هفته راهنما
پنجشنبه 7 اردیبهشت 1396 ساعت 20:27 | نوشته ‌شده به دست استاد معین | ( نظرات )

این جلسه؛ چهاردهمین جلسه از دوره هفدهم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره 60 روزهای پنجشنبه مورخ 96/2/7 به استادی دیده بان محترم راهنمایان، آقای رضا ترابخانی، نگهبانی آقای محمد بهرام زاده و دبیری محمد با دستور جلسه هفته ی راهنما(جشن) رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود.


سخنان استاد:

خیلی خوشحالم از اینکه امروز فرصتی پیش آمد تا در خدمت شما عزیزان باشم. شرایط اینجا با شعبه و مکان قبلی فرق دارد؛ شعبه قبلی فضای کمتر و تعداد نفرات کمتری داشت اما اینجا فضای آموزشی بزرگتر است و من خیلی از این بابت خوشحالم و امیدوارمتعداد نفراتی که وارد می شوند و به رهایی رسیده و خدمتگزار می شوند روز به روز بیشتر شود تا به تبع آن ورودی ها بیشتر و درمان و حال خوش نصیب تعداد بیشتری از انسانها بشود.

ادامه مطلب...

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: گزارش جلسات روزهای پنجشنبه،


وادی هشتم و تأثیر آن روی من؛
شنبه 19 فروردین 1396 ساعت 12:43 | نوشته ‌شده به دست استاد معین | ( نظرات )

یازدهمین جلسه از دوره هفدهم کارگاههای آموزشی کنگره 60 روزهای پنجشنبه مورخ 17/1/96 به استادی کمک راهنما احمد شریفیان، نگهبانی آقای محمد بهرام زاده و دبیری محمد با دستور جلسه وادی هشتم و تأثیر آن روی من رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد؛

سلام دوستان احمد هستم یک مسافر

خیلی ممنونم از نگهبان محترم به خاطر اینکه این فرصت را در اختیار من قراردادند. سال جدید را خدمت تمام عزیزان تبریک عرض می‌کنم و امیدوارم همین‌طور بتوانیم در سال جدید، با اهدافی نو به مسیر خودمان ادامه بدهیم، به صورتی که در آخر سال از خودمان راضی باشیم.

در مورد دستور جلسه امروز، به دو بخش می‌پردازم، یکی تیتر وادی که با حرکت راه نمایان می‌شود. این تیتر برای همه ما ملموس است، ولی نکات کلیدی در این وادی وجود دارد که اگر به آن توجه نکنیم، برداشتی از این وادی نخواهیم داشت.

حرکت ما شروع می‌شود و ممکن است مشکلات و معضلاتی در مسیر ما پیدا شوند، با حرکت راه نمایان می‌شود به این معنا نیست که وقتی راه نمایان شد، ما دیگر مشکلی پیش رو نداریم و به هدف خودمان رسیده‌ایم. ما وارد کنگره می‌شویم و راه درمان پیدا می‌شود، ولی در ادامه چه خواهیم کرد؟ نحوه حرکت ما و هدف و مقصدی که برای ما تعیین می‌شود و انرژی که در این مسیر می‌گذاریم، تعیین‌کننده خواهد بود. صرفاً پیدا شدن راه اتفاق خوبی نیست، صرفاً مشخص شدن صورت‌مسئله اتفاق خوبی نیست، اینکه ما بتوانیم مسئله را حل کنیم مهم است.

سفر اول مثل این است که شما در حال یادگیری رانندگی هستید، یعنی یک مربی کنار شما قرار دارد و شمارا هدایت می‌کند و اگر دچار مشکلی شدید، به شما کمک می‌کند تا کم‌کم به رانندگی مسلط شوید، پایان سفر اول به‌منزله اخذ گواهینامه است. بعدازاین مرحله شما وارد یک دنیای دیگر می‌شوید، ماشین و فرمان در اختیار شماست و شما طبق آنچه آموخته‌اید، حرکت می‌کنید و اگر کوچک‌ترین اشتباهی مرتکب شوید، متضرر خواهید شد. ما در تمام طول سفر اول هدفمان این است که آموزش‌های لازم را ببینیم تا بتوانیم بعداً در مسیری که تنهایی طی می‌کنیم، موفق و سربلند باشیم.

خیلی وقت‌ها ما از خودمان سؤال می‌کنیم که ما چرا باید زود به کنگره بیاییم، چرا باید بنویسیم، چرا باید سی دی گوش دهیم؟ هر مسئله‌ای دو جنبه دارد، صور آشکار و پنهان. همان‌طور که یکسری از مشکلات در صور آشکار برای ما اتفاق می‌افتد، یکسری مشکلات هم در صور پنهان در مقابل ما قرار می‌گیرند؛ یعنی من اگر من در صور پنهان دچار مشکلاتی بشوم، در صور آشکار من هم اختلال ایجاد خواهد شد. گاهی اوقات ما درگیر نبرد هستیم و خودمان هم از آن‌ها خبر نداریم، گوش دادن سی دی، مشارکت کردن، اعلام سفر کردن، به ما کمک می‌کند که در نبردهایی که در درون ما اتفاق می‌افتد، پیروز باشیم. در مسیری که ما قرارگرفته‌ایم، آنچه به ما توصیه می‌شود، مطمئناً به نفع ما خواهد بود.

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: گزارش جلسات روزهای پنجشنبه،


هفته دیده بان ( جشن )
پنجشنبه 21 بهمن 1395 ساعت 18:21 | نوشته ‌شده به دست omid aghakhani | ( نظرات )


جلسه پنجم از دوره هفدهم سری كارگاه های آموزشی خصوصی كنگره ٦٠ روزهای پنجشنبه شعبه استاد معین مؤرخه ٩٥/١١/٢١   به استادی همسفر سركار خانم آنی دژاكام ( دیده بان ورزش بانوان ) نگهبانی آقای مجتبی دهقان ( ایجنت شعبه استاد معین و دبیری مسافر محمد بهرام زاده راس ساعت ١٧ آغاز بكار نمود .
خلاصه سخنان استاد ؛خیلی خوشحال هستم كه امروز به شعبه استاد معین دعوت شدم و همانطور كه میدانید هفته ، هفته دیدبان هستش و من چند دقیقه ایی راجع به جایگاه دیدبان با شما عزیزان صحبت میكنم - همانگونه كه نگهبان كنگره میفرمایند دیدبانان ستون های كنگره هستند و اجرای قوانین ، قانون گذاری و برنامه ریزی ها بعهده دیدبانان میباشد - هم اكنون تعداد سیزده دیدبان هست كه هر یك مسولیت مشخص بخود را دارد و من دیدبان ورزش و همسفران هستم و بطور كلی تقسیم كار بین دیدبانان صورت گرفته است - در حدود ٢٠ سال پیش كه آقای مهندس درمان شدند و كنگره ٦٠ را پایه ریزی كردند در آن مقطع تنها یك شعبه كوچك (شعبه انقلاب )وجود داشت و تعداد كمی از افراد حدودا هفت ، هشت نفر یدور هم جمع میشدند و آقای مهندس در جایگاه راهنما تدریس میكردند ، رفته رفته كنگره گسترش پیدا كرد و چون مقدور به انجام همه كارهاً  در بخش های مختلف نبود ، لازم بود كه تقسیم كار صورت بگیرد وقتی  آدمهای زیادی دور هم جمع میشوند از كوچكترین بنیان كه خانواده است گرفته تا افراد یك جامعه ، شهر یا یك كشور در چهارچوب یكسری قوانین و احترام و اجرای قوانین است كه میتوانند در كنار یكدیگر قرار بگیرند و ساختارها را شكل دهند . كنگره نیز به همین صورت برای آنكه ساختارها شكل بگیرد نیاز به قوانین صحیحی دارد ، قوانین الهی ، منصفانه و عادلانه ایی باشد و اینكه افرادی باشند ، كه ضامن إجرائی آن قوانین باشند تا قوانین درست أجرا شوند بهمین دلیل رفته رفته دیدبانان شكل گرفتند و آقای مهندس دیدبانی را انتخاب كردند و همراه با ایشان تصمیم گرفتند نفر سومی را نیز انتخاب نمایند و با گسترده شدن كنگره تعداد دیدبانان افزایش یافت و تاكنون ١٣ دیدبان در كنگره داریم و البته هنوز چارت دیدبان تكمیل نشده است . مدت ٢ سال است كه من مسولیت ورزش بانوان را بعهده دارم و انشاله كه بتوانم مفید واقع شده و خدمت نمایم در این ارتباط مسابقاتی را روزهای جمعه در پارك طالقانی آغاز كردیم كه در ابتدا خیلی كوچك و در حد شعب بود در اصل ورزش بانوان در كار نبود اما اندك اندك با حمایت آقای مهندس ،بخش مالی وبخش شورای ورزش كمك كردند تا لوازم مورد نیاز خانم های شعب تأمین شود تا رفته رفته این روند كامل شود و ورزش بانوان نیز شكل بگیرد .از جمله این فعالیتها ، تاكنون  ١٤-١٥ تیم مختلف از شعب أراك . شهر كرد و دیگر شهرها و ... برای مسابقات والیبال به تهران آمدند و با یكدیگر به رقابت پرداختد كه در هفته آینده فینال این مسابقات در قالب حدودا ٤٠ تیم برگذار میگردد كه امیدوار هستیم ورزش بانوان را نیرومند نماییم .
مایل هستم راجع به موضوع دیگری هم ، علی رغم كمبود وقت با شما صحبت كنم كه شاید شما علاقمند باشید بدانید كه در جلسات دیدبانان چه كاری انجام میدهند ؟ جلسه دیدبانان حدودا هر دو ، سه هفته یكبار در ساختمان مركزی كنگره ( آكادمی) برگذار میشود و راجع به قوانین صحبت میكنند ، یك قانون آرائه میشود و از دیدبانان نظر میگیرند ، یكسری نظر موافق میدهند و یكسری نظر مخالف خودرا آرائه میدهند و راجع به آن بحث میشود و هر یك علت موافقت یا مخالفت خود را بیان میكنند (و معمولا آقای مهندس در این جلسات شركت نمیكنند ) در نهایت رأی گیری میشود و بر مبنای حد اكثر رأی نتیجه گیری ها صورت میگیرد . از اینكه به صحبتهای من گوش دادید سپاسگذار هستم .










امید






Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه آموزشی، گزارش جلسات روزهای پنجشنبه،

برچسب‌ها: کنگره 60،

پنجمین سالگرد رهایی (  آزاد مردی ) ، کمک راهنما  احمد شریفیان

جلسه سوم از دوره هفدهم سری كارگاه های آموزشی خصوصی كنگره ٦٠ روزهای پنجشنبه شعبه استاد معین مؤرخه ٩٥/١١/٧  به استادی آقای مجتبی دهقان ، نگهبانی آقای محمد بهرام زاده  و دبیری مسافر رئوف راس ساعت ١٧ آغاز بكار نمود .
خلاصه سخنان استاد : خوشحالم از اینکه بار دیگر در این جایگاه قرار گرفتم تا در جایگاه استادی از نزدیک با شما عزیزان باشم و جلسه خوبی را با یکدیگر داشته باشیم دستور جلسه وادی ششم است، ( فرمان عقل ) این وادی میگوید "حکم عقل را در قالب فرمانروای بزرگ کاملا به اجرا در آوریم " ، ما با بحث هایی که در این خصوص است و اینکه چگونه ساختاری دارد کاری نداریم مهم چیزی است که ما شناختی  نسبی نسبت به عقل پیدا کردیم و بر اساس آن میخواهیم یکسری از ساختارها را میخواهیم درست کنیم یا اصلاح کنیم چیزی که آقای مهندس میفرمایند : از نظر من نهایت تکامل انسان رسیدن بفرمان عقل است . بعضی ها مسایل و موضوعات مختلفی را در این خصوص مطرح کردند راجع به اینکه تکامل انسان چیست و... اما چیزی که در اینجا برای ما قابل لمس تر است چون در موردش صحبت کردیم و آموزش دیدیم و بهتر میتوانیم الگو سازی کنیم مسئله رسیدن به عقل بهتر برای ما باز شده است . به اجرا در آوردن فرمان عقل یا رسیدن به فرمان عقل همین کاری است که ما تمرین میکنیم و انجام میدهیم و اولین قدمهای آن در سفر اول در حال اتفاق افتادن است یک سفر اولی به مرور زمان حرکت میکند تا فرمان شهر وجودی خود را بدست گیرد ، زمانی که یک نفر مصرف کننده است خودش به شهر وجودیش فرمان نمیدهد بلکه مصرف مواد و اعتیاد است که تعیین میکند شخص چکار بکند چکار نکند ، کجا رود کجا نرود  و... مواد است که تعیین میکند ، اگر بخواهیم کاملا متوجه شویم افراد مصرف کننده کافیست که دو روزی مصرف نکنند ، خواهند دید که نه خوابشان و نه مزاجشان و هیچ چیزیشان  در اختیارشان نیست . در زمان مصرف گاهی اوقات فکر میکردم که اگر بعضی از کارها را خوب انجام میدهم کارم خیلی درست است ! کسی که مصرف کننده است فکر میکند خیلی خوب کار میکند ، خیلی خوب با اجتماع در تعامل است و... اما کافیست دو روز مواد مصرف نکند و آن زمان متوجه میشود که توانایی های این شخص تماما در دست اعتیاد است و برای اینکه بخواهد کارهایش درست انجام شود باید مصرف کند و هیچ اسارتی بالاتر از این نیست .سفر اول دقیقا همین کار را میکند و آهسته آهسته کنترل شهر وجودی خود را در اختیار میگیریم . در سفر دوم نیز این مطلب ادامه خواهد داشت "خود شناسی " یعنی همین که من بتوانم گره برخی مشکلات و برخی صفات مثل پر خوری ، تنبلی ، حسادت و  .. را باز کنم . وقتی بفرمان عقل برسم عقلم فرمان میدهد که مثلا این غذا زیاد است ، چرب است  و نباید بخوری یا کمتر بخوری یا نباید فلان کار را انجام دهی و.. که برای رسیدن به آن نقطه و رسیدن بفرمان عقل باید شروع کنم به آموزش گرفتن و حرکت کردن و تغییر کردن و تمرین آن هم از یکسری کارهای ساده است مثلا اگر در برنامه روزانه قرار است مسواک بزنم این کار را انجام دهم ، اگر قرار است کفش خود را واکس بزنم اینکار را انجام دهم یا ظرف ها را همان موقع بشویم و ... برای رسیدن بفرمان عقل ، تمرین آن از همین کارهای جزیی میباشد آنچیزی که در وادی نوشته است " انسان به جایگاهی میرسد که  بتواند بگوید "شو شود " همین است در این جهان خاکی انسان کاملا میتواند به شگشو شود " برسد منتهی قوانین این جهان خاکی برای اینکه انسانی فرمان دهد چیزی اتفاق بیافتد باید برای آن انرژی و زمان هزینه کند مثلا خیلی ها تصمیم میگیرند یک خانه پنج طبقه بسازند ، میشود منتهی یک فرآیند زمان و هزینه انرژی باید باشد تا این فرمان صورت بگیرد و ما باید این را کاملا درک کنیم .


امروز تولد یکی از خدمتگذاران کنگره 60  (شعبه استاد معین) آقای احمد شریفیان است ، این روز را خدمت احمد عزیز ، خانواده ایشان ، همسر محترمشان و پسرشان تبریک میگویم ، به لژیون احمد عزیز و همه اعضای کنگره 60 واقعا تبریک میگویم احمد عزیز هم خودش و هم همسفرش ( خانم محترمش ) از خدمتگذاران خوب کنگره 60 هستند و این یک نعمت است و خداوند این اذن را داده تا شایستگی خدمت را داشته باشند احمد جزو کسانی است که در کنگره بمرور زمان رو به جلو حرکت کرد و حتی در یک مقطعی حتی جهش هم داشت ، جهش یعنی در دانایی فرد اتفاق میافتد و زمانی که این اتفاق برای فردی بیافتد خود بخود در زندگی ، کار و محیط پیرامونش تاثیر گذار است که این جهش برای خانواده احمد عزیز هم همین گونه بود بخاطر اینکه احمد و همسر ایشان در کنگره مکمل یکدیگر بودند و این بتنهای اتفاق نمی افتد برای یکنفر ، که این یک نعمت است . کارهای زیادی در کنگره توسط احمد عزیزاستادانه انجام میشود و شما شاهد آن هستید مثلا در جلسات جهان بینی روزهای چهارشنبه آقای مهندس ، همان لحظه تایپ کرده ودر سایت قرار میدهد و بسیاری از افراد در نمایندگی های شهرستانها که به جلسات دسترسی ندارند میتوانند از این طریق استفاده نمایند که قبلا این اتفاق نمی افتاد و این یک توانایی بالایی است که احمد  دارد و همچنین در برگذاری اردوهای کنگره هم ایشان موجب شور و شعف بسیار شرکت کنندگان اردو میباشند .هم اکنون در جایگاه کمک راهنمایی مشغول خدمت کردن میباشد و تاکنون رهجویان خوبی را نیز پرورش داده و عضو لژیون مالی شعبه استاد معین میباشند یک دوره خوب مرزبانی را در استاد معین گذراند که در آن مقطع من با ایشان خیلی هم حس شدم و توانستم در مورد ایشان شناخت پیدا کنم ، درون احمد یک محبت بسیار زیادی وجود دارد .


از آنجاییکه تولد ها حاوی یکسری پیام ها هستند که به درد یکسری افراد خاص میخورد ما موظف هستیم تا یکسری امروز مسیر خود را انتخاب نمایند بهمین خاطر یک مقدمه ایی از اتفاقاتی که برای من افتاد را میگویم که چطور شد با کنگره آشنا شدم ، من خیلی اتفاقی و از سر کنجکاوی با مواد مخدر آشنا شدم و پنانسیل بالایی در این زمینه داشتم و خیلی زود پیشرفت کردم در این قضیه و مسئله اعتیاد ، که خانواده متوجه شدند و تصمیم گرفتم مواد را کنار بگذارم بصورت اتفاقی وارد شعبه نمایندگی انقلاب ،  خیابان مهدی زاده شدم که روز تولد یکی از آقایان بود و  دستور جلسه وادی دهم که راجع به صفت گذشته صحبت میکردند که صفت گذشته در انسان صادق نیست که حرف های که آن روز آنجا زده شد بندهای من را به کنگره وصل کرد . جمله ایی را شنیدم که روی من خیلی تاثیر گذاشت "یک روز از آقای کیمیایی میپرسند چرا اسم فیلمت را گذاشتی گوزنها !" و ایشام در پاسخ میگوید به این خاطر که گوزنها شاخهای زیبایی دارند ، زمانی که شکارچی قصد شکار انها را دارد و آنها را دنبال میکند و در جنگل شاخ های آنها با درختان گیر میکند و اسیر دام صیاد میشوند " در اصل شاخ های زیبای آنها باعث بدام افتادن آنها میشود و این دقیقا صد در صد در مورد یک مصرف کننده صادق است و توانایی های آن شخص است که او را درگیر این مسئله میکند . بدلیل اینکه نمیتواند آنها را در جهت مثبت و درست متمرکز و هدایت کند به سمت اعتیاد سوقش میدهد . در نهایت از همانجا بندها وصل شد و اتفاقات خوبی هم برای من افتاد و من همراه همسر عزیزم  وارد کنگره شدیم . آن روزها ، روزهایی بود که ما اصلا امیدی در زندگی و وچودمان نداشتیم که نور امیدی در زندگی ما روشن شد و شروع به حرکت کردن کردیم " ولی من اون چیزی که باید بودم ، نبودم " من حرکت کردم آمدم جلو و رهاییم را هم گرفتم و حتی دبیر آقای مهندس هم شدم ولی ""رفتم زدم "" این را میگویم بخاطر اینکه پیام دارم : میگویند اگر یکنفر بخواهد کاری را انجام دهد راهش را پیدا میکند ولی اگر یکنفر نخواهد کاری را انجام دهد بهانه اش را پیدا میکند  این را خطاب به سفر اولی ها میگویم اینکه هیچ بهانه ایی وجود ندارد در سفر کردن . شما اگر کنار آقای مهندس هم باشید ولی اگر خودتان نخواهید و بدنبال بهانه باشید خواهید رفت و میزنید و خراب میکنید و برمیگردید ولی اگر واقعا بخواهید حرکت کنید مثل اتفاقی که سری دوم برای من افتاد و خواست خیلی قوی داشتم هر چند سنگینی نگاه ها آزارم میداد شاید غم و غصه هایی که درونم بود ، و تمام چیزهایی را که بدست آورده بودم از دست داده بودم ، خجالت میکشیدم و باورهایی را خراب کرده بودم که براحتی دیگر شکل نمیگرفت اما چون میخواستم هیچ یک از اینها برای من مهم نبود که چه کسی کنارم هست یا چه کسی کنارم نیست و اعتقاد داشتم در زندگیم یک کار بزرگی انجام میدهم و با خود گفتم اگر با این وضعیت به درمانم ادامه دهم و رها شوم کار بزرگی کردم و حرفی برای گفتن دارم و به همین خاطر سرم را انداختم پایین و سفر کردم . سری دوم وضعیت من خیلی عصفناک بود بخاطر اینکه چون خراب کردم ، روی رفتن به خانه را نداشتم و من را نمی پذیرفتند و پدرم ارتباط همه را با من قطع کردند و ناگزیر این حق را به همسرم هم دادم که برود ، خودم هم رفتم و اولین شب تنهایی ام را در چها راه سیروس همراه با یکسری کارتن خواب گذراندم که این وضع تا یکسال ادامه پیدا کرد و کارم به گرم خانه ها و پرسه زدن در اطراف بازار ، بازداشت شدن و دستگیر شدن و ... گذشت و تمام اتفاقاتی که نباید برای من می افتد برایم افتاد و من چیزی برای از دست دادن نداشتم . یک روز عزیزی بدنبال من آمد تا من را برگرداند و من در جواب گفتم " ای باباهمسرم رفته " و تا بحال طلاقش هم گرفته است ! اما در جوابم گفت نه بابا منتظر توست و بیا بریم . نهایتا با یک وضعیت مناسبتری رفتم به دیدار انها . در آن زمان پسرم اشکان کوچک بود که با دیدن من فرار کرد و پشت مادرش قایم شد و من را نشناخت که همسرم گفت پدرت است و برو بغلش کن و انجا بود که پیوند ما دوباره شکل گرفت که یک پیام دیگر برای آنها که همیشه مینالند و عادت دارند که گله کنند در این موضوع وجود دارد: تخریب تزریق کراک و شیشه همراه با مصرف ده پانزده نوع قرص تخریب کمی نیست و من خودم هم حتی نمیدانم چطور مدت ده روز را کنار همسرم تحمل کردم و خماری پس دادم و سخترین لحظات را کنار همسرم گذراندم چون میخواستم این اتفاق بیافتد چون درد فراق لذت وصال را دو چندان کرده بود و من چیزی را بدست اوردم که از من گرفته بودند و فکرش را هم نمیکردم بنابراین خماری و کسری و این چیزها برای من معنا نداشت و آن مرحله را پشت سر گذاشتم . در آنجا همسرم شرطی را برای من گذاشت که خدا خیرش بده ، گفت اگر میخواهی بمانی باید بری کنگره  ، که من هم روم نمیشد به کنگره برگردم اما پذیرفتم حتی برای اینکه ثابت بکنم یک دوره هم رفتم کمپ و در آن مدت خوب فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که باید این راه را ادامه دهم و وارد سفر شدم اما باز هم مشکلات وجود داشت و بعد از رهایی تازه مشکلات ما شروع شد و اتفاقاتی در زندگی ما افتاد که عجیب بود چون من مرزبان بودم و در امتحانات کمک راهنمایی شرکت کرده بودم ولی باز هم مشگل داشتیم و داشت کارمان به جدایی میکشید بخاطر اینکه نتوانسته بودیم خوب مدیریت کنیم اما علی رغم همه اینها من روی هدف خود استوار بودم تا اینکه دو فرشته به داد ما رسیدند ( آقای دهقانی و خانم مژگان ) و زندگی ما را دگرگون کردند و بما فهماندند که ما اشتباه میکردیم و مسائلی که در طول دو سال برای ما اتفاق افتاده و گذشته است را زمانی که من و همسرم در موردشان با یکدیگر صحبت کردیم متوجه شدیم که چقدر راجع به هم اشتباه میکردیم و همه آن مشکلات سوء تفاهم هایی بیش نبوده است . من میگفتم مگر تو فلان کار را نکردی ؟ او در پاسخ میگفت نه ! در مقابل او میگفت مگر تو فلان کار را نکردی و من میگفتم نه ! و نهایتا همه چی دست در دست هم گذاشته بود و کما ناخواسته  فکر میکردیم چقدر با هم مشکل داریم . اما در ادامه متوجه شدیم که هیچ یک از چیزهایی که راجع به هم فکر میکردیم صحیح نبوده است . این اتفاقات افتاد تا اینکه ما فهمیدیم  چقدر همدیگر را دوست داریم چون هر شخص دیگری جای ما بود یک لحظه ایستادگی نمیکرد اما پیوند ما آنقدر عمیق بود که این بند پاره نشد در اینجا یک پیام دیگر خدمت شما عزیزان بگویم " که خیلی راحت زندگی و همدیگر را از دست ندهیم " من همه زندگی ام را مدیون وجود آقای دهقانی و خانم مژگان هستم و همسر عزیزم خیلی بمن کمک کرده و اگر من اینجا نشستم و حضور دارم بخاطر همسرم هست . از بچه های لژیونم خیلی ممنونم که با رفتارشان همیشه برای من درس داشتند و بمن کمک کردند تشکر ویژه از کامران رک بخاطر حضور همه جانبه اش کنارم همچنین از آقای بهمن سبحانی ، یوسف خانمحمدی و محسن کشانی تشکر ویژه ای دارم چون سه دوست در زمان غم و اندوه من گوش هایی شنوا برای تسکین من بودند و همیشه من را بسمت خیر راهنمایی کردند ، از مرزبانان شعبه تشکر میکنم از محمد بهرام زاده عزیز هم تشکر میکنم.



خلاصه سخنان همسفر مسافر احمد : سلام دوستان اعظم هستم یک همسفر ،امروز تولد پنج سالگی احمد بود وقتی به گذشته باز میگردم شش ، هفت سال پیش من آرزوی این را داشتم که احمد فقط یک روز مواد نزند ، احمد چون خواست داشت وارد کنگره شد . خانواده هایی هستند الان که مثل آن موقع های ما فکر میکنند اعتیاد درمان ندارد من قبل از اینکه وارد کنگره شوم فکر میکردم زندگی ام تمام شده و احمد برای همیشه مصرف میکند مخصوصا با تخریبی که احمد داشت و روزهای آخر تزریق کراک میکرد  و وافعا حالش خراب بود حتی خانواده اش منتظر مرگش بودند ""ولی امسال تولد پنج سالگی اش را جشن میگیریم ، پس میشود "" مسافرانی که نا امید هستند ، حال خرابی دارند پس قطعا شما هم میتوانید همچنین همسفرانی که تازه وارد کنگره شده اند میدونم سخته ، ماندن صبر میخواد ، عشق میخواهد  - امیدوارم بمانید  و این جایگاه را تجربه کنید تشکر میکنم از استاد بزرگوار جناب آقای دهقانی ، از استاد یزرگوار خودم خانم مژگان تشکر میکنم از همه شما که بما لطف داشتید تشکر میکنم و دوستتان دارم ، خیلی ممنون که به صحبتهای من گوش دادید .در آخر تبریک میگویم به احمد عزیز 
سلام دوستان اشکان هستم یک همسفر- من از خانم فتحی و آقای دهقان که بما خیلی کمک کردند تشکر میکنم و به پدر عزیزم این روز را تبریک میگویم .







Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه آموزشی، مناسبت ها، گزارش جلسات روزهای پنجشنبه،


جلسه سیزدهم از دوره شانزدهم سری كارگاه های آموزشی كنگره ٦٠ به استادی آقای علی عیوضی ، نكهبانی آقای سعید حاج محمدی و دبیری مسافر هاشم مؤرخه ٩٥/١٠/٩ راس ساعت ١٦/٣٠ آغاز بكار نمود

خلاصه سخنان استاد ؛

خیلی خوشحالم كه در جمع شما هستم ، همانطور كه دبیر عزیز اعلام كردند دستور جلسه امروز نقش آموزش و خدمت در رهایی و تجربه من از آموزش و خدمت است كه در بخش دوم جلسه هم تولد میثم اسحاقی عزیز را جشن میگیریم . در كنگره ٦٠ یكی از مواردی كه بعد از دستور جلسه كمك گنگره و یا مسولیت پذیری یا همان وادی چهارم است كه بیان میشود یكی از مسائلی كه بما آموزش میدهد این است كه بتوانیم خدمت كنیم . انواع و أقسام خدمت ها هست برای اینكه كیفیت سفرم متفاوت شود همه ما میدانیم كه یك مصرف كننده شخص بی نظمی است كه بخاطر عدم تشخیص و تحت تأثیر مواد بودن قدرت تشخیص خود را از دست داده است و حكومت جسم بدست مواد افتاده است و مسولیت پذیری و آموزش پذیری خود را از دست داده و كم رنگ شده است . با ورود به كنگره و نظمی كه بما داده میشود بواسطه جسم كه بحالت تعادل میرسد ، قانونا میبایست یكسری اتفاقات درون ما بیوفتد كه این دقیقا همان حالت آموزش پذیری است كه در كنگره برای ما اتفاق می افتد یعنی من یك آموزشی را گرفتم و این حال خوب را با حسم انتقال میدهم كه در ادامه شخص بعد از رهایی جایگاه استادی را تجربه میكند و یا خدمت های دگری را به دوستان خود میكند آموزشی كه ما میگیریم آموزش مفید است یعنی در یك چارچوب و قواتین خاصی بما داده میشود مثلا آموزش مفید میگیریم كه تفكر ماه سالم شود كه این اتفاق هم همانطور كه در وادی گفته شده است دارد می افتد ایمان سالم ، عمل سالم و حس سالم و ... پس مطمعنا كسی كه آموزش مفید میگیرد بواسطه جسم ، روان ، جهانبینی و برقراری تعادل در این أضلاع ، نظم را در خود احساس میكنیم و این نظم در خانواده هم انتقال پیدا میكند بخاطر همین در خانواده این احساس میشود كسی كه خماری كشیده ، همسفرش نیز با او خماری كشیده است و زمانی  هم كه رها میشود خانواده اش با او رها میشود.

آموزش ها در كنگره بما داده میشود برای اینكه بهتر سفر كنیم و این یك ابزار است و این آموزشها را در هیچ كجا ، نه تلوزیون و نه رسانه و نه از طریق پدر و مادر نمیتوان پیدا كرد .من خودم بواسطه خدمت هایی كه میكردم همیشه حالم و كیفیت سفرم خوب بود .

روان مساوی است با بازیگر بودن یعنی اینكه تماشاچی نباشم و در مسیر كنگره خدمت كنم اگر آموزش مفید گرفته باشم و جسمم درست كار. كند مطمعنا خدمتگذار خوبی خواهم بود  كه این خدمت كاملا روی روان من تأثیر میگذارد و نهایتا میرسیم به جهانبینی و یا تغییر نگاه كه نگاه من به مصرف نكردن مواد مخدر و دیكران تغییر میكند و بواسطه بازیگر بودن نوع نگاه تغییر میكند و یك گوشه نمی نشینم و أفسر ده شوم

در بخش دوم جلسه در ارتباط با سالگرد رهایی میثم عزیز تا آنجا كه یادم هست میثم خیلی بی سروصدا وارد كنگره شد و حال خیلی خرابی داشت و مصرف كننده شیشه ، متادون و تریاك و شیره و نورچیزك و تمچیزك بود و حال خیلی خرابی داشت بعضی وقتها تشنج میكرد و خلاصه شرایط خاصی داشت اگرچه اوایل سفرش را خوب آغاز نكرد ولی در ادامه خواست خود را تقویت كرد و براحتی در مسیر درست قرار گرفت اما وقتی هم كه مسیر قرار گرفت با خواست قوی ادامه داد و بقیه سفرش را خوب به إتمام رساند و با همه مشكلاتی كه داشت چون اطرافیانش همه مصرف كننده بودند و از طرف دیگر پدر ایشان فوت كرد و .. توانست سفر خود را ادامه دهد و نهایتا نیز خدمتگذار خیلی خوبی شد زمانی كه آموزش های لازم را گرفت همه را كاربردی كرد و اینطور شد كه تشنه خدمت كردن شد و كارهای زیادی را برای اینكه حالش بهتر شود انجام داده است - برای میثم آرزوی موفقیت میكنم و  به مادر ایشان نیز تبریك میگویم .


Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه آموزشی، مناسبت ها، گزارش جلسات روزهای پنجشنبه،


جلسه دوازدهم از دوره شانزدهم سری كاركاه های آموزشی خصوصی كنگره ٦٠ پنجشنبه ها ، مؤرخه ٩٥/١٠/٢ به استادی كمك راهنما كامران رك ، نكهبانی آقای سعید حاج محمدی و دبیری مسافر هاشم با دستور جلسه كمك كنگره بمن و خدمت من به كنگره راس ساعت ١٧ آغاز بكار نمود در ضمن نخستین سال رهایی مسافر اهورا خدایی جشن گرفته شد -
خلاصه سخنان استاد ؛
ابتدا از نكهبان جلسه آقای حاج محمدی تشكر میكنم ،  امید وإرم كه در كنار شما عزیزان جلسه پر نشاطی را داشته باشیم امروز دو دستور جلسه داریم ، یك قسمت دستور جلسه هفتگی و سالیانه می باشد و قسمت دیكر تولد اهورا است . در دستور جلسات كنكره ٦٠ یك زنجیره ایی از مطالب قرار گرفته كه بسیار هوشمندانه می باشد و كنار یك دیگر قرار گرفته تا یك مفهومی را بمن مسافر چه در سفر اول و چه در سفر دوم برساند - گاهی اوقات ما در جایكاه های مختلف فكر میكنیم كه ما دیكر نیازی به كاركاه های آموزشی نداریم متاسفانه در كنكره ٦٠ مهمترین دغدغه تهیه جا و مكانی است كه كنگره بتواند در آن جلسات و كاركاه های آموزشی را برگذار نماید اگر قرار بود تنها لژیون ها برگذار شود مطمعنا در پارك ها میشد لژیون برگذار كرد و مشكل أساسی ما همین كارگاه های آموزشی و اهمیت آن است ، دستور جلسه امروز كمك كنكره بمن و خدمت من به كنگره شاید چند سال قبل من به این دستور جلسه نكاه میكردم با خود میكفتم روزی خواهد رسید كه من كاری برای كنكره میكنم و بطرق مختلف چه از طریق راهنما ، چه مرزبان و ..جبران  خواهم كرد ولی هر چه دیدم نسبت به كنكره قوی شد دیدم همه آنها توهمی بوده كه من در سفر خود داشتم و چیزی كه من بخواهم به كنكره خدمت كنم وجود خارجی ندارد آقای مهندس لطف دارند و همیشه میفرمایند ما هیچ كدام به كنكره مدیون نیستیم و كنكره دینی به گردن ما ندارد اما این شاید این آن قسمتش باشد برای آنكس بخواهد خدمتی در كنگزه نماید  اما همه مصرف كننده ها وقتی وارد كنكره میشوند یك درد مشترك دارند و یك بد بختی مشترك دارند و آنهم مصرف مواد میباشد ، خصوصیت بودن در جلساتی مثل امروز اینست كه یا شما باید مصرف كننده مواد بوده باشید و یا همسر یا مادری باشید كه در جهت اهداف كنگره در حال تلاش هستید كه به شما گفته میشود همسفر ، همه ما با مصرف مواد مخدر وارد كنگره شدیم و در ابتدا آمدیم برای "ترك كردن " قاعدتا برای "درمان" نیامده بودیم و گفتیم ما آمدیم ترك كنیم موادمان را بزاریم كنار و مصرف نكنم در اتاق مشاوره آقایی با یك برگه ما را مشاوره كرد و بر مبنای سوالاتی كه از ما پرسید دیدیم از واژه "درمان " استفاده میكند كه این پروسه ١٠ تا ١١ ماه زمان میبرد ، سیستم بیوشیمی و سیستم X درست میشود و در نهایت وسوسه ایی به مواد مخدر ندارید ! برای من كه تا چند ماه این سؤال بود و از سفر دومی ها سؤال میكردم كه آیا واقعا میشود ؟ كه در سفر دوم وسوسه ایی به مواد مخدر نداشته باشید ؟ و قابل قبول نبود برای من .
قرار شد كه سه جلسه حضور داشته باشم و در ادامه به آكادمی معرفی شم و با قرار گرفتن در پروسه درمان خیلی مرتب با معرفی نامه شربت OT دریافت كنم و حتی اگر بیرون هم كسی سؤالی كرد با نشان دادن كارت شناسایی كنگره خیلی با شخصیت بگی كه تحت درمان هستی و با خیال راحت شربتت را با خودت حمل كنی و مأمور قانون هم كاری با تو ندارد و در آخر به درمان میرسی - وقتی كه به همین پروسه پیش پا افتاده نگاه میكنیم متوجه میشیم كه علی رغم منع قانون مصرف تریاك در كشور ، با توجه به مشتقات OT كه از تریاك تهیه میشود با استفاده از آن خود را درمان میكنیم ! چگونه میشود كه كنگره ، سنگینی این نگاه را برمیدارد و ما در خانواده براحتی پروسه درمان خود را آغاز میكنیم ؟ من فكر میكنم این كمترین قسمت كمك كنگره بمن میباشد كه از بدو ورود من شروع میشود و در ادامه گفته میشود كه تو برای كنار گذاشتن مواد به اینجا آمدی اما صرف كنار گذاشتن مواد فایده ایی ندارد و بصورت رایگان برای خوب شدن حال ما در سه بخش "جسم" " روان" ، " جهانبینی " كمك های لازم بما برای به تعادل رسیدن آرائه میشود قطعا همه میدانید كه اگر چند دقیقه قرار باشد با یك روان شناس ، یا روانپزشكی صحبت كنید راجع به یك مسئله ایی اولین كاری كه میكند زمان را تنظیم میكند كه بر مبنای آن دستمزد محاسبه شود كه در كارگاه های آموزشی كنگره در هر جلسه یكساعت و نیم استاد صحبت میكند و شركت كنندگان مشاركت میكنند كه همه اینها كمك هستند دیگر !
من خودم باور نمیكنم شرایطی را كه در گذشته داشتم امروز مواد برای من یك شوخی بی مزه است و تغییرات بسیاری در زندگی من شكل گرفته است كه همه اینها كمك كنگره است .
حالا من چكار میكنم برای كنگره ؟ من هر وقت كه به این دستور جلسه میرسم ، بخودم میگویم ما را خیر تو أمیدی نیست ، من همین كه شر و آسیبی به كنگره نرسانم ، كافیه و هیچ نیازی نیست كمكی كنی یعنی من بعنوان یك مسافر كه میرم كلینیك میبایست جوانب ادب و احتیاط را رعایت كنم و یا ذهنیت خانواده را نسبت به كنگره خراب نكنم . امیدوارم كه بعنوان یك مسافر سفر اول كار خود را درست انجام دهم . 


در مورد قسمت دوم دستور جلسه كه تولد اهورای عزیز است ابتدا اولین سال تولد ایشان را تبریك میگویم و خیلی كوتاه در مورد اهورا صحبت میكنم . اهورا از آن دسته افرادی بود كه بدو ورود به كنگره اصطلاحا فقط " یك نگاه " بود و حال بسیار خرابی داشت و زمانی كه با او صحبت میكردیم فقط نگاه میكرد و هیچ پاسخی نمیداد مصرف بسیار سنگینی از مواد داشت ، و مقدار بسیار زیادی از متادون نیز مصرف میكرد  كه در برگه أولیه آن مبنی بر مواد مصرفی نوشته شده بود كوكایین ، متادون ، قرص و حشیش و أسید ، هرویین ، شیشه ، كوتامین . كه ابتدا برنامه تیپر متادون اعمال شد و پس از آن نویت به قرص رسید كه ١٦ نوع مختلف قرص ، كه از هر كدام چندتا مصرف میكرد كه با دیدن این حجم تخریب در ابتدا با خود گفتم امكان درمان برای این شخص وجود ندارد و من نمیتوانم كاری انجام دهم از اینرو برای مشورت  به آقای مهندس مراجعه كردم و ایشان بعد برسی موضوع ، راهكار أولیه ایی را آرائه كردند و دستور شربت را صادر كردند -ضمنا  اهورا به شدت توهم داشت ، كه از نوع دیداری و شنیداری بود بنحوی كه مدام در حال مكالمه با شخص مورد نظر خود در عالم توهم بود ، و خلاصه بسیار اوضاع و احوال بدی داشت - در روانپزشكی بدترین نوع بیماری روانی ، "روان پریشی " است كه بالاتر از آن نداریم كه اهورا وقتی به دكتر مراجعه كرد برای دریافت اجازه قطع قرص خود دكتر یك گواهی برای ایشان صادر كرد مبنی بر اینكه ایشان یك فرد روان پریش هستند . ( متن گواهی پزشك ؛ آقای اهورا خدایی بعلت اختلال روانی فراوان ، روان پریشی نیازمند درمان و بستری طولانی مدت میباشد )
كه چندین بار هم بستری شده بود و حال با این شرایط وارد كنگره شده بود كه خوشبختانه دكتر ایشان آقای "ارسیا تقوی متخصص أعصاب و روان" بسیار انسان فهمیده و منطقی بودند كه بعد از تحقیق و بررسی موافقت نمودند قرص های اهورا تیپر و در پروتكل درمان كنگره قرار بگیرد كه این روند ١٣ ماه طول كشید بعد از آن نیز لحظه شماره میكرد برای رهایی و همواره گوش یفرمان بوده است تاكنون كه باعث شده برادر عزیزش هم به كنگزه وارد شود امیدوارم اهورا در امتحان كمك راهنمایی قبول شود و در مسیر خدمتی به اره خود ادامه دهد .


صحبتهای اهورا :
از همه شما ممنونم كه اینجا در كنارم هستید . از آقا كامران ممنونم كه اگر ایشان نبودند و محبت ایشان نبود من هیچ وقت ، هیچ وقت و هیچ وقت نمیتواتستم اینجا بشینم من از دو روز پیش به شوق این لحظه نخوابیدم این لحظه لحظه خاصی است كه أنگار یك خواب است و در حال خواب دیدن هستم كه اهورایی كه فكر میكرد با مخ خالی نمیشه زندگی كرد خوشبختانه من توانستم این راه طولانی را برای رهایی طی كنم و این جایگاه رو تجربه كنم .
جای پدرم خالیه ، هر چند كه میدانم در این محل حضور دارد . از همسر آقا كامران تشكر میكتم كه وقت و بی وقت به آقا كامران زنگ میزدم و میگفتم حالم بده - از مادرم تشكر میكنم از برادرم تشكر میكنم - از برادر لژیونی هام تشكر میكنم از اینجنت محترم ، و از مرزبانان تشكر میكنم كه شرایط حضور در اینجا رو فرآهم میكنند ، من خودم سه سال به دنبال جایی بودم برای خوب شدن ولی هر جا رفتم نشد تا اینجا رو پیدا كردم تا قبل از آن فكر میكردم فقط لذت در مواد كشیدن است ولی امروز میدانم لذت را میشود در چیزهای دیگری هم یافت مثل دوست داشتن مادر و برادر كه جای شكر دارد كه مهمترین نقش را این وسط راهنمای من آقا كامران داشته است من دوست داشتن را از ایشان یاد گرفتم .
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: گزارش جلسات روزهای پنجشنبه، دستورجلسات هفتگی،


گرامیداشت هفته همسفر
پنجشنبه 25 آذر 1395 ساعت 22:09 | نوشته ‌شده به دست omid aghakhani | ( نظرات )
سومین جلسه جشن همسفر، نمایندگی استادمعین

این جلسه ، سومین جلسه جشن همسفر، نمایندگی استادمعین با استادی همسفر لیلا شناطی ، نگهبانی همسفر الناز و دبیری همسفر اعظم شریفیان با دستور جلسه هفته همسفر در تاریخ 95/9/25 راس ساعت 16.30 برگزار گردید.


ابتدا از آقای مهندس دژاکام سپاسگذار هستم ، به سركار خانم آنی دیده بان گروه خانواده این روز را تبریك میگویم و همینطور به آقای امین دیده بان گروه همسفران آقا و همچنین همسفران آقا و خانمها ، این روز را تبریك میگویم .
هرجا سفر كردم تو همسفرم بودی / از هر طرفی رفتم تو راه برم بودی
پرواز چو میكردم تو بال و پرم بودی/ در گریه من چون اشك ، در چشم ترم بودی
امروز روز تقدیر از همسفران راه روشنایی است ، به تك تك این عزیزان مجددا تبریك میگویم ، به حضورشان در این سفر بیرونی و درونی و عبور از گذر گاه دشوار ، تبریك میگویم . به اینكه ماندند و سازندگی ایجاد كردند و این بودن چیزی جز حب و عشق نبود .


اعتیاد وقتی می آید با خود یكسری ویژگی به همراه می آورد و همسفر بی تقصیر از این واقعه نیست ، آقای امین در یكی از سی دی های خود اشاره میفرمایند كه نیرو های منفی همانند یك حصاری دور مصرف كننده را میگیرند و این نیرو های منفی بسیار قوی عمل میكنند طوری كه نمی گذارند شخص حركتی انجام دهد و از آن حصار یا آن پیله خارج شود مثل عنكبوتی كه طعمه خود را مسموم كرده است و از آن تغذیه میكند ، نیرو های منفی نیز دقیقا به همین نحو عمل میكنند و شخص را طعمه خود قرار می دهد و از آن تغذیه میكند . 
نیرو های منفی بخودی خود هیچ انرژی و قدرتی ندارند و این توان را فقط و فقط از شخص یا طعمه خود میگیرند كه برای رهایی و نجات از این مطلب ،بر مبنای تجربه ایی كه خودم داشتم  می بایست سطح انرژی را بالا برد ، نیرو های منفی زمانی به سراغ شخص می آیند كه سطح انرژی او پایین باشد ، حال این سطح انرژی را چگونه میتوان بالا برد ؟ با حضور پر رنگ در كنگره ، یعنی اینكه بجای یكبار در هفته به كنگره می آئیم چند بار حضور داشته باشیم و به سیستم وصل باشیم دیگر آنكه با گوش كردن سی دی ها و خواندن كتاب ، با خواب ، با خوردن و .. هر چیزی كه موجب بالا بردن سطح انرژی میشود میتوان از آن كمك گرفت .
در این راستا ، نیرو های منفی حتی نفرت و بی زاری اطرافیان را نسبت به شخص مصرف كننده زیاد میكند و همسفر مستثنی از این مطلب نیست یعنی روی همسفر تأثیر گذاشته ، همانطور كه این نبرد درون در یك شخص مسافر ،بین مصرف كردن یا نكردن مواد وجود دارد ، برای همسفر نیز یك نبردی بین خودش و مسافر وجود دارد یعنی نیروی منفی به هر طریقی كه میتواند مانع از حركت میشود بنحوی كه شاید گاهی اوقات از طریق همسفر وارد شود بهمین علت است كه آقای مهتدس تأكید میكنند حتما مسافران ، همسفران خود را نیز بیاورند تا آموزش بگیرند چون وقتی آموزش می بینند دقیقا هم زبان میشوند و همدیگر را درك كنند من خودم خاطرم هست كه مسافرم بمن میگفت چرا هر چه من میگویم تو درك نمیكنی و او به یك زبان صحبت میكرد و من بزبانی دیگر ولی اینجا بعد از آموزش ها هر دو هم سطح میشوند و اینكه همسفر نقش مكمل بازیگر نقش اول را دارد و مسافر نقش بازیگر اول میباشد و وقتی مسافر حتی اگر در آموزش ها خوب حركت كند ولی همسفر در آموزش ها نباشد ،براحتی میتواند كاری كند كه این بازی خوب در نیاید ، می تواند بعنوان یك بازدارنده عمل كند و همه چی را بهم بریزد بهمین خاطر گفته میشود همسفر و مسافر در كنار هم آموزش ببینند .


Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه آموزشی، مناسبت ها، گزارش جلسات روزهای پنجشنبه،


گرامی داشت هفته همسفر
پنجشنبه 25 آذر 1395 ساعت 15:07 | نوشته ‌شده به دست omid aghakhani | ( نظرات )

هفته همسفر ، پر شگون باد 

شادی حقیقی در این نیست ، که تنها چون ستارگان بدرخشیم ، 
 بلکه در یاری رساندن به دیگرانی است  ، که فروغشان را از دست داده اند ،
  تا با خواست خود و الطاف الهی چون ستارگان بدرخشند .

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه آموزشی، مناسبت ها، دستورجلسات هفتگی، گزارش جلسات روزهای پنجشنبه،



جلسه یازدهم از دوره شانزدهم سری كارگاه های آموزشی كنگره ٦٠ مؤرخه ٩٥/٩/١٨ به استادی كمك راهنما احمد شریفیان ، نكهبانی آقای سعید محمدی و دبیری مسافر هاشم با دستور جلسه وادی چهارم و تأثیر آن روی من و همچنین سالگرد یكسال رهایی آقای شهریار میهمی رهجوی آقای احمد شریفیان راس ١٧ آغاز بكار نمود .
خلاصه سخنان استاد خوشحالم كه امروز اینجا هستم و اولین ساگرد رهایی شهریار عزیز را جشن میگیریم راجع به دستور جلسه كه  وادی چهارم است با توجه به تیتر جدید كه در مسایل حیاتی به خداوند سپردن یعنی سلب مسولیت از خویشتن خیلی خلاصه توضیحاتی را آرائه میدهم این وادی یكی از وادی هایی است كه فكر میكنم مسیر را برای انسانهایی كه خواستار صعود هستند هموار میكند . یعنی یكی از گره هایی كه گاهی اوقات مانع از پیشرفت انسانها در زندگیشان میشود همین مسئله ایی هست كه در این وادی به آن اشاره میشود در یك بخش وادی مربوط به مسایل حیاتی میشود یعنی در مسایل غیر حیاتی بخدا وند سپردن سلب مسولیت از خویش نیست . یك وقتی هست كه من با تمام وجودم در مسیر قدم بر میدارم و حركت میكنم در ادامه مسیر طلب یاری از خداوند متعال میكنم آن وقت است كه مطمعنا أجابت خواهد شد و آن راز و نیاز برآورده خواهد شد ولی یك جایی هست كه این اتفاق نمی افتد یك جایی هست كه ما واگذار میكنیم یعنی خودمان دیگر دخالتی نداریم در آن موضوع و منتظر اتفاق خیلی جالبی هستیم - خیلی جالبه كه زمانی مشكلی برای یك نفر پیش می آید آن مشكل را می سپارد به یك داور و یك قاضی آن داور و قاضی تنها كاری كه میكند استناد میكند به آن مداركی كه هست و آن عقبه ایی كه وجود دارد و حكمی را صادر میكند ولی ما درجا از خداوند میخواهیم كه یك حكم خوبی برای ما صادر كند ولی نه عقبه خوبی وجود دارد و نه مدارك و شواهد خوبی ، مطمعنا خداوند نمیتواند از قوانینی كه وضع كرده است عدول نماید و غیر از آن را أجابت كند . 
در بحث سلب مسولیت از خویشتن اینكه ، من خودم قبل از سفر و ورود به كنگره مطالعات زیادی داشتم مثل همه شما كه دنبال یك زندگی خوب بودم ، دنبال این بودم كه انسان موفقی باشم و كتاب های خیلی زیادی میخواندم و پیش استاتید زیادی رفتم برای اینكه دنبال یك زندگی خوب بودم آخرین كتابی كه خواندم كتاب" چهار اثر از فلورانس  اسكاول شین " بود كه در این كتاب خیلی تأكید میشد بر نفوذ كلام و نیز اشاره میكرد به اینكه همیشه مسایل مثبت را طلب كنید و چیزهای خوب را بخواهند و اعتقاد داشته باشید كه امروز اتفاق خوبی برایتان می افتد و ... كتاب خوبی بود در یك مرحله ایی اما در ادامه دیدم ،"نه" من چیزهای خوب را میخواهم اما اتفاقات خوب برای من نمی افتد و در آن برهه برای من تناقضی را بوجود آورد كه امروز در كنگره متوجه شدم كه یك گره و یك حلقه گمشده آنجا وجود داشت كه آن هم حركت و اعمال خود من بود و من فقط طلب میكردم و هیچ حركتی صورت نمیگرفت و انتظار أجابت هم داشتم . وقتی در مورد مسولیت صحبت میكنیم هر إنسانی در زندگیش یك مسولیتی را به دوش میكشد ، همسر ، مادر ، فرزند و یا یك شوهر هر كسی به نوبه خودش یك مسولیتی را بدوش میكشد و باید تا آخرش پای این مسولیت بایستد -
شاید در زندگی زناشویی بین یك زن و مرد علاوة بر اینكه هر یك از اینها عهده دار یك مسولیت هستند گاهی اوقات این موضوع فراموش میشود و زندگی شرطی میشود من بعنوان یك مرد یك وظیفه ایی دارم و باید خانواده ام را تأمین كنم و همسرم هم به نوبه خودش یكسری وظایف دارد و باید محیط آرامی را برای من فرآهم كند وقتی زندگی شرطی میشود انسانها از بار مسولیت شانه خالی میكنند یك وقتی من میگویم چون همسر من برای من غذا درست نكرد پس من هم دیگر بهش پول نمیدهم اینجا دقیقا همانجایی است كه مسولیته فراموش میشود ما در یك بخش از عنوان وادی مسولیت را بخدا وند واگذار میكنیم و یك جا شانه خالی میكنیم از این مسولیت ما باید بدانیم چه وظیفه و مسولیتی داریم معمولا زندگی كه در آن بخشش و گذشت فراموش شود این اتفاق در آن می افتد كه هر كسی بخواهد بدنبال مالكیت باشد این مشكل برایشان بوجود می آید و برای من هم در گذشته اتفاق افتاده است و امروز میبینم چه كار بیهوده ایی كردم و هیچ ربطی به مسولیت های من ندارد . اگر من به دنبال خویش خویش باشم بدنبال پیدا كردن خودم  و آرامش در زندگی باشم باید این نگاه را داشته باشم كه كارم را درست انجام دهم . همه ما میدانیم در زندگی های مشترك آنقدر حس ها قوی است كه آدمها حس هاشون زندگی میكنند و اصلا با اعمال یكدیگر كاری ندارند مثل راهنمایی كه با رهجوی خود این رفتار را میكند و علیرغم تمیز و مرتب بودن رهجو ، بخاطر اینكه حالش خوب نیست و حسی كه از او دریافت میكنم واكنش نشان میدهم و كار دارم
اگر انسانها مسولیتهایی را كه بر گردنشون هست بشناسند و بدون هیچ چون و چرایی آن مسولیت هارا بانجام برسانند شرایط خیلی بهتر خواهد شد -


در ارتباط با اولین سالگرد رهایی شهریار عزیز به خودش ، خانواده ایشان همسر و دختر كوچولوی ایشان و سركار خانم مریم كمك راهنمای مسافر ایشان خیلی تبریك میگویم -
شهریار با حال خرابی وارد لژیون ما شد و شرایط خیلی بهم ریخته ایی داشت اما شهریار آمده بود برای تغییر كردن و عوض شدن خیلی دوست داشت تغییر كند و انسان دیگری شود و خیلی هم تلاش كرد - شهریار انسان مهربان و خوش قلبی است كه با روابط عمومی خوبی كه داشت خیلی زود توانست جای خود را در بین دیگران پیدا كند و بخودش نزدیك شود.


خلاصه ای از صحبت های مسافر شهریار :
در ابتدا خدا را شاکرم که توانستم این روز زیبا را ببینم و آرزو میکنم همه سفر اولی ها هم این روز را تجربه نمایند .
در ادامه ایشان از آقای مهندس دزاکام و خانواده محترم ایشان همچنین ایجنت محترم شعبه ، گروه مرزبانی و راهنمای همسفر خود خانم مریم تشکر فراوان نمودند و گفتند در بدو ورود به کنگره حال بسیار خرابی داشتم که در ادامه با لطف خدا و محبت و راهنمایی های استاد عزیزم جناب آقای شریفیان توانستم مسیر خود را پیدا کنم و سفر خوبی را تجربه نمایم و در نهایت از بند اعتیاد رها شوم . در ادامه از همسر خود بخاطر اذیت هایی که کردم عذر خواهی میکنم و خوشحالم که امروز حال بسیار خوبی را دارم که همه اینها بخاطر حضورم در کنگره و کمک های استاد عزیزم آقای شریفیان است . 
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مناسبت ها، رهایی ها ...، گزارش جلسات روزهای پنجشنبه،


چگونه شکرگزاری می کنم ؟ OT
پنجشنبه 11 آذر 1395 ساعت 18:21 | نوشته ‌شده به دست omid aghakhani | ( نظرات )

جلسه دهم از دوره شانزدهم سری كارگاه های آموزشی كنكره ٦٠ با استادی آقای مهدی نیری ، نگهبانی آقای هاشم و دبیری مسافر   محمد راس ساعت ١٧ مورخه ٩٥/٩/١١ آغاز بكار نمود. 
خلاصه سخنان استاد : خداوند را شاكرم كه این فرصت مجددا بمن داده شد كه خدمت كنم و آموزش بگیرم از نگهبان و دبیر متشكرم . در ارتباط با دستور جلسه و موضوع شكر گذاری در آخرین صحبت های آقای مهندس و سی دی انرژی نفس در قسمتی ایشان در قسمتی راجع به خوراك نفس صحبت میكنند و در قسمتی راجع به شكر گذاری می فرمایند كه بحث شكر گذاری یكی از خوراك های نفس است و به نفس ما انرژی می دهد و توأن حركت و زندگی كردن و توأن پیشرفت كردن را بما می دهد و من فكر میكنم واقعا همینطور است در چند سالی كه من در كنگره حضور دارم واقعا هنینطور است در گذشته شاید فقط بصورت لفظی بود و فقط در كلمات خداروشكر میكردم اما آیا اینكه این گونه شكر گذاری من كه در گذشته انجام میدادم صحیح است ؟ و از صمیم قلب می باشد ؟ كه من فكر میكنم برای اینكه واقعا صحیح باشد باید در عمل باشد یعنی در عمل بایستی اثبات كنم آن شكر گذاری را - من عادت داشتم نیمه خالی لیوان را ببینم و هیچوقت نیمه پر لیوان را نمی دیدم و طبق عادت شكر گذاری میكردم . اما وقتی نیمه پر لیوان را ببینیم و داشته ها را ببینیم متوجه میشویم كه باید از صمیم قلب انجام شود چیزی كه خداوند در اختیار ما گذاشته است ، خانواده ، كنگره ، پدر و مادر ،... من باید از خداوند سپاسگذار باشم .
در كنگره خیلی چیزها هست كه در اختیار ما قرار دارد برای آموزش گرفتن ، برای درمان شدن مثل راهنما ، ایجنت ، مرزبان و دوستان خوب همه و همه دست به دست هم میدهند تا یك نفر به رهایی برسد و من واقعا با تمام وجودم این را قبول دارم و احساسش كردم كه همه دست به دست هم دادند تا یك نفر به رهایی برسد .
در جلسه ایی در پارك طالقانی شركت كنتدگان از تمام شعب و نقاط مختلف ایران حضور داشتند ، جناب آقای حكیمی كه در جلسه حضور داشتند موقع صحبت كردن با نگاه كردن به جمعیت فرمود اگر بخواهیم مقدار مسافتی را كه برای حضور به اینجا طی كردید جمع كنیم هزاران كیلومتر خواهد شد كه ما اینجا دور هم جمع شویم تا از مسایل مختلف درمان ، و OT صحبت كنیم و همه دست به دست هم دهیم تا فقط یك نفر به رهایی برسد و این لطف بزرگی است كه خداوند در اختیار من قرار داده است كه واقعا این جای شكر گذاری و سپاسگذارم دارد از تمام كسانی كه این فرصت را فرآهم كردند خالق و مخلوق .
من با تمام وجود احساس كردم اتفاقاتی كه در زندگی من می افتد و مشكلاتم حل میشود و پازل هایی كه در كنار هم زندگی من را می سازد را مدیون كنگره هستم و مدیون خدمت كردن در كنگره .
خدمت دوستانی  كه در حال سفر كردن در كنگره هستند عرض كردم ، عوامل زیادی دست به دست هم می دهد تا سفر كنیم كه یكی از آنها OT است ، شربت OT از نظر من مایه حیات است چیزی است كه اگر نباشد در زندگی ما در سفر اول اختلال و مشكلات بوجود می آید ، خب من چگونه باید از این چیزی كه مایه حیات است قدر دانی كنم ؟ 
مورد دیگر كه باید از آنها شكر گذار باشیم افرادی هستند كه در گذشته باعث تثبیت شدن این دارو و قرار گرفتن در سبد دارویی ما شدند .
كه با مشقت های فراوان از دور ترین نقاط با مراجعه به مركز مطالعات شربت میگرفتند چون اگر آن آدمها كارشان را درست انجام نمی دادند  و درمانشان و فالوآپ هایشان صحیح انجام نمی شد امروز به راحتی در كلینیك های نزدیك محل زندگی ما در اختیارمان  نبود كه این واقعا جای تشكر و سپاس گذاری دارد . 
افراد بسیاری هستند در آكادمی كه برای راحت رسیدن شربت دست ما در حال تلاش هستند و برای ما زحمت میكشند كه ما هم باید با إخلاق كنگره ایی بدون بحث كردن ، مجادله كردن به كلینیك مربوطه مراجعه كنیم و كارمون رو انجام بدهیم .از شما خواهش میكتم اگر قرار است شكر گذاری در این ارتباط انجام زهید از صمیم قلب و بدرستی باشد تا آیندگان به مشكل برخورد نكنند . در آخر از شما خواهش میكتم بدنبال شربت آزاد نروید چون آفت یك سفر أولی شربت آزاد است ، اگر میخواهید سفر خوبی داشته باشید بدنبال خریدن شربت آزاد نروید .
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه آموزشی، گزارش جلسات روزهای پنجشنبه،




 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic