اطلاعیه...
دوشنبه 11 اردیبهشت 1396 ساعت 16:49 | نوشته ‌شده به دست استاد معین | ( نظرات )
برای دریافت لیست و شماره صندلی بر روی متن بالا
و یا اینجا کلیک کنید
:::::::::::::::::::

شرایط و دستورالعمل برگزاری امتحان داخلی کمک راهنمایی، اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۶

۱- کلیه شعب برای امتحان ساعت ۹ صبح شروع به کار می‌کنند، مسئولین امتحانات لازم است حداقل ساعت ۱۰ صبح حضورداشته باشند.

۲-  کلیه شرکت‌کنندگان طبق لیست ارائه‌شده شماره صندلی خود را مشخص می‌نمایند.

(برای مثال شماره ۱۲ لیست روی صندلی شماره ۱۲ می‌نشیند.)

۳- پلمپ سؤالات توسط مسئولین امتحانات و مرزبان کشیک بازمی‌گردد و پس از پایان امتحان مجدداً توسط مسئول امتحانات و مرزبان کشیک پلمپ می‌گردد.

۴- شروع امتحانات رأس ساعت ۱۱ ظهر و پایان آن ساعت ۱ بعدازظهر می‌باشد، در ضمن ورقه فنی و جهان‌بینی باهم داده می‌شود و کسانی که فقط یکی از دروس را امتحان می‌دهند، فقط ۱ ساعت وقت دارند و پس‌ازآن بایستی ورقه را تحویل بدهند.

۵- کلیه ورقه‌های امتحانی بایستی توسط مسئول امتحانات، طبق تعدادی که به او تحویل داده‌شده است برگشت داده شود، خواه در ورقه، امتحان‌داده باشند و یا ورقه سفید باشد.

۶- کلیه برگه‌های امتحانی حوزه تهران و رباط‌کریم و کرج، بایستی همان روز پنجشنبه حداکثر تا ساعت ۴ بعدازظهر به دفتر مرکزی تحویل گردد و برگه‌هایی که مربوط به شهرستان‌ها می‌باشد، بایستی حداکثر در روز شنبه مورخه ۱۶/۲/۹۶ تا ساعت ۴ بعدازظهر تحویل گردد.

۷- در صورت مشاهده هرگونه تخلف، مسئول امتحانات پس از گرفتن ورقه به‌صورت نامحسوس (فرد امتحان‌دهنده متوجه نشود) روی آن نوع تخلف را شرح می‌دهد و امضاء می‌کند و برگ‌های امضاءشده برای دو دوره از شرکت در امتحانات محروم می‌گردند

۸-  هیچ فردی غیر از مسئولین امتحان در سالن نمی‌تواند ناظر باشد، (حتی ایجنت و مرزبان) و هیچ‌کدام از مسئولین امتحان حق قدم زدن در سالن را ندارند، بلکه بایستی روی صندلی که مشرف‌به سالن است بنشیند و از پاسخ به سؤالات نیز خودداری نماید، مگر در شرایط خیلی ضروری و حاد.

۹- کلیه موبایل‌ها در هنگام ورود به سالن جلسه بایستی خاموش گردند چنانچه خاموش نشود، فرد متخلف قلم داد خواهد شد

۱۰-  توصیه می‌شود برای شرکت در امتحانات از مداد و پاک‌کن استفاده گردد

۱۱- کنترل کارت کنگره با تاریخ اعتبار معتبر هنگام ورود به سالن توسط مسئولین امتحان

  

مسئول برگزاری امتحانات             
مهندس دژاکام


سیگار...
یکشنبه 10 اردیبهشت 1396 ساعت 16:53 | نوشته ‌شده به دست استاد معین | ( نظرات )
تشکیل لژیون بیل ویلیام وایت (درمان وابستگی به سیگار)96/2/10


Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: رهائی سیگار (لژیون ویلیام وایت)،


هفته راهنما
پنجشنبه 7 اردیبهشت 1396 ساعت 20:27 | نوشته ‌شده به دست استاد معین | ( نظرات )

این جلسه؛ چهاردهمین جلسه از دوره هفدهم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره 60 روزهای پنجشنبه مورخ 96/2/7 به استادی دیده بان محترم راهنمایان، آقای رضا ترابخانی، نگهبانی آقای محمد بهرام زاده و دبیری محمد با دستور جلسه هفته ی راهنما(جشن) رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود.


سخنان استاد:

خیلی خوشحالم از اینکه امروز فرصتی پیش آمد تا در خدمت شما عزیزان باشم. شرایط اینجا با شعبه و مکان قبلی فرق دارد؛ شعبه قبلی فضای کمتر و تعداد نفرات کمتری داشت اما اینجا فضای آموزشی بزرگتر است و من خیلی از این بابت خوشحالم و امیدوارمتعداد نفراتی که وارد می شوند و به رهایی رسیده و خدمتگزار می شوند روز به روز بیشتر شود تا به تبع آن ورودی ها بیشتر و درمان و حال خوش نصیب تعداد بیشتری از انسانها بشود.

ادامه مطلب...

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: گزارش جلسات روزهای پنجشنبه،


تعادل و بی تعادلی
سه شنبه 5 اردیبهشت 1396 ساعت 18:05 | نوشته ‌شده به دست استاد معین | ( نظرات )
این جلسه؛ جلسه ی دهم از دوره ی نوزدهم سری کارگاه های آموزشی کنگره60؛ نمایندگی استاد معین؛ روزهای سه شنبه با استادی آقای حمید زینالی نگهبانی آقای رسول جعفری و دبیری آقای وحید رضایی با دستور جلسه ی آداب معاشرت و بی ادبی تعادل و بی تعادلی؛ راس ساعت 17 برگزار گردید.


خلاصه سخنان استاد:

خیلی خوشحالم یک بار دیگر در خدمت شما عزیزان هستم عید مبعث رسول اکرم را تبریک می گویم.

شاید در ابتدا این سوال مطرح شود که آداب معاشرت، ادب و بی ادبی و تعادل و بی تعادلی چه ربطی به اعتیاد دارد اما جمع کلمه های دستور جلسه با هدف جمعیت احیای انسانی کنگره 60 که تعادل است همخوانی دارد.

مهمترین کاری که در کنگره 60 انجام می پذیرد درمان اعتیاد و سپس رسیدن به تعادل شخص مصرف کننده ی مواد مخدر است.


بقیه ادامه مطلب

ادامه مطلب

آداب معاشرت و بی ادبی ، تعادل و بی تعادلی
یکشنبه 3 اردیبهشت 1396 ساعت 18:20 | نوشته ‌شده به دست omid aghakhani | ( نظرات )
جلسه پنجم إز دوره بیست و یكم سری كارگاه های آموزشی خصوصی كنگره ٦٠ شعبه استاد معین ، روزهای یكشنبه به استادی آقای ابولضل یزدانی نگهبانی آقای ناصر كریمی و دبیری مسافر رضا با دستور جلسه آداب معاشرت و بی ادبی ، تعادل و بی تعادلی راس ساعت ١٧ آغاز بكار نمود .


خلاصه سخنان استاد ؛ در رابطه با دستور جلسه من مایلم كه مختصر صحبت كنم تا در ادامه از مشاركت شما دوستان استفاده كنیم ، اگر در اعتیاد بسیاری ازقسمتهای جسم ما از تعادل خارج شده است ، ...
بقیه در ادامه مطلب 

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه آموزشی، گزارش جلسات روزهای یکشنبه،


جهانبینی...
سه شنبه 29 فروردین 1396 ساعت 18:50 | نوشته ‌شده به دست استاد معین | ( نظرات )
این جلسه؛ جلسه ی نهم از دوره ی نوزدهم سری کارگاه های آموزشی کنگره60؛ نمایندگی استاد معین؛ روزهای سه شنبه با استادی آقای علی جوادی نگهبانی آقای رسول جعفری و دبیری آقای وحید رضایی با دستور جلسه ی جهانبینی 1و2 راس ساعت 17 برگزار گردید.


سخنان استاد:

هر شخص که وارد کنگره 60 می شود، به محض ورود با مثلث جسم، روان و جهانبینی مواجه می شود که درمان اعتیاد با این سه ضلع به نتیجه می رسد. جسم و روان مثل سوار و سوارکار هستند؛ جسم تمثیل اسب؛ و روان تمثیل سوارکار است.


بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب

تولدها...
یکشنبه 27 فروردین 1396 ساعت 18:18 | نوشته ‌شده به دست omid aghakhani | ( نظرات )
روز پنجشنبه مورخ 96/1/31 
اولین سالگرد رهایی مسافر یحیی
رهجوی کمک راهنما حسین موسوی
را در نمایندگی استادمعین جشن می گیریم.


Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: تولدها،


وادی هشتم و تأثیر آن روی من؛
شنبه 19 فروردین 1396 ساعت 12:43 | نوشته ‌شده به دست استاد معین | ( نظرات )

یازدهمین جلسه از دوره هفدهم کارگاههای آموزشی کنگره 60 روزهای پنجشنبه مورخ 17/1/96 به استادی کمک راهنما احمد شریفیان، نگهبانی آقای محمد بهرام زاده و دبیری محمد با دستور جلسه وادی هشتم و تأثیر آن روی من رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد؛

سلام دوستان احمد هستم یک مسافر

خیلی ممنونم از نگهبان محترم به خاطر اینکه این فرصت را در اختیار من قراردادند. سال جدید را خدمت تمام عزیزان تبریک عرض می‌کنم و امیدوارم همین‌طور بتوانیم در سال جدید، با اهدافی نو به مسیر خودمان ادامه بدهیم، به صورتی که در آخر سال از خودمان راضی باشیم.

در مورد دستور جلسه امروز، به دو بخش می‌پردازم، یکی تیتر وادی که با حرکت راه نمایان می‌شود. این تیتر برای همه ما ملموس است، ولی نکات کلیدی در این وادی وجود دارد که اگر به آن توجه نکنیم، برداشتی از این وادی نخواهیم داشت.

حرکت ما شروع می‌شود و ممکن است مشکلات و معضلاتی در مسیر ما پیدا شوند، با حرکت راه نمایان می‌شود به این معنا نیست که وقتی راه نمایان شد، ما دیگر مشکلی پیش رو نداریم و به هدف خودمان رسیده‌ایم. ما وارد کنگره می‌شویم و راه درمان پیدا می‌شود، ولی در ادامه چه خواهیم کرد؟ نحوه حرکت ما و هدف و مقصدی که برای ما تعیین می‌شود و انرژی که در این مسیر می‌گذاریم، تعیین‌کننده خواهد بود. صرفاً پیدا شدن راه اتفاق خوبی نیست، صرفاً مشخص شدن صورت‌مسئله اتفاق خوبی نیست، اینکه ما بتوانیم مسئله را حل کنیم مهم است.

سفر اول مثل این است که شما در حال یادگیری رانندگی هستید، یعنی یک مربی کنار شما قرار دارد و شمارا هدایت می‌کند و اگر دچار مشکلی شدید، به شما کمک می‌کند تا کم‌کم به رانندگی مسلط شوید، پایان سفر اول به‌منزله اخذ گواهینامه است. بعدازاین مرحله شما وارد یک دنیای دیگر می‌شوید، ماشین و فرمان در اختیار شماست و شما طبق آنچه آموخته‌اید، حرکت می‌کنید و اگر کوچک‌ترین اشتباهی مرتکب شوید، متضرر خواهید شد. ما در تمام طول سفر اول هدفمان این است که آموزش‌های لازم را ببینیم تا بتوانیم بعداً در مسیری که تنهایی طی می‌کنیم، موفق و سربلند باشیم.

خیلی وقت‌ها ما از خودمان سؤال می‌کنیم که ما چرا باید زود به کنگره بیاییم، چرا باید بنویسیم، چرا باید سی دی گوش دهیم؟ هر مسئله‌ای دو جنبه دارد، صور آشکار و پنهان. همان‌طور که یکسری از مشکلات در صور آشکار برای ما اتفاق می‌افتد، یکسری مشکلات هم در صور پنهان در مقابل ما قرار می‌گیرند؛ یعنی من اگر من در صور پنهان دچار مشکلاتی بشوم، در صور آشکار من هم اختلال ایجاد خواهد شد. گاهی اوقات ما درگیر نبرد هستیم و خودمان هم از آن‌ها خبر نداریم، گوش دادن سی دی، مشارکت کردن، اعلام سفر کردن، به ما کمک می‌کند که در نبردهایی که در درون ما اتفاق می‌افتد، پیروز باشیم. در مسیری که ما قرارگرفته‌ایم، آنچه به ما توصیه می‌شود، مطمئناً به نفع ما خواهد بود.

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: گزارش جلسات روزهای پنجشنبه،


اهمیت تعادل و اثرات آن؛ به قلم عباس انصاری
دوشنبه 9 اسفند 1395 ساعت 11:51 | نوشته ‌شده به دست استاد معین | ( نظرات )

بنام خدا

اهمیت تعادل و اثرات آن در زندگی؛

نتیجه تصویری برای تعادل

انسان یک موجود شگفت انگیز است که در عالم آفرینش از ملک تا ملکوت و از ازل تا ابد هیچ موجود شگفت انگیزتر از او خلق نشده است. تمام صفات الهی و همچنین تمام صفات شیطانی، جنگلی و حیوانی در درون انسان نهادینه شده، ساختار جسم اوهم متشکل از عناصری است که از همان عناصر طبیعت ساخته شده است تا بتواند بدرستی با طبیعت هماهنگی داشته، طبیعتی که می تواند الگوی بسیار خوبی برای انسان باشد. هستی بر اساس تعادل خلق شده بهمین ترتیب طبیعت، حیات وحشی، منابع زیرزمینی و روزمینی هم تماماً در تعادل طبیعی قرار دارند. در مسیر تکامل، تعادل نقش بسیار زنده ای ایفا می کند و لذا انسان باید از نعمت های الهی در تمام سطوح زندگی و در همه موارد، حد اعتدال را بشناسد و آنرا رعایت کند تا بتواند از آن نعمت ها لذت ببرد، اعم از خوردن، آشامیدن، خوابیدن، معاشرت، گفتار، رفتار و غیره و حتی در صفات ارزشی انسانی مانند مهر ومحبت، بخشش، گذشت و ... نیز اصل تعادل باید رعایت و اجراء شود که باید رعایت و اجراء شود. در غیر اینصورت ارائه این صفات برای مخاطب عادت و عادی شده و وظیفه تلقی می شود. برای شناخت حد و مرز تعادل از بی تعادلی لازمست در ابتدا سیستم ایکس انسان بدرستی کار کند و در سلامت کامل روحی و روانی و تعادل باشد تا بتواند با کسب دانائی، آگاهی و معرفت، از طریق قوه عقل تعادل را از بی تعادلی تشخیص داده و آنرا کاربردی نماید. انسان مجموعه ایست از فضیلت و رذالت که همیشه در بین ایندو، سوی بینهایت افراط و تفریط زندگی و حرکت می کند، از یک سو در اوج رذالت، پستی، شرارت و سقوط که می تواند از هر حیوانی پست تر باشد و از سوی دیگر در اوج فضیلت، عظمت، انسانیت و صعود که می تواند از هر ملکی بالاتر باشد، در اینجا راه سعادت وخوشبختی و رستگاری در تعادل است که نه در وادی افراط قرار دارد و نه در وادی تفریط.

روح وجسم انسان و یا جان و بدن او هرکدام جزء هستند که با هم کل یا انسان را تشکیل می دهند و سپس از کل به جزء می پردازند، تفکر، تفحص و جستجو می کنند تا به حقیقت این مطالب برسند و به راز طبیعت پی می برند.

بقیه در ادامه مطلب

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مقالات و تجربیات ...،


دلنوشته؛ تجربه
سه شنبه 3 اسفند 1395 ساعت 18:01 | نوشته ‌شده به دست استاد معین | ( نظرات )
به نام حق
10 سال  پیش توی جمعی توی محیط کاری اولین بار مواد مخدر (تریاک) را از نزدیک دیدم ، اون موقع کنجکاوی شدیدی نشون دادم به این مساله که چی هست چه حسی داره از چی درست شده و … چند روز توی اینترنت اینور اونور دنبال این موضوع رو گرفتم ،خیلی ترس داشتم ازین که با یک بار مصرف مواد آدم ممکنه معتاد بشه ،مطلب بدرد بخوری پیدا نکردم .بیخیال موضوع شدم چند ماه بعد دانشگاه قبول شدم توی شهر دیگه یک سال گذشت توی درسا خوب بودم خوب میفهمیدم و شدیدا به کامپیوتر و برنامه نویسی علاقه داشتم ولی نتایج خوب نبود 2 ترم پشت هم مشروط شدم سر کلاس نمیرفتم سر جلسه امتحان نمیرفتم با منیت و غرور زیاد باعثش بود .از لحاظ روحی کم کم داشتم مشکل پیدا میکردم داشتم از خدا دور میشدم و فقط خودمو میدیدم و فکر میکردم خودم مرکز عالمم و قراره تغییر توی دنیا ایجاد کنم ، دیگه داشتم غرق افکار و انرژی های منفی میشدم و افسردگی هم داشت کم کم خودشو نشون میداد تا یه روز همسایه طبقه پایینیمون که اونها هم دانشجو بودن در خونمونو زدن و گفتن که میخوان ازینجا برن و یه سری وسلیه اضافی دارن که اگه ما اونا رو بخوایم میتونیم برشون داریم.
ماهم بدمون نیومد ازین پیشنهاد با هم خونه ایم رفتیم خونشون ، اونها تقریبا 7 - 8 سالی از ما بزرگتر بودن ، داشتن در مورد اعتقادات و عرفان و فلسفه و مدرنیته صجبت میکردن ماهم خیلی برامون جالب و جذاب بود ،شرکت کردن و گوش کردن به این مسائل به خیال خودمون آوانگارد و خفن نشستیم پای صحبتشون که چند دیقه گذشت متوجه شدیم دارن تریاک مصرف میکنن من اون قضیه پارسال کشیدن تریاک . تجربه حسش توی ذهنم بود و مشکلات دانشگاه و افسردگی و مسئله جهان بینیم که بشدت داشت به پوچی میرفت توی افکارم پیچ و تاب میخورد . تا این که اونا از ما خداحافظی کردن وکلید خونشون هم به ما دادن ویه مقدار هم تریاک گذاشتن اونجا گفتن نمیتونن با خودشون ببرن و یه تعارف یکردن که اگه دوست داشتین میتونین استفاده کنین.
این اولین لحظه ای بود که به اعتیاد و ترک اعتیاد به صورت کاملا سطحی و با منیتی که تو وجودم بود نگاه کردم.
و کاملا مطمئن بودم که با اطلاعات و آگاهی که دارم هیچوقت دچار اعتیاد نمیشم . 
همه چیز فراهم بود سیخ ، سنجاق ، تریاک گاز ، خونه خالی ، دوست همراه و پایه و منیت و افکار پریشون و درهم برهم ، نحوه مصرف کردنم که دیده بودم و تحقیق کرده بودم کاملا آشنا بودم بهش .
شروع کردیم به کشیدن اولش هیچ حسی نداشتم ولی بعد از بست دوم یه حسایی داشت بهم دست میداد سرخوشی خیلی زیاد سرگیجه حس میکردم تمام افکار منفی از ذهنم پاک شده ، همه چی قشنگ شده بود دنیا قشنگتر شده بود ، مثل یه بچه 5 ساله خوشحال بودم و لذت میبردم حسایی که خیلی وقت بود از یاد برده بودم و داشتم تجربه میکردم کل چیزایی که در مورد مواد فکر میکردم عوض شده بود دیگه اون حس کنجکاوی و ترسو بهش نداشتم . تا این که بعد از یه ساعت به خواب عمیقی فرو رفتم فردای اون روز هم طبق معمول کلاس نرفتم ، تصوراتم و طرز فکرم کلا نسبت به دنیا عوض شده بود ولی هنوز میدونستم که اعتیاد آخرش تباهیه و نابودی ولی با یه درک سطحی ، گذشت و مطمین بودم که دیگه اینکارو نمیکنم و این اولین وآخرین باریه که مصرف میکنم ، این قضیه گذشت تا چند هفته بعد همون دانشجو ها تماس گرفتن و گفتن که میخوان بیان اراک برای کارای فارق التحصیلیشون. 
واقعیتش از شنیدن این خوشحال شدم چون یه حس خوبی بهم دست داده بود میخواستم دوباره تجربش کنم میخواستم دوباره ازون دنیای تاریکی که توش غرق بودم بیام بیرون ولی این موضوع هم میدونستم که اعتیاد میتونه اهدافمو نابود کنه همه چیزو از بین ببره ، باز منیت اومد سراغم بازهم گفتم من خیلی قوی تر از اینام که به این راحتی تسلیم اعتیاد بشم و باز هم همون داستان اتفاق افتاد و دوباره و دوباره تا اینکه دیدم 4 ترم مشروط شدم و دارن از دانشگاه اخراجم میکنم یه کم خودمو جمع جور کردم  و با زور و فشار زیاد مدرکمو گرفتم ولی تو این مدت ترسم از مواد ریخته بود شیشه دومین چیزی بود که با منیت تجربش کردم و همینطور حشیش و مشروب تا جایی که دیگه مهم نبود چی مصرف میکنم فقط میخواستم مصرف کنم تا از اون دنیای تاریک و سیاه و افسردم چند لحظه بیام بیرون بع از دانشگاه تصمیم گرفتم ترک کنم ، ترک که نه هنوز اونقدر خودخواه بودم که فکر نمیکردم به خودم که اصلا معتاد باشم به همین خاطر تصمیم گرفتم که نکشم ، برگشته بودم خونه پدر و مادر سر کار میرفتم و میومدم خونه و مواد مصرف نمیکردم هر روز به خودم تخریب وارد میکردم کاملا احساس میکردم که روحم داره خورد میشه ولی ادامه میدادم به اصطلاح کنگره سقوط ازاد میکردم ولی این سقوط آزاد انتهاش آب نبود که بیوفتم توش و پاک و مطهر از توی آب بیام بیرون انتهاش صخره بود که با مغز میخوردم بهشون و با روح و جسم شکسته و داغون دوباره برمیگشتم به اعتیاد که مرحمم باشه .این چرخه ادامه داشت و هر بار به شدت سقوط آزاد میکردم و هر بار محکم میخوردم زمین ، اینقدر مغرور بودم که حتی به کمک شخص یا سازمان یا پزشکی فکر هم نمیکردم . این غرور بیجا و منیت بی مورد باعث شد 9 سال به همین صورت بارها و بارها از بالای پرتگاه بپرم به امید نجات و هر بار بدتر از قبل تا اینکه اخرین بار اینقدر محکم زمین خوردم که توان بلند شدنو نداشتم ما ها از خونه و اتاقم بیرون نمیومدم شبها در حال مصرف مواد و روزها درحال با بیچارگی و افسردگی در حال کار کردن روی پروژه های نصفه و نیمه و ناتمام که هیچکدمشان به نتیجه  نمیرسید تا این که روزنه نور نمایان شد و در قعر تاریکی که هر روز به خودکشی و رهای ازین بندی که خود به دور خودم پیچیده بودم فکر میکردم راه نجاتی به من نشان داد خداوندی که به کل فراموشش کرده بودم یک بار دیگر راه را نشان داد به من حق انتخاب داد که از بین نیستی و نابودی و تاریکی و روشنایی و امید و زندگی یکی را انتخاب کنم .
یک دوست که در گذشته باهم مواد مصرف میکردم یک روز از کنگره برایم گفت و گفت که به رهایی رسیده و درمان شده و سایت کنگره را به من معرفی کرد . با دیدن سایت ، روش درمان و مطالب سایت کنجکاو شدم ، حس عجیبی بود انگار سالها منتظر این اتفاق بودم ، اولین جلسه در کنگره تحولی عظیم در من صورت گرفت ، همه چیز برایم عوض شد اصلا در مورد روش درمان و متد و مسائل فیزیکی صحبت نمیکنم تحول حسی بود که بیانش سخت است و نمیتوانم با کلمات بگویم ، انگار گمشده ای را که سالها به دنبالش بودم پیدا کرده بودم الان یک ماه و یازده روز است که سفرم را شروع کرده ام و در این مدت کوتاه درون من اتفاقات بزرگی افتاده و تغییرات بسیاری در خودم حس میکنم و این آغازیست برای فردایی که چند ماه قبل خوابش را هم نمیدیدم .
خداوند بزرگ را سپاس میگویم که در بدترین شرایط به داد من رسید و مرا از اعماق تاریکی ها نجات داد .
امیدوارم و تمام تلاشم را در جهت رسیدن به خود و رسیدن به حق میکنم و این آرزو را برای همه انسانهای دردمند مثل خودم دارم.

نویسنده: مسافر مرتضی لژیون شماره 9 (کمک راهنما مرتضی نوری)
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دل نوشته مسافران ...،




 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات