكدیگر به رقابت پرداختد كه در هفته آینده فینال این مسابقات در قالب حدودا ٤٠ تیم برگذار میگردد كه امیدوار هستیم ورزش بانوان را نیرومند نماییم .
مایل هستم راجع به موضوع دیگری هم ، علی رغم كمبود وقت با شما صحبت كنم كه شاید شما علاقمند باشید بدانید كه در جلسات دیدبانان چه كاری انجام میدهند ؟ جلسه دیدبانان حدودا هر دو ، سه هفته یكبار در ساختمان مركزی كنگره ( آكادمی) برگذار میشود و راجع به قوانین صحبت میكنند ، یك قانون آرائه میشود و از دیدبانان نظر میگیرند ، یكسری نظر موافق میدهند و یكسری نظر مخالف خودرا آرائه میدهند و راجع به آن بحث میشود و هر یك علت موافقت یا مخالفت خود را بیان میكنند (و معمولا آقای مهندس در این جلسات شركت نمیكنند ) در نهایت رأی گیری میشود و بر مبنای حد اكثر رأی نتیجه گیری ها صورت میگیرد . از اینكه به صحبتهای من گوش دادید سپاسگذار هستم .










امید






Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه آموزشی، گزارش جلسات روزهای پنجشنبه،

برچسب‌ها: کنگره 60،

وظایف رهجو
یکشنبه 17 بهمن 1395 ساعت 18:06 | نوشته ‌شده به دست omid aghakhani | ( نظرات )

جلسه دهم از دوره بیستم سری كارگاه های آموزشی خصوصی كنگره ٦٠ روزهای یكشنبه شعبه استاد معین مؤرخه ٩٥/١١/١٧   به استادی آقای محمد باقری نگهبانی آقای محمد رضا امیریان و دبیری مسافر حمید راس ساعت ١٧ آغاز بكار نمود .
خلاصه سخنان استاد :
تشكر میكنم از نگهبان عزیز و دبیر محترم ایشان امیدوارم یك عصر خوب را با یكدیگر داشته باشیم با دستور جلسه وظائف رهجو .
در یكی از سی دی های جناب امین ایشان میفرمایند هر كسی كه قصد دارد سفر كند و به رهایی برسد باید خیلی به درب و دیوار خورده باشد و خیلی سختی كشیده باشد و قطعا كسی كه به كنگره ٦٠ وارد میشود بنظر من این سختی ها را كشیده و با آنها دست و پنجه نرم كرده است . وقتی كه وارد كنگره میشویم جزؤه ایی هست با نام شرح وظائف رهجو و یك سی دی با همین نام كه در بدو ورود با آنها آشنا میشویم و من شخصا به تازه وأردین این سی دی را پیشنهاد میكنم چون خود من با ورود به این مكان و گوش كردن آن فهمیدم رهجو یعنی چی ؟
در جزؤه شرح وظائف یك سری توضیحات راجع به جایگاه های مختلف مثل راهنما و مرزبان و دیده بان و نگهبان و ... كار هر یك آرائه شده كه با مطالعه آن و گوش كردن سی دی متوجه میشویم كه مثلا راهنما فردی است كه قبلا اعتیاد داشته ، یك مسیری را طی كرده است و به درمان رسیده و از یك سری صافی ها عبور كرده است تا به درجه كمك راهنما یا راهنمایی رسیده است و در نهایت كمك راهنما شده است آقای مهندس در صحبت های روز چهارشنبه تأكید كردند اولین وظیفه رهجو آنست كه نسبت به راهنمای خود و رب خودش ، ادب و احترام داشته باشد و من به شخصه در این خصوص از خودم راضی هستم و امیدوارم كه همه ما در این خصوص موفق باشیم .برخی  تجربیاتی كه من در سفر اول به عنوان یك رهجو داشتم هنوز هم مورد استفاده من قرار میگیرد مثلا شاید برخی با خود بگویند كه چرا من دستم را بالا گرفتم ولی بمن وقت مشاركت داده نمیشود و من هم در سفر اول این مشكل را داشتم كه مشكل اینجا بود من گوشه جلسه مینشستم و تخمه میخوردم و دلم هم میخواست مشاركت كنم تا اینكه راهنمای من گفت یكی از وظائف رهجو اینست كه در سه ردیف اول جلسه بنشینم تا در دید استاد قرار بگیرم و مشاركت بهم داده شود نه اینكه در انتهای جلسه قرار بگیرم .
رهجو همانند دانشجو كه جوینده دانش است جوینده راه است . راه درمان اعتیاد ، راه كنگره ٦٠ - راهی كه دیگران برای درمان اعتیاد عاجز مانده اند و باید جوینده راه باشیم و همانند وظائف یك دانشجو كه باید از صبح زود تلاش خود را آغاز كند رهجو نیست به همین شكل است و زمانی كه گفته میشود صبح زود بلند شو ، باید این اتفاق بیافتد و یكی از وظائف رهجو میباشد . و یا وقتی گفته میشود پیراهن سفید بپوشید این یك وظیفه است ، و یا إصلاح صورت و ... چرا نباید گفت و تنها باید مطابق فرمان به آنچه گفته شده است عمل كرد و در انجام آنها تعادل را نیز رعایت نمود . همچنین كمك راهنما نیز در قبال رهجو یكسری وظایف دارد وقتی یك راهنما به رهجو میگوید صبح زود بلند شو خود آن شخص میبایست اول خودش به این كار عمل كند مثل آقای مهندس تا زمانی كه راهنما خودش را تغییر ندهد نمیتواند از رهجو انتظار داشته باشد  بنابراین از خیلی چیزها باید گذشت و اگر كسی قصد سفر كردن ندارد و نمیخواهد به حرف راهنما گوش كند بهتر است همین الان صندلی خود را ترك كند و جای كسی را نگیرد و باید یك رهجو باشد و امور مربوط بخود را به نحو أحسن انجام دهد .امیدوارم در این راه درست گام برداریم و به خواسته های خود برسیم .
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه آموزشی، گزارش جلسات روزهای یکشنبه،


جلسه هماهنگی منابع طبیعی استان تهران و اعضای کنگره 60
سه شنبه 12 بهمن 1395 ساعت 12:57 | نوشته ‌شده به دست استاد معین | ( نظرات )

جلسه هماهنگی منابع طبیعی استان تهران و اعضای کنگره 60 با موضوع تنظیم تفاهم نامه؛

آقای متولی؛

از کسانی که زحمت تنظیم جلسه رو کشیدند، تشکر می کنم. بهر حال زحماتی که در تهران کشیده می شود، بیشتر بر روی دوش آقای حقانی، مهندس کرمی و مجموعه کنگره 60 است که امیدوارم بهتر از سال گذشته دغدغه ها رو بتوانیم پیگیری کنیم.

در ابتدا مواردی که مد نظر کنگره 60 هست و راهکارههایی که در تهران دارند، می شنویم و بعد وارد این می شویم که برنامه هایمان را با مجموعه نهضت سبز انجام بدهیم.

کار خوبی که استان تهران انجام داده است، این است که در یک مکان خاص با یک طرح خاص، تمام نهال کاری ها متمرکز و انجام شود که حفاظت از این موضوع هم بخوبی انجام شود.

برنامه خوبی برای هفته کشیده شده است که آقای گودرزی خلاصه آن را در اختیار شما انجام خواهند داد.

تمام سیاستگزاری ها، روزشمار، نامگذاری و شعار هفته که حتماً می دانید: همه همیار طبیعت باشیم، هست. با این شعار ما می خواهیم به سمتی برویم که در واقع یک جشن مردمی داشته باشیم.

یکی از تشکل هایی که من در 22سال خدمتی ام، به خوبی عمل کرده است، کنگره 60 است. در واقع این کلمه را بکار می بریم که کنگره 60 تبلور واقعه اراده مردم است و بدون هرگونه اعتبارات و اقدامات دولتی و با کمک مشارکت خالص مردم که ناشی از اهداف بلند کنگره 60 حرکت می کنند. فعالیت کنگره 60 بصورت جهانی شده است و قطعاً کشورهای دیگر هم از کنگره 60 الگو خواهند گرفت.

آقای امین دژاکام؛

خیلی ممنون از آقای دکتر.  چندین سال پیش من و آقای دهقانی از اینجا عبور می کردیم و یک مقداری اطلاعات کسب کردیم و خیلی دوست داشتیم که این ارتباط برقرار شود و بهرحال زمانش فرا رسید و از سال گذشته همکاری صورت گرفت.

بقیه ادامه مطلب

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: اطلاعیه ها،


وادی ششم و تاثیر آن روی من
یکشنبه 10 بهمن 1395 ساعت 17:43 | نوشته ‌شده به دست omid aghakhani | ( نظرات )

جلسه نهم از دوره بیستم سری كارگاه های آموزشی خصوصی كنگره ٦٠ روزهای پنجشنبه شعبه استاد معین مؤرخه ٩٥/١١/١٠   به استادی آقای محمد فرزی نگهبانی آقای محمد رضا امیریان و دبیری مسافر حمید راس ساعت ١٧ آغاز بكار نمود .
خلاصه سخنان استاد :
خداروشكر میكنم كه یكبار دیگر این سعادت نصیبم شد تا این جایگاه را تجربه كنم راجع به دستور جلسه امروز وادی ششم ( حكم عقل را در قالب فرمانروا كاملا أجرا نماییم ) زمانی كه من مصرف كننده بودم نمیتوانستم درست تصمیم بگیرم بقول آقای مهندس تفكر هم میتواند مثبت باشد و هم میتواند منفی باشد من در زمان مصرف همیشه در أفكار منفی بودم و تنها به این فكر میكردم چگونه مواد تهیه كنم ، كجا مصرف كنم و فقط بخودم فكر میكردم چون در صراط مستقیم قرار نگرفته بودم من تخریب بسیار زیادی داشتم و هنگامیكه از منزل حركت میكردم به محل كار خود میدان آرژانتین در طول راه چهار مرتبه برای مصرف توقف میكردم تا بتوانم خودم را به تعادل برسانم و تازه ساعت ١١ به محل میرسیدم و هر سال محل كار خود را عوض میكردم چون جسم و أفكار من در اختیار خودم نبود و در اختیار مواد بود و درست نمیتوانستم تصمیم بگیرم همه انسانها حاكم جسم خودشان هستند و اگر من هم حاكم خوبی برای جسم خود بودم و میتوانستم خوب روی جسم خود كار كنم كار من نباید به اینجاها میكشید ،خداروشكر كه در طی این مدت كارم به طلاق نكشید . از زمانی كه وارد كنگره شدم بعد از یك مدت و آموزش گرفتن متوجه شدم كه باید تابع فرمان عقل باشم ، من اینجا فهمیدم كه عقل چیست ! من در گذشته فكر میكردم جای عقل در مغز است در صورتیكه اینجا بعد از مطالعه و آموزشها فهمیدم جایگاه عقل در صور پنهان انسان است . اینجا متوجه شدم كه صراط مستقیم چیست ، صلح و آرامش و آسایش چیست ، خداروشكر سفر اولم را با موفقیت سپری كردم و وارد سفر دوم شدم و صراط مستقیم میتواند ما را بجایگاه والتی إنسانی برساند اما اگر در أفكار منفی باشم مطمعنا نابود خواهم شد و در صراط مستقیم بودن است كه ما را به صلح و آسایش و آرامش میرساند و من همه آرامش خود را مدیون كنگره و آقای مهندس هستم و از صمیم قلب خوشحالم
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه آموزشی، گزارش جلسات روزهای یکشنبه،

برچسب‌ها: درمان اعتیاد،

پنجمین سالگرد رهایی (  آزاد مردی ) ، کمک راهنما  احمد شریفیان

جلسه سوم از دوره هفدهم سری كارگاه های آموزشی خصوصی كنگره ٦٠ روزهای پنجشنبه شعبه استاد معین مؤرخه ٩٥/١١/٧  به استادی آقای مجتبی دهقان ، نگهبانی آقای محمد بهرام زاده  و دبیری مسافر رئوف راس ساعت ١٧ آغاز بكار نمود .
خلاصه سخنان استاد : خوشحالم از اینکه بار دیگر در این جایگاه قرار گرفتم تا در جایگاه استادی از نزدیک با شما عزیزان باشم و جلسه خوبی را با یکدیگر داشته باشیم دستور جلسه وادی ششم است، ( فرمان عقل ) این وادی میگوید "حکم عقل را در قالب فرمانروای بزرگ کاملا به اجرا در آوریم " ، ما با بحث هایی که در این خصوص است و اینکه چگونه ساختاری دارد کاری نداریم مهم چیزی است که ما شناختی  نسبی نسبت به عقل پیدا کردیم و بر اساس آن میخواهیم یکسری از ساختارها را میخواهیم درست کنیم یا اصلاح کنیم چیزی که آقای مهندس میفرمایند : از نظر من نهایت تکامل انسان رسیدن بفرمان عقل است . بعضی ها مسایل و موضوعات مختلفی را در این خصوص مطرح کردند راجع به اینکه تکامل انسان چیست و... اما چیزی که در اینجا برای ما قابل لمس تر است چون در موردش صحبت کردیم و آموزش دیدیم و بهتر میتوانیم الگو سازی کنیم مسئله رسیدن به عقل بهتر برای ما باز شده است . به اجرا در آوردن فرمان عقل یا رسیدن به فرمان عقل همین کاری است که ما تمرین میکنیم و انجام میدهیم و اولین قدمهای آن در سفر اول در حال اتفاق افتادن است یک سفر اولی به مرور زمان حرکت میکند تا فرمان شهر وجودی خود را بدست گیرد ، زمانی که یک نفر مصرف کننده است خودش به شهر وجودیش فرمان نمیدهد بلکه مصرف مواد و اعتیاد است که تعیین میکند شخص چکار بکند چکار نکند ، کجا رود کجا نرود  و... مواد است که تعیین میکند ، اگر بخواهیم کاملا متوجه شویم افراد مصرف کننده کافیست که دو روزی مصرف نکنند ، خواهند دید که نه خوابشان و نه مزاجشان و هیچ چیزیشان  در اختیارشان نیست . در زمان مصرف گاهی اوقات فکر میکردم که اگر بعضی از کارها را خوب انجام میدهم کارم خیلی درست است ! کسی که مصرف کننده است فکر میکند خیلی خوب کار میکند ، خیلی خوب با اجتماع در تعامل است و... اما کافیست دو روز مواد مصرف نکند و آن زمان متوجه میشود که توانایی های این شخص تماما در دست اعتیاد است و برای اینکه بخواهد کارهایش درست انجام شود باید مصرف کند و هیچ اسارتی بالاتر از این نیست .سفر اول دقیقا همین کار را میکند و آهسته آهسته کنترل شهر وجودی خود را در اختیار میگیریم . در سفر دوم نیز این مطلب ادامه خواهد داشت "خود شناسی " یعنی همین که من بتوانم گره برخی مشکلات و برخی صفات مثل پر خوری ، تنبلی ، حسادت و  .. را باز کنم . وقتی بفرمان عقل برسم عقلم فرمان میدهد که مثلا این غذا زیاد است ، چرب است  و نباید بخوری یا کمتر بخوری یا نباید فلان کار را انجام دهی و.. که برای رسیدن به آن نقطه و رسیدن بفرمان عقل باید شروع کنم به آموزش گرفتن و حرکت کردن و تغییر کردن و تمرین آن هم از یکسری کارهای ساده است مثلا اگر در برنامه روزانه قرار است مسواک بزنم این کار را انجام دهم ، اگر قرار است کفش خود را واکس بزنم اینکار را انجام دهم یا ظرف ها را همان موقع بشویم و ... برای رسیدن بفرمان عقل ، تمرین آن از همین کارهای جزیی میباشد آنچیزی که در وادی نوشته است " انسان به جایگاهی میرسد که  بتواند بگوید "شو شود " همین است در این جهان خاکی انسان کاملا میتواند به شگشو شود " برسد منتهی قوانین این جهان خاکی برای اینکه انسانی فرمان دهد چیزی اتفاق بیافتد باید برای آن انرژی و زمان هزینه کند مثلا خیلی ها تصمیم میگیرند یک خانه پنج طبقه بسازند ، میشود منتهی یک فرآیند زمان و هزینه انرژی باید باشد تا این فرمان صورت بگیرد و ما باید این را کاملا درک کنیم .


امروز تولد یکی از خدمتگذاران کنگره 60  (شعبه استاد معین) آقای احمد شریفیان است ، این روز را خدمت احمد عزیز ، خانواده ایشان ، همسر محترمشان و پسرشان تبریک میگویم ، به لژیون احمد عزیز و همه اعضای کنگره 60 واقعا تبریک میگویم احمد عزیز هم خودش و هم همسفرش ( خانم محترمش ) از خدمتگذاران خوب کنگره 60 هستند و این یک نعمت است و خداوند این اذن را داده تا شایستگی خدمت را داشته باشند احمد جزو کسانی است که در کنگره بمرور زمان رو به جلو حرکت کرد و حتی در یک مقطعی حتی جهش هم داشت ، جهش یعنی در دانایی فرد اتفاق میافتد و زمانی که این اتفاق برای فردی بیافتد خود بخود در زندگی ، کار و محیط پیرامونش تاثیر گذار است که این جهش برای خانواده احمد عزیز هم همین گونه بود بخاطر اینکه احمد و همسر ایشان در کنگره مکمل یکدیگر بودند و این بتنهای اتفاق نمی افتد برای یکنفر ، که این یک نعمت است . کارهای زیادی در کنگره توسط احمد عزیزاستادانه انجام میشود و شما شاهد آن هستید مثلا در جلسات جهان بینی روزهای چهارشنبه آقای مهندس ، همان لحظه تایپ کرده ودر سایت قرار میدهد و بسیاری از افراد در نمایندگی های شهرستانها که به جلسات دسترسی ندارند میتوانند از این طریق استفاده نمایند که قبلا این اتفاق نمی افتاد و این یک توانایی بالایی است که احمد  دارد و همچنین در برگذاری اردوهای کنگره هم ایشان موجب شور و شعف بسیار شرکت کنندگان اردو میباشند .هم اکنون در جایگاه کمک راهنمایی مشغول خدمت کردن میباشد و تاکنون رهجویان خوبی را نیز پرورش داده و عضو لژیون مالی شعبه استاد معین میباشند یک دوره خوب مرزبانی را در استاد معین گذراند که در آن مقطع من با ایشان خیلی هم حس شدم و توانستم در مورد ایشان شناخت پیدا کنم ، درون احمد یک محبت بسیار زیادی وجود دارد .


از آنجاییکه تولد ها حاوی یکسری پیام ها هستند که به درد یکسری افراد خاص میخورد ما موظف هستیم تا یکسری امروز مسیر خود را انتخاب نمایند بهمین خاطر یک مقدمه ایی از اتفاقاتی که برای من افتاد را میگویم که چطور شد با کنگره آشنا شدم ، من خیلی اتفاقی و از سر کنجکاوی با مواد مخدر آشنا شدم و پنانسیل بالایی در این زمینه داشتم و خیلی زود پیشرفت کردم در این قضیه و مسئله اعتیاد ، که خانواده متوجه شدند و تصمیم گرفتم مواد را کنار بگذارم بصورت اتفاقی وارد شعبه نمایندگی انقلاب ،  خیابان مهدی زاده شدم که روز تولد یکی از آقایان بود و  دستور جلسه وادی دهم که راجع به صفت گذشته صحبت میکردند که صفت گذشته در انسان صادق نیست که حرف های که آن روز آنجا زده شد بندهای من را به کنگره وصل کرد . جمله ایی را شنیدم که روی من خیلی تاثیر گذاشت "یک روز از آقای کیمیایی میپرسند چرا اسم فیلمت را گذاشتی گوزنها !" و ایشام در پاسخ میگوید به این خاطر که گوزنها شاخهای زیبایی دارند ، زمانی که شکارچی قصد شکار انها را دارد و آنها را دنبال میکند و در جنگل شاخ های آنها با درختان گیر میکند و اسیر دام صیاد میشوند " در اصل شاخ های زیبای آنها باعث بدام افتادن آنها میشود و این دقیقا صد در صد در مورد یک مصرف کننده صادق است و توانایی های آن شخص است که او را درگیر این مسئله میکند . بدلیل اینکه نمیتواند آنها را در جهت مثبت و درست متمرکز و هدایت کند به سمت اعتیاد سوقش میدهد . در نهایت از همانجا بندها وصل شد و اتفاقات خوبی هم برای من افتاد و من همراه همسر عزیزم  وارد کنگره شدیم . آن روزها ، روزهایی بود که ما اصلا امیدی در زندگی و وچودمان نداشتیم که نور امیدی در زندگی ما روشن شد و شروع به حرکت کردن کردیم " ولی من اون چیزی که باید بودم ، نبودم " من حرکت کردم آمدم جلو و رهاییم را هم گرفتم و حتی دبیر آقای مهندس هم شدم ولی ""رفتم زدم "" این را میگویم بخاطر اینکه پیام دارم : میگویند اگر یکنفر بخواهد کاری را انجام دهد راهش را پیدا میکند ولی اگر یکنفر نخواهد کاری را انجام دهد بهانه اش را پیدا میکند  این را خطاب به سفر اولی ها میگویم اینکه هیچ بهانه ایی وجود ندارد در سفر کردن . شما اگر کنار آقای مهندس هم باشید ولی اگر خودتان نخواهید و بدنبال بهانه باشید خواهید رفت و میزنید و خراب میکنید و برمیگردید ولی اگر واقعا بخواهید حرکت کنید مثل اتفاقی که سری دوم برای من افتاد و خواست خیلی قوی داشتم هر چند سنگینی نگاه ها آزارم میداد شاید غم و غصه هایی که درونم بود ، و تمام چیزهایی را که بدست آورده بودم از دست داده بودم ، خجالت میکشیدم و باورهایی را خراب کرده بودم که براحتی دیگر شکل نمیگرفت اما چون میخواستم هیچ یک از اینها برای من مهم نبود که چه کسی کنارم هست یا چه کسی کنارم نیست و اعتقاد داشتم در زندگیم یک کار بزرگی انجام میدهم و با خود گفتم اگر با این وضعیت به درمانم ادامه دهم و رها شوم کار بزرگی کردم و حرفی برای گفتن دارم و به همین خاطر سرم را انداختم پایین و سفر کردم . سری دوم وضعیت من خیلی عصفناک بود بخاطر اینکه چون خراب کردم ، روی رفتن به خانه را نداشتم و من را نمی پذیرفتند و پدرم ارتباط همه را با من قطع کردند و ناگزیر این حق را به همسرم هم دادم که برود ، خودم هم رفتم و اولین شب تنهایی ام را در چها راه سیروس همراه با یکسری کارتن خواب گذراندم که این وضع تا یکسال ادامه پیدا کرد و کارم به گرم خانه ها و پرسه زدن در اطراف بازار ، بازداشت شدن و دستگیر شدن و ... گذشت و تمام اتفاقاتی که نباید برای من می افتد برایم افتاد و من چیزی برای از دست دادن نداشتم . یک روز عزیزی بدنبال من آمد تا من را برگرداند و من در جواب گفتم " ای باباهمسرم رفته " و تا بحال طلاقش هم گرفته است ! اما در جوابم گفت نه بابا منتظر توست و بیا بریم . نهایتا با یک وضعیت مناسبتری رفتم به دیدار انها . در آن زمان پسرم اشکان کوچک بود که با دیدن من فرار کرد و پشت مادرش قایم شد و من را نشناخت که همسرم گفت پدرت است و برو بغلش کن و انجا بود که پیوند ما دوباره شکل گرفت که یک پیام دیگر برای آنها که همیشه مینالند و عادت دارند که گله کنند در این موضوع وجود دارد: تخریب تزریق کراک و شیشه همراه با مصرف ده پانزده نوع قرص تخریب کمی نیست و من خودم هم حتی نمیدانم چطور مدت ده روز را کنار همسرم تحمل کردم و خماری پس دادم و سخترین لحظات را کنار همسرم گذراندم چون میخواستم این اتفاق بیافتد چون درد فراق لذت وصال را دو چندان کرده بود و من چیزی را بدست اوردم که از من گرفته بودند و فکرش را هم نمیکردم بنابراین خماری و کسری و این چیزها برای من معنا نداشت و آن مرحله را پشت سر گذاشتم . در آنجا همسرم شرطی را برای من گذاشت که خدا خیرش بده ، گفت اگر میخواهی بمانی باید بری کنگره  ، که من هم روم نمیشد به کنگره برگردم اما پذیرفتم حتی برای اینکه ثابت بکنم یک دوره هم رفتم کمپ و در آن مدت خوب فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که باید این راه را ادامه دهم و وارد سفر شدم اما باز هم مشکلات وجود داشت و بعد از رهایی تازه مشکلات ما شروع شد و اتفاقاتی در زندگی ما افتاد که عجیب بود چون من مرزبان بودم و در امتحانات کمک راهنمایی شرکت کرده بودم ولی باز هم مشگل داشتیم و داشت کارمان به جدایی میکشید بخاطر اینکه نتوانسته بودیم خوب مدیریت کنیم اما علی رغم همه اینها من روی هدف خود استوار بودم تا اینکه دو فرشته به داد ما رسیدند ( آقای دهقانی و خانم مژگان ) و زندگی ما را دگرگون کردند و بما فهماندند که ما اشتباه میکردیم و مسائلی که در طول دو سال برای ما اتفاق افتاده و گذشته است را زمانی که من و همسرم در موردشان با یکدیگر صحبت کردیم متوجه شدیم که چقدر راجع به هم اشتباه میکردیم و همه آن مشکلات سوء تفاهم هایی بیش نبوده است . من میگفتم مگر تو فلان کار را نکردی ؟ او در پاسخ میگفت نه ! در مقابل او میگفت مگر تو فلان کار را نکردی و من میگفتم نه ! و نهایتا همه چی دست در دست هم گذاشته بود و کما ناخواسته  فکر میکردیم چقدر با هم مشکل داریم . اما در ادامه متوجه شدیم که هیچ یک از چیزهایی که راجع به هم فکر میکردیم صحیح نبوده است . این اتفاقات افتاد تا اینکه ما فهمیدیم  چقدر همدیگر را دوست داریم چون هر شخص دیگری جای ما بود یک لحظه ایستادگی نمیکرد اما پیوند ما آنقدر عمیق بود که این بند پاره نشد در اینجا یک پیام دیگر خدمت شما عزیزان بگویم " که خیلی راحت زندگی و همدیگر را از دست ندهیم " من همه زندگی ام را مدیون وجود آقای دهقانی و خانم مژگان هستم و همسر عزیزم خیلی بمن کمک کرده و اگر من اینجا نشستم و حضور دارم بخاطر همسرم هست . از بچه های لژیونم خیلی ممنونم که با رفتارشان همیشه برای من درس داشتند و بمن کمک کردند تشکر ویژه از کامران رک بخاطر حضور همه جانبه اش کنارم همچنین از آقای بهمن سبحانی ، یوسف خانمحمدی و محسن کشانی تشکر ویژه ای دارم چون سه دوست در زمان غم و اندوه من گوش هایی شنوا برای تسکین من بودند و همیشه من را بسمت خیر راهنمایی کردند ، از مرزبانان شعبه تشکر میکنم از محمد بهرام زاده عزیز هم تشکر میکنم.



خلاصه سخنان همسفر مسافر احمد : سلام دوستان اعظم هستم یک همسفر ،امروز تولد پنج سالگی احمد بود وقتی به گذشته باز میگردم شش ، هفت سال پیش من آرزوی این را داشتم که احمد فقط یک روز مواد نزند ، احمد چون خواست داشت وارد کنگره شد . خانواده هایی هستند الان که مثل آن موقع های ما فکر میکنند اعتیاد درمان ندارد من قبل از اینکه وارد کنگره شوم فکر میکردم زندگی ام تمام شده و احمد برای همیشه مصرف میکند مخصوصا با تخریبی که احمد داشت و روزهای آخر تزریق کراک میکرد  و وافعا حالش خراب بود حتی خانواده اش منتظر مرگش بودند ""ولی امسال تولد پنج سالگی اش را جشن میگیریم ، پس میشود "" مسافرانی که نا امید هستند ، حال خرابی دارند پس قطعا شما هم میتوانید همچنین همسفرانی که تازه وارد کنگره شده اند میدونم سخته ، ماندن صبر میخواد ، عشق میخواهد  - امیدوارم بمانید  و این جایگاه را تجربه کنید تشکر میکنم از استاد بزرگوار جناب آقای دهقانی ، از استاد یزرگوار خودم خانم مژگان تشکر میکنم از همه شما که بما لطف داشتید تشکر میکنم و دوستتان دارم ، خیلی ممنون که به صحبتهای من گوش دادید .در آخر تبریک میگویم به احمد عزیز 
سلام دوستان اشکان هستم یک همسفر- من از خانم فتحی و آقای دهقان که بما خیلی کمک کردند تشکر میکنم و به پدر عزیزم این روز را تبریک میگویم .







Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه آموزشی، مناسبت ها، گزارش جلسات روزهای پنجشنبه،


پنجمین سالگرد رهایی (  آزاد مردی ) ، کمک راهنما  احمد شریفیان - رهجوی آقای مجتبی دهقان را ، پنجشنبه هقتم بهمن ماه 95

در نمایندگی استاد معین ، جشن می گیریم.

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مناسبت ها،


گزارش تصویری جشن اولین سال رهایی مسافر رسول رهجوی اقای علیرضا عیوضی
دوشنبه 4 بهمن 1395 ساعت 19:28 | نوشته ‌شده به دست omid aghakhani | ( نظرات )
اولین سال رهایی مسافر رسول ، رهجوی اقای علیرضا عیوضی


Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مناسبت ها، تولدها،


سم زدایی یا سم نزدایی
یکشنبه 3 بهمن 1395 ساعت 18:29 | نوشته ‌شده به دست omid aghakhani | ( نظرات )

جلسه هشتم از دوره بیستم سری كارگاه های آموزشی خصوصی كنگره ٦٠ روزهای یكشنبه شعبه استاد معین مؤرخه ٩٥/١١/٢ به استادی آقای محمد بهرام زاده نگهبانی آقای محمد رضا امیریان و دبیری مسافر حمید با دستور جلسه سم زدایی یا سم نزدایی راس ساعت ١٧ آغاز بكار نمود 
خلاصه سخنان استاد ؛ تشكر میكنم از نگهبان جلسه كه این فرصت رو بمن دادند تا خدمت كنم راجع به دستور جلسه " سم زدایی یا سم نزدایی " وقتی صحبت از سم میشود ابتدا باید دانست كه سم چیست .گفته میشود هر ماده ایی أعم از جامد ، مایع ، گاز كه از هر طریفی وارد بدن شود و انسان را از حالت طبیعی خارج كند و بسوی مرگ سوق دهد سم إطلاق میشود .
و این اصطلاح را راجع به مواد مخدر زیاد شنیده ایم كه تا وقتی سم وارد بدن هست ما خوب نمی شویم و باید این سم از بدن خارج شود و سم زدایی كنیم ! چه زمانی سم إطلاق میشود ؟ ما میگوییم مقدار ١/٥ گرم تریاك موجب مرگ میشود اما برای شخصی كه مواد مصرف نمیكند مثل یك كودك كه تابحال مواد مصرف نكرده اگر به یكباره این مقدار را مصرف كند یا نیم گرم تریاك را بخورد قطعا موجب مسمومیت آن شخص خواهد شد و باید سم زدایی شود یعنی باید معده آن شخص شستشو داده شود و سم خارج شود . ولی برای افرادی كه مواد مصرف میكنند هر روز آیا مواد مخدر حكم سم را برای آن شخص دارد ؟ یعنی وقتی مواد مصرف میكند بسمت مرگ سوق داده خواهد شد ؟ خیر . اگر آن شخص مواد مصرف نكند به اون حالت دچار خواهد شد و شخص مصرف كننده بعد از مصرف تازه به تعادل میرسد و تازه خودش را میشناسد و میتواند كارهایش را انجام دهد در صورتیكه اگر مواد مخدر سم بود این اتفاق نمی افتاد اگر سم بود نمیتواتست محل كار خود برود و نمیتواتست كار كند و غذا بخورد پس اگر واژه سم را برای كسانی كه مواد مصرف میكنند بكار ببریم كاملا اشتباه است .
سم زدایی روشی است كه یك زمانی خیلی مرسوم بود و استفاده میشد چون این كار توسط یك پزشك داخل بیمارستان یا كلینیك صورت میگیرد و خیلی ها معتقد هستند كه اعتیاد از این طریق قابل درمان است من خودم اینكار را انجام دادم ، من شنیده بودم كه این كار جواب میدهد و خیلی از روش ها را امتحان كرده بودم و نتیجه نگرفته بود روش هایی كه ماهواره تبلیغ میكند و هر چه مكمل های پیشنهادی بیشتر بود تصور میكردم بهتر جواب میدهد كه همه اینها بخاطر جهل و نا آگاهی من بود زمانی كه من سم زدایی كردم سربار بودم و شرایط مصرف در پادگان را نداشتم از مرخصی كه آمدم برای اینكه غیبت نكنم تنها راهی كه روبروی خود دیدم سم زدایی بود كه بعدش بتوانم به ادامه خدمت سر بازی بپردازم و به یكی از كلینیك ها مراجعه كردم و روش به این صورت است كه طی یك فرایندی مورفین خون را كاملا خارج میكنند و یك موادی كه ضد مورفین است را جایگزین میكنند ( آنتاگونیست و نارتركسون و تعدادی دیگر از داروها ) كه بعد از سم زدایی میبایست مصرف شود كه این داروها اطراف اون سلول و گیرنده های مورفین را میگیرد و نمیگذارد مورفین وارد خون شود و گفته میشود اگر همراه با این داروها اگر مواد مصرف شود اووردز خواهد شد و مرگ اتفاق می افتد . اتفاقی كه بعد از سم زدایی برای من افتاد این بود كه واقعا بعد از یكهفته نتوانستم هیچ كاری انجام دهم و وقتی كه رفتم پادگان همان روز اول اونقدر حالم بد بود كه علی رغم مصرف داروها حشیش هم مصرف كردم و فردای اون روز علی رغم ترس از اووردز كراك مصرف كردم برای من اتفاقی كه بعد از سم زدایی افتاد این بود كه درمان كه نشدم هیچی ، مواد مخدرم كم نشد كه هیچی به چند نوع مواد روی آوردم و مصرفم چند برابر شد قرص های أعصاب و روان هم میخوردم و حال خوبی هم نداشتم . شاید بعضی از شماها هم روش های دیگری را هم امتحان كرده باشید و نتیجه نگرفته باشید ، وقتی برای نخستین بار در بدو ورود به كنگره مشاوره صورت گرفت با همان فكر أولیه متوجه خواهیم شد كدام راه صحیح است و كدام راه غلط و متوجه شدم مواد مخدر سم نیست اگر من مواد مصرف میكردم نیاز بدن من بود كه مواد مصرف كنم عزیزانی كه در سفر اول هستند اگر شربت مصرف میكنند نیاز بدن آن هاست وسوسه با نیاز كاملا فرق دارد من باید سیراب شوم تاسیستم بدن بتواند انرژی را جمع كند تا بتوانم پله هایم را كاهش دهم شربتی كه میخوریم حكم دارو را دارد و كاهش آن موجب میشود مواد طبیعی بدن ترشح شود در ادامه مایل هستم از تجربه عزیزانی كه سم زدایی كرده اند  و اتفاقاتی كه قبل و بعد از سم زدایی برای آنها افتاده است بهره مند شویم .
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه آموزشی، گزارش جلسات روزهای یکشنبه،


 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات