رفتار خوب، کردار و عملکرد خوب...
سه شنبه 18 اردیبهشت 1397 ساعت 19:56 | نوشته ‌شده به دست استاد معین | ( نظرات )

این جلسه؛ سومین جلسه از دوره‌ی بیست و سوم از سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره 60 روزهای پنجشنبه مورخ 18/2/97 با استادی: ایجنت گرامی نمایندگی آقای علیرضا؛ نگهبانی مسافر علی و دبیری مسافر شهاب، با دستور جلسه‌ی هفته راهنما(جشن) رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود.

سخنان استاد:

خیلی خوشحالم که امروز در این جایگاه هستم و هفته راهنما را جشن میگیریم. این جشن مختص مسافران می باشد و در تمام نمایندگی های کنگره 60 یکسان می باشد. امیدوارم جلسه خوبی داشته باشیم.

 امروز روز شما هست( اشاره به مسافرین) و باید از راهنما و کمک راهنمایتان، کسی که به شما آموزش داده و برایتان وقت گذاشته و با تمام وجود این کار را کرده، قدر دانی نمایید.

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مناسبت ها، گزارش جلسات روزهای پنجشنبه،


درمان مانند تصویر چهره ای است که به صورت پازل بندی کامل می شود
یکشنبه 16 اردیبهشت 1397 ساعت 17:08 | نوشته ‌شده به دست استاد معین | ( نظرات )

این جلسه؛ سیزدهمین جلسه از دوره‌ی بیست و چهارم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره 60 روزهای یکشنبه مورخ 15/2/1397با استادی آقای مجتبی؛ نگهبانی آقای محمد و دبیری آقای وحید با دستور جلسه‌ی (هفته راهنما) رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود.


سخنان استاد:

خیلی خوشحالم و باعث افتخار است که دوباره در این نمایندگی حضور دارم. نمایندگی استاد معین برای من حس و حال خوبی دارد. به خاطر راهنمایان و رهجویان بسیار خوبی که تربیت کرده است. دستور جلسه این هفته در مورد جایگاه راهنما و کمک راهنما است. این دو جایگاه از نظر قدر و ارزش تفاوتی ندارند... 

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه آموزشی، جهان بینی، گزارش جلسات روزهای یکشنبه،


هفته راهنما
پنجشنبه 7 اردیبهشت 1396 ساعت 20:27 | نوشته ‌شده به دست استاد معین | ( نظرات )

این جلسه؛ چهاردهمین جلسه از دوره هفدهم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره 60 روزهای پنجشنبه مورخ 96/2/7 به استادی دیده بان محترم راهنمایان، آقای رضا ترابخانی، نگهبانی آقای محمد بهرام زاده و دبیری محمد با دستور جلسه هفته ی راهنما(جشن) رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود.


سخنان استاد:

خیلی خوشحالم از اینکه امروز فرصتی پیش آمد تا در خدمت شما عزیزان باشم. شرایط اینجا با شعبه و مکان قبلی فرق دارد؛ شعبه قبلی فضای کمتر و تعداد نفرات کمتری داشت اما اینجا فضای آموزشی بزرگتر است و من خیلی از این بابت خوشحالم و امیدوارمتعداد نفراتی که وارد می شوند و به رهایی رسیده و خدمتگزار می شوند روز به روز بیشتر شود تا به تبع آن ورودی ها بیشتر و درمان و حال خوش نصیب تعداد بیشتری از انسانها بشود.

ادامه مطلب...

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: گزارش جلسات روزهای پنجشنبه،


دل نوشته؛ دست های آسمانی
سه شنبه 4 خرداد 1395 ساعت 12:59 | نوشته ‌شده به دست استاد معین | ( نظرات )

در دنیایی زندگی می‌کردم که کمتر زیبایی دیده می‌شد. کمتر مهر و محبت احساس می‌شد. از اخلاص و خوبی تقریباً خبری نبود و عشق را اصلاً نمی‌شناختم؛ نمی‌افتم.
عادت کرده بودم به بدبینی و احتیاط. بس که نامردی و خیانت، بی‌رحمی و دشمنی، خودخواهی، منفعت‌طلبی، سوءاستفاده و… دیده بودم.

چندتایی رفیق صمیمی داشتم، اما این رفاقت‌ها به نقاط مشترک ما مربوط می‌شد.
اشتراک در محیط کار؛ نیازها؛ بدبختی؛ سرخوردگی و البته اشتراک در اسارت مواد. خانواده‌ام هم بود اما فاصله زیادی بامن داشتند. از اعتماد هم اصلاً خبری نبود. بزرگ‌ترین اولویت زندگی‌ام مصرف مواد بود. همه‌چیز بستگی به این داشت که اخلالی در مصرف مواد ایجاد نکند. به هیچ‌چیز علاقه نداشتم. از دنیا بیزار بودم. این آخری هاهم که دچار بحران شدیدی شده بودم. شغل و آخرین باقی‌مانده آبرویم داشت از دستم می‌رفت.

بار اول که دستم را گرفت و پناهم داد، بی‌منت کمکم کرد و از حل مشکلم شادمانی کرد؛ متعجب شدم، متاثرشدم. ولی با ناباوری از آن گذشتم؛ اما عشق و محبتش مصرانه ادامه داشت و بانادیده گرفتن غفلت و تعلل من، همچنان دستم را گرفت و رهایم نکرد و علیرغم سستی وبی توجهی‌ام برای بیرون کشیدن من ازتاریکیها، پشتکار عجیبی داشت. کوچک‌ترین حرکت مثبتی از من می‌دید تشویقم می‌کرد و آن‌قدر ادامه داد تا شرمنده شدم. به من از خودم مشتاق‌تر بود و هست وهرازچند گاهی چشمانم رابه روشنایی‌هایی باز می‌کرد و عجیب آنکه جواب تمام سؤالات بی‌جواب و کهنه‌ام  را در آستین داشت و برای از خواب بیدار شدن من بشدت تلاش می‌کرد.

وقتی چشمانم بازرشد؛ قدم‌به‌قدم راهنمایی‌ام کرد. به‌دقت مراقبم بود و هرگز تنهایم نگذاشت. بامهارت تمام افکار پوچ و غلط را از من دور کرد. جای معرفت و دانایی را برایم باز کرد. بی‌دریغ؛ بی‌منت وبی توقع. تاپی رهایی همراهی‌ام کرد و مرا با خودم آشتی داد. زیبایی دنیا رانشانم داد. طعم موفقیت رتبه من چشاند. آرامش متعادل را به من هدیه داد و درنهایت بین من و قدرت مطلق بند عشقی را برقرار کرد.
برای رفع مشکلات شخصی‌ام بهترین راهکارها را ارائه دادن کوتاهی‌هایم را با بزرگ‌منشی و غیرمستقیم متذکر شد.

همواره بارنج من رنج‌کشیده و با شادی من شاد ومسرورشده است. و من در تمام این مدت خود را در آغوش عشق و محبت الهی می‌دیدم من اکنون (دستان خدا را که از آستین عشق بیرون آمده می‌شناسم).

به‌راستی این‌همه توجه وعنایت غیرقابل‌باور از کجا منشاء می‌گیرد؟ به‌راستی معجزه چیست جز التفات ویژه رب؟

معجزه تغییر؛ تبدیل و ترخیص؛ معجزه بازسازی تمام نیروهایی که نابودشده بود.
و معجزه از بین رفتن دردهای جانکاه وشفا یافتن بیماری توسط دستهای آسمانی.

نویسنده: سعید لنکرانی ـ لژیون آقای احمد شریفیان

تایپ : مسافر آیدین پیرکندی 


Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دل نوشته مسافران ...،


هنوز نمی دانم تو که هستی؟! نوشته ی محمّد کلی وند
یکشنبه 19 اردیبهشت 1395 ساعت 09:44 | نوشته ‌شده به دست استاد معین | ( نظرات )

بنام قدرت مطلق الله

هنوز نمی دانم کجایم!؟

هنوز نمی دانم تو که هستی!؟

وقتی آمدم، همۀ درها را به رویم بسته می دیدم، امّا تو با آغوش باز مرا پذیرفتی. نه برای خودت، بلکه برای خودم.

وقتی خواستم را دید، تو هم خواستی، نه برای خودت، بلکه برای خودم.

وقتی اشتباه کردم، غمگین شدی وغصّه خوردی، مرا از خود نراندی، کمک کردی که جبران کنم، نه برای خودت، بلکه برای خودم.

وقتی خواستم دوباره برخیزم، دستم را گرفتی، نه برای خودت، بلکه برای خودم.

وقتی گریه ام را دید، طعنه نزدی، دستم را گرفتی، اشکهایم را پاک کردی و دلگرمی دادی، نه برای خودت بلکه برای خودم.

وقتی حال خوبم را دیدی، خوشحال شدی و می شد شادی را در چشمانت دید، نه برای خودت بلکه برای خودم.

وقتی گِرِه ای در کارم می افتد، وقتی حال خوبی ندارم، وقتی دلم گرفته، وقتی امیدم کم رنگ می شود، گوش می شوی برای شنیدن دلتنگی ام نه برای خودت، بلکه برای خودم.

وقتی مشکل دارم، تلاش می کنی، وقت می گذاری و می جنگی برای حل مشکل، نه برای خودت، بلکه برای خودم.

وقتی رهاییم را دیدی، از ته دل خندیدی و شادمان بودی، نه برای خودت، بلکه برای خودم.

وقتی گفتی: «من برایت کاری نکرده ام، به هر چه رسیده ای تلاش خودت بوده.»، نمی دانستم چه بگویم!؟

هنوز نمی دانم تو که هستی!

نمی دانم چگونه باید جبران کنم، تلاشت را، همراهی بی منّتت را و از خودگذشتگی ات را!

تلاش می کنم، تلاش می کنم و تلاش می کنم که بتوانم راهنما شوم، نه به خاطر خودت، بلکه به خاطر خودم. تا شاید، شاید و شاید  این ندانی را بدانم...

این جمله را هر روز و تا پایان عمر تکرار می کنم که فراموش نکنم تو برایم چه کردی؛

« اگر پدر درست راه رفتن را به من آموخت، تو راه درست رفتن را به من آموختی »

از همۀ زحماتی که کشیدی ممنون، از همۀ زحماتی که دادم فقط و فقط شرمنده ام ...


تقدیم با نهایت احترام به تمام راهنمایان کنگره 60 و به راهنمای عزیزم آقای کامران رک

نوشته: محمّد کلی وند لژیون آقای کامران رک

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دل نوشته مسافران ...،


مراسم تقدیر از راهنمایان پیشکسوت....
سه شنبه 14 اردیبهشت 1395 ساعت 00:05 | نوشته ‌شده به دست سیروس c60 | ( نظرات )



به نام قدرت مطلق

این جلسه سومین جلسه از دوره هفدهم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره 60 در روزهای دوشنبه، نمایندگی استاد معین به استادی مسافر احمد ربیعی و نگهبانی مسافر ثارالله ذکایی و دبیری مسافر رضا مرادی با دستور جلسه هفته راهنما در مورخ 13/2/95 راس ساعت 17 آغاز بع کار کرد. همچنین روز دوشنبه در نمایندگی استاد معین، طی مراسمی از راهنمایان پیشکسوت که لژیون خود را تحویل داده‌اند و از راهنمایانی که در نمایندگی‌های دیگر کنگره 60 دارای لژیون می‌باشند و همچنین راهنمایانی که به‌تازگی شال راهنمایی دریافت نموده‌اند، توسط ایجنت نمایندگی استاد معین تقدیر به عمل آمد. از طرف تیم وبلاگ نویسان نمایندگی استاد معین، هفته راهنما را به‌تمامی این عزیزان تبریک عرض نموده و بهترین‌ها را برای ایشان آرزومندیم. 

استاد در ابتدا با تبریک هفته راهنما فرمودند: همانطور که بارها گفته ام، من وقتی گذشته خود را مرور میکنم، من اگر الان نفس میکشم بواسطه وجود راهنمای محترم، آقای حکیمی است.

انسان برای حرکت به مربی و استاد احتیاج دارد، خیلی اوقات می بینیم که برای یک اندیشه از استاد تشکر میشود، ولی کنگره یک قدم فراتر رفته، کسی که میخواهد اندیشه سالمی داشته باشد باید جسم و روان سالمی داشته باشد و در کنگره یک راهنما با تمام وجود این مهم را انجام میدهد و چقدر زیباست، شخصی که در حال راهنمائی است، خود راهنمائی میشود.

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مناسبت ها، اخبار و گزارش ها،


راهنمای گرامی من؛ مهدی کرمی
دوشنبه 13 اردیبهشت 1395 ساعت 11:47 | نوشته ‌شده به دست استاد معین | ( نظرات )

جایگاه راهنما در برخورد با رهجو، جایگاه استادی، معلمی و مربی است، استادی که کارش با عشق است نه با معشوق، معلمی که کارش درس محبت است نه درس شاگردی.

در نوشتارهای کنگره 60 می خوانیم، اصل پذیرفته شده فرد رها شده از دام اعتیاد به فرد در حال مصرف موادمخدر یا معتاد می باشد. به شخصی که به عنوان کمک کننده در کنگره 60 از او نام برده می شود؛ کمک راهنما یا راهنما گفته می شود.

در کلام خودمانی؛ راهنما را نشان دهنده و روشن کننده راه برای راه گم کرده میتوان بیان کرد. این، معنا بزرگی دارد. برای آنان که سالها به هر دردی زده اند تا راهی بیابند؛ حتی اگر به قیمت تمام مال و جانشان تمام شود. کمک راهنما و راهنما فردی است که راه رهایی از دام اعتیاد را طی کرده است و به رهایی رسیده، برای راهنمایی و کمک به فرد در حال مصرف بدون هیچ چشم داشتی؛ از هر کمکی فروگذاری نمی کند تا دیگران را که برای رهایی از او کمک خواسته اند به درمان برساند و برای این عمل عظیم، جز عشق چه می توان نثارشان نمود.

راهنمایان و کمک راهنمایان بعد از گذشت از سختیهای درمان و دوری از ضدارزشها راه رهایی را یافته و با توجه به معیارهای کنگره60 به مقام راهنمایی می رسند و حتماً برای رهایی هر فرد در صور آشکار و پنهان برایشان اجری بلند است که من به آن کاملاً معتقدم و ایمان دارم که در هر موقعیتی باشند خیر برکت همراهشان است.

وظیفه راهنما نشان دادن راه درست در درمان و زندگی به من است.

و به تمام وجود راهنمایی ها را در زندگی استفاده کرده ام و نتیجه اش را نیز دیده ام و با حضور در کلاس تمام سعی را در استفاده بردن بیشتری از این زمان محدود خواهم داشت.

راهنمای گرامی من؛ حیات را به بهترین شکل ارزانی دادی، آنگونه زندگی را که من از یاد برده برده ام و حتی بهتر از قبل به من نشان دادی، یافتن هدف برایم ممکن کردی، آرامش را به من و تمام افراد خانواده هدیه دادی، افزایش اعتماد به نفس و اعتبار را در خانواده و محیط بیرون از خانواده به ارمغان آوری و ... اینها را چگونه باید سپاس گفت؟ از خداوند میخواهم همیشه پشتیبان و یاورت باشد. سپاس، سپاس، سپاس.

در آخر از خداوند متشکرم که اجازه حضور در این مکان بهشتی را به من داده است.

نویسنده: مسافر مهدی کرمی، لژیون آقای سروش برقع وش

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دل نوشته مسافران ...، مقالات و تجربیات ...،


 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic