جلسه یازدهم از دوره شانزدهم سری كارگاه های آموزشی كنگره ٦٠ مؤرخه ٩٥/٩/١٨ به استادی كمك راهنما احمد شریفیان ، نكهبانی آقای سعید محمدی و دبیری مسافر هاشم با دستور جلسه وادی چهارم و تأثیر آن روی من و همچنین سالگرد یكسال رهایی آقای شهریار میهمی رهجوی آقای احمد شریفیان راس ١٧ آغاز بكار نمود .
خلاصه سخنان استاد خوشحالم كه امروز اینجا هستم و اولین ساگرد رهایی شهریار عزیز را جشن میگیریم راجع به دستور جلسه كه  وادی چهارم است با توجه به تیتر جدید كه در مسایل حیاتی به خداوند سپردن یعنی سلب مسولیت از خویشتن خیلی خلاصه توضیحاتی را آرائه میدهم این وادی یكی از وادی هایی است كه فكر میكنم مسیر را برای انسانهایی كه خواستار صعود هستند هموار میكند . یعنی یكی از گره هایی كه گاهی اوقات مانع از پیشرفت انسانها در زندگیشان میشود همین مسئله ایی هست كه در این وادی به آن اشاره میشود در یك بخش وادی مربوط به مسایل حیاتی میشود یعنی در مسایل غیر حیاتی بخدا وند سپردن سلب مسولیت از خویش نیست . یك وقتی هست كه من با تمام وجودم در مسیر قدم بر میدارم و حركت میكنم در ادامه مسیر طلب یاری از خداوند متعال میكنم آن وقت است كه مطمعنا أجابت خواهد شد و آن راز و نیاز برآورده خواهد شد ولی یك جایی هست كه این اتفاق نمی افتد یك جایی هست كه ما واگذار میكنیم یعنی خودمان دیگر دخالتی نداریم در آن موضوع و منتظر اتفاق خیلی جالبی هستیم - خیلی جالبه كه زمانی مشكلی برای یك نفر پیش می آید آن مشكل را می سپارد به یك داور و یك قاضی آن داور و قاضی تنها كاری كه میكند استناد میكند به آن مداركی كه هست و آن عقبه ایی كه وجود دارد و حكمی را صادر میكند ولی ما درجا از خداوند میخواهیم كه یك حكم خوبی برای ما صادر كند ولی نه عقبه خوبی وجود دارد و نه مدارك و شواهد خوبی ، مطمعنا خداوند نمیتواند از قوانینی كه وضع كرده است عدول نماید و غیر از آن را أجابت كند . 
در بحث سلب مسولیت از خویشتن اینكه ، من خودم قبل از سفر و ورود به كنگره مطالعات زیادی داشتم مثل همه شما كه دنبال یك زندگی خوب بودم ، دنبال این بودم كه انسان موفقی باشم و كتاب های خیلی زیادی میخواندم و پیش استاتید زیادی رفتم برای اینكه دنبال یك زندگی خوب بودم آخرین كتابی كه خواندم كتاب" چهار اثر از فلورانس  اسكاول شین " بود كه در این كتاب خیلی تأكید میشد بر نفوذ كلام و نیز اشاره میكرد به اینكه همیشه مسایل مثبت را طلب كنید و چیزهای خوب را بخواهند و اعتقاد داشته باشید كه امروز اتفاق خوبی برایتان می افتد و ... كتاب خوبی بود در یك مرحله ایی اما در ادامه دیدم ،"نه" من چیزهای خوب را میخواهم اما اتفاقات خوب برای من نمی افتد و در آن برهه برای من تناقضی را بوجود آورد كه امروز در كنگره متوجه شدم كه یك گره و یك حلقه گمشده آنجا وجود داشت كه آن هم حركت و اعمال خود من بود و من فقط طلب میكردم و هیچ حركتی صورت نمیگرفت و انتظار أجابت هم داشتم . وقتی در مورد مسولیت صحبت میكنیم هر إنسانی در زندگیش یك مسولیتی را به دوش میكشد ، همسر ، مادر ، فرزند و یا یك شوهر هر كسی به نوبه خودش یك مسولیتی را بدوش میكشد و باید تا آخرش پای این مسولیت بایستد -
شاید در زندگی زناشویی بین یك زن و مرد علاوة بر اینكه هر یك از اینها عهده دار یك مسولیت هستند گاهی اوقات این موضوع فراموش میشود و زندگی شرطی میشود من بعنوان یك مرد یك وظیفه ایی دارم و باید خانواده ام را تأمین كنم و همسرم هم به نوبه خودش یكسری وظایف دارد و باید محیط آرامی را برای من فرآهم كند وقتی زندگی شرطی میشود انسانها از بار مسولیت شانه خالی میكنند یك وقتی من میگویم چون همسر من برای من غذا درست نكرد پس من هم دیگر بهش پول نمیدهم اینجا دقیقا همانجایی است كه مسولیته فراموش میشود ما در یك بخش از عنوان وادی مسولیت را بخدا وند واگذار میكنیم و یك جا شانه خالی میكنیم از این مسولیت ما باید بدانیم چه وظیفه و مسولیتی داریم معمولا زندگی كه در آن بخشش و گذشت فراموش شود این اتفاق در آن می افتد كه هر كسی بخواهد بدنبال مالكیت باشد این مشكل برایشان بوجود می آید و برای من هم در گذشته اتفاق افتاده است و امروز میبینم چه كار بیهوده ایی كردم و هیچ ربطی به مسولیت های من ندارد . اگر من به دنبال خویش خویش باشم بدنبال پیدا كردن خودم  و آرامش در زندگی باشم باید این نگاه را داشته باشم كه كارم را درست انجام دهم . همه ما میدانیم در زندگی های مشترك آنقدر حس ها قوی است كه آدمها حس هاشون زندگی میكنند و اصلا با اعمال یكدیگر كاری ندارند مثل راهنمایی كه با رهجوی خود این رفتار را میكند و علیرغم تمیز و مرتب بودن رهجو ، بخاطر اینكه حالش خوب نیست و حسی كه از او دریافت میكنم واكنش نشان میدهم و كار دارم
اگر انسانها مسولیتهایی را كه بر گردنشون هست بشناسند و بدون هیچ چون و چرایی آن مسولیت هارا بانجام برسانند شرایط خیلی بهتر خواهد شد -


در ارتباط با اولین سالگرد رهایی شهریار عزیز به خودش ، خانواده ایشان همسر و دختر كوچولوی ایشان و سركار خانم مریم كمك راهنمای مسافر ایشان خیلی تبریك میگویم -
شهریار با حال خرابی وارد لژیون ما شد و شرایط خیلی بهم ریخته ایی داشت اما شهریار آمده بود برای تغییر كردن و عوض شدن خیلی دوست داشت تغییر كند و انسان دیگری شود و خیلی هم تلاش كرد - شهریار انسان مهربان و خوش قلبی است كه با روابط عمومی خوبی كه داشت خیلی زود توانست جای خود را در بین دیگران پیدا كند و بخودش نزدیك شود.


خلاصه ای از صحبت های مسافر شهریار :
در ابتدا خدا را شاکرم که توانستم این روز زیبا را ببینم و آرزو میکنم همه سفر اولی ها هم این روز را تجربه نمایند .
در ادامه ایشان از آقای مهندس دزاکام و خانواده محترم ایشان همچنین ایجنت محترم شعبه ، گروه مرزبانی و راهنمای همسفر خود خانم مریم تشکر فراوان نمودند و گفتند در بدو ورود به کنگره حال بسیار خرابی داشتم که در ادامه با لطف خدا و محبت و راهنمایی های استاد عزیزم جناب آقای شریفیان توانستم مسیر خود را پیدا کنم و سفر خوبی را تجربه نمایم و در نهایت از بند اعتیاد رها شوم . در ادامه از همسر خود بخاطر اذیت هایی که کردم عذر خواهی میکنم و خوشحالم که امروز حال بسیار خوبی را دارم که همه اینها بخاطر حضورم در کنگره و کمک های استاد عزیزم آقای شریفیان است . 
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مناسبت ها، رهایی ها ...، گزارش جلسات روزهای پنجشنبه،


 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات