دلنوشته ....
جمعه 27 شهریور 1394 ساعت 18:28 | نوشته ‌شده به دست همسفر ریحانی | ( نظرات )


سلام کبری دوست خوبم

امیدوارم که حالت خوب باشد و کسالتی در بین نباشد . وقتی کودکی بیش نبودی در شهرستان و یکی از روستاهای کوچک و زیبا با آب و هوای بسیار خوب در زیر سایه پدر و مادرت زندگی می کردی، به مدرسه می رفتی و چیزهایی یاد می گرفتی . الان می دانی آن دوران بهترین دوران زندگی تو بود . وقتی برای نخستین بار صاحب شغلی شدی و مسئولیتی قبول کردی و به خاطر کار و تلاشت و پشت کارت حقوقی دریافت کردی و وقتی با همسرت آشنا شدی و به او عشق ورزیدی بهترین دوران زندگی تو بود. موقعی که به تهران آمدی و صاحب فرزندانی شدی و مادر جوانی بودی و بچه هایت جلوی چشمانت بزرگ می شدند آن دوران بهترین دوران زندگی تو بود.


کاش می شد بچگی را زنده کرد                      کودکی شد کودکانه گریه کرد


با خواندن این دلنوشته هایت دیدم که خیلی دلت شکسته و وقتی وارد دهه ی جدیدی از زندگیت شدی کمی نگران کننده بود و ترسیدی که بهترین سالهای زندگیت را پشت سر گذاشته باشی . باز هم نگران نباش آدمهایی هستند که هر وقت از آنها می پرسی چطوری می گویند خوبم و وقتی از کنارشان رد می شوی بوی عطرشان در هوا می ماند و آن هم جایی جز کنگره و دوستان خوب با عطرهای بسیار خوش بو نیست.با در کنار آنها بودن دردهایت التیام می گیرد . راستی کبری دوست خوبم اگر خداوند اجازه می داد بدون هیچ مشکلی زندگی کنی فلج می شدی و به اندازه کافی قوی نبودی و هرگز نمی توانستی پرواز کنی و حال در این مکان مقدس که این جرات را پیدا کرده ای چند پیام زیبا از جرات را تقدیم دوستانت کن :


وقتی روز جدیدی پیدا می شود جرات کن و قدر شناسانه تبسمی کن .

وقتی به تاریکی رسیدی جرات کن و اولین کسی باش که شمعی روشن می کند .

وقتی به دشواری برخوردی جرات کن و به کارت ادامه بده .

وقتی به نظرت می رسد زندگی به زمینت می زند جرات کن و با مشکل بستیز .

وقتی احساس خستگی و نا امیدی می کنی جرات کن و به راهت ادامه بده .

وقتی زمانه سخت می شود جرات کن و از آن سخت تر شو .

وقتی کسی را در رنج دیدی جرات کن و او را التیام بده .

وقتی کسی را دیدی که گم شده است جرات کن و راه را به او نشان بده .

وقتی دوستی به زمین افتاد جرات کن و اولین کسی باش که دستش را به سویش دراز می کند .

وقتی روز به انتها می رسد جرات کن و به این احساس برس که بیشترین تلاشت را کرده ای .

جرات کن تا خاص و بهترین باشی ...


رحمت خدا ممکن است تاخیر داشته باشد اما حتمی است.


دلنوشته همسفر کبری رهجوی خانم کریمیان

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دل نوشته همسفران ...،

برچسب‌ها: شعبه استاد معین،

هفته ایجنت ، اسیستانت و مرزبان
شنبه 14 شهریور 1394 ساعت 20:24 | نوشته ‌شده به دست همسفر ریحانی | ( نظرات )
این جلسه چهاردهمین جلسه از دوره چهاردهم سری کارگاههای آموزشی ویژه همسفران کنگره 60 روزهای شنبه مورخه 94/06/14 با استادی سرکار خانم آذر ،نگهبانی خانم منیژه و دبیری خانم اعظم با دستور جلسه  ( هفته ایجنت ، اسیستانت و مرزبان  ) راس ساعت 13:00 آغاز به کار نمود.




خلاصه سخنان استاد :
خیلی خوشحالم که در کنار شما عزیزان هستم . هیچکدام از دستور جلساتی که در کنگره گذاشته می شود بی دلیل نیست . درست است که اینجا کار ما اعتیاد است اما کمتر دستور جلسه ای داریم که مربوط به مصرف مسافران باشد و همه آنها درسی از جهان بینی برای ما است که یاد بگیریم اگر امروز روی این صندلی نشستیم همه اینها برای ما آموزش است . دستور جلسه این هفته برای این است که ما یاد بگیریم تشکر کردن را  و سپاسگزاری را . اگر امروز سر راحت روی بالشت می گذاریم و می خوابیم هیچ وقت کسانی را که به ما کمک کردند و این آرامش را برای ما فراهم کردند فراموش نکنیم که به چه دلیل و چگونه این آرامش را بدست آوردیم . اگر به اینجا نیامده بودیم معلوم نبود سر از کجا در می آوردیم و حالا با خیال راحت اینجا نشستیم و آرامش داریم در کنار همدیگر....
ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: گزارش جلسات روزهای شنبه،


قضاوت بیشترین انرژی را از ما کسب می کند ...
یکشنبه 1 شهریور 1394 ساعت 20:01 | نوشته ‌شده به دست همسفر ریحانی | ( نظرات )
این جلسه دوازدهمین جلسه از دوره چهاردهم سری کارگاههای آموزشی ویژه همسفران کنگره 60 روزهای شنبه مورخه 94/05/31 با استادی خانم لیلا ،نگهبانی خانم منیژه و دبیری خانم اعظم با دستور جلسه  ( قضاوت و جهالت ) راس ساعت 13:00 آغاز به کار نمود.



خلاصه سخنان استاد :

دستور جلسه امروز چیزی است که من فکر می کنم هر کدام از ما به نوعی با آن درگیر هستیم . قضاوت مثل حسادت ، قیاس ، شک نیرویی هستند که باید انرژیی برایشان صرف شود . نیرو معادل حس است یعنی باید حسی باشد تا حرکتی انجام شود از یک اخلاق یا رفتار در یک نفر بدم می آید و یا خوشم می آید . اگر از رفتار کسی خوشم نیاید روی آن نیرو انرژیی می گذارم به نام قضاوت . اگر چیزی را در فردی پیدا می کنم قسمتی از آن در وجود خود من هست . آهنربا چوب را جذب نمی کند ولی براده آهن را جذب می کند .در نیروی بین خورشید و زمین کدام تعیین کننده است نیرویی که جرم بیشتری داشته باشد . پس زمین است که دور خورشید می گردد . وقتی ما قضاوت می کنیم حکم را هم صادر می کنیم و آن را اجرا می کنیم . مثلث جهالت از سه ضلع ترس و منیت و ناامیدی تشکیل شده است . اگر من قضاوت می کنم دانایی و علم و آگاهی من کم است . با کسب آگاهی همه را زیر ذره بین نگه نمی دارم و قضاوت من کم می شود . اگر دانایی من بیشتر شود من اشتباهاتم را می بینم و آن موقع می توانم مسایلم را حل کنم . هر حرکت با صرف انرژی است . قضاوت جزو نیروهایی است که بیشترین انرژی را از ما کسب می کند . بعضی مواقع نمی دانم که انرژی خود را کجا صرف کنم و اگر آن را صرف قضاوت کنم برای چند روز از انرژی خالی می شوم و حالم بد می شود . از درون با طرف مقابل گفتگوی درونی و جنگ دارم و تا او را به طناب دار آویزان نکنم رهایش نمی کنم . این سوال را از بزرگی یاد گرفتم که اگر من جای او بودم چه کار می کردم ؟ در آخر باید بگویم ما در اینجا هستیم تا مرحله تزکیه و پالایش را طی کنیم و اگر من تاریکی را نبینم نمی توانم کاری کنم یعنی اگر آن را انکار کنم نه می بینمش و نه می توانم حلش کنم . باید در دل تاریکی بروم و آن را با آگاهی و دانایی کنار بزنم  . خیلی ممنون از اینکه به صحبتهای من گوش دادید .

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: گزارش جلسات روزهای شنبه،


دنیا را جبر مطلق و خودم را زندانی دربند و محکوم تصور می کردم ، اما....
یکشنبه 25 مرداد 1394 ساعت 18:00 | نوشته ‌شده به دست همسفر ریحانی | ( نظرات )

این جلسه یازدهمین جلسه از دوره چهاردهم سری کارگاههای آموزشی ویژه همسفران کنگره 60 روزهای شنبه مورخه 94/05/24 با استادی خانم مریم ،نگهبانی خانم منیژه و دبیری خانم اعظم با دستور جلسه  ( وادی سیزدهم و تاثیر آن روی من ) راس ساعت 13:00 آغاز به کار نمود.


نمی خواهم حرفهای آقای مهندس را تکرار کنم بلکه می خواهم برداشت و تاثر آن روی من را بیان کنم . قبل از ورود به کنگره با افکار افیونی که داشتم اصلا به شروع و پایان فکر نمی کردم و بعد از آن تازه در ذهن من شکل گرفت . دنیا را جبر مطلق و خودم را زندانی دربند و محکوم تصور می کردم ، اما بعد از ورود گمشده خودم را پیدا کردم . اصوات و نور در هستی از بین می روند و آنچه که می ماند چیزی است که با قلم نوشته می شود مثل کتابهای آسمانی و یا مثل  فرمانهای کوروش در سنگ نوشته ها که باقی مانده است . هرکاری که ما انجام می دهیم سه مرحله تغییر و تبدیل و ترخیص را دارد که آقای مهندس با مثال دلو آب آن را برای ما توضیح دادند . در زمان حرکت دلو به سمت آب تغییر ، زمان پر شدن آن تبدیل و زمان بالا کشیدن مرحله ترخیص و پایانی است . در زندگی عادی خودمان شروعها و پایانها را می بینیم مثل تولد و ازدواج و مرگ

ادامه مطلب



 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic