اطلاعیه تولد
دوشنبه 27 اردیبهشت 1395 ساعت 19:41 | نوشته ‌شده به دست استاد معین | ( نظرات )
روز پنجشنبه 30 اردیبهشت ماه 1394
اولین سال رهایی مسافر امید مرادزاده رهجوی آقای بهمن سبحانی 
را در نمایندگی استادمعین جشن می گیریم.
زندگانی:
شنبه 25 اردیبهشت 1395 ساعت 23:57 | نوشته ‌شده به دست پرویز محمدنبی | ( نظرات )

آدم ها همه می پندارند که زنده اند؛
برای آنها تنها نشانه ى حیات،
بخار گرم نفس هایشان است!
کسی از کسی نمی پرسد: 
آهای فلانی!
از خانه دلت چه خبر؟!
گرم است؟
چراغش نوری دارد هنوز؟

احمد شاملو

شخص مصرف کننده تمام حسهایش بسته شده...
شنبه 25 اردیبهشت 1395 ساعت 14:26 | نوشته ‌شده به دست استاد معین | ( نظرات )

این جلسه، هفتمین جلسه از دوره هفدهم از سری کارگاهی آموزشی کنگره 60 شعبه استاد معین، با دستور جلسه کتاب عبور از منطقه 60 درجه و تصاویر آن به استادی کمک راهنمایی محترم اقای سروش برقع وش و نگهبانی اقای عباس انصاری ودبیری  اینجانب حمید روز پنج شنبه مورخ 95/2/16 راس ساعت 16:45 شروع به کار کرد. ضمنا اولین سال رهایی اقایان اقبال جدی و مسعود تسکینی را جشن میگیریم.

خلاصه سخنان استاد؛

خیلی ممنونم از نگهبان که فرصت خدمت در این جایگاه را به من دادند تا دراین جایگاه لذت ببرم.

در کلام الله مجید اشاره می کند که انسان می تواند به سه شکل آموزشها را دریافت کند وانتقال بدهد. .این سه مورد نور، صوت، حس هستند.

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: تولدها،


راهنما؛ به قلم عباس انصاری
جمعه 24 اردیبهشت 1395 ساعت 10:00 | نوشته ‌شده به دست استاد معین | ( نظرات )

درپیام های هرروزه میخوانیم که کنگره مکانی است مقدس.درابتدای سفرم سوال این بودکه چرابه کنگره مکان مقدس میگویند؟چون تمام مکانها ازخشت وگل وسیمان وآجرساخته شده اند و وجه تمایز مقدس بودن یا نبودن را نمیدانستم وتصورم بر این بود که مکه خانه خدا و مساجد یا سایرمکانهای مذهبی، مکان مقدس است. بعداز گذشت مدتی ازسفرم، متوجه شدم نوع استفاده و کاربری از مکان است که آنرا مقدس می کند و یا نمیکند. مانند اینکه درگذشته ها مکه محل شرک وکفر بود و بت های چوبی وگلی را میپرستیدند واکنون، خانه خداست. یا در مکانهای مقدس فعلی ممکن بود اعمال غیر اخلاقی و یا فسخ وفجور انجام میشد که با تغیرکاربری ونوع استفاده اکنون مقدس نامیده میشوند. رسالت تمام پیامبران ورسولان خداوند تعلیم وتربیت بشریت ازفرامین الهی درقالب کتب آسمانی بود تاقوانین زندگی و راه رستگاری را بیاموزند و از قید و بندها و تمایلات نفسانی رها شده و نجات پیداکنند و به توحید و یگانگی برسند. البته درهر زمان ودر هرمکان، افراد سالم، صلح، دانا و با ایمان هم وجود داشته تا با راهنمایی وخدمات خود راه وروش زندگی در صراط مستقیم رابه انسانها نشان بدهند که تعداد اینگونه افراد همیشه بسیار اندک بوده وتعداد افراد نادان بسیار زیاد.

کنگره هم یکی ازاین مکانهایی است که نوع تفکر و محتوای هدفش آنرا مقدس کرده است و طبعا افرادی هم که درجایگاه های مختلف کنگره خدمت میکنند باید با تجربه، دانا، سالم، باایمان وتقوا باشند تا پس از طی مراحل امتحانات وگزینش، درجایگاه خود خدمت نمایند. راهنمایان محترم هم ازجمله این خدمتگذاران هستندکه درجهت اهداف کنگره ودرخط اول جبهه خدمت میکنند.

راهنما برای ماچه کرده؟

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دل نوشته مسافران ...،

رهایی های نمایندگی استادمعین.....
پنجشنبه 23 اردیبهشت 1395 ساعت 17:29 | نوشته ‌شده به دست سیروس c60 | ( نظرات )
روز چهارشنبه 22/اردیبهشت ماه/95 شاهد رهایی چهار نفر از مسافران نمایندگی استاد معین بودیم. از طرف تیم وبلاگ نویسان و لژیون مرزبانی نمایندگی استادمعین، به این عزیزان، راهنمایان گرامی ایشان و خانواده محترمشان تبریک می گوییم.

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: رهایی ها ...،


iهمسفران :
چهارشنبه 22 اردیبهشت 1395 ساعت 13:14 | نوشته ‌شده به دست پرویز محمدنبی | ( نظرات )
آدمها می آیند
گاهی در زندگیت میمانند
گاهی در خاطره ات
آنها که در زندگیت می مانند همسفر میشوند.
آنها که در خاطرت می مانند تجربه ای برای سفر!
                         گاهی تلخ
                          گاهی شیرین
گاهی با یادشان لبخند میزنی 
گاهی یادشان لبخند از لبانت بر می دارد.
اما تو:
 لبخند بزن به تلخ و شیرین خاطره هایت
آدمها می آیند و این آمدن باید رخ بدهد
تا تو بدانی!!
آمدند را همه بلدند
این ماندن است که هنر می خواهد.....
سیمین بهیهانی  
آزمایش فالو آپ؛ به قلم مهرزاد
دوشنبه 20 اردیبهشت 1395 ساعت 02:17 | نوشته ‌شده به دست استاد معین | ( نظرات )

سلام دوستان :

برداشتن قدمهای استوار و مطمئن در هر مسیری لذت بخش و توام با حالی خوبه !!

ولی در زمان مصرف مواد مخدر این لذت برای من بدست فراموشی سپرده شده بود به سمت هر کارو مسیری میرفتم با شک وتردید قدم برمیداشتم

فرقی نمی کرد شک در چه مورد ایجاد بشه یا به آدمهای که تو این مسیر بودن اطمینان نمیکردم یا به توانایی خودم یا سر آخر به اینکه حالا مردم چی میگن؟

زندگی درزمان ازدواج  با مواد مخدر، حاصلی جز  ترس ، اضطراب و عدم اعتماد بنفس نداره  دائما تو این فکری که اشخاصی که باهاشون سرو کار داری و مصرف کننده نیستن متوجه این ضعف نشن و این مورد چقدر انرژی از من میگرفت البته در اون زمان متوجه این موضوع نبودم. الان که این نیرو ذخیره و قابل استفاده میشه متوجه وجودش میشم

و اما حرف دل اصلی یعنی:

آزمایش و آزمایشگاه ،چه کلمات ترسناکی بودن، حالا فرقی نمیکرد برای چی مثلا اگه دکتر میگفت آزمایش تیروئید بده به هر نحوی ازش فرار میکردم، که چی؟ مبادا اعتیادم مشخص بشه، هزار جور بررسی میکردم ربطی هم پیدا نمیکردم که این آزمایش اعتیاد و نشون بده  ولی آخر سر، ترس غلبه میکرد و نمیرفتم.

حتما تو جاده ماشینهای گشت سلامت راننده گان و دیدید؟ کابوسی بود برای خودش چون چند باردیده بودم که همون جا آزمایش میگیرن و ماشین و میخوابونن و.....

من که هیچوقت کارمند نبودم ولی حتما برای شما که تو محیط اداره بودید پیش اومده که اعلام کنن قراره بطور رندم از کارمندا آزمایش بگیرن دوستان کارمند من که از ترس قبض روح میشدن! و یکی دوهفته نمیرفتن سر کار.

صدرصد شما هم با این جملات آشنایی دارید،قبلش هندونه زیاد بخور ،یه شیشه آبلیمو یا جوهر لیمو،نشون نمیده، گچ دیوار و اگه تو نمونه بریزی مشکل حل میشه ،و.....واقعا تو چه دنیایی زندگی میکردیم

خلاصه کابوس آزمایش، یکی از بزرگترین معضلات زمان مصرف من بود شاید باورتون نشه زمان ازدواج با اینکه چند ماه بود سقوط آزاد رفته بودم ولی بازم با صرف هزینه زیاد از دادن آزمایش فرار کردم با اینکه مطمئن بودم جوابش منفی میشه بعلت ترس و خوب نبودن حالم این کارو انجام ندادم !!

اینا رو گفتم تا برسم به جای قشنگ ماجرا چند روز قبل تاریخ آزمایش فالو آپ (پیگیری)بود همون آزمایشی که ده یا پانزده روز بعد از گرفتن گل رهایی باید انجام بدیم.

 صبح از شوقم زودتر بیدار شدم مثل یه مبارز یا یه ورزشکار که با یه حریف قدر مبارزه داره آماده شدم و  خیلی با صلابت رفتم کلینیک و نامه اوتی رو دادم وقتی جواب آزمایش و گرفتم و تمام موارد منفی بود

از اینکه تو این مبارزه پیروز شده بودم، سر از پا نمی شناختم این فقط یه آزمایش ساده نبود، نبردی بود با نیروهای منفی که یازده ماه طول کشید، غلبه بر ترس و اضطراب بود. یعنی همون جهانی که یه مصرف کننده برای خودش درست میکنه جوابی بود که با سعی و تلاش بدست اومده بود .حال خوبی که بعد از خارج شدن داشتم، با مصرف هیچ نوع ماده مخدری قابل مقایسه نیست.

شاید فکر کنید، خوب این موضوع  زیادم مهم نیست هر کسی بعد از چند روز مصرف نکردن، جواب آزمایشش منفی میشه، ولی بنظر من مصرف نکردن با درمان شدن خیلی تفاوت داره، درمان شدن با روش کنگره یعنی شکستن تمام تابوهای که بیش از بیست سال برای خودم ساخته بودم، رهایی فقط یک کلمه نیست، معنای ژرفی داره،یعنی آزاد شدن از جهنمی که روزها درونش زندگی میکردم و شبها بصورت کابوس سراغم میومد.

دوستانی که این آزمایش و انجام دادن حتما لذت اونو درک کردن، امیدوارم تمام دوستان بعد از سفر اول طعم اولین آزمایش و بچشن و از رهایی خودشون لذت ببرن من که میگم اینم میتونه یه آزمایش الهی باشه ، تا  وقتی زنده هستم هر وقت لازم

باشه حاضر بیام آزمایش بدم و به همه ثابت کنم روش کنگره شصت بی نظیره

چون قلبا به این حرف مهندس عزیز معتقدم که کنگره با راهنمایی نیروهای مافوق و توکل به قدرت مطلق به حرکت خودش ادامه میده.

حالتون همیشه خوش ، شب و روزتون در بهشت درون


مهرزاد: رهجوی آقای سبحانی فر

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دل نوشته مسافران ...،

رهایی های نمایندگی استادمعین ...
یکشنبه 19 اردیبهشت 1395 ساعت 09:47 | نوشته ‌شده به دست استاد معین | ( نظرات )

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: رهایی ها ...،


هنوز نمی دانم تو که هستی؟! نوشته ی محمّد کلی وند
یکشنبه 19 اردیبهشت 1395 ساعت 09:44 | نوشته ‌شده به دست استاد معین | ( نظرات )

بنام قدرت مطلق الله

هنوز نمی دانم کجایم!؟

هنوز نمی دانم تو که هستی!؟

وقتی آمدم، همۀ درها را به رویم بسته می دیدم، امّا تو با آغوش باز مرا پذیرفتی. نه برای خودت، بلکه برای خودم.

وقتی خواستم را دید، تو هم خواستی، نه برای خودت، بلکه برای خودم.

وقتی اشتباه کردم، غمگین شدی وغصّه خوردی، مرا از خود نراندی، کمک کردی که جبران کنم، نه برای خودت، بلکه برای خودم.

وقتی خواستم دوباره برخیزم، دستم را گرفتی، نه برای خودت، بلکه برای خودم.

وقتی گریه ام را دید، طعنه نزدی، دستم را گرفتی، اشکهایم را پاک کردی و دلگرمی دادی، نه برای خودت بلکه برای خودم.

وقتی حال خوبم را دیدی، خوشحال شدی و می شد شادی را در چشمانت دید، نه برای خودت بلکه برای خودم.

وقتی گِرِه ای در کارم می افتد، وقتی حال خوبی ندارم، وقتی دلم گرفته، وقتی امیدم کم رنگ می شود، گوش می شوی برای شنیدن دلتنگی ام نه برای خودت، بلکه برای خودم.

وقتی مشکل دارم، تلاش می کنی، وقت می گذاری و می جنگی برای حل مشکل، نه برای خودت، بلکه برای خودم.

وقتی رهاییم را دیدی، از ته دل خندیدی و شادمان بودی، نه برای خودت، بلکه برای خودم.

وقتی گفتی: «من برایت کاری نکرده ام، به هر چه رسیده ای تلاش خودت بوده.»، نمی دانستم چه بگویم!؟

هنوز نمی دانم تو که هستی!

نمی دانم چگونه باید جبران کنم، تلاشت را، همراهی بی منّتت را و از خودگذشتگی ات را!

تلاش می کنم، تلاش می کنم و تلاش می کنم که بتوانم راهنما شوم، نه به خاطر خودت، بلکه به خاطر خودم. تا شاید، شاید و شاید  این ندانی را بدانم...

این جمله را هر روز و تا پایان عمر تکرار می کنم که فراموش نکنم تو برایم چه کردی؛

« اگر پدر درست راه رفتن را به من آموخت، تو راه درست رفتن را به من آموختی »

از همۀ زحماتی که کشیدی ممنون، از همۀ زحماتی که دادم فقط و فقط شرمنده ام ...


تقدیم با نهایت احترام به تمام راهنمایان کنگره 60 و به راهنمای عزیزم آقای کامران رک

نوشته: محمّد کلی وند لژیون آقای کامران رک

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دل نوشته مسافران ...،


قارچ سمی یا مگس کش:
جمعه 17 اردیبهشت 1395 ساعت 18:59 | نوشته ‌شده به دست پرویز محمدنبی | ( نظرات )
 قارچهای سمی  و حالت نشئه ای  که  از خوردن آنها به انسان دست میدهد اولین بار توسط لودینک لوین ایتالیایی کشف گردید. قارچ سمی که مگس کش نیز نامیده میشود به رنگ قرمز تند و لکه های سفید رنگ کوچک است و سم کمی دارد.در نقاط سرد سیر و در استپ ها و زمینهای سیلیسی روئیده میشود. مواد قعاله قارچ مانند هر الکالوئید دیگر با  ادراردفع میشود و این امر باعث شده بود که سکنه آلتائی عادت زشتی پیدا کنند بدین معنی که خورندگان قارچ ادرار خود را دور نمی ریختند بلکه آن را در ظرفی جمع کرده به رفیق خود میدادند تا بنوشد و دومی نیز ادرار خود را به سومی می داد.!!
اثر قارچ 1 تا 2 شاعت بعد ظاهر میشود لرزش مختصری تمام اعضای بدن را فرا میگیرد و بعد رنگ از چهره می پرد و چشم ها بی حرکت میماند به طوریکه عینا شبیه یک جسد مرده میشود 30 ساعت بعد به جالت عادی بر میگردد. پس از حالت نشئه که دورانش 1تا 2 ساعت است . حالت توهم و تخیل به شخص دست میدهدبعضی از نویسندگان متعقدند که شجاعت و از جان گذشتگی وایتکینگ ها در گذشته به خاطر مصرف قارچهائی بود که در آن مناطق می روئیده و وایتکینگ ها بدون ترس و واهمه جنگ می کردند. مسلم شده است که حالت جنون زود گذر که از خوردن قارچ به انسان دست میدهد عینا شبیه جنون آموک حاصله از مصرف حشیش است . وقتی انسان دچار این حالت شد دیکر دوست و دشمن را نمی شناسد......
این گونه قارچها بیشتر در کامچاتکا می رویند و تمام مردم سواحل رودهای اوبی / ینی سئی / و لنا به خوردن آن اعتیاد دارند مناطق نام برده شده در 
تبت و لهاسا میباشد. قارچ های سمی انواع و اقسام بیشماری دارند ولی قارچهای که از همه معروفترند و مواد نشئه آور زیادتری دارند قارچهای تیغه ای پیسلوسیب و استرو بایر است که از اولی 15 نوع مختلف و دومی فقط یک نوع است.
مواد جادویی از کتاب فرهنگ مصرف مواد مخدر نویسنده دکتر آلن کوهن 



 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات