سم زدایی یا سم نزدایی
یکشنبه 3 بهمن 1395 ساعت 19:29 | نوشته ‌شده به دست omid aghakhani | ( نظرات )

جلسه هشتم از دوره بیستم سری كارگاه های آموزشی خصوصی كنگره ٦٠ روزهای یكشنبه شعبه استاد معین مؤرخه ٩٥/١١/٢ به استادی آقای محمد بهرام زاده نگهبانی آقای محمد رضا امیریان و دبیری مسافر حمید با دستور جلسه سم زدایی یا سم نزدایی راس ساعت ١٧ آغاز بكار نمود 
خلاصه سخنان استاد ؛ تشكر میكنم از نگهبان جلسه كه این فرصت رو بمن دادند تا خدمت كنم راجع به دستور جلسه " سم زدایی یا سم نزدایی " وقتی صحبت از سم میشود ابتدا باید دانست كه سم چیست .گفته میشود هر ماده ایی أعم از جامد ، مایع ، گاز كه از هر طریفی وارد بدن شود و انسان را از حالت طبیعی خارج كند و بسوی مرگ سوق دهد سم إطلاق میشود .
و این اصطلاح را راجع به مواد مخدر زیاد شنیده ایم كه تا وقتی سم وارد بدن هست ما خوب نمی شویم و باید این سم از بدن خارج شود و سم زدایی كنیم ! چه زمانی سم إطلاق میشود ؟ ما میگوییم مقدار ١/٥ گرم تریاك موجب مرگ میشود اما برای شخصی كه مواد مصرف نمیكند مثل یك كودك كه تابحال مواد مصرف نكرده اگر به یكباره این مقدار را مصرف كند یا نیم گرم تریاك را بخورد قطعا موجب مسمومیت آن شخص خواهد شد و باید سم زدایی شود یعنی باید معده آن شخص شستشو داده شود و سم خارج شود . ولی برای افرادی كه مواد مصرف میكنند هر روز آیا مواد مخدر حكم سم را برای آن شخص دارد ؟ یعنی وقتی مواد مصرف میكند بسمت مرگ سوق داده خواهد شد ؟ خیر . اگر آن شخص مواد مصرف نكند به اون حالت دچار خواهد شد و شخص مصرف كننده بعد از مصرف تازه به تعادل میرسد و تازه خودش را میشناسد و میتواند كارهایش را انجام دهد در صورتیكه اگر مواد مخدر سم بود این اتفاق نمی افتاد اگر سم بود نمیتواتست محل كار خود برود و نمیتواتست كار كند و غذا بخورد پس اگر واژه سم را برای كسانی كه مواد مصرف میكنند بكار ببریم كاملا اشتباه است .
سم زدایی روشی است كه یك زمانی خیلی مرسوم بود و استفاده میشد چون این كار توسط یك پزشك داخل بیمارستان یا كلینیك صورت میگیرد و خیلی ها معتقد هستند كه اعتیاد از این طریق قابل درمان است من خودم اینكار را انجام دادم ، من شنیده بودم كه این كار جواب میدهد و خیلی از روش ها را امتحان كرده بودم و نتیجه نگرفته بود روش هایی كه ماهواره تبلیغ میكند و هر چه مكمل های پیشنهادی بیشتر بود تصور میكردم بهتر جواب میدهد كه همه اینها بخاطر جهل و نا آگاهی من بود زمانی كه من سم زدایی كردم سربار بودم و شرایط مصرف در پادگان را نداشتم از مرخصی كه آمدم برای اینكه غیبت نكنم تنها راهی كه روبروی خود دیدم سم زدایی بود كه بعدش بتوانم به ادامه خدمت سر بازی بپردازم و به یكی از كلینیك ها مراجعه كردم و روش به این صورت است كه طی یك فرایندی مورفین خون را كاملا خارج میكنند و یك موادی كه ضد مورفین است را جایگزین میكنند ( آنتاگونیست و نارتركسون و تعدادی دیگر از داروها ) كه بعد از سم زدایی میبایست مصرف شود كه این داروها اطراف اون سلول و گیرنده های مورفین را میگیرد و نمیگذارد مورفین وارد خون شود و گفته میشود اگر همراه با این داروها اگر مواد مصرف شود اووردز خواهد شد و مرگ اتفاق می افتد . اتفاقی كه بعد از سم زدایی برای من افتاد این بود كه واقعا بعد از یكهفته نتوانستم هیچ كاری انجام دهم و وقتی كه رفتم پادگان همان روز اول اونقدر حالم بد بود كه علی رغم مصرف داروها حشیش هم مصرف كردم و فردای اون روز علی رغم ترس از اووردز كراك مصرف كردم برای من اتفاقی كه بعد از سم زدایی افتاد این بود كه درمان كه نشدم هیچی ، مواد مخدرم كم نشد كه هیچی به چند نوع مواد روی آوردم و مصرفم چند برابر شد قرص های أعصاب و روان هم میخوردم و حال خوبی هم نداشتم . شاید بعضی از شماها هم روش های دیگری را هم امتحان كرده باشید و نتیجه نگرفته باشید ، وقتی برای نخستین بار در بدو ورود به كنگره مشاوره صورت گرفت با همان فكر أولیه متوجه خواهیم شد كدام راه صحیح است و كدام راه غلط و متوجه شدم مواد مخدر سم نیست اگر من مواد مصرف میكردم نیاز بدن من بود كه مواد مصرف كنم عزیزانی كه در سفر اول هستند اگر شربت مصرف میكنند نیاز بدن آن هاست وسوسه با نیاز كاملا فرق دارد من باید سیراب شوم تاسیستم بدن بتواند انرژی را جمع كند تا بتوانم پله هایم را كاهش دهم شربتی كه میخوریم حكم دارو را دارد و كاهش آن موجب میشود مواد طبیعی بدن ترشح شود در ادامه مایل هستم از تجربه عزیزانی كه سم زدایی كرده اند  و اتفاقاتی كه قبل و بعد از سم زدایی برای آنها افتاده است بهره مند شویم .
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه آموزشی، گزارش جلسات روزهای یکشنبه،


فالوده عسلی ؛ نوشته ای از مسافر یاسر بابائی
سه شنبه 14 دی 1395 ساعت 18:56 | نوشته ‌شده به دست استاد معین | ( نظرات )

فالوده عسلی

دینگ دینگ، دنگ دنگ، دینگ دنگ، رینگ رانگ

نوشتنی نیست،

صدای زنگ صبحگاهی زنگاله الکترونیکی دورگوی دروغ رسان راست قامت من بود!

خمیازه کشان و مشت گره کنان، کشان کشان، می کشانم دو دست را تا دور کنم پردۀ تنیدۀ شیطان لعین را از تختِ بی خوابی خودم و فراخ کنم قفسۀ مالامال سینه ای ام را از ...

بگذریم صبح است و وقت لطافت!

نگاهی به سقف اتاق به ظاهر خوابم که می اندازم ترک ریزی در کنار ترک درشت تری کِز کرده، شاید به این فکر می کند که روزی ترک بزرگتری می شود و آوار شود بر سر بیچاره ای ...

خاک بر سرت با این طرز تفکرت ...

نشد که لطیف تر شود.

پردۀ کلفت آویزان بر پنجره اتاق به ظاهر خوابم را که به کناری می زنم، چیزی نیست جز شیشه مشجری که گویا میلی ندارد که آنطرف را به من نشان دهد.

اما من سر سخت تر از آنم که نخواهم از تنها شانس اتاق به ظاهر خوابم با آن ترک های ریز و درشت بر سقف ش که از اندک اتاق خوابهای شهر آهنی ام هست که به نورگیر که واژه درستی نیست همان پاسیوی شمال شرقی ایی باز می شود که از آن به ظاهر کوههای سر به ای فلک کشیدۀ شمال آسمان سربی و اِبی شهرم، دیده که نه، طرح خاکستری آن نمایان می شود، بگذرم.

من از این حقیقت تلخ نخواهم گذشت و آن را تن می کنم.

چه کنم که این همان لنگه کفش با بندهای آبی است و من آن را بر می دارم که در این بیقوله خاکستری، بی نعمتی بی حیا قلمداد نشوم، که اگر شوم تو سری خواهم خورد از پدر بزرگم!

تاخ!!!

نوشتنی نیست، ولی دست سنگینی داشت.

اگر این روزها تماشاچی پروپاقرص بازی های والیبال باشید، با واژه سانسور و سانسور چی بیگانگی ندارید و این قسمت را بر من خُرده نمی گیرید و از این جا به بعد بگویم که حوله در دست گرفتم و صورتکم را خشکانیدم. البته در این بین جیرۀ صبحگاهی را هم سر کشیدم...

بی درنگ به سراغ آن یار مهربان و دانا و خوش زبانم می روم، همان که فراوان سخن دارد با آن که زبانی در کام ندارد، فراوانی سخنانش چنان هست که نیازِ نیازمندی چون من را پاسخگو باشد.

همان مخلوق غرب لغنتی .

چرخی در اوراق مجازی این یار مهربان که می زنم، چشمانم صیقلی می شود، اولین پُست صبحگاهی را می غلتانم بر آن صفحۀ به ظاهر شخصی ام که اعلام کنم بر حضور هفتِ صبحگاهی ام که منم آن خوابالویِ خواب زدۀ، آلوده به خوابِ خوابیده در آلودگیِ خودزدۀ به خواب آلودگی سابق که نه کمی دورتر شاید اسبق نه ماسبق.

آی چه بسته ای ، ای آلودگی هایِ زیبای من.

دلینینننگ ...

هم اکنون توجه شما را به گزیدۀ اخبار جلب می نمایم.

انفجار یک بمب در فرودگاه آتاتورک شهر استانبول، دست کم جان دهها نفر را گرفت. به گفته پلیس ترکیه این انفجار در ...

دیلیننننگ....

حس و حالِ ورزش صبح گاهی پر کشید و رفت ، به کجا؟

نمی دانم، فقط این را می دانم که دیگر اینجا نیست.

مثل باقی چیزها که رفتند و دیگر نیستند.

بهترین کار این است که رختِ بارسلونای محبوبم را بپوشم و در هیبتِ یک ورزشکار از درِ خانه لبخند زنان بیرون بروم تا ...

تا که نفسی چاق کنم...

نفسی چاق کنم ؟!

آه ...

تا که پُر کنم ریه های لذت را از اکسیژن مالیده شده به سرب سرگردان در خاکستری آسمان پر از دود و ریزگردهای مجاورین دوست و برادران هم آئین ... و تو چه می دانی که چه لذتی دارد ترکیب انواع آلکالوئیدهای ترشح شده ناب، چون تبائین و پاپاورین و دوپامین و سه پامین و چهارپامین و الی ماشااله .. با انواع آلاینده هایی چون هیدروکربنهای آروماتیک و آزبست و منواکسید و دی اکسید و تری اکسید و فور اکسید کربن ها و الی ماشااله ... و البته رقصنده های ریز و کوچولوی مجاورین دوست و برادران هم آئین ...

ادامه نمی دهم،

ادامه نمی هم که اگر ادامه بدهم به زمین می رسد و زمین ادامه دستی است که به گندم می رسد و گندم ادامۀ عشق است که چون عشق آلوده شود، گندم آلوده می شود، زمین آلوده می شود و هوا آلوده می شود و آلودگی آلوده می شود.

چه فالوده ای درست شد.

تو که با شاه شلۀ نمی خوری و با گربه فالوده، چه کارت به فالودۀ من،

تو خودت باش.

من رَخت ورزشی ام را پوشانیدم بر تنم و حجابی کردم بر شهر وجودی ام که در مواجهه با نانوای عبوس محله مان نیرویی را از کم شروع کنم و تا بالای بالا ببرم که نقطه تحملی ایجاد گردد.

عجب تعبیری و عجب عبارتی و عجب عبرتی ...

در خیالم من پرورانیدم که نان داغ بربری با کلّه شیری که از ماست بندی احتمالاً تا نزدیکی چند درصد ابتدایی قطار اعداد، اورگانیک یک آقای عبوسِ دیگر که می خرم را با عسل خوردن چه فالوده ای شود.

این جیب و آن جیب، اعتبار کوچولوی پلاستیکی را از جیب بغل بیرون کشیدم و نگاهی به قدوبالایش که کردم به بزرگی اش پی بردم.

حال هم نون می خرم هم کلۀ شیر.

کوچولوی توانا را در دست محکم گرفتم و در را باز کردم که ایکاش باز نمی کردم.

کاش اصلاً امروز خواب می ماندم تا شب.

تا اینکه خاکستری بمانم تا شب.

شوربختی از در و دیوار می بارد، خدای من این چه منظرۀ شومی است،

خدای من چشمانم را از من بگیر.

مغزم از سرم بیرون پاشید، وقتی دیدم که سرش شکسته، جانم از تنم بیرون آمد، وقتی که دیدم شیرۀ جانش آرام آرام از سرش بیرون آمده و ...

تکه پاره های بدنش را که می دیدم جگرم تکه پاره می شود.

مگر می شود!!!؟

آه ای خاکستری روز چه روز شومی هستی تو ...

وقتی دیدم اینطور مظلومانه سرش شکسته و در گوشه ای از دیوار لابه لای زباله ها رها شده، و شیرۀ جانش از کالبدش بیرون ریخته، آه از نهادم بیرون آمد و فریادخشم برآوردم و خودخورانه عربده ای از عمق وجود کشیدم که چه کسی ؟؟؟

چه کسی !!!

چه کسی، ظرف عسل مرا شکسته!؟


 نویسنده: مسافر یاسر بابائی 

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مقالات و تجربیات ...،


نقش آموزش و خدمت در رهایی و تجربه من
یکشنبه 12 دی 1395 ساعت 19:10 | نوشته ‌شده به دست omid aghakhani | ( نظرات )

جلسه پنجم از دوره بیستم سری كارگاه های آموزشی خصوصی كنگره ٦٠ شعبه استاد معین با استادی آقای غلام رضا حاتمی ، نگهبانی آقای محمد رضا امیریان و دبیری مسافر هاشم با دستور جلسه نقش آموزش در رهایی و تجربه من،  مؤرخه ٩٥/١٠/١٢ راس ساعت ١٧ آغاز بكار نمود .
خلاصه سخنان استاد ؛
تشكر میكنم از نگهبان محترم كه این فرصت را اختیار من قرار دادند پیش از پرداختن به دستور جلسه ، توضیح كوتاهی از گذشته خود خدمت شما عزیزان عرض میكنم در گذشته برای من باوری بوجود آمده بود كه با اعتیاد از این دنیا خواهم رفت ،و خانواده خود را مدیون كرده بودم كه بعد از مرگ من مقداری مواد را در كفن من قرار دهند كه تا پیدا كردن مواد در آن دنیا مقداری همراه من باشد و باور كرده بودم كه با اعتیاد از این دنیا خواهم رفت تا با كنگره آشنا شدم . در اوایل این جمله را بارها میشنیدم كه " نوع دید من باید نسبت به دنیا تغییر كند " و در ابتدا هضم این جمله برای من سخت بود كه چكونه میبایست دید خود را تغییر دهم . راهنمای عزیزم آقای كریمی خیلی تلاش كردند تا بمن تفهیم كنند . در طی سفر كه شربت من رو به كاهش یافت دیدم حالم خوب نیست كه راهنمای من تأكید میكرد جهانبینی كار كنم كه مصادف شد با آزمون جهانبینی در شعبه و من در این آزمون نفر شدم و با خود میگفتم كه من جهانبینی را فوت آب شدم ولی چرا حال من خوب نمیشود !؟ كه بعد به این نتیجه رسیدم مطالب را صرفا حفظ كرده بودم و بهش عمل نمیكردم . 
خداروشكر میكنم رفته رفته آموزش هایی كه در اختیار من قرار گرفت باعث شد بعد از یكسال به رهایی برسم . خداروشكر میكنم آموزش هایی كه در كنگره گرفتم دید من را نسبت به دنیا عوض كرد كه یك مثالی در این رابطه میزنم ؛ حدودا ده روز از ورودم به كنگره میگذشت كه من مسیر منزل تا شعبه را پیاده طی میكردم یكروز كه به شعبه می آمدم دیدم كه عده ایی كنار خیابان در حال مصرف كردن هستند و من بعد از عبور از اینها بیست دقیقه ایستادم و حالم بد بود و با خودم جنگ داشتم كه برم نزد آنها و تنها یك پك بزنم و این بیست دقیقه برای من مدت زیادی سپری شد تا خودم را منصرف كنم و بسمت شعبه حركت كردم ، مجددا أواخر سفر ، من در حال پیاده رفتن از همان مسیر بودم كه دیدم در حال مصرف هستند و برای خودم هم خیلی عجیب بود كه این بار هیچ تاثیری روی من نگذاشت و خیلی راحت از كنار آنها عبور كردم و آنجا متوجه شدم كه آموزش ها میتواند باعث شود تا دید انسان نسبت به دنیا تغییر كند و طور دیگری به قضایا نگاه كرد .
دوستی راجع به اعتیاد تحقیق میكرد و در مصاحبه از من پرسید الان نظر شما نسبت به مخدر چیست ؟آیا از مخدر بدت میآید ؟ در پاسخ گفتم من در كنگره به این نتیجه رسیدم كه نه از مخدر خوشم میآید و نه بدم میآید و مواد مخدر برای من خوب نیست ممكنه برای شخص دیگری خوب باشد ولی برای من خوب نیست . از اینكه به صحبتهای من توجه كردید متشكرم

جلسه سیزدهم از دوره شانزدهم سری كارگاه های آموزشی كنگره ٦٠ به استادی آقای علی عیوضی ، نكهبانی آقای سعید حاج محمدی و دبیری مسافر هاشم مؤرخه ٩٥/١٠/٩ راس ساعت ١٦/٣٠ آغاز بكار نمود

خلاصه سخنان استاد ؛

خیلی خوشحالم كه در جمع شما هستم ، همانطور كه دبیر عزیز اعلام كردند دستور جلسه امروز نقش آموزش و خدمت در رهایی و تجربه من از آموزش و خدمت است كه در بخش دوم جلسه هم تولد میثم اسحاقی عزیز را جشن میگیریم . در كنگره ٦٠ یكی از مواردی كه بعد از دستور جلسه كمك گنگره و یا مسولیت پذیری یا همان وادی چهارم است كه بیان میشود یكی از مسائلی كه بما آموزش میدهد این است كه بتوانیم خدمت كنیم . انواع و أقسام خدمت ها هست برای اینكه كیفیت سفرم متفاوت شود همه ما میدانیم كه یك مصرف كننده شخص بی نظمی است كه بخاطر عدم تشخیص و تحت تأثیر مواد بودن قدرت تشخیص خود را از دست داده است و حكومت جسم بدست مواد افتاده است و مسولیت پذیری و آموزش پذیری خود را از دست داده و كم رنگ شده است . با ورود به كنگره و نظمی كه بما داده میشود بواسطه جسم كه بحالت تعادل میرسد ، قانونا میبایست یكسری اتفاقات درون ما بیوفتد كه این دقیقا همان حالت آموزش پذیری است كه در كنگره برای ما اتفاق می افتد یعنی من یك آموزشی را گرفتم و این حال خوب را با حسم انتقال میدهم كه در ادامه شخص بعد از رهایی جایگاه استادی را تجربه میكند و یا خدمت های دگری را به دوستان خود میكند آموزشی كه ما میگیریم آموزش مفید است یعنی در یك چارچوب و قواتین خاصی بما داده میشود مثلا آموزش مفید میگیریم كه تفكر ماه سالم شود كه این اتفاق هم همانطور كه در وادی گفته شده است دارد می افتد ایمان سالم ، عمل سالم و حس سالم و ... پس مطمعنا كسی كه آموزش مفید میگیرد بواسطه جسم ، روان ، جهانبینی و برقراری تعادل در این أضلاع ، نظم را در خود احساس میكنیم و این نظم در خانواده هم انتقال پیدا میكند بخاطر همین در خانواده این احساس میشود كسی كه خماری كشیده ، همسفرش نیز با او خماری كشیده است و زمانی  هم كه رها میشود خانواده اش با او رها میشود.

آموزش ها در كنگره بما داده میشود برای اینكه بهتر سفر كنیم و این یك ابزار است و این آموزشها را در هیچ كجا ، نه تلوزیون و نه رسانه و نه از طریق پدر و مادر نمیتوان پیدا كرد .من خودم بواسطه خدمت هایی كه میكردم همیشه حالم و كیفیت سفرم خوب بود .

روان مساوی است با بازیگر بودن یعنی اینكه تماشاچی نباشم و در مسیر كنگره خدمت كنم اگر آموزش مفید گرفته باشم و جسمم درست كار. كند مطمعنا خدمتگذار خوبی خواهم بود  كه این خدمت كاملا روی روان من تأثیر میگذارد و نهایتا میرسیم به جهانبینی و یا تغییر نگاه كه نگاه من به مصرف نكردن مواد مخدر و دیكران تغییر میكند و بواسطه بازیگر بودن نوع نگاه تغییر میكند و یك گوشه نمی نشینم و أفسر ده شوم

در بخش دوم جلسه در ارتباط با سالگرد رهایی میثم عزیز تا آنجا كه یادم هست میثم خیلی بی سروصدا وارد كنگره شد و حال خیلی خرابی داشت و مصرف كننده شیشه ، متادون و تریاك و شیره و نورچیزك و تمچیزك بود و حال خیلی خرابی داشت بعضی وقتها تشنج میكرد و خلاصه شرایط خاصی داشت اگرچه اوایل سفرش را خوب آغاز نكرد ولی در ادامه خواست خود را تقویت كرد و براحتی در مسیر درست قرار گرفت اما وقتی هم كه مسیر قرار گرفت با خواست قوی ادامه داد و بقیه سفرش را خوب به إتمام رساند و با همه مشكلاتی كه داشت چون اطرافیانش همه مصرف كننده بودند و از طرف دیگر پدر ایشان فوت كرد و .. توانست سفر خود را ادامه دهد و نهایتا نیز خدمتگذار خیلی خوبی شد زمانی كه آموزش های لازم را گرفت همه را كاربردی كرد و اینطور شد كه تشنه خدمت كردن شد و كارهای زیادی را برای اینكه حالش بهتر شود انجام داده است - برای میثم آرزوی موفقیت میكنم و  به مادر ایشان نیز تبریك میگویم .


Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه آموزشی، مناسبت ها، گزارش جلسات روزهای پنجشنبه،


اولین سال رهائی مسافر میثم رهجوی آقای علیرضا عیوضی
یکشنبه 5 دی 1395 ساعت 14:59 | نوشته ‌شده به دست استاد معین | ( نظرات )

روز پنجشنبه مورخ 9/10/95 اولین سال رهائی مسافر میثم، 
رهجوی کمک راهنمای محترم آقای علیرضا عیوضی 
را در نمایندگی استادمعین جشن می گیریم. 

این اتفاق زیبا را از طرف تیم وبلاگ نویسان نمایندگی استادمعین تبریک عرض می نمائیم

با احترام 
مسافر احمد شریفیان
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: اطلاعیه ها،


برگزاری جلسه آموزشی راهنمای تازه واردین ...
شنبه 4 دی 1395 ساعت 20:11 | نوشته ‌شده به دست استاد معین | ( نظرات )

بسم الله الرحمن الرحیم

اولین جلسه راهنمای تازه‌واردین با استادی دیده بان علی اشکذری در روز پنجشنبه مورخ 2/10/1395 راس ساعت 13:30 در نمایندگی حسنانی آغاز بکار نمود.


قسمت تازه‌واردین مهم‌ترین قسمت درمان در کنگره 60 است. یکی از قسمت‌های مهم در هر کاری استارت و شروع آن است، اگر شروع درست باشد، می‌تواند انرژی ذخیره و پتانسیلی در انسان به وجود بیاورد که تا آخر او را همراهی کند. انرژی ذخیره چیزی است که ما در قسمت تازه‌واردین، باید برای تازه‌واردین به وجود بیاوریم.

من یک مقدار در مورد اهمیت موضوع توضیح می‌دهم و یک مقدار هم در مورد نحوه برگزاری و یکسری مسائل که با یکدیگر هماهنگ شویم و بتوانیم بهتر این قضیه را برگزار کنیم.

من مسائل را به‌صورت موضوعی نوشته‌ام که می‌خوانم و در مورد آن توضیح می‌دهم.

به قول آقای مهندس روش کنگره، روش بسیار جذابی است. من خودم 28 سال مواد مصرف کردم، ولی بیشترین لذت مصرف مواد را در طول سفرم بردم. به‌شرط اینکه بتوانیم این مسئله را درست به تازه‌واردین ارائه بدهیم.

بیشترین سعی ما این است که بتوانیم این روش را درست انجام بدهیم، اگر زحمتی هم می‌کشیم و به اینجا می‌آییم، به خاطر این است که جذابیت این روش را از دست ندهیم و این روش را درست انجام بدهیم.

همه تلاش ما این است که بتوانیم این قضیه را درست جا بیاندازیم.

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه آموزشی،


چگونه شکرگزاری می کنم ؟ OT
پنجشنبه 11 آذر 1395 ساعت 19:21 | نوشته ‌شده به دست omid aghakhani | ( نظرات )

جلسه دهم از دوره شانزدهم سری كارگاه های آموزشی كنكره ٦٠ با استادی آقای مهدی نیری ، نگهبانی آقای هاشم و دبیری مسافر   محمد راس ساعت ١٧ مورخه ٩٥/٩/١١ آغاز بكار نمود. 
خلاصه سخنان استاد : خداوند را شاكرم كه این فرصت مجددا بمن داده شد كه خدمت كنم و آموزش بگیرم از نگهبان و دبیر متشكرم . در ارتباط با دستور جلسه و موضوع شكر گذاری در آخرین صحبت های آقای مهندس و سی دی انرژی نفس در قسمتی ایشان در قسمتی راجع به خوراك نفس صحبت میكنند و در قسمتی راجع به شكر گذاری می فرمایند كه بحث شكر گذاری یكی از خوراك های نفس است و به نفس ما انرژی می دهد و توأن حركت و زندگی كردن و توأن پیشرفت كردن را بما می دهد و من فكر میكنم واقعا همینطور است در چند سالی كه من در كنگره حضور دارم واقعا هنینطور است در گذشته شاید فقط بصورت لفظی بود و فقط در كلمات خداروشكر میكردم اما آیا اینكه این گونه شكر گذاری من كه در گذشته انجام میدادم صحیح است ؟ و از صمیم قلب می باشد ؟ كه من فكر میكنم برای اینكه واقعا صحیح باشد باید در عمل باشد یعنی در عمل بایستی اثبات كنم آن شكر گذاری را - من عادت داشتم نیمه خالی لیوان را ببینم و هیچوقت نیمه پر لیوان را نمی دیدم و طبق عادت شكر گذاری میكردم . اما وقتی نیمه پر لیوان را ببینیم و داشته ها را ببینیم متوجه میشویم كه باید از صمیم قلب انجام شود چیزی كه خداوند در اختیار ما گذاشته است ، خانواده ، كنگره ، پدر و مادر ،... من باید از خداوند سپاسگذار باشم .
در كنگره خیلی چیزها هست كه در اختیار ما قرار دارد برای آموزش گرفتن ، برای درمان شدن مثل راهنما ، ایجنت ، مرزبان و دوستان خوب همه و همه دست به دست هم میدهند تا یك نفر به رهایی برسد و من واقعا با تمام وجودم این را قبول دارم و احساسش كردم كه همه دست به دست هم دادند تا یك نفر به رهایی برسد .
در جلسه ایی در پارك طالقانی شركت كنتدگان از تمام شعب و نقاط مختلف ایران حضور داشتند ، جناب آقای حكیمی كه در جلسه حضور داشتند موقع صحبت كردن با نگاه كردن به جمعیت فرمود اگر بخواهیم مقدار مسافتی را كه برای حضور به اینجا طی كردید جمع كنیم هزاران كیلومتر خواهد شد كه ما اینجا دور هم جمع شویم تا از مسایل مختلف درمان ، و OT صحبت كنیم و همه دست به دست هم دهیم تا فقط یك نفر به رهایی برسد و این لطف بزرگی است كه خداوند در اختیار من قرار داده است كه واقعا این جای شكر گذاری و سپاسگذارم دارد از تمام كسانی كه این فرصت را فرآهم كردند خالق و مخلوق .
من با تمام وجود احساس كردم اتفاقاتی كه در زندگی من می افتد و مشكلاتم حل میشود و پازل هایی كه در كنار هم زندگی من را می سازد را مدیون كنگره هستم و مدیون خدمت كردن در كنگره .
خدمت دوستانی  كه در حال سفر كردن در كنگره هستند عرض كردم ، عوامل زیادی دست به دست هم می دهد تا سفر كنیم كه یكی از آنها OT است ، شربت OT از نظر من مایه حیات است چیزی است كه اگر نباشد در زندگی ما در سفر اول اختلال و مشكلات بوجود می آید ، خب من چگونه باید از این چیزی كه مایه حیات است قدر دانی كنم ؟ 
مورد دیگر كه باید از آنها شكر گذار باشیم افرادی هستند كه در گذشته باعث تثبیت شدن این دارو و قرار گرفتن در سبد دارویی ما شدند .
كه با مشقت های فراوان از دور ترین نقاط با مراجعه به مركز مطالعات شربت میگرفتند چون اگر آن آدمها كارشان را درست انجام نمی دادند  و درمانشان و فالوآپ هایشان صحیح انجام نمی شد امروز به راحتی در كلینیك های نزدیك محل زندگی ما در اختیارمان  نبود كه این واقعا جای تشكر و سپاس گذاری دارد . 
افراد بسیاری هستند در آكادمی كه برای راحت رسیدن شربت دست ما در حال تلاش هستند و برای ما زحمت میكشند كه ما هم باید با إخلاق كنگره ایی بدون بحث كردن ، مجادله كردن به كلینیك مربوطه مراجعه كنیم و كارمون رو انجام بدهیم .از شما خواهش میكتم اگر قرار است شكر گذاری در این ارتباط انجام زهید از صمیم قلب و بدرستی باشد تا آیندگان به مشكل برخورد نكنند . در آخر از شما خواهش میكتم بدنبال شربت آزاد نروید چون آفت یك سفر أولی شربت آزاد است ، اگر میخواهید سفر خوبی داشته باشید بدنبال خریدن شربت آزاد نروید .
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه آموزشی، گزارش جلسات روزهای پنجشنبه،


رابطه یادگیری با معرکه گیری ( نق زدن حاشیه )
سه شنبه 9 آذر 1395 ساعت 18:58 | نوشته ‌شده به دست omid aghakhani | ( نظرات )

جلسه ششم از دوره هجدهم سری كارگاه های آموزشی كنكره ٦٠ با استادی آقای شهریار دیهمی ، نگهبانی آقای اهورا خدایی و دبیری مسافر محمد راس ساعت ١٧ مؤرخه ٩٥/٩/٩ آغاز بكار نمود. خلاصه سخنان استاد ابتدا تشكر میكنم از آقای اهورا ،آقایان مرزبان و استاد عزیزم آقای شریفیان كه فرصتی را فرآهم كردند تا من در جایگاه استادی خدمت كنم و از شما عزیزان آموزش بگیرم -
راجع به دستور جلسه ، من به صحبتهای روز چهارشنبه آقای مهندس گوش میكردم ایشان فرمودند؛ ما در كنگره ٦٠ تمام دستور جلسات را با توجه به مسایل و نقاط مشترك زندگی انسانها در اجتماع تهیه كردیم مثل دستور جلسه كه چی ! یعنی كه چی من باید خود را درمان كنم برای چه باید اینكار را انجام دهم یا دستور جلسه فضولی كه باعث میشود انسان آسایش خود را از دست دهد و همین دستور جلسه كه معركه گیری است برای من خیلی جالب بود - من روز اول كه آمدم كنگره نیتم این نبود كه درمان شوم و با خود میگفتم میروم اگر موفق شدم كه هیچ در غیر اینصورت اگر كسی از من سؤال كرد چرا نتونستی و مورد بازخواست قرار گرفتم در پاسخ شلوغ میكنم و میگویم آنجا بدرد من نخورد ، آنجا انسان هایی هست كه نمیتوانند به كسی كمك كنند و .... كه البته خداروشكر امروز كه درمان شدم فهمیده ام كه اصلا اینطور نیست وهمه چی به خود انسانها بستگی دارد و هر چی كه بخواهند امكان پذیر است همانطور كه در وادی ها نیز آمده است هیچ كسی به اندازه خویشتن خویش به خودش كمك نمیكند - 
آقای مهندس در ارتباط با معركه گیری بسیار جالب اشاره كردند كسانی كه می آیند و به درمان نمی رسند میگویند آنجا بدرد ما نخورد و شروع میكنند به معركه گیری . 
قسمتی از حس من در مورد معركه گیری در طول سفرم را میگویم ؛ اوایل كه در سفر اول بودم بمن میگفتند كه سی دی گوش كن و من یكبار میگفتم وقت ندارم ، یكبار میگفتم پخش ماشینم خراب است ، یكبار میگفتم در خانه نمیتوانم گوش كنم و در اصل معركه گیری راه می انداختم و واقعیت این نبود و خداروشكر به مرور در كنگره یاد گرفتم كه معركه گیری تكنم و همچنین آموختم  كه وارد معركه گیری دیگران را نیز نشوم . بیش از این وقت شما را نمیگیرم و مایلم از مشاركت شما عزیزان استفاده كنم .
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه آموزشی، گزارش جلسات روزهای سه شنبه،


اولین سال رهائی مسافر حمید رهجوی آقای مجتبی دهقانی
چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت 11:54 | نوشته ‌شده به دست استاد معین | ( نظرات )


جلسه گذشته چهارمین جلسه از دوره سیزدهم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره 60 (مسافران و همسفران) با دستور جلسه وادی دوم و تأثیر آن روی من به استادی راهنما مجتبی دهقانی، نگهبانی مسافر سعید حاج بابائی و نگهبانی پرویز  در مورخه 29/7/95 رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود.

در ضمن در این جلسه اولین سال رهائی مسافر حمید رهجوی آقای مجتبی دهقانی را جشن میگیریم.

در وادی دوم اشاره شده که هیچ کدام از ما بیهوده نیستیم و بیهوده به وجود نیامده ایم. از وادی دوم تا چهارم هرکدام هدفی را دنبال می کنند و آن این است که انسان به جایگاهی برسد که حال خوب و خوشی داشته باشد. در وادی دیگر دانائی هست ولی دانائی هدف نیست، دانایی ابزار است، ابزاری که انسان را به حال خوش می رساند. در تعاریف وادی از واد اول تا وادی عشق (چهاردهم)، در وادی اول تفکر خیلی مهم است، که بدانیم فکر کردن چیست! فکر کردن با تفکر فرق می کند. بهترین مثالثش کار ذره بین است، یعنی تمرکز روی یک نقطه که تمام انرژی را به خود در یک نقطه جذب می کند و خداوند می فرمایند: این کلام مخصوص کسانی است که تفکر می نمایند و این اهمیت و ارزش تفکر است تا بدانیم و آگاه شویم.

با تحرک و تعلق سپس وادی دوم که هیچ موجودی بدون هدف و همینطوری بوجود نیامده است تا انسان به بالاترین حدّ انگیزه و امید برسد و تلاش کند. مصرف کننده و معتاد یعنی نماد و این به این معنی نیست که همۀ اینها مربوط به مصرف کننده مواد است و این حال و روز را دیگران هم با این سوال که برای چه بوجود آمده اند، دارند. تفکر منفی و مثبت دارد. تفکر منفی یعنی اینکه این پرسش در ذهن دیگران هم دیگران بوجود می آید که اینها به چه دردی می خورند و برای چه بوجود آمده اند. این دنیا فقط برای ما انسانهای دانا ـ زیبا ـ پولدار ـ خوش تیپ و هوشیار بوجود آمده. در زنجیرۀ تکامل حیات و چرخۀ آن بدین گونه است که در هستی حتی بدترین حیوانات هم طبق فرمودۀ مهندس با حساب به وجود آمده اند، مثلاً اگر گرگ خونخوار نبود، تمام گوسفندان و آهوان و گوزنها از شدت چاقی مریض و از چرخه خارج می شدند. در این چرخه فقط انسان است که به سبب اختیار از این امر مستثنی گردیده. من خود در دوران مصرف فقط مصرف کننده بودم و هیچگونه اثر مثبتی برای دیگران نداشته و از همه نیز طلبکار بودم.

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: گزارش جلسات روزهای پنجشنبه، تولدها،


وادی دوم و تأثیر آن روی من ....
چهارشنبه 28 مهر 1395 ساعت 16:48 | نوشته ‌شده به دست استاد معین | ( نظرات )

بسمه تعالی

دومین جلسه از دوره پنجاه و هفتم سری کارگاههای آموزش کنگره 60 با دستور جلسه وادی دوم وتأثیر آن روی من در روز چهارشنبه مورخ 98/7/28 به استادی و نگهبانی مهندس و دبیری فاطمه رأس ساعت 11:40 آغاز به کار نمود.

سلام دوستان حسین هستم یک مسافر

امیدوارم حالت همه شما خوب باشد، حال من هم بحمدلله خوب است.

باز رسیدیم به وادی دوم، پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگریست، چهارده وادی که تمام می شود، باز دوباره وادی ها از اول شروع می شود.

ما اگر بخواهیم خوب نگاه کنیم، می بینیم که کل هستی (منظورم کل حیاتی که در کره زمین است)، مثل یک کارخانه می ماند، همینطور دیمی نیست، یعنی تا وقتی کارخانه هست، احتیاج به کار و تولید دارد. این همه انسانها می خواهند خوراک بخورند و احتیاج به غذا دارند، غذا را چه کسی باید درست کند. لوبیا، عدس، گندم، پرورش گوسفند، گاو و مرغ اینها تولید هستند. پس اگر نگاه کنیم می بینیم که کل هستی مثل یک کارخانه است و در این سیستم و کل هستی، هیچ موجودی اجازه ندارد که بدون هدف پا به هستی بگذارد. هر موجودی چه گیاه، چه نبات، چه حیوان، اگر بخواهد پا روی کره زمین بگذارد، باید پذیرش بگیرد و برای گرفتن پذیرش، باید کارش معلوم باشد. هیچ موجودی جهت خوشگزرانی پا به هستی نمی گذارد. حتی گیاهان بیابائی را در نظر بگیرید، آنجا هم آن گیاه کلی خواص و خاصیت دارد. اگر آن گیاهانی که در کویر هستند، نباشند، شن و ماسه کویر، تمام شهرها را به نابودی می کشند.

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه آموزشی، دستورجلسات هفتگی،




 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic