بی نشان شده، به قلم مسافر شاهین
سه شنبه 14 اردیبهشت 1395 ساعت 02:02 | نوشته ‌شده به دست استاد معین | ( نظرات )

بی نشان شده

در دوران مصرف خیلی مواقع با این موضوع مواجه بودم، آیا می توانم به تنهایی برای خودم آینده ای متصور شوم، آیا ممکن است من به تنهایی به آینده ای بهتر از جامعه ام بروم. شاید جواب اولیه بله باشد، شاید برای مقاطع کوتاهی شما بتوانید آینده ای متفاوت با زیست بوم تان ایجاد کنید، ولی در نهایت این زیست بوم است که بر شما حاکم می باشد، تنهائی نمی شود جایی رفت.

با این مقدمه به این سوال می رسیم که راهنما برای ما، چیست؟

فردی با پیراهن سفید و شال نارنجی و صورتی اصلاح کرده و صدایی پرطنین و یا بلعکس، چیزی که به ظاهر ممکن است به کلی متفاوت بنظر برسد، چه می تواند بگوید! همه چیز، راهنما به ما همه چیز می گوید، اینکه چگونه خدایان در آسمانها سکونت دارند و زندانیان افیون در سیاه چاله ها فراموش شده، جان می بازند. چگونه شعله هوس زبانه می کشد و عشق تباه می شود، چگونه در جهان، دیگر به انسانهای خوب نیازی نیست و فریب فرمان روایی می کند.

چگونه مردم در آپارتمان ها زندگی می کنند و دیگران وادار می شوند به بیابان باز گردند و از عزیزان خود جدا شوند، راهنما می تواند در تمامی این موارد سخن بگوید.

راهنما همیشه بوده و خواهد بود و اکنون در این چند سال اخیر بطور مشخص مورد نیاز است، زیرا از میان تمامی هنرهای کنگره تنها راهنمایی، راهنماست که دهان به دهان چشم به چشم و دست به دست و بدن به بدن منتقل می شود و نیازی به واسطه میان انسانها ندارد.

راهنما روشن ترین وجه روشنایی است، راهنما خود منشاء نور است که از چهارگوشه کنگره می تابد که در پرتو آن راه برای رهجو نمایان می شود و برای همگان قابل شناسایی است. با رویکردی دوستانه امّا آگاهانه، ما به راهنمایی نیازمندیم که همواره متفاوت باشد.

کنگره راهنمایانی تربیت می کند که یاد بگیرند و یاد بدهند. اکنون به وضوح می توان دید که راهنما دست هایش را می گشاید برای هر آنکش که خواستار تغییر است. پس در صندلی های خود بنشینید به کلمات گوش دهید و به تصاویر زنده نگاه کنید. این راهنماست که روبروی شماست، از آن غفلت نکنید و هیچ فرصتی را از دست ندهید ، شاید این آخرین فرصتی باشد که در زندگی بیهوده و شتاب زده در آن مشترک هستیم.

از قدرت مطلق می خواهم به راهنمایان مقام صبر و به من و شما مقام شکر و قدردانی عطا نماید.

قطره دریاست اگر با دریاست        ،       ورنه اون قطرهُ،  دریا، دریاست

نویسنده: مسافر شاهین لژیون آقای کامران رک 

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دل نوشته مسافران ...، مقالات و تجربیات ...،


مصرف متادونم بالا رفت ... دلنوشته مهدی دیمه
چهارشنبه 18 فروردین 1395 ساعت 11:10 | نوشته ‌شده به دست استاد معین | ( نظرات )

بنام خالق هستی

می دهد بر باد رویای جوانان اعتیاد ***  وه چه سان قاتل شده بر جان انسان اعتیاد

 ای خدا کَس را اسیر این مرض هرگز مکن *** چون کند کاخ همه آمال ویران اعتیاد

سلام دوستان، مهدی هستم یک مسافر.

پروردگار متعال را روزی هزار بار شکر می کنم که با کنگره 60 در سال 88 آشنا شدم، ولی بعلت اینکه اون موقع آگاهی کامل نسبت به درمان اعتیاد و راهکارهای کنگره 60 و آموزشهایش نداشتم و خودم هم نسبت به درمان اعتیاد خودم اشتیاقی نداشتم هیچ حرکتی انجام ندادم، البته من با کنگره توسط تحقیقاتی که خواهرم انجام داده بود در محل سکونت مان که مشهد بود، آشنا شدم. چون خواهرم خیلی ناراحت بود و می خواست به یک طریقی به من کمک کند که اعتیاد من برای همیشه درمان شود نه اینکه اعتیاد رو ترک کنم و پس از مدتی سقوط آزاد یا هر روش دیگری دوباره با یک مشکل جسمی یا روحی و روانی دوباره برگشت بخورم به سمت موادمخدر، البته بنابر تحقیقاتی که خواهرم انجام داده بود، در مشهد شعبه ای نبود و باید از طریق سایت کنگره راهنمای خودت را انتخاب می کردی و مشاوره و راهنمایی می گرفتی و اینکه با همان موادمصرفی خودم (تریاک) درمان می شدم و پله پله مصرف را پایین می آوردم و همراه با این ها، آموزش های لازم را می گرفتم و با مطالعه کتاب و جزوه ها نوع نگرش خودم به زندگی و پیرامون خودم و مخصوصاً جهان بینی ام را تغییر می دادم .

خلاصه من هیچ وقت این موضوع را جدی نمی گرفتم و حتی یک بار هم نشد که با خواهرم وارد سایت کنگره 60 شوم و یک جستجوی کوتاه در سایت کنگره انجام بدهم و آشنائی بیشتری نسبت به کنگره، راهکارهایش و آموزشهایش داشته باشم. هر اطلاعاتی هم که داشتم آنهائی بود که خواهرم به من انتقال می داد. بعد از چند وقت که خواهرم دید من کنگره را جدی نمی گیرم، برای اینکه بیشتر با کنگره آشنا شوم با مشخصات خودم من را در سایت عضو کرد که کتاب ها و جزوات مهندس دژاکام را برایم پست کنند.

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دل نوشته مسافران ...،


از قدرت مطلق میخواهم که کمکم کند ...
پنجشنبه 13 اسفند 1394 ساعت 16:34 | نوشته ‌شده به دست استاد معین | ( نظرات )
بنام خدا 
دل نوشته 


خدا رو بارهای بار شکر میکنم که با کنگره 60 آشنا شدم.بعد از سالهای زیادی باز هم دست به نوشتن شدم .آخرین باری که حرفهای دلم رو نوشتم یادم نمیاد شاید 20 سال بیشتر از آون تاریخ گذشته باشد واین حال خوبی رو که امروز دارم مدیون آموزشهایی ناب کنگره هستم و اما در مورد گذشته نه چندان دور من و حال این روزهایم میخوام بنویسم.
با بیش از چند سال سقوط آزاد وارد کنگره شدم یک انسان ناراحت همیشه عصبی و بدون هیچ گونه نظمی و درگیر در خانواده و محل کار و زندگی به قول استاد راهنمای خوبم یه شهر از دست من آسایش نداشتن یه جای خوندم که عدو سبب خیر شود اگر خدا بخواهد منم تو یه حادثه ای آقا دزده پخش ماشینم دزدید و منم مجبور شدم یه پخش  قدیمی که فقط رادیوش کار میکند رو روی ماشین نصب کنم، تو یکی از روزها که به آسمان و زمین گیر داده بودم واز ترافیک سنگین شاکی بودم ، رادیوی ماشین رو روشن کردم که در مورد مسئله اعتیاد کارشناس با مجری صحبت میکردن و در مورد علل بوجود آمدن دزدی قتل و جنایت صحبت میکردن .
برای چند لحظه تصمیم گرفتم که منم به فکر علاج واقعی باشم،چون تو سقوط آزاد که بودم گاهی اوقات به علت نداشتن نا آگاهی از دنیای اعتیاد گریزی داشتم و کلی تخریب در جسمم و ظاهرم به وجود میاوردم، که همه تقریبا باهاش آشنایی دارن ..مثل دندانهای زرد و رخسار پریشان و ...خسته شده بودم از مواقعی که گریز میزدم و شبها رو تا صبح بیدار بودم و روزها رو تا غروب خواب بودم و کلی تخریب دیگه که تو ضد ارزشها داشتم، برای اینکه از این دنیای ترس و وحشت خارج بشم همون موقع تصمیم  گرفتم که به یه مرکز معتبر برم و ترک واقعی رو انجام بدم، یکی از بستگان بهم کنگره 60 رو پیشنهاد داد. چیزی خاصی از کنگره نمیدونستم و قتی از پله های شعبه استاد معین میرفتم پایین احساس خوبی نداشتم ولی با ورود به آون فضای سرشار از آرامش و محبت حس کردم که سالها ست که من این انسانها رو میشناسم، بعد از سه جلسه مشاوره استاد راهنمای خود رو انتخاب کردم.
آرامش خاصی تو نگاهش موج میزد و با آغوش باز من رو به لژیون راه دادن با کمکهایی  استادم و با صبر و استقامت و تحمل پله های تیپرینگ رو یکی یکی به انجام رساندم و کم کم خودم پیدا کردم و با گوش دادن و کاربردی کردن توصیهای استاد راهنمایی خوبم تو مسیر کنگره با آون رود خروشان حرکت کردم چون تو جمع تکامل صورت خواهد گرفت، کافیست که فقط تو بازی باشی همه آموزشها رو فرا خواهی گرفت، تو این مدت یک سال و چند ماهی که از سفر اول و دومم میگذرد به خیلی واقعیتها پی بردم و رسیدم و با جسمم و روانم درکش کردم .با آشنایی با 14 وادی و کتاب های کنگره و سی دی های مختلف با رامش نسبی و تعادل دارم کم کم نزدیک میشوم و کلیات رو دارم فرا میگیرم، ولی این کافی نیست جزییاتی وجود دارد که لازمه تغییرتبدیل و ترخیص میباشد و به این مهم باید دست پیدا کنم.
استادی می گفت: باید سالها تو مسیر کنگره باشی که به تعادل واقعی که همان ترخیص است برسی.
میدانم تو این مسیر نیروهایی منفی هم بیکار نمیشینن و حتما تلاش خود رو خواهند کرد، ولی به قول استادم من لنگر کشتی رو تو همه مسیرها کشیده ام و باید این مسیرها رو طی کنم که به سر منزل مقصود برسم از قدیم گفته‌اند که انکس که پر طاووس خواهد 
باید جور راه هندوستان رو بکشد.
از قدرت مطلق میخواهم که کمکم کند که تو همه زندگیم فرمان عقل رو بکار بگیریم و تو مسیر کنگره بتونم خدمتگذار خوبی باشم و ماندگار باشم تا زمانی که جان در بدن دارم، ممنونم که برای دل نوشته من وقت گذاشتید.
نویسنده: شهریار رهجوی اقای احمد شریفیان 
نمایندگی استاد معین
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مقالات و تجربیات ...، دل نوشته مسافران ...،


ای انسان این اختیار را کنار بگذار و بی اختیار شو، عاشق شو ...
دوشنبه 6 مهر 1394 ساعت 11:51 | نوشته ‌شده به دست استاد معین | ( نظرات )

سمت عشق

در فرهنگ ما داستان آفرینش از بینگ بنگ شروع نشده، از خدا شروع شده، یعنی کسی بوده ازلی و ابدی که عین زیبائی و جمال بوده که در ذاتش کمالات نامتناهی دارد و کارش ظهور این کمالات می باشد. در واقع عشق مشاهده جلوه های حضرت حق در پس این نقاب هستی میباشد و وقتی دوستی و محبت در شما پیدا شد این نقالب شفاف می شود و شما پشت آن را می بینید.


به هر موجودی که نگاه بکنی می بینی که یک عشقی درونش هست و میخواهد از یک جایی به یک جای دیگر برود، تمام عالم و معشوق می باشند، هر ذره را که نگاه بکنی می بینی که یک عشقی درونش هست و میخواهد از یک جایی به جای دیگر برود، تمام عالم عاشق و معشوق می باشند، هر ذر ه را که نگاه بکنی دارد دور یکی دیگر می گردد و اون هم دارد دور یکی دیگر می گردد، همینطور همه عاشق هم هستند و این انسان است که بیکار می باشد.


ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دل نوشته مسافران ...،

برچسب‌ها: دل نوشته، مسافران، عشق،

 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic