چه آدمهایی بلد هستند که موقعیت را تغییر بدهند ؟
یکشنبه 8 آذر 1394 ساعت 14:31 | نوشته ‌شده به دست همسفر ریحانی | ( نظرات )

این جلسه دهمین جلسه از دوره پانزدهم سری کارگاههای آموزشی ویژه همسفران کنگره 60 روزهای شنبه مورخه 94/09/07 با استادی خانم آذر ،نگهبانی خانم زهرا و دبیری خانم فرح با دستور جلسه  ( رابطه یادگیری و معرکه گیری ، نق زدن ، حاشیه ) راس ساعت 13:00 آغاز به کار نمود.



خلاصه سخنان استاد :

خیلی خوشحالم که باز در نمایندگی استاد معین خدمت می کنم . احساسم به من می گه که خیلی به اینجا  وابسته ام .

تا دل نشود عاشق دیوانه نمی گردد                تا نگذرد از تن جان جانانه نمی گردد

گریان نشود چشمی تا آنکه نسوزد دل            بیهوده به گرد شمع پروانه نمی گردد

معرکه گیری در زمانی اتفاق می افتد که به گونه ای مقصری وتو پیش خودت می دانی که مقصری . یا توتنهایی می دانی و یا دیگران هم می دانند که مقصری . چه زمانی ما مقصریم ؟ زمانی که ما در مسیر درست قدم برنمی داریم و طبق قوانین نیستیم . برای اینکه گیر خویشتن خویش خودت ، نیافتی یعنی وجدانت ، باید صدایت را از حدش بالاتر ببری وقتی صدا از حدش بالاتر رفت اولین اتفاقی که می افتد این است که  خودم کر می شوم جان جانان که کر شد راحت می تواند اقدام به هر معرکه گیری بکند . برای رفتن به سمت حاشیه ها ما احتیاج داریم اول خودمان کور شویم


ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: گزارش جلسات روزهای شنبه،


شما مسافران برای همسفرتان عزیز ترین موجود عالم هستید
یکشنبه 1 آذر 1394 ساعت 21:09 | نوشته ‌شده به دست همسفر ریحانی | ( نظرات )
این جلسه پنجم جلسه از دوره سوم سری کارگاههای آموزشی کنگره 60 مورخه 94/08/30 با استادی خانم آذر،نگهبانی خانم منیژه و دبیری خانم فاطمه با دستور جلسه  ( جشن همسفر ) راس ساعت 16:00 آغاز به کار نمود.



خلاصه سخنان استاد :
خیلی خوشالم که امروز من این افتخار را داشتم که در خدمتتان باشم . امیدوارم جشن خیلی خوبی در کنار هم داشته باشیم . هر دستور جلسه در کنگره به نوعی درسی از جهان بینی برای ماست . این بسته به من مسافر و همسفر دارد که چطور بتوانم از این دستور جلسات استفاده کنم و بدانم منظور از این دستور جلسه چیست ؟ چرا تجلیل و چرا جشن ؟ تا من یاد بگیرم تشکر از مخلوق تشکر از خالق است . تشکر و قدر دانی نه تنها با زبان بلکه با اندیشه و قلب ما باید باشد و به عمل باشد . ما در کنگره یاد گرفتیم شانه به شانه و در کنار هم حرکت کنیم و آموزش گرفتیم نه پشت سر مسافر باشیم که هل بدهیم و نه جلویش قرار بگیریم بلکه شانه به شانه او قرار بگیریم
ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: گزارش جلسات روزهای شنبه،


درختان ایستاده می میرند.....
دوشنبه 25 آبان 1394 ساعت 10:41 | نوشته ‌شده به دست همسفر ریحانی | ( نظرات )
این جلسه نهمین جلسه از دوره پانزدهم سری کارگاههای آموزشی ویژه همسفران کنگره 60 روزهای شنبه مورخه 94/08/16 با استادی خانم زهره ،نگهبانی خانم زهرا و دبیری خانم فرح با دستور جلسه  ( وادی سوم و تاثیر آن روی من ) راس ساعت 13:00 آغاز به کار نمود.



خلاصه سخنان استاد :

به نام خداوند دریای نور                   خداوندی که دارد در هر جا حضور

باید دانست هیچ موجودی به اندازه خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی کند . راه حل این وادی خودباوری است و اینکه اصلی ترین وادی که نقش همسفران را مشخص کرده همین وادی است . خودباوری یعنی من این وادی را که آموزش گرفتم آغاز تازه ای باشد برای رسیدن به آرامش و آسایش و صلح و سلامتی . اگر این وادی را اجرایی نکنم رفت و آمدها و روی صندلی نشستنها جز خاله بازی نیست بدون تعارف . ضروری بودن این وادی از کلمه باید که آقای مهندس در ابتدای ان استفاده کرده اند مشخص می باشد و تنها در این وادی است که می گوید باید دانست ... و ضروری بودن آن برای خود باوری است .


ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: گزارش جلسات روزهای شنبه،


تجربیات من از روشهای ترک ...
شنبه 16 آبان 1394 ساعت 21:00 | نوشته ‌شده به دست همسفر ریحانی | ( نظرات )
این جلسه هشتمین جلسه از دوره پانزدهم سری کارگاههای آموزشی ویژه همسفران کنگره 60 روزهای شنبه مورخه 94/08/16 با استادی خانم مهناز ،نگهبانی خانم زهرا و دبیری خانم فرح با دستور جلسه  ( تجربیات من از روش های ترک اعتیاد و روش درمان ( DST )   و بهترین راه ) راس ساعت 13:05 آغاز به کار نمود.



خلاصه سخنان استاد :

در مورد دستور جلسه امروز، ما یک کاهش تقاضا داریم و یک کاهش عرضه .

 

کاهش تقاضا یعنی مبارزات پلیسی ، زندان، قاچاقچی، بستن مرز و ... یعنی کاهش مواد مخدر .

 

یک قسمت داریم که کاهش تقاضا ، یعنی پیشگیری، مهار ، درمان اعتیاد.

این دو موضوع کل مسئله حوزه مواد مخدر هستند. همه آحاد جامعه در جهان تصور می کنند که کاهش عرضه مشکل دارد. یعنی در مسئله توزیع مواد مخدر کاهش عرضه یعنی پلیس و قوه قضائیه مشکل دارد، در صورتیکه این کاملاً برعکس است و تا بحال شاید شما فکرش را هم نکرده باشید. پلیس و قوه قضائیه و زندان کارشان را به نحو احسن انجام می دهند. وقتی که پلیس معتاد را گرفت باید به قسمت کاهش تقاضا تحویل دهد. کاهش تقاضا باید این شخص را درمان کند. پلیس معتاد را می گیرد و به اردوگاه و کمپ می دهد، کاهش تقاضا یعنی این شخص را درمان کند. در صورتی که کاهش تقاضا بلد نیست که درمان کند.


ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: گزارش جلسات روزهای شنبه،


از فرمانبرداری تا فرماندهی
یکشنبه 10 آبان 1394 ساعت 10:57 | نوشته ‌شده به دست همسفر ریحانی | ( نظرات )
این جلسه هفتمین جلسه از دوره پانزدهم سری کارگاههای آموزشی ویژه همسفران کنگره 60 روزهای شنبه مورخه 94/08/09 با استادی خانم مینا ،نگهبانی خانم مهناز و دبیری همسفر ریحانی با دستور جلسه  ( از فرمانبرداری تا فرماندهی ) راس ساعت 13:05 آغاز به کار نمود.



خلاصه سخنان استاد :


بعد از سه سال که از آمدن من به کنگره می گذرد و خواندن چندین بار وادیها متوجه شدم که این دستور جلسه در زندگی خیلی مهم است . اگر انسان بخواهد در هر مقوله ای صاحب نظر شود لازمه اش این است که فرمانبردار خوبی باشد . مصرف کننده فرمانبردار خوبی است در برابر مصرف موادش و در هر ساعتی موادش را پیدا می کند و مصرف می کند و حالا دیگر فرماندهی خودشان را دست مواد سپرده اند  و چون فرماندهی دست نیروهای منفی است شو شود قابل اجرا نیست . در کنگره با درمان اصولی جسم و روان و جهان بینی به تعادل می رسد و فرمانده شهر وجودی خود می شویم . به تعبیر علی بن ابی طالب (ع) انسان جهان اصغر است . در کتاب شصت درجه هم آمده که در شهر جهان و جهانها همه درون انسان هستند . از کارهای جزئی شروع کنم و روی خودم کار کنم تا کم کم از ضد ارزشها دوری کنم و بتوانم فرماندهی شهر وجودی خودم را در دست بگیرم . اگر اینطور شود  آن آرامشی که واقعا نیاز هر خانواده است را پیدا میکنم . اگر بتوانم به موقع مسواک بزنم و یا به موقع بخوابم این می شود فرماندهی شهر وجودی خودم که بتوانم به خودم مسلط باشم . مصرف دقیق و سر موقع شربت ot  برای مسافران هم می شود فرماندهی بر وجود خودشان که پرسه عظیم مسئولیت پذیری را به دست می آورند . از راهنمای خوبم خانم رسولی تشکر می کنم و امیدوارم که خداوند آرامش را در زندگیشان قرار بدهد همیشه به من می گفتند تو خیلی عجولی و باید بتوانی صبر داشته باشی . آقای مهندس می گفتند باید سرت را با سر راهنمایت عوض کنی و هر دستوری که به شما داد آن را پیاده کنی . خدا را شکر که با کنگره آشنا شدم و هر شنبه با هر دستور جلسه کلی انرژی می گیرم . 



Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: گزارش جلسات روزهای شنبه،


سردار ابا عبد الله
جمعه 1 آبان 1394 ساعت 17:35 | نوشته ‌شده به دست همسفر ریحانی | ( نظرات )


یک روز بارانی

باران رحمت خداست . باران همه جا می بارد ؛ رحمتی از جانب خداست برای مردم . امّا اینجا که باران    می بارد ؛ فرق دارد حال و روز مردم ، امّا باز باران  می بارد.

برای آمدن باران ابر گریه نمی کند ، گریه شوق از آن جاری می شود که از خدا دستور گرفته است ، جلوه ای باشد برای رحمت او ،  آباد کند ، تمیز کند ،  ببارد . امّا اینجا که باران می بارد ، ابر گریه می کند ؛ چون نمی خواهد ببارد بر سر مردمی که فرقی به حالشان ندارد تمیزی و کثیفی .

باران که می بارد ، چتر ها بالای سر مردم علم میشوند . گاهی یک چتر و دو نفر ، گاهی یک چتر و سه نفر و گاهی یک چتر ویک دنیا . امّا اینجا که باران  می بارد چتر ها فقط برای یک نفر جا دارند ، گاهی آنقدر کوچک که خودت هم زیر آن جا نمی شوی امّا وقتی از کنار کسی رد می شوی آنقدر بزرگ است  که چتر ها به هم گیر میکنند .

باران که می بارد بوی نم حال آدم را جا می آورد و به یاد می آوریم هنوز باران میبارد . امّا اینجا که باران می بارد پنجره ها بسته میشوند ، سایبان ها پایین می آیند ، و بینی ها گرفته می شود تا بوی نم پیغام آور این نباشد که این جا گاهی یکسال یکبار باران می آید .

باران که می بارد  و قطره ای روی گونه ای فرود می آید ، سر ها به بالا می روند تا ببینند ابر مشتاق بارش را . امّا اینجا کسی متوجه ابر و قطره نمی شود  و دستی آن را پخش می کند بر پهنای صورت های خسته .

باران که به شیشه می خورد ، پرده ها کنار می رود تا دیده شود چه خبر شده ، امّا جایی هست که شیشه هایش لایه لایه اند و ضخیم و نمی شنوی آواز   قطره را ، شیشه هایی که مانند آیینه فقط خودت را می بینی و نمی فهمی آن پشت قطره ای در حال رقص است.

جایی ، باران زمین را که شست ، خودکار دل را هم می شوید و می برد به اعماق خاک کینه ها و سختی ها و زمختی ها را . و جایی هم هست که کسی نمیداند باران را ، نمی فهمد رعد را و هدایت برق را .

امّا در همان جا که ابر هم میگِریَد به حالشان ، وقتی روزی بارانی می شود ، عدّه ای چتر بر نمی دارند و شالهایشان را روی بینی نمی کشند و شیشه ها را نمی بندند و می دانند حرف حساب رعد و برق و باران را ، روزی که بارانی ست برایشان فرق دارد با روز های دگر ...

خدا را می بینی ؟ این جا باران می بارد و آن جا هم باران می بارد .

نوشته همسفر نادیا ریحانی


Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دل نوشته همسفران ...،


کسی نمی تواند بگوید من آرامم و شب کابوس ببیند ...
یکشنبه 26 مهر 1394 ساعت 08:07 | نوشته ‌شده به دست همسفر ریحانی | ( نظرات )
این جلسه ششمین جلسه از دوره پانزدهم سری کارگاههای آموزشی ویژه همسفران کنگره 60 روزهای شنبه مورخه 94/07/25 با استادی خانم مریم ،نگهبانی خانم مهناز و دبیری همسفر ریحانی با دستور جلسه  ( صبر ، استقامت ، آرامش ) راس ساعت 13:00 آغاز به کار نمود.



خلاصه سخنان استاد :
در مورد این دستور جلسه چیز جالبی که بگویم این که این چهارمین باری است که من برای این دستور جلسه استاد می شوم . سه کلمه در این دستور جلسه گفته می شود که مفهومش باید باز بشود . تحمل کردن یک نیرویی پشتش است و هی زور می زنی و نق میزنی ، زمان را به آن می دهی ولی انگار وادار و محکومت کردند و در این تحمل اگر عشق و امیدت از بین برود صبر کردن نیست . در صبر زمان را می پذیری بدون هیچ نق زدنی و امیدت جلوی توست . در داستان حضرت ایوب ، شیطان به خدا گفت چون او همه چیز دارد سپاسگزار و منعم خوبی است و شاکر هست . اگر تو نعماتت را از او بگیری کافر می شود . خدا به شیطان اجازه داد امتحانش کند بچه هایش ازش گرفته شدند ، مقامش ازش گرفته شد و چیزی نگفت
ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: گزارش جلسات روزهای شنبه،


نشریات کنگره شصت ...
یکشنبه 19 مهر 1394 ساعت 10:02 | نوشته ‌شده به دست همسفر ریحانی | ( نظرات )
این جلسه پنجمین جلسه از دوره پانزدهم سری کارگاههای آموزشی ویژه همسفران کنگره 60 روزهای شنبه مورخه 94/07/18 با استادی خانم حکیمه،نگهبانی خانم مهناز و دبیری همسفر ریحانی با دستور جلسه  ( چگونه از نشریات کنگره شصت استفاده می کنم ( سمعی و بصری )  ) راس ساعت 13:05 آغاز به کار نمود.



خلاصه سخنان استاد :

در مورد دستور  جلسه برمی گردیم به سفر آقای مهندس در سال 1375  که در ماه رمضان تصمیم به شروع سفر خود گرفتند . آقای مهندس شروع به نوشتن تغییراتی که درونشان رخ می داد کردند . شاید آنروز آقای مهندس نمی دانستند که قرار است همچین جایگاه و مکان عظیمی به وجود بیاید . سال 1378 که تصمیم به تاسیس کنگره شصت گرفته شد متوجه شدند مراجعه کننده گان زیادی به کنگره مراجعه می کنند و چیزی برای تکمیل درمان و آموزش لازم است . در زمینه علم و دانش کنگره شصت نشریات را با زحمت بسیار به وجود آوردند . در اوایل نشریات کنگره اینقدر پر رنگ نبود و کتاب  شصت درجه بود و مقالات سم زدایی و سم نزدایی  ، آ؛نچه خانواده ها باید بدانند و درمان اعتیاد و راهکارهای آن که در اختیار مسافران بود . امروزه در تمام شعب نشریات کنگره شصت رشد قابل توجهی کرده است . در کنار آقای مهندس آقای امین دژاکام استاد جهان بینی کنگره زحمات بسیار زیادی کشیدند و این سی دی هایی که ما گوش می دهیم حاصل دسترنج استاد جهان بینی و آقای مهندس است .

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: گزارش جلسات روزهای شنبه،


لژیون مالی
یکشنبه 12 مهر 1394 ساعت 18:15 | نوشته ‌شده به دست همسفر ریحانی | ( نظرات )
این جلسه چهارمین جلسه از دوره پانزدهم سری کارگاههای آموزشی ویژه همسفران کنگره 60 روزهای شنبه مورخه 94/07/11 با استادی خانم فرحناز ،نگهبانی خانم مهناز و دبیری همسفر ریحانی با دستور جلسه  ( لژیون مالی  ) راس ساعت 13:10 آغاز به کار نمود.



خلاصه سخنان استاد :

تا به حال ما همچین دستور جلسه ای نداشتیم و کل صحبتهای من از روی صحبتهای چهارشنبه آقای مهندس هست .

وقتی ما می خواهیم کاری را انجام بدهیم حتی یک سوپر مارکت را باز کنیم باید سه پارامتر علم کار  و پول و نیروی انسانی را در نظر بگیریم . در قدیم می گفتند که علم بهتر است یا ثروت که در اصل نمی شود این دو را با هم مقایسه کرد و این دو مکمل هم هستند . پایه و اساس این دستور غلط است مثل اینکه بگوییم عقل بهتر است یا قلب ؟ ریه بهتر است یا قلب ؟ در صورتی که برای زنده ماندن همگی لازم است . ما در کنگره مثلث درمان جسم و روان و جهان بینی را داریم که محققان بزرگ هم این موضوع را پذیرفتند . و حالا برای موضوع درمان اعتیاد هم نیروی متخصص نیاز داریم و هم علم و هم پول .


ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: گزارش جلسات روزهای شنبه،


به نام قدرت مطلق ا... یعنی القا یعنی خدا
یکشنبه 5 مهر 1394 ساعت 17:14 | نوشته ‌شده به دست همسفر ریحانی | ( نظرات )
این جلسه سومین جلسه از دوره پانزدهم سری کارگاههای آموزشی ویژه همسفران کنگره 60 روزهای شنبه مورخه 94/07/04 با استادی خانم فاطمه ،نگهبانی خانم مهناز و دبیری همسفر ریحانی با دستور جلسه  ( وادی اول و تاثیر آن روی من  ) راس ساعت 13:05 آغاز به کار نمود.



خلاصه سخنان استاد :

 در وادی به ما می گوید با تفکر ساختارها آغاز می شود و بدون تفکر هر آنچه هست رو به زوال می رود .

برمی گردم به دو سال و نیم پیش که وارد کنگره شدم . وقتی از در وارد کنگره شدم حالم خیلی بد بود و فقط دوست داشتم هر چه زودتر حالم را خوب کنم و نمی دانستم چرا حالم بده . به لژیون تازه واردین آمدم و بعد از گذشت سه جلسه لژیون انتخاب کردم و یک صفحه پر سئوال نوشته بودم که همه را در یک جلسه پرسیدم . راهنما به من گفت صبر کن و پرسید که پکیج را گرفتی ؟ من گفتم بله همه را گرفتم . راهنمایم به من گفت خواندی؟ من هم گفتم بله ولی هیچ چیزی نفهمیدم و دوباره سئوالهایم را به لژیون آوردم . دستور جلسه لژیون وادی اول بود که به ما گفتند شما در خانه سی دی و کتاب را می خوانید و نکته برداری می کنید و می آورید . سی دی را در خانه روشن کردم و رفتم سراغ ظرف شستن و سی دی برای خودش می خواند . دو سه خطی از سی دی را آمدم نوشتم و جلسه بعد به لژیون بردم . به راهنما گفتم باز هم چیزی نفهمیدم . از من پرسید چقدر نکته برداری کردی ؟ گفتم همین دو سه خط را ! خنده اش گرفت و گفت دوباره بخوان و باز هم به سئوالاتم جواب نداد . این دفعه در خانه سی دی را گذاشتم و نشستم و تمام نکات را در هفت هشت صفحه یادداشت کردم و بعد انگار ذهنم باز شده بود و چیزهایی فهمیدم . من فاطمه ، خیلی با خودم فکر می کردم تا سست می شدم و خوابم می برد . حالا چرا مشکلات من حل نشد و فکر من درست نبود ؟ چون در کنار فکر من آموزش نبود و اصلا نمی دانستم چطور و به چه چیزهایی باید فکر کنم . تفکری سالم است که پیشرفت کنید و سئوالات و مشکلات شما حل شود . القا و احیا و تحرک در تفکر سالم وجود دارد . به نام قدرت مطلق ا... یعنی القا یعنی خدا همه جا و در کنگره هم وجود دارد و من حسش می کنم . القای بعدی راهنمای من بود و در تولدها می دیدم که کارتن خوابها به اینجا رسیدند . حالا من باید در وجود خودم دنبال احیا کردن بگردم و نه مسافرم و یا دیگران بلکه باید عشقی که در من ازبین رفته را احیا کنم که جایش کینه و حسادت و فضولی آمده است . حالا باید حرکت کنم مثل دانه گندمی که در عمق تاریکیهای خاک می رود و مواد خوب خاک را جذب می کند و جوانه می زند یعنی احیا می شود حالا باید حرکت کند تا خراب نشود و نگندد حالا باید به سمت نور بیاید و هوا و اکسیژن را بگیرد و درخت و برگ و میوه و می شود راهنمای ما . خیلی ها هم در اثر القای منفی و حاشیه پرت شدند و رفتند . نکته دیگر اینکه توی فاطمه باید صبر داشته باشی . وقتی بیست سال  و حتی بیشتر تخریب داشتی آیا می شود یک شبه آن را درست کنی ؟ وقتی به هستی نگاه کنی می بینی به یک جوانه نمی توانی بگویی زود باش و بیرون بیا نمی شه بلکه باید به مرور زمان باشد . اول باید درون خودمان را تمیز کنیم از کینه و حسادت و ترس . در یک برگه خط خطی شده نمی توان سیبی زیبا کشید بلکه باید برگه ما پاک شود ، پاک از نا امیدی و ترس و اضطراب تا بتوانیم القائات خوب را جذب کنیم . در پایان از راهنمای خوبم تشکر می کنم و بودنم در این جایگاه را مدیون ایشان هستم و امیدوارم هیچ وقت غصه و غمی نداشته باشد .


Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: گزارش جلسات روزهای شنبه،




 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic