قهرمانی تیم فوتسال نمایندگی استادمعین ـ جام سردار
یکشنبه 15 اسفند 1395 ساعت 15:08 | نوشته ‌شده به دست استاد معین | ( نظرات )
باختی در کار نیست، یا می بریم یا می آموزیم

قهرمانی تیم فوتسال نمایندگی استادمعین ـ جام سردار را حضور تمامی اعضای نمایندگی استادمعین (مسافران ـ همسفران) تبریک عرض می نمائیم. 



با تشکر از اعضای تیم فوتسال نمایندگی استادمعین؛
علیرضا عیوضی ـ مجید باغستانی ـ سروش برقع وش ـ احمد شریفیان ـ محسن کشانی ـ علی منظر ـ وحید ـ علی باستان 






Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: اخبار و گزارش ها،

اختتامیه مسابقات فوتسال جام سردار
دوشنبه 9 اسفند 1395 ساعت 13:08 | نوشته ‌شده به دست استاد معین | ( نظرات )

اختتامیه مسابقات فوتسال جام سردار با حضور تیم استادمعین روز جمعه 13اسفند 1395 در محل پارک طالقانی برگزار می گردد.
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: اطلاعیه ها،

اهمیت تعادل و اثرات آن؛ به قلم عباس انصاری
دوشنبه 9 اسفند 1395 ساعت 11:51 | نوشته ‌شده به دست استاد معین | ( نظرات )

بنام خدا

اهمیت تعادل و اثرات آن در زندگی؛

نتیجه تصویری برای تعادل

انسان یک موجود شگفت انگیز است که در عالم آفرینش از ملک تا ملکوت و از ازل تا ابد هیچ موجود شگفت انگیزتر از او خلق نشده است. تمام صفات الهی و همچنین تمام صفات شیطانی، جنگلی و حیوانی در درون انسان نهادینه شده، ساختار جسم اوهم متشکل از عناصری است که از همان عناصر طبیعت ساخته شده است تا بتواند بدرستی با طبیعت هماهنگی داشته، طبیعتی که می تواند الگوی بسیار خوبی برای انسان باشد. هستی بر اساس تعادل خلق شده بهمین ترتیب طبیعت، حیات وحشی، منابع زیرزمینی و روزمینی هم تماماً در تعادل طبیعی قرار دارند. در مسیر تکامل، تعادل نقش بسیار زنده ای ایفا می کند و لذا انسان باید از نعمت های الهی در تمام سطوح زندگی و در همه موارد، حد اعتدال را بشناسد و آنرا رعایت کند تا بتواند از آن نعمت ها لذت ببرد، اعم از خوردن، آشامیدن، خوابیدن، معاشرت، گفتار، رفتار و غیره و حتی در صفات ارزشی انسانی مانند مهر ومحبت، بخشش، گذشت و ... نیز اصل تعادل باید رعایت و اجراء شود که باید رعایت و اجراء شود. در غیر اینصورت ارائه این صفات برای مخاطب عادت و عادی شده و وظیفه تلقی می شود. برای شناخت حد و مرز تعادل از بی تعادلی لازمست در ابتدا سیستم ایکس انسان بدرستی کار کند و در سلامت کامل روحی و روانی و تعادل باشد تا بتواند با کسب دانائی، آگاهی و معرفت، از طریق قوه عقل تعادل را از بی تعادلی تشخیص داده و آنرا کاربردی نماید. انسان مجموعه ایست از فضیلت و رذالت که همیشه در بین ایندو، سوی بینهایت افراط و تفریط زندگی و حرکت می کند، از یک سو در اوج رذالت، پستی، شرارت و سقوط که می تواند از هر حیوانی پست تر باشد و از سوی دیگر در اوج فضیلت، عظمت، انسانیت و صعود که می تواند از هر ملکی بالاتر باشد، در اینجا راه سعادت وخوشبختی و رستگاری در تعادل است که نه در وادی افراط قرار دارد و نه در وادی تفریط.

روح وجسم انسان و یا جان و بدن او هرکدام جزء هستند که با هم کل یا انسان را تشکیل می دهند و سپس از کل به جزء می پردازند، تفکر، تفحص و جستجو می کنند تا به حقیقت این مطالب برسند و به راز طبیعت پی می برند.

بقیه در ادامه مطلب

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مقالات و تجربیات ...،


دلنوشته؛ تجربه
سه شنبه 3 اسفند 1395 ساعت 18:01 | نوشته ‌شده به دست استاد معین | ( نظرات )
به نام حق
10 سال  پیش توی جمعی توی محیط کاری اولین بار مواد مخدر (تریاک) را از نزدیک دیدم ، اون موقع کنجکاوی شدیدی نشون دادم به این مساله که چی هست چه حسی داره از چی درست شده و … چند روز توی اینترنت اینور اونور دنبال این موضوع رو گرفتم ،خیلی ترس داشتم ازین که با یک بار مصرف مواد آدم ممکنه معتاد بشه ،مطلب بدرد بخوری پیدا نکردم .بیخیال موضوع شدم چند ماه بعد دانشگاه قبول شدم توی شهر دیگه یک سال گذشت توی درسا خوب بودم خوب میفهمیدم و شدیدا به کامپیوتر و برنامه نویسی علاقه داشتم ولی نتایج خوب نبود 2 ترم پشت هم مشروط شدم سر کلاس نمیرفتم سر جلسه امتحان نمیرفتم با منیت و غرور زیاد باعثش بود .از لحاظ روحی کم کم داشتم مشکل پیدا میکردم داشتم از خدا دور میشدم و فقط خودمو میدیدم و فکر میکردم خودم مرکز عالمم و قراره تغییر توی دنیا ایجاد کنم ، دیگه داشتم غرق افکار و انرژی های منفی میشدم و افسردگی هم داشت کم کم خودشو نشون میداد تا یه روز همسایه طبقه پایینیمون که اونها هم دانشجو بودن در خونمونو زدن و گفتن که میخوان ازینجا برن و یه سری وسلیه اضافی دارن که اگه ما اونا رو بخوایم میتونیم برشون داریم.
ماهم بدمون نیومد ازین پیشنهاد با هم خونه ایم رفتیم خونشون ، اونها تقریبا 7 - 8 سالی از ما بزرگتر بودن ، داشتن در مورد اعتقادات و عرفان و فلسفه و مدرنیته صجبت میکردن ماهم خیلی برامون جالب و جذاب بود ،شرکت کردن و گوش کردن به این مسائل به خیال خودمون آوانگارد و خفن نشستیم پای صحبتشون که چند دیقه گذشت متوجه شدیم دارن تریاک مصرف میکنن من اون قضیه پارسال کشیدن تریاک . تجربه حسش توی ذهنم بود و مشکلات دانشگاه و افسردگی و مسئله جهان بینیم که بشدت داشت به پوچی میرفت توی افکارم پیچ و تاب میخورد . تا این که اونا از ما خداحافظی کردن وکلید خونشون هم به ما دادن ویه مقدار هم تریاک گذاشتن اونجا گفتن نمیتونن با خودشون ببرن و یه تعارف یکردن که اگه دوست داشتین میتونین استفاده کنین.
این اولین لحظه ای بود که به اعتیاد و ترک اعتیاد به صورت کاملا سطحی و با منیتی که تو وجودم بود نگاه کردم.
و کاملا مطمئن بودم که با اطلاعات و آگاهی که دارم هیچوقت دچار اعتیاد نمیشم . 
همه چیز فراهم بود سیخ ، سنجاق ، تریاک گاز ، خونه خالی ، دوست همراه و پایه و منیت و افکار پریشون و درهم برهم ، نحوه مصرف کردنم که دیده بودم و تحقیق کرده بودم کاملا آشنا بودم بهش .
شروع کردیم به کشیدن اولش هیچ حسی نداشتم ولی بعد از بست دوم یه حسایی داشت بهم دست میداد سرخوشی خیلی زیاد سرگیجه حس میکردم تمام افکار منفی از ذهنم پاک شده ، همه چی قشنگ شده بود دنیا قشنگتر شده بود ، مثل یه بچه 5 ساله خوشحال بودم و لذت میبردم حسایی که خیلی وقت بود از یاد برده بودم و داشتم تجربه میکردم کل چیزایی که در مورد مواد فکر میکردم عوض شده بود دیگه اون حس کنجکاوی و ترسو بهش نداشتم . تا این که بعد از یه ساعت به خواب عمیقی فرو رفتم فردای اون روز هم طبق معمول کلاس نرفتم ، تصوراتم و طرز فکرم کلا نسبت به دنیا عوض شده بود ولی هنوز میدونستم که اعتیاد آخرش تباهیه و نابودی ولی با یه درک سطحی ، گذشت و مطمین بودم که دیگه اینکارو نمیکنم و این اولین وآخرین باریه که مصرف میکنم ، این قضیه گذشت تا چند هفته بعد همون دانشجو ها تماس گرفتن و گفتن که میخوان بیان اراک برای کارای فارق التحصیلیشون. 
واقعیتش از شنیدن این خوشحال شدم چون یه حس خوبی بهم دست داده بود میخواستم دوباره تجربش کنم میخواستم دوباره ازون دنیای تاریکی که توش غرق بودم بیام بیرون ولی این موضوع هم میدونستم که اعتیاد میتونه اهدافمو نابود کنه همه چیزو از بین ببره ، باز منیت اومد سراغم بازهم گفتم من خیلی قوی تر از اینام که به این راحتی تسلیم اعتیاد بشم و باز هم همون داستان اتفاق افتاد و دوباره و دوباره تا اینکه دیدم 4 ترم مشروط شدم و دارن از دانشگاه اخراجم میکنم یه کم خودمو جمع جور کردم  و با زور و فشار زیاد مدرکمو گرفتم ولی تو این مدت ترسم از مواد ریخته بود شیشه دومین چیزی بود که با منیت تجربش کردم و همینطور حشیش و مشروب تا جایی که دیگه مهم نبود چی مصرف میکنم فقط میخواستم مصرف کنم تا از اون دنیای تاریک و سیاه و افسردم چند لحظه بیام بیرون بع از دانشگاه تصمیم گرفتم ترک کنم ، ترک که نه هنوز اونقدر خودخواه بودم که فکر نمیکردم به خودم که اصلا معتاد باشم به همین خاطر تصمیم گرفتم که نکشم ، برگشته بودم خونه پدر و مادر سر کار میرفتم و میومدم خونه و مواد مصرف نمیکردم هر روز به خودم تخریب وارد میکردم کاملا احساس میکردم که روحم داره خورد میشه ولی ادامه میدادم به اصطلاح کنگره سقوط ازاد میکردم ولی این سقوط آزاد انتهاش آب نبود که بیوفتم توش و پاک و مطهر از توی آب بیام بیرون انتهاش صخره بود که با مغز میخوردم بهشون و با روح و جسم شکسته و داغون دوباره برمیگشتم به اعتیاد که مرحمم باشه .این چرخه ادامه داشت و هر بار به شدت سقوط آزاد میکردم و هر بار محکم میخوردم زمین ، اینقدر مغرور بودم که حتی به کمک شخص یا سازمان یا پزشکی فکر هم نمیکردم . این غرور بیجا و منیت بی مورد باعث شد 9 سال به همین صورت بارها و بارها از بالای پرتگاه بپرم به امید نجات و هر بار بدتر از قبل تا اینکه اخرین بار اینقدر محکم زمین خوردم که توان بلند شدنو نداشتم ما ها از خونه و اتاقم بیرون نمیومدم شبها در حال مصرف مواد و روزها درحال با بیچارگی و افسردگی در حال کار کردن روی پروژه های نصفه و نیمه و ناتمام که هیچکدمشان به نتیجه  نمیرسید تا این که روزنه نور نمایان شد و در قعر تاریکی که هر روز به خودکشی و رهای ازین بندی که خود به دور خودم پیچیده بودم فکر میکردم راه نجاتی به من نشان داد خداوندی که به کل فراموشش کرده بودم یک بار دیگر راه را نشان داد به من حق انتخاب داد که از بین نیستی و نابودی و تاریکی و روشنایی و امید و زندگی یکی را انتخاب کنم .
یک دوست که در گذشته باهم مواد مصرف میکردم یک روز از کنگره برایم گفت و گفت که به رهایی رسیده و درمان شده و سایت کنگره را به من معرفی کرد . با دیدن سایت ، روش درمان و مطالب سایت کنجکاو شدم ، حس عجیبی بود انگار سالها منتظر این اتفاق بودم ، اولین جلسه در کنگره تحولی عظیم در من صورت گرفت ، همه چیز برایم عوض شد اصلا در مورد روش درمان و متد و مسائل فیزیکی صحبت نمیکنم تحول حسی بود که بیانش سخت است و نمیتوانم با کلمات بگویم ، انگار گمشده ای را که سالها به دنبالش بودم پیدا کرده بودم الان یک ماه و یازده روز است که سفرم را شروع کرده ام و در این مدت کوتاه درون من اتفاقات بزرگی افتاده و تغییرات بسیاری در خودم حس میکنم و این آغازیست برای فردایی که چند ماه قبل خوابش را هم نمیدیدم .
خداوند بزرگ را سپاس میگویم که در بدترین شرایط به داد من رسید و مرا از اعماق تاریکی ها نجات داد .
امیدوارم و تمام تلاشم را در جهت رسیدن به خود و رسیدن به حق میکنم و این آرزو را برای همه انسانهای دردمند مثل خودم دارم.

نویسنده: مسافر مرتضی لژیون شماره 9 (کمک راهنما مرتضی نوری)
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دل نوشته مسافران ...،


وادی دوازدهم و جشن رهائی..
دوشنبه 2 اسفند 1395 ساعت 13:44 | نوشته ‌شده به دست استاد معین | ( نظرات )

جلسه چهارم از دوره دوازدهم سری کارگاههای آموزشی کنگره 60 به نگهبانی مسافر محمدبهرام زاده، دبیری رئوف و استادی آقای سروش برقع وش با دستور جلسه وادی دوازدهم و تأثیر آن روی من در روز پنجشنبه مورخ 27/11/95 راس ساعت 17 آغاز به کار نمود.

در ضمن مراسم اولین و سومین سال رهایی کمک رهنمایان نمایندگی استادمعین آقایان مهدی و محمدرضا امیریان را جشن می گیریم.

سخنان استاد؛

در آخر امر ،امر اول اجرا می شود یعنی در زمین برای رسیدن به اهداف خود باید زمان را در نظر گرفت و هر خواسته و دستوری می‌تواند با گذشت زمان به اجرا دربیاید. مثلاً در درمان اعتیاد، خواسته، رسیدن به درمان و رهایی از اعتیاد (امر اول) است پس اول باید خواسته، درمان را داشت و سپس با تلاش و کوشش و آموزش و البته باگذشت زمان به درمان (امر آخر) که خواسته، اول بوده رسید.

در این وادی بیان می‌شود که میلیون‌ها تغییر در من صورت گرفته تا به این نقطه‌ی فعلی تبدیل شوم و اگر می‌خواهم از این نقطه‌ به‌ن قطه‌ی دیگری منتقل و تبدیل شوم باید آموزش بگیرم، معرفت کسب کنم و تجربه بگیرم و تفکر سالم را بشناسم تا بتوانم از توانایی‌های انسان استفاده کنم. خداوند نیروهایی را در اختیار انسان قرار داده که از آن استفاده کند و من با در نظر گرفتن مسئله‌ی زمان با کسب آگاهی و تجربه یاد می‌گیرم تا از آن استفاده کنم چراکه در طول زمان بود که در من تخریب ایجاد و حال من خراب شد و در طول زمان است که در من تغییرات ایجاد می‌شود تا حالم به حال خوب تبدیل شود.

مسیر کنگره 60 زمین بسیار مرغوب و حاصلخیزی برای کاشتن بذرها و خواسته های من مسافر است.پس از قدم اول یعنی کاشتن بذر ( خواست اولیه ) باید آن بذر را با آموزش های کنگره 60 سی دی ها ،مقالات،نوشتارها،لژیون و ... آبیاری،مراقبت و نگهداری کرد.در نهایت با حرکت در مسیر کنگره60 و مراقبت و نگهداری از این بذر در مسیر کنگره 60 میتوان به بهترین میوه و نتیجه رسید که آن رهایی از بند اعتیاد است.

 

محمدرضا؛

خیلی ممنون از تمام عزیزان. شاید یک زمانی اینطور بود که من تمام تقصیرها را به گردن پدر و مادر می انداختم، آن موقع پدر من می گفت که به جای اینکه سیگار بکشی، موز و کباب بخور. یعنی در اصل آن آگاهی که لازم داشتم به من نمی داد، اگر به من می گفت که شما مواد مصرف می کنید، بعد برای ترک کردن باید هزار راه را بروید، بعد یک جایی است به نام کنگره 60 که باید یکسال در آن خدمت کنید و به درمان برسید و این خدمت ادامه دارد. ممکن است به یک همکاری برخورد کنید به نام محمد بهرام زاده و مسلماً اگر این را می گفت من حتماً دیگر به سراغ مواد نمی رفتم.

وقتی وارد کنگره شدم و دیدم که نوشته اول ندانی را بدان تا بدانی را بدانی، من این روند را عملیاتی کردم، کار سختی بود، خیلی از افراد هستند که وارد کنگره می شوند و مشاوره می شوند، در دوره مرزبانی ما 1200 نفر مشاوره شدند و 600 نفر وارد پروسه درمان شدند. درمان اعتیاد کار هر کسی نیست. در واقع حرکت عظیمی باید صورت بگیرد. تمام آنچه در کنگره به من گفته شد، رعایت کردم و امروز توانسته ام در این جایگاه قرار بگیرم.

ما در هفته درختکاری قرار داریم، من خدا را شکر می کنم که در سالهایی که در کنگره بودم درختکاری را انجام دادم و امیدوارم که بتوانم این کار را ادامه بدهم. از همسفر عزیزم سپاسگزارم که در سرما و گرما پا به پای من آمدند و من بدون حضور ایشان اصلاً نمی توانستم از این تاریکی رهائی پیدا کنم.

همسفر محمدرضا، خانم زهره؛

از آقای سروش سپاسگزارم. خوشحالم که محمدرضا در این جایگاه قرار گرفته و می تواند به انسانهای دیگر کمک کند. محمدرضا بسیار شیطان است، ولی خیلی مهربان است. صحبتهای شما انرژی زیادی به من داد و امیدوارم یک روز همه سفر اولی ها این جایگاه را تجربه کنند.


مسافر مهدی ؛

با اجازه نگهبان و استادم یک تاریخچه ای از ورودم به دنیای اعتیاد تعریف کنم. من در دوران دانشجویی به شجره خبیثه اعتیاد نزدیک شدم و از میوه اش چشیدم، 10 سال نامزدم اعتیاد بودم، هم خودم را اذیت می کردم و هم حفظ می کردم. من اصلاً باورم نمی شد که یک روز معتاد شوم. در آن موقع یکسری از افراد را هم که معتاد بودند، مسخره می کردم. ولی بعد از 10 سال من به عقد اعتیاد در آمدم. حدود 5 سال دوران اعتیادم طول کشید. در این 5 سال همه چیزم را داشتم از دست می دادم، اول از همه شخصیت و جایگاهم، جایگاهم در محل کارم و خانواده ام، به جائی رسید که از سر کار اخراج شدم. از طریق یکی از دوستانم با کنگره آشنا شدم. وقتی به کنگره آمدم شرایط بدی داشتم و یک بدهی سنگینی داشتم. از روز اول به لژیون آقای سروش وارد شدم، گفتم می خوام شما رو انتخاب کنم، ایشان گفتند که من خیلی سختگیر هستم! من هم ایشان را انتخاب کردم و بعد از مدتی فهمیدم که انتخابم درست بوده است. 11ماه و 15 روز سفر کردم وگوش به فرمانش بودم، هرچه می گفتند گوش کردم. اوایل چون بیکار بودم، تا ساعت 11 می خوابیدم، به من گفتند که حتماً باید به پارک لاله بروی، شروع به پارک لاله کردم، خواب من تنظیم شد و خواب من تنظیم شد. الآن هم به رهجوهای خودم می گویم که خواب شب خیلی مهم است و تاثیر زیادی در طول سفر دارد. بعد از حدود 7 ماه مجدداً به سرکار خودم برگشتم و همینطور جلو رفتیم و در 23 اردیبهشت به رهائی رسیدم. خدا را شکر می کنم که این اتفاق خیلی خوب برای من افتاد و با کنگره آشنا شدم.

                                           

 تهیه و تنظیم: مدیر وبلاگ

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه آموزشی،

در جهان ما بعد زمان مساله مهمی است ...
یکشنبه 1 اسفند 1395 ساعت 17:55 | نوشته ‌شده به دست استاد معین | ( نظرات )
به نام قدرت مطلق

Image result for ‫هفته درختکاری‬‎
وادی دوازدهم 
در آخر امر ،امر اول اجرا می شود

کتاب عشق 14 وادی برای رسیدن به خود ، راهنمای کاملی برای ساختن زندگی یک انسان که حتی ممکن است در عمق تاریکی ها و ضد ارزش ها و مشکلات گرفتار شده به سوی نیکبختی به سمت روشنایی است که به بهترین شکل ممکن ،ساده ، شیوا و روان و در عین عال ژرف و پرمحتوا به قلم جناب مهندس داژاکام بنیان گذار کنگره 60 نگارش شده. این کتاب مرجعی است برای بدست گرفتن کنترل زندگی و بازیابی سلامت روح و جسم و رسیدن به تعادل و شناخت خویشتن و در نهایت درک شفافی از کلمه نامفهوم عشق.
این کتاب در 14 وادی نگارش شده است که در وادی دوازدهم از موضوعی صحبت شده در مورد اجرا شدن امر و موضوع مهم پارامتر زمان در اجرا شدن و به نتیجه رسیدن امر.
در جهان ما بعد زمان مساله مهمی است که روی همه چیز تاثیر گذار است ما برای این که اهدافمان به نتیجه برسد باید بعد زمان را در نظر بگیریم   . برای مثال در مساله درمان اعتیاد و رسیدن به رهایی زمان موضوع مهمی است که حداقل 10ماه به طول می انجامد معمولا در اکثر موارد برای رسیدن به هدف پارامتر زمان را در نظر میگیریم ولی برای درمان اعتیاد انتظار داریم در مدت خیلی کوتاه و یکباره به نتیجه برسیم که این امکان پذیر نیست.
در ادامه برای اجرای امر تا اخر یا همان رسیدن به هدف 3 نیروی القاء ، احیا و تحرک به یاری ما می آیند تا مارا به اخر امر برسانند. 
برای انجام امر ما باید 3 مرحله را نیز پشت سر بگذاریمکه عبارت اند از تغییر ، تبدیل و ترخیص ، این 3 مرحله که پشت سر میگذاریم هم در ظاهر امر یا صور آشکار و هم در باطن امر همان صور پنهان اتفاق می افتد در واقع عقل ، روح ، نفس و حس هم جسم و فیزیولوژی ما  هم تغییر میکنند هم تبدیل می شوند و در نهایت ترخیص خواهند شد.
در طول انجام این 3 مرحله نیروهای القاء ، احیا و تحرک به یاری ما می آیند و ما را برای رسیدن به هدف و یا انجام امر در آخر یاری خواهند رساند.
برای مثال فردی که در تاریکی ها فرو رفته و غرق در ضد ارزش ها شده و زندگی خود را تا مرز نابودی کشانده و خود را در پایان خط می بیند نقطه نوری به او نمایان خواهد شد ، اگه به دنبال نور حرکت کند و تصمیم به رسیدن به نور و رهایی و ارامش و صلح داشته باشد ،که در آخر ، امر اول اجرا میشود، در اولین مرحله تغییراتی در ، تفکر ،حس و جسم و ... او ایجاد می شود که در ادامه با تبدیل  در فلز وجودی فرد از جنس ضعیف به جنس قویتر برای مثال از مس به نقره و و کمک 3 نیروی القا ، احیا و حرکت در نهایت امر اجرا میشود و فرد به هدف خود یعنی به نور ، رهایی و صلح و آرامش می رسد و پیوندی عمیق بین او و قدرت مطلق برقرار خواهد شد .

نویسنده: مرتضی لژیون شماره 12 (کمک راهنما مرتضی نوری)
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مقالات و تجربیات ...،

 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic